از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • اختصاصی "سینمای ما"؛ مغایرت با شئون اجتماعی ایران، بازیگر را منصرف کرد
    حامد بهداد بازی در فیلم آنگلوپولوس را قبول نکرد

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • نگاه هفته؛ پنج‌شنبه‌ها با علیرضا خوانساری
    تهمت به جای مخالفت‌، توهین به جای نقد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • در ستايش بازي‌هاي ليلا حاتمي و حضور تماشايي هنرمندان زن سينماي ايران در «شيرين»
    هميشه پاي يك زن در ميان است

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • Live Content
  • سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس به عباس بلوندي براي ملكه سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري بهوامير كريمي براي روزهاي زندگي سيمرغ بلورين بهترين تدوين به هايده صفي ياري براي نارنجي پوش
  • 2012-02-12 21:40:41
    0 6
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بازيگر مكمل مرد به اكبر عبدي براي خوابم ميياد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن به يكتا ناصر براي يكي ميخواد باهات حرف بزنه
  • 2012-02-12 21:08:35
    0 32
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد به فرهاد اصلاني براي مجموعه كارها سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به هنگامه قاضياني براي روزهاي زندگي ديپلم افتخار به بهناز جعفري براي تفن همراه رييس جمهور
  • 2012-02-12 21:02:37
    0 37
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: بهترين فيلم: روزهاي زندگي - ضد گلوله بهترين كارگردان: پرويز شيخ طادي براي روزهاي زندگي بهترين فيلمنامه: مصطفي كياني براي ضد گلوله
  • 2012-02-12 20:59:50
    0 24
  • فيلم برگزيده تماشاگران در بخش بين الملل به ملكه اهدا شد
  • 2012-02-12 20:53:18
    0 14
  • بهترين فيلم از نگاه ملي: سيمرغ بلورين معاونت سينمايي به فيلم شور شيرين ساخته جواد اردكاني
  • 2012-02-12 20:49:44
    0 11
  • تنديس ويژه اخلاق و اميد و آگاهي دبير جشنواره براي فيلم در انتظار معجزه به رسول صدرعاملي
  • 2012-02-12 20:47:06
    0 15
  • بهترين فيلم اول: سيمرغ بلورين بهترين فيلم به گيرنده
  • 2012-02-12 20:26:54
    0 22
  • بهترين كارگرداني فيلم اول: لوح تقدير به مانلي شجاعي فر براي ميگرن سيمرغ بلورين به رضا عطاران براي خوابم مياد
  • 2012-02-12 20:12:00
    0 73
  • بهترين فيلمنامه فيلم اول: ديپلم افتخار به نويسندگان فيلم گيرنده
  • 2012-02-12 20:08:01
    0 19
  • بهترين بازيگر مرد بخش فيلم اول: لوح تقدير به ناصر گيتي جاه براي فيلم خوابم مياد ديپلم افتخار به سعيد راد براي فيلم گيرنده
  • 2012-02-12 20:04:33
    0 28
  • بهترين دستاورد هنري و فني: لوح تقدير به روانبخش صادقي براي جلوه هاي يارانه اي فيلمرفيلادلفي لوح تقدير به گروه سازندگان انيميشن تهران 1500
  • 2012-02-12 20:02:53
    0 28
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • پروژه پر بازیگر سینمای ایران در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران
    عوامل فیلم «هیس! دختران فریاد نمی‌زنند» به دادگاه رفتند

  • News
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «برف روی کاجها»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «ملکه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با مهناز افشار را این جا ببینید:
    مهناز افشار از حضور چشمگیر در جشنواره سی ام برای کاربران «سینمای ما » می گوید.
  •  
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • برنامه "پرانتز باز" دوشنبه 17 بهمن ماه
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • موسیقی پایانی فیلم را از اینجا دانلود کنید؛
    دنگ شو با «ضد گلوله» آمد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «من همسرش هستم»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه»
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «پل چوبی»
    دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «چک»
    تو را دعوت می‌کنم که با هم فیلم‌های بی‌نام ببینیم، بی آن که بدانیم «روبربرسون» آن را ساخته یا «قدرت الله صلح میرزایی».
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «آمین خواهیم گفت»
    حرف مشترک دور ماندن انسان‌های معاصر از یکدیگر است
  •  
  • آیین اختتامیه سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر برگزار شد + فهرست کامل برگزیدگان
    داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش» دو جایزه برد/ شیرین یزدان بخش برای «بوسیدن روی ماه» و پریوش نظریه برای «در انتظار معجزه» دیپلم افتخار گرفتند
  •  
  • عکس های محسن هردان از نشست پرحاشیه «بوسیدن روی ماه»
    تشکر اسعدیان از دبیر جشنواره و حمایت از نماینده اسکار و خانه سینما
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ «زندگی خصوصی» ساخته حسین فرحبخش
    فیلمنامه نویس: به شباهت داستان با نمونه‌های شاخصی مانند «شوکران» آگاه بودم/ کارگردان: فیلم من هیچ ربطی به «شوکران» ندارد
  •  
  • مژده به کاربران سایت سینمای ما: با شرکت در مسابقه «پرانتز باز» و «سینمای ما» مهمان سینمای رسانه در برج میلاد شوید؛
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ «ضدگلوله» ساخته مصطفی کیایی
    کارگردان «ضد گلوله» شباهت فیلمش به «لیلی با من است» و سه گانه «اخراجی‌ها» را رد کرد
  •  
  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «بی خداحافظی» با حضور رضا صادقی
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 1472020
    بازديد ديروز: 1138255
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1073778
    بیشترین بازدید در روز ‌پنجشنبه 6 بهمن 1390 : 1035278
    مجموع بازديدها: 363789969

    natije nazarsanji
       
    jorm-redcaroet
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      صحنه هایی از فیلم «پله آخر» (علی مصطفا)
      صحنه هایی از فیلم «بیداری» (فرزاد موتمن)
      صحنه هایی از فیلم «روزهای زندگی» (پرویز شیخ طادی)
      صحنه هایی از فیلم «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی)
      صحنه هایی از فیلم «بیخود و بی جهت» (عبدالرضا کاهانی)

    asrejomeadv
    tablighat











    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
    goldiran
    Main News
     
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود بخش هایی از نشست رسانه ای فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی را اینجا ببینید...
     

    + سکانس هایی از 3 فیلم صدر نشین فهرست کاندیداها را اینجا ببینید

    سینمای ما - کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر اعلام شد:

     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «یک روز دیگر» ساخته (حسن فتحی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    + صحنه هایی از فیلم را اینجا تماشا کنید
    سینمای ما - فیلم سینمایی «روزهای زندگی» ساخته (پرویز شیخ طادی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اسامی کاندیداهای مسابقه فیلم های اول اعلام شدکاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر است:
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «بیخود و بی جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی امروز 20  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از نشست رسانه ای   این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی«در انتظار معجزه» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه»  (رسول صدرعاملی) را اینجا ببینید ...        
     
    + گزارش - تهیه کننده «بیداری» نتوانست توجیه کند؛ توهین کرد
    سینمای ما - فیلم سینمایی«بیداری» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد را اینجا ببینید ...
     
    دو برنده امشب، فردا  20 بهمن مهمان ویژه ی سینمای ما و پرانتزباز در سالن برج میلاد خواهند بود
    سینمای ما - چهار قسمت از برنامه ی رادیویی «پرانتز باز» که به پوشش جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد، تا به حال روی سایت سینمای ما قرار گرفته و قابل شنیدن است. کاربران سایت سینمای ما تا ساعت 12 نیمه شب امشب (19 بهمن) فرصت دارند با پاسخگویی به سوال مسابقه ی این چهار برنامه در بخش کامنت های سایت (پایین لینک برنامه پرانتزباز) در قرعه کشی ویژه ی سایت ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه» را اینجا ببینید ...    
     
    سینمای ما-  نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «خوابم می آد» با حضور رضا عطاران (کارگردان)، مریلا زارعی (بازیگر)، هومن بهمنش (مدیر فیلمبرداری)، نیما حسنی نسب (منتقد) و با اجرای محمود گبرلو در سالن کنفرانس سعدی مرکز همایش ها برگزار شد. در ابتدای نشست رضا عطاران درباره چگونگی ساخت اولین فیلم خود گفت: ابتدا باید از این وضعیت مریض گونه خودم عذرخواهی کنم. من در گوشه ای از سالن به دلیل مریضی خوابم برد. بالاخره زمانی باید فیلم سینمایی ام را می ساختم، پس از تجربیات متعددی که در زمینه تلویزیون داشتم این تجربه باید انجام می شد. سال گذشته فیلمنامه ای از نعمت الله و همسرش...
     
    سینمای ما - فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
     
    سینمای ما-  نمایش و دانلود نشست فیلم «برف روی کاجها»
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «آزمایشگاه» ساخته حمید امجد امشب 19 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم  اینجا ببینید ...
     
    + تا ساعاتی دیگر: فیلم گفتگو اختصاصی دو نفره رضا عطاران و مریلا زارعی در سایت «سینمای ما»

    سینمای ما -
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
     
     
    + صحنه هایی از فیلم «خوابم میاد» و بازی اکبرعبدی در نقش مادر رضا عطاران را اینجا ببینید
    سینمای ما -
    فیلم سینمایی خوابم میاد امروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم را اینجا ببینید ...
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (14 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (120 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (82 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (13 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (89 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (17 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (402 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    گفتگو با منیژه حکمت کارگردان «سه زن»؛
    عاشق «راننده تاکسی‌»ام و «نیویورک، نیویورک»
    عاشق «راننده تاکسی‌»ام و «نیویورک، نیویورک»


    سینمای ما - محمد باغبانی: سينماي ايران ظاهراً به اين سمت مي رود که تعريف فيلم خوب براساس رئاليسم و مساله اتخاذ استناد به واقعيت شکل مي گيرد يعني سينماي فانتزي و فرسنگ ها دور از واقعيت جامعه کم کم دارد از سينماي خوب هم فاصله مي گيرد و سينمايي که به رئاليسم اجتماعي، هر چند محدود مي پردازد، همان سينماي خوب و قابل تحمل است. هر چند که محدوديت ها فراوانند.اين نوع سينما هر چقدر هم که تاريک و تلخ اجتماع را بازسازي کند، اما در عين حال اميدوارانه به نظر مي رسد. برعکس آثار بد اين سال هاي سينماي ايران که هر چقدر هم درباره خوبي ها باشد باز نااميدکننده هستند. فيلم سه زن ساخته منيژه حکمت بي شک جزء دسته اول است. با منيژه حکمت درباره آخرين فيلمش به گفت وگو پرداختيم که در ادامه آن را مي خوانيد.

    ---

    -چرا بين فيلم زندان زنان و سه زن شش، هفت سال فاصله افتاد؟

    آره خب. بعد از زندان زنان چهار سال که به من مجوز نمي دادند، خلاصه آن دوره چهار ساله رفتم مستند «صد سال پارلمان» را کار کنم که مجوز ندادند و ديدم شرايط به گونه يي است که گفتند به اين مجوز نده و خيلي روشن بود. من هم شروع کردم مستندسازي و اتفاق هاي روز را فيلمبرداري کردم. ديدم حداقل با اين بدبختي بزرگي که گرفتارش شديم، در اين نبود حافظه تاريخي حداقل يک چيزهايي با هزينه خودم براي نسل آينده ثبت شود. بعد از آن اين طرح به ذهنم رسيد و دادم به ارشاد پروانه بگيرم. شش ماهي طول کشيد و بعدش ماجراي سيگارفروشي پيش آمد و اين مساله صلاحيت نداري فيلم بسازي و اينها که بالاخره پروانه را گرفتم و بعد شروع کرديم به جور کردن سرمايه و اينکه شرايطي را به وجود بياوريم که بتوانيم فيلم را بسازيم و فيلمنامه کامل شود. 9 ماه هم اين طول کشيد تا سرمايه و فيلمنامه جور شوند و فيلم توليد شد. پارسال عيد مي خواستيم فيلم را اکران کنيم که مجوز نداشت يعني پروانه ندادند. بعد هم تابستان مي خواستيم اکران کنيم که باز هم مجوز نداشت. خلاصه اينکه دو ماه پيش پروانه را گرفتيم و عيد فطر اکران کرديم.

    -البته آن موقع يادم است در مجله دنياي تصوير خبر آمده بود که شما در حال کار روي پروژه اسکندر هستيد و ظاهراً بخشي از کار به عهده شما بوده است.

    بله، آن را کار کرديم. استون ايران را نمي شناخت. مي خواست بيايد ايران. آن مستند را با آقاي مقدم کار کرديم و برايش فرستاديم. مي خواست طبيعت ايران و مسير اسکندر را بشناسد که برايش کار کرديم.

    -خلاصه اين طوري برداشت مي شد که خانم حکمت فعلاً مشغول اين فيلم هاست و فيلم ديگري نمي خواهد بسازد. ايده «سه زن» چه زماني شکل گرفت؟

    ايده سه زن مال همان چهار سال پيش بود، يعني يک نگراني بزرگ در من به وجود آمد؛ يک حسي. نگران اين سرزمين شدم؛ اينکه نکند اين مملکت آسيب ببيند. اين نسلي که هيچ ارتباطي با هم ندارند و اينکه فاصله بين ما فاصله نيست، درگيري است. اين نگراني ها همه بود و اين دغدغه کشف و شهود نسل جوان، بررسي مسائل نسل جوان و بررسي فاصله يي که بين نسل جوان و نسل خودم وجود دارد. يعني يک جور برگشت به عقب؛ ما چه کرديم؟ با اين همه ادعا و تجربه چه کرديم؟ آيا درست رقم زديم؟ آيا درست عمل کرديم؟ آيا نگاه درستي داشتيم؟ حافظه تاريخي در کار بوده؟ ديدم نه متاسفانه هيچ کدام از اينها نيست. با اين دو تا نسل ما طرح اوليه را شروع کرديم که خانم ثميني فيلمنامه نويس ما، مادربزرگ را وارد داستان کرد که به نظرم يکي از نقاط قوت فيلمنامه است و شايد اين سه نسل به واسطه اين حافظه دور و آلزايمر مادربزرگ شکل گرفت. چون گروهي فيلمنامه را مي نوشتيم و سرپرست گروه هم خانم ثميني بود و مسووليت فيلمنامه هم با ايشان بود. آقاي حقيقي بودند، آقاي خرقه پوش بودند؟ تدوينگرکار که از اول با ما بودند و ساختمان کار را پي ريزي کردند و من اعتقاد دارم تدوينگر بايد هميشه باشد. آقاي حقيقي هم به عنوان کسي که مسووليت بخش تبليغات را به عهده داشت و تيتراژ را ساخت، حضور داشتند. خلاصه اينکه به اين شکل اين گروه شروع به کار کرد و شد سه زن.

    -ايده اوليه از خودتان بود؟

    بله، طرح اوليه مال خودم بود.

    -نماي پاياني فيلم «زندان زنان» جايي که زن سينماي حکمت (زن حکمتي) وارد شهر مي شود به نظرم به نوعي در اينجا هم اهميت پيدا مي کند، يعني در سه زن مانند همين نما ناگهان وارد شهر تهران مي شويم. انگار فيلمساز غلفتي ما را وسط شلوغي شهر تهران پرتاب مي کند. اين تصوير در تهران به نظرم مهم ترين مساله فيلم شماست که مخاطب بايد از همان ابتدا خودش را معطوف به آن کند. فکر مي کنم بهتر است از همين جا شروع کنيم. يعني بحث تهران بحثي است کليدي. اين خشونت از کجا مي آيد؟

    بله همين است. من اين متروپوليس را مي خواستم ببينم. اين کاراکتر من که به دنبال گمشده هايش مي گردد و خودش گمشده است، توي اين شهر پيچيده با همه بافت هاي سنتي و مدرن اش يک ملغمه يي است که اصلاً سر درنمي آوريم که چيست که اصلاً هيچ جاي دنيا اين طوري نيست و واقعاً هيچ تعريفي نمي توانيم از شهر تهران بدهيم و اين خشونت در اين شهر از بوق ماشين هايش تا موتورسوارانش تا نوع درگيري هايش، ترافيک هايش اين خشونت را در خودش به همراه دارد. زماني که مي خواستيم شهر را به اين شکلي که هست، نشان دهيم، اول از همه گروه توليد به هرحال ترسيد چون واقعاً فيلم هاي ديگر همه در آپارتمان ها فيلمبرداري مي شوند. مي خواستيم اين متروپوليس ديده شود. بايد همه تعريف هايي که دارد نه به شکل گل درشت بلکه دقيقاً به همان شکلي که هست، اين کار واقعاً سخت بود. از لحاظ توليدي خيلي سخت بود. برنامه ريزي آقاي احمدي و توليد آقاي نجفي کمک کرد اين اتفاق بيفتد چون مثلاً ما همه اش با کاربانت کار مي کرديم و دوست داشتيم همه بخش هاي شهر را ببينيم. المان هاي اين متروپوليس را ببينيم، با بازيگر در دل مردم کار کنيم و مي بينيد مردم عادي در همه جاي فيلم هستند و فضاهايي را ايجاد کرديم که بازيگر بتواند بين مردم باشد. خب اين به کاراکترها و شخصيت و نگاه ما برمي گشت.

    -سامان مقدم کار خيلي خوبي کرده که اين بخش از کار را در آنونس فيلم گذاشته است. به قول مهران رجبي شلوغ ترين جاي جهان اسلام خيلي خوب در فيلم و آنونس به نمايش درآمده. در اين فيلم چطور با بازيگران کار کرديد؟

    ما پيش توليد خوبي داشتيم. جاي دوربين، بازيگر و همه چيز را از قبل مشخص کرديم. يعني عکاسي کرديم. گروه را هم به همين شکل آماده کرديم. من از گروه خيلي شانس آوردم و فقط گروه من نيستند. به نوعي من هم گروه آنها هستم. خيلي با هم هماهنگ هستيم و مي دانند وقتي با من کار مي کنند چه شرايطي حاکم است. خب ما همه چيز را از قبل آماده مي کرديم و طبق برنامه ريزي پلان هايمان را گرفتيم. حتي يک روز هم اضافه نگرفتيم. يعني در چهارراه گلوبندک سه روز فيلمبرداري داشتيم و همان سه روز را هم گرفتيم. بازار هم همين طور. ولي خب تعداد برداشت بيشتر مي شد. اين همه جمعيت، اگر يکي در دوربين نگاه مي کرد دوباره بايد از اول پلان را مي گرفتيم. پس طبيعتاً تعداد پلان ها و برداشت ها بيشتر مي شد. ما خيلي بيشتر از اينها پلان گرفتيم، به خصوص در رفت و آمدهاي خانم کريمي و خانم بوباني در فيلم. با اينکه فکر مي کرديم خيلي سخت است اما اين هماهنگي گروهي جواب داد و ما در آن فضا توانستيم آن چيزي را که مي خواهيم نشان دهيم. فضايي که قابل لمس و باورپذير بود؛ تهران 1387.

    -تهران يکي از شخصيت هاي فيلم شماست. شايد به نوعي يک شخصيت اصلي. البته ساختارهاي شما به گونه يي است که به واسطه مادربزرگ و دختر فيلم از شهر تهران خارج مي شويم اما به نظرم اگر بپذيريم. از جايي به بعد فيلم افت مي کند دليلش دوري و جدايي ناگهاني از تهران است. به خصوص که نيکي کريمي (مادر)، در واقع کسي است که به واسطه او تهران را مي بينيم. او شهر را به ما نشان مي دهد. چرا بيشتر به اين نوع توصيف وابسته نمانديد؟

    به هرحال وقتي مي خواهم تهران را نشان دهم اين کار را مي کنم و هيچ ترسي هم ندارم که از کجا وارد مي شوم. من سال ها تجربه برنامه ريزي و دستياري دارم. مدير توليد بوده ام و اين تيم خوبي که دارم کارم را هم بهتر و راحت تر مي کند. ولي به هرحال فکر کردم همين قدر کافي است چون سه کاراکتر را بايد دنبال کنيم. ولي در همان حد هم به نظرم توانستيم فضا را توليد کنيم و به تصوير بکشيم.

    -البته از طرفي هم اين خروج از تهران با کليشه مرسوم در سينماي ايران حسابي فاصله دارد، يعني از شلوغي بيرون نيامده ايد تا کوه و طبيعت را ستايش کنيد. يعني آنجاها هم مثل تهران هستند.

    هيچ جاي کار من، نه داستان من و نه شيوه توليد به من اجازه اين کار را نمي داد. اين لايه هاي مختلف اين جامعه است. از آن روستايي که هنوز به نوعي عشيره يي هستند تا اين متروپوليس تهران. در همين قصه رئال دلم مي خواست اين لايه ها را ببينم؛ شب هاي تهران، روزهاي تهران، روستا، موقعيت مختلفي که جوانان ما در آن هستند. البته نمي شد به اين وسعت ديد و تفسير کرد. ولي همين که شد اين لايه ها را ببينيم به نظرم کافي نيست. من چندان ستايش نمي کنم. نه اجازه دارم و نه کار من است. من فقط مي خواهم ببينم.

    -به نظرم انتخاب خوبي کرديد که بدون انگشت گذاري و شعار دادن همه چيز را نشان داديد. يعني نگفتيد اين خوبه يا اين بده.

    نه، واقعاً هيچ وقت اين کار را نمي کنم. يعني اين نوع نگاه اصلاً تو سينماي من وجود ندارد. اصلاً اهل نسخه پيچاندن نيستم.

    -از بحث تهران بيرون نياييم. ما در سينمايمان اصلاً تهران نداريم.

    آره نداريم.

    -چرا؟

    سخت است.

    -يعني به جاي اينکه بليت بخري بري تو سينما اگر تو خيابان قدم بزني بيشتر مي بيني تا توي سينما.

    بله دقيقاً. اين يک بخش در بحث فيلم است. من مي ديدم که در اين چهار، پنج سال اخير هيچ چيزي از تهران نمي بينيم. يعني اگر يک روز بخواهيم رجوع کنيم به تهران در فيلم هاي سينمايي مان، که مدعي اند از صد فيلم در سال 80 درصدشان مال تهران است، ما از تهران هيچ چيز نمي بينيم. خب از لحاظ توليد سخته، هزينه بر و الان هم کسي نيازي ندارد. دغدغه کسي نيست. مي شد يک فيلم کمدي راحت ساخت توي چهار تا آپارتمان و يک ويلاي شمال و پول درآوري و ريسک را هم کم کني و خود تو گروه را هم اذيت نکني. چرا چنين دغدغه يي بايد باشد؟ مثل اينکه ما را هم کم کم دارند به اين سمت سوق مي دهند. ولي اگر ماها ادعا مي کنيم که از سينماي اجتماعي مي آييم و نوعي سينماي رئاليسي و نئورئاليستي را دوست داريم، پس بايد در اين جامعه حرکت کنيم. به نظرم از اين منظر، هويتي ديگر وجود ندارد. فيلم هاي اين چند سال را ببين. اينکه همه چيز را بچيني کجا و اينکه دوربينت را بندازي روي دوشت و بري قاطي مردم. خب سخته نمي شود و کسي هم چنين هزينه يي را نمي خواهد بدهد. مثلاً وقتي کاربانت مي بندي، يعني اينکه دوربينت وسط خيابان است، ما همه اش وحشت تصادف داشتيم. موتوري ها و رانندگان اصلاً جلويشان را نگاه نمي کنند. ماشين بازيگر بايد اسکورت مي شد و فضاي واقعي کار هم نبايد از بين مي رفت؛ تازه همه اينها براي يک پلان. نگاتيو را مي گذاري مي رود. تا ماشين اسکورت يا يکي بيايد اين کار ضبط را متوقف کند، يک حلقه نگاتيو تمام شده، آن هم براي يک پلان، تازه اگر جاي پارک گير بيايد. خب کسي نيز نمي رود سراغ اين نوع سينما. ما يک مقدار ديوانه ايم.

    -از اين نوع سينما و اين شکل فيلمسازي اصلاً حمايت نمي شود.

    بله. خيلي بامزه بود. من اين طرح را آن زماني که دنبال پول مي گشتم به شهرداري دادم. گفتم اين فيلم شهري است، آنها گفتند از اين کارها نمي کنيم. بعد سه تا فيلم را شهرداري سرمايه گذاري کرد به عنوان سينماي شهري، فيلم آقاي ميرکريمي، فيلم آقاي مجيدي و فيلم آقاي حاتمي کيا. من مي خواهم اين فيلم ها را ببينم. ببينم در کدام يک از اينها فضاي شهري وجود دارد. با تمام امکاناتي که اين دوستان براي ساخت فيلم دارند و امکاناتي که من براي ساخت فيلم ندارم. من يک ماه و نيم هم معطل شهرداري شدم. هر چند که شهرداري حياط خلوت يکسري از دوستان و آقايان است. اين امکانات نه تنها در ساخت وجود دارد با همان بودجه هاي کلان، بلکه در اکران هم وجود دارد. شما فکرش را بکنيد دارم در نابرابرترين شرايط فيلم را اکران مي کنم. من با آقاي قاليباف نمي توانم رقابت کنم. اصلاً اندازه او نيستم. توان ندارم که رقابت کنم. آقاي قاليباف دو تا فيلم دارند، با تمام امکانات براي توليد و تمام امکانات براي اکران. فيلم هاي آقاي مجيدي و آقاي حاتمي کيا همزمان با ما اکران مي شود، من چه رقابتي مي توانم داشته باشم. از سينما بگيرين تا بيلبوردش. در اکران هم اين شرايط نابرابر بر من حاکم مي شد. من چه بايد بکنم؟ شهرداري به چه حقي با اين بودجه ميلياردي با من بخش خصوصي رقابت مي کند؟ شهرداري تعريف دارد، امکانات براي همه فيلم ها است، نه براي يکسري فيلم و يکسري آدم خاص. خب در اين شرايط نابرابر من واقعاً دستم به کجا بند است. واقعاً 10 تا آدم منصف بيايند اين فيلم ها را ببينند و بگويند کدام يک شهري هستند، کدام شان در بستر شهر حرکت کرده و تهران الان را به نمايش گذاشته. ما توقعي نداريم، عادت کرده ايم ولي حداقل موقع اکران بگذاريد امکانات و شرايط برابر باشد و بين همه تقسيم شود. شما در توليد همه امکانات و پول را مي دهيد. حق داريد. خب دوستان تان هستند و مي خواهيد پوشش بدهيد. ما هم مشکلي نداريم و عادت کرده ايم، ولي موقع اکران اين کار را نکنيد. امکانات شهري براي همه شهروندان است نه براي يک گروه خيلي خاص.

    -مشکلات تان براي اکران فيلم چه بوده است؟

    من هنوز نمي دانم مدير سينماي آزادي با پنج تا سالن مي خواهد فيلم را اکران کند يا نه. مثلاً مدير سينما ملت به شکل توهين آميزي به من گفت حالا ببينيم اگر فيلم تان فروخت ما به شما اکران يا مثلاً سينما مي دهيم.

    -فيلم هم که از عيد فطر اکران شده است.

    بله. اما اين چه طرز برخورد با من تهيه کننده - کارگردان است؟ در اين مملکت داريم کار مي کنيم، دغدغه ها و نگراني هايمان را داريم. در حساب هايمان يک ريال پول وجود ندارد. ما کي بايد ثابت کنيم شهروند درجه سوم نيستيم، فيلمساز اين مملکت هستيم. سابقه مان هم به مراتب از خيلي از اين دوستان نورچشمي بيشتر است. 30 سال است دارم در اين سينما کار مي کنم، چقدر بايد خودم را ثابت کنم. من فيلمسازم و اين حق طبيعي من است که حداقل امکانات را درست در اختيار داشته باشم. از آن طرف سينما فرهنگ هم همين رفتار را مي کند. آقاي شاه حسيني فکر مي کند مالک سينما است. يک طايفه، يک عشيره براي خودش تعريف کرده در بنياد فارابي. سينما فرهنگ انگار جزء مايملکش است و اين خيلي غريب است. با اين فيلم ها رابطه دوستانه دارد. مي گويد همين ها را اکران مي کنم و بقيه را اکران نمي کنم. آقايان، ما فرزندان ناخلف اين مملکت نيستيم. آقاي شاه حسيني شما به چه حقي سينمايي را که مال مردم است و در اختيار بنياد فارابي است اينچنين ناعادلانه تقسيم مي کنيد. (برنامه اکران) پس ما بايد چه کار کنيم. از بخش خصوصي مي آييم، دو سال و نيم است که فيلم مان مانده است. چه در ساختار، چه در کيفيت و چه در قصه فکر نمي کنم چيزي از فيلم آقايان کم داشته باشد. آخر به چه حقي اين طوري حکم مي دهيد؟ پس فيلم ما کجا بايد برود؟ سرمايه ما چطور بايد برگردد. اگر دوست داريد ما برويم زندان، روشن بگوييد. کاري ندارد. خيلي روشن بگوييد که آقا ما مي خواهيم شما را بزنيم زمين. خب ما هم مي خوريم زمين، ما را که زمين زديد. چيز ديگري از ما نمانده است. شما نماينده فرهنگي يک بخش هستيد. يک مسوول فرهنگي هستيد. يک جور پدر خانواده هستيد.

    کجا بايد اينها را بگويم؟ من حتماً يک نامه سرگشاده براي آقاي قاليباف طي هفته آينده خواهم فرستاد. آقاي قاليباف من نمي توانم با شما رقابت کنم. شما بودجه هاي ميلياردي داريد، من هيچ کس نيستم و هيچ چيز ندارم. به همين راحتي.البته از آقايان جعفري جلوه و اربابي بايد تشکر کنم که در اکران فيلم حسابي به ما کمک کردند.

    -ظاهراً اين حمايت دارد به رقابت تبديل مي شود و اين مسير هر چه بيشتر ممکن است فيلمسازان ما را بي انگيزه کند.

    کاملاً دارند سمت و سو به ما مي دهند. آقا برويد همين فيلم هاي کمدي راحت الحلقوم را بسازيد، پنج دقيقه اش هم سانسور شود اتفاقي نمي افتد، هيچ اتفاقي. ملت هم که سرگرم مي شوند و مي روند خانه هايشان. خلاصه اينکه حکمت برو اين را بساز، هيچ اذيت هم نمي شوي، کسي هم به کار کسي کاري ندارد. مهم هم نيست. 20 روزه ما مي توانيم اين فيلم ها را جمع کنيم، بلد هستيم. خوبم بلد هستيم. ولي يک ذره هم وجدان داريم. هيچ چيز که نداريم حداقل شب بتوانيم آسوده بخوابيم. حالا بعد از هشت سال بتوانيم يک فيلم بسازيم و دغدغه هايمان را با ملت تقسيم کنيم.

    -نسبت به زمان گفت وگويي که براي زندان زنان با دنياي تصوير کرديد، الان خيلي خسته تر هستيد. البته من اين را مي گذارم به حساب چيزي که در آنونس فيلم مي گوييد فيلم سه زن را خيلي دوست داريد.

    فکر کنيد با چه شور و اشتياقي مي آييد فيلم را مي سازيد. بعد مي آيند سانسور مي کنند. اينکه فيلم قلع و قمع مي شود، پلان... ببخشيد، اصلاً چي بگويم. توهين به شعور تو است که سکانس اصلاً به چيزي تبديل مي شود که نمي فهمي چيست. حالا مي گويي چارچوب فيلم را حفظ کردم، برويم براي اکران. بعد مي آيند اين طور برخورد مي کنند، خب از ما هم سني گذشته. انرژي نداريم. بعد من از فيلم فاصله مي گيرم. دو سال است فيلم آماده شده است. مثل دوستان نيستم که فيلم هنوز راش هايش دارد چاپ مي شود اکران مي گيرند. فکر کن در اين سن، هشت سال عمرت شده دو تا فيلم. با اين فشار خب آدم عصبي مي شود، کم مي آورد.

    -از افسردگي صحبت کرديد. در فيلم سه زن انگار افسردگي بخشي از ميزانسن نامرئي فيلم است.

    بله، همين طور است. راجع به آدم هاي تنها است ديگر. شخصيت هاي فيلم تنها شده اند. چيزي که در اين فيلم نمي بينيد خنده است. شايد اين به خود من هم برمي گردد. من واقعاً چند سال است که نخنديده ام. اين خيلي وحشتناک است. يک جور تنها هستيم و داريم تنهاتر مي شويم. زندگي جمعي به نوعي دارد فراموش مي شود. هر کدام از ما حتي نسل جوان مان هم اگر شرايط باشد، مي رود يک گوشه دنج براي خودش فراهم مي کند که زندگي اش را بکند. اين تنهايي به هر حال سرانجام خوبي ندارد. فيلم لالايي را هم به همين دليل ساخته ام. احساس کردم به لالايي نياز داريم.

    -چيزي که فيلم نشان مي دهد و اصلاً وجود ندارد، رابطه و مفهوم رابطه است. مادربزرگ که اصلاً با همه چيز خداحافظي مي کند و مي رود. مادر فيلم دنبال رابطه مي گردد اما اصلاً باور نمي کند که وجود دارد. در سکانس رضا کيانيان دقيقاً اين موضوع ديده مي شود. اصلاً باور نمي کند که اين رابطه مي تواند وجود داشته باشد. دختر فيلم هم به شکلي ديگر. با پسر فيلم طوري هم صحبت مي شود که اصلاً رابطه کامل نشود. از هم سوال هايي که رابطه يي را شکل دهد، نمي پرسند. خلاصه اين در همه جاي فيلم هست و چقدر جالب که گرم ترين فصل فيلم به جايي برمي گردد که صحبت پول وسط مي آيد، يعني در فرش فروشي.

    نمي توانيم بگوييم سايه پررنگ کاسبي و ريا وجود ندارد؛ چيزي که حتي روابط را هم تعريف مي کند. نه اين سايه وجود دارد، فرهنگ هيچ وقت دليل اصلي نيست و نبوده و اين نوع نگاه در ايران وجود دارد و نهادينه شده است. من بدون اينکه شعار بدهم در فيلم دارم روابط انسان ها را نشان مي دهم. مرسي که اين را حس کرديد. به هر حال اينها آدم هاي تنهايي هستند که خسته اند و حوصله سرمايه گذاري براي رابطه و در رابطه را ندارند. هر کدام دنياي خودشان را دارند و در آن ايزوله شده اند.

    -يا مثلاً در عکس لبخند شاهرخ فروتنيان به عنوان برادر، معني دارتر است تا زماني که خانم کريمي به ساختمان محل کار او مي رود. انگار نه انگار که دارند با هم صحبت مي کنند.

    اين چيزي که الان وجود دارد را من در هيچ جاي دنيا نمي بينم.

    -اين ايده اصلي فيلمنامه بود يا طي شکل گيري و به خاطر وابستگي شما به رئاليسم اجتماعي شکل گرفت؟

    وقتي فاصله نسل ها را مطرح مي کنيد، نسلي که براي خودش مشکلات خودش را دارد، تعاريف خودش را دارد، از کجا مي آيد، به کجا مي رود و چه نگاهي دارد، مجبوريد اينها را مطرح کنيد. شما بايد درباره همه چيز کامل بحث کنيد. اجازه نداريد راجع به چيزي که نمي شناسيد و نمي فهميد حرف بزنيد، به خصوص راجع به نسل جوان ما. بايد مطالعه و آگاهي داشته باشيد. يک شناخت نسبي لازم است. فضا را بايد بشناسيد. با تمام اينها بايد فيلم تان را بسازيد. کلي تحقيق کرديم و اينها را در فيلم جاري کرديم. انگار خيلي از اين ارزش ها نيست و گم شده است. پس خرد جمعي نيست.

    -در مورد بازيگرها و پروسه انتخاب شدن شان بگوييد.

    همه خوب بودند. به هر کسي که گفتيم خيلي لطف کردند. بعضي ها تنها در يک سکانس بازي کردند با يک حداقلي راضي شدند و از داستان خود فيلم خوش شان آمد و حسابي هم کمک کردند. مثلاً سکانس رضا کيانيان را با خود او نوشتم. بايد ديالوگ ها را درمي آوردم. يا آتيلا به گونه يي ديگر. يا با شاهرخ فروتنيان براي همان يک سکانس ساعت ها بحث مي کرديم. همه آمدند و فيلمنامه را ساختند. پس پسياني تکنوکرات را خيلي سريع مي شناسيد. يا طبقه کيانيان را متوجه مي شويد يا خستگي فروتنيان برج ساز را به خوبي مي فهميد. نسل جوان فيلم ما مثل بابک حميديان هم خيلي کمک کردند. خانم ثميني از بچه هاي دانشگاهش کمک گرفت. آقاي خرقه پوش به شکلي ديگر کمک رساندند و يک گروه براي نسل جوان شکل گرفت. صابر ابر، حميديان و پگاه اينها همگي در ديالوگ هايشان هم کمک کردند و فضا را بازسازي کردند. ادبيات اينها خيلي با من متفاوت است. من خيلي از کلمات اينها را نمي فهمم و من در قبال اين نسل مسوول هستم. بايد از ديد خودشان بسازم. يا مثلاً ستاره پسياني که خيلي خوب نقشش را بازي کرد. باورپذيري برايم بسيار مهم بود و کمک بچه ها جواب داد.

    -اتفاقاً اين ويژگي مثبت فيلم شما است. يعني اين دموکراسي پشت صحنه خيلي نقش دارد تا فيلم واقعي تر شود.

    بله، اسم من تنها مي رود آن بالا، ولي فيلم اصلي مال من تنها نيست. همه تيم درگير مي شوند. داريوش عياري از اول در جريان است. خرقه پوش از همان اول درگير است، آن هم با حداقل دستمزد. ژيلا مهرجويي در شرايطي آمد که کار داشت. با سعيد آهنگراني تمام آن روستاها را ساختيم. ديگر روستايي نداريم. بافت روستايي ديگر نداريم ولي ما باز آنها را ساختيم. پرويز آبنار از اول کار با ما بود. صدابردارهاي ما به اين حجم شلوغي عادت ندارند. چهار تا خيابان را مي بندند و صدا را مي گيرند و چقدر صدا به ما کمک مي کند تا فضاي تهران را درست نشان دهيم.همين کارها است که باعث مي شود فيلم فانتزي و اغراق شده نشود. در واقع ما پشت دوربين يک دغدغه مشترک داريم. پس همه درگير مي شويم و کار را شکل مي دهيم.

    -شما به همراه خانم بخت آور تنها فيلمسازان زن جشن خانه سينما بوديد. کليت جشن را چطور ارزيابي کرديد.

    ببينيد من هم اگر فيلم ام توقيف مي شد خيلي جايزه مي برد.

    -در برلين استقبال از فيلم چطور بود.

    خيلي خوب بود. ما تا آخر 7 فستيوال ديگر هم دعوت داريم. سوال و جواب ها هم بيشتر حول همين تفاوت نسل ها بود و خيلي برايشان عجيب بود که يک دختر ايراني مي تواند اينجوري از شهر بزند بيرون يا يک زن ايراني مي تواند در اين بسترها حرکت کند. خب اين مسائل باورشان نمي شد، مي گفتند ما اين نوع زندگي نيمه مدرن ايراني را نديده بوديم. اتفاقاً اين جور جاها است که به واسطه مخاطب حال شما خوب مي شود و شأن داريد و به آن احترام مي گذارند. برعکس اينجا.

    -جداي بحث فاصله نسل ها يک جوري نشان داديد که انگار اصلاً اينها همديگر را هم نمي شناسند. اين در زندان زنان هم هست. به خصوص در فيلم هاي شما زن ها هستند که نشان مي دهند چقدر همديگر را نمي شناسند.

    مي دانيد حافظه تاريخي نداريم، نسل جوان را نمي شناسيم و هيچ ارتباط و شناختي هم طبعاً در کار نيست. مثلاً در زندان زنان رويا تيموريان زماني به نتايجي مي رسد که خيلي دير شده يا مينو سه زن از يک صندوق قديمي، از لاي خاک، از گذشته اش چيزي مي فهمد يا با رفتن در بين جوانان با پرس وجو کردن است که تازه خيلي چيزها را راجع به دخترش مي فهمد. اين نسل جوان نگاه خودش را دارد و حرکت خودش را مي کند. ما روي آنها و در مسيرش تاثير گذاشتيم. ولي مدام اين فاصله بيشتر مي شود. همه اش داريم براي نسل جوان دستورالعمل صادر مي کنيم. به چه حقي اين کار را مي کنيم. از نوع لباس تا رفت و آمدها يعني چه؟ اين ايزوله کردن نسل جوان يعني چه؟ فقط داريم نسخه مي پيچيم؛ از روشنفکر تا پدر و مادرها. ولي نسل جوان هوشيار است و کار خودش را انجام مي دهد.

    -آنونس سامان مقدم مي تواند براي اکران فيلم برگ برنده باشد. چطور به اين شکل کار کرديد؟

    با آقاي مقدم نمي خواستم مثل همه آنونس ها باشد. گفتم بياييد يک چيز ديگر بسازيم. سامان هم که سرش درد مي کند براي اين کارهاي متفاوت. سامان پيشنهاد داد بگوييم فيلم را نبينيد. خلاصه خودزني کرديم براي اينکه قرار نيست همه چيز شبيه هم باشد. مرسي از سامان که هميشه خوش فکر است. يک روزه فيلمبرداري کرد.

    -آنونس که از تلويزيون پخش نشد.

    نه، آنونس را داديم ولي هنوز جواب نداده اند. البته اين را هم بگويم من يک شانس دارم در اين فيلم و آن آقاي شمسيان است که شريک من هستند و قبلاً هم همکاري داشته ولي هيچ وقت اسمش را نداده ولي اين بار داد. يکي از بهترين ها است. با اعتماد به من 50 درصد از فيلم را شريک شد. از جمله در تبليغات. اگر ايشان نبودند فيلم ساخته نمي شد. ايشان خيلي با اعتقاد کمک کرد؛ از اول تا آخر بدون هيچ چشمداشتي. آدم بيشتر اميدوار مي شود وقتي اينجور دغدغه ها را مي بيند.

    -خيلي ها فکر مي کنند چون فيلمساز زن است پس حتماً مساله فمينيسم مطرح مي شود؛ کليشه يي که در بهترين حالت در حد يک دهن کجي است به نگاه مردم سالارانه و خبري از آن نگاه سوبژکتيو زنانه نيست. خودتان چقدر فکر مي کنيد به فمينيسم الان نزديک هستيد.

    اصلاً دغدغه من نيست. خيلي رک بگويم که اصلاً نمي شناسم. نگاه من تفکيک شده نيست، اينکه دو تا فيلم زنانه شده براي خودم هم جذاب است. شايد زنانه کار کرده ام ولي نگاه حاکم زنانه به مجموعه فيلم ها نداشته ام. من نگاه فمينيستي را ندارم و مدعي اش هم نيستم.

    -يکي از بي هويت ترين شخصيت هاي فيلم شما فرش است. خب حتي پوستر فيلم را هم مثل فرش درآورديد. اين چه جايگاهي در متن فيلم دارد؟

    شايد يک نماد يا بخشي از زندگي ايراني است. فرش ايراني تاريخش با ايران يکي است. همان طور که ايران آمده جلو فرش هم همسو با آن بوده. آينه هم بوده اند. به هر حال اين فرش با زندگي ما عجين شده و حضوري چشمگير و غير قابل انکار دارد. مي تواند نمادي از هويت ايراني باشد؛ هويتي که در فيلم به نوعي به آن مي پردازيم.

    -به هر حال باز شما به شکلي مستندگونه فرش را هم نشان داديد و روي نگاه و درک مخاطب تان نسبت به فرش حساب کرديد. نه تبليغ کرديد و نه ضدتبليغ. دقيقاً همان چيزي که هست، به تصوير درآمده. بگويم همين است که شده جالب است که در پروژه فرش ايراني حضور نداشتيد.

    بله، ديگر ما را اينجور جاها راه نمي دهند.

    -خب چه فيلم ايراني اخيراً ديده ايد؟

    اتوبوس شب را ديدم. من اصلاً فيلم سياه، سفيد را دوست دارم و بازي شکيبايي را خيلي دوست داشتم. اخيراً ديگر چيزي نديده ام.

    -از فيلم هاي خارجي چي؟

    چه حالي کردم دوباره پدرخوانده ها را ديدم. نيويورک، نيويورک را ديدم. راننده تاکسي را ديدم. سينماي مورد علاقه من مال همان دوره است. (دهه هاي 50 ، 60 و 70 ميلادي) جوليا را ديدم. هنوز همان حس قديم را داشت. دسيکا را دارم دوره مي کنم. تروفو را دوره مي کنم.

    -و خدا پدر دي وي دي را بيامرزد.

    واقعاً خدا پدر دي وي دي را بيامرزد. خسته از تمام شرايط يک فيلم مي گذاريد و معجزه مي شود. انرژي مي گيريد و به آن کارگردان درود مي فرستيد.

    -اگر بخواهيد به يکي از عوامل فيلم ها جايزه بدهيد چه کسي را انتخاب مي کنيد؟

    مصطفي خرقه پوش، چون خيلي نگران کار است. ولي واقعاً همه همين طور هستند. مصطفي يک جوري نگران است. انگار فيلم مال خودش است. دعوا مي کند. وارد بحث مي شود و حضورش را دوست دارم و فيلم را آخر سر مي دهم دستش و مي روم کنار. به خصوص اين فيلم بايد برمي خورد، يعني در مونتاژ واقعاً شکل مي گرفت و کار مونتاژ خيلي سخت است. خرقه پوش تا آخرين لحظه حضور دارد. کمتر کسي در سينماي ايران مثل اوست.


    منبع خبر : ضمیمه اعتماد
    سه شنبه,16 مهر 1387 - 4:2:9

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو

    نظرات

    محمدرضا
    سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 8:10
    -2
    موافقم مخالفم
     

    نمي‌دانم چه تصويري مي‌تواند يك همچنين فيلمي روي ذهن تماشاگر داشته باشد؟ من كه هر چه فكر مي‌كنم مي‌بينم كه دو زن هيچ شباهتي به سه‌زن خانم كارگردان نداشت. كاش فيلمي ساخته بشه كه تماشاگر بعد از بيرون آمدن از سالن سينما به خودش بدو بيرا نگه كه اين آخرين باري بود كه رفتم سينما. خيلي ضعيف بود و همينطور بي‌محتوا.

    اين فيلم را با فيلم ميناي شهر خاموش مقايسه كنيد. همه چيز دستتان خواهد آمد.

    محسن
    سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 11:33
    -4
    موافقم مخالفم
     

    سه زن فیلم بسیار زیبا و خوبی بود و متعلق به سینمای ملی ایران


    سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 17:55
    10
    موافقم مخالفم
     

    آقای محمدرضا! دوزن را خانم میلانی ساخته بودند!

    فرناز
    سه‌شنبه 16 مهر 1387 - 23:53
    3
    موافقم مخالفم
     

    همینکه در این شرایط سخت و نبودن آزادی بیان برای وسایل ارتباط جمعی کسانی هستند که برای فرهنگ ارزش قائلند مایه امیدواری است

    پیروز باشید

    فرناز

    سینا دانشجوی سینما
    چهارشنبه 17 مهر 1387 - 0:56
    3
    موافقم مخالفم
     

    خانم حکمت فکر کردن اگه کارشون ظاهری غم بار داشته باشه فیلمی روشنفکرانه به حساب میاد بهشون توصیه می کنم فیلم دایره زنگی رو حتما ببینن و بفهمن که در قالب یک کار طنز نیز می شود ده ها برابر کار ایشون حرف زد و در عین حال تماشاگر رو غرق لذت کرد

    محمدرضا
    چهارشنبه 17 مهر 1387 - 12:0
    -5
    موافقم مخالفم
     

    در جواب دوست عزيزي كه گفته بودند كه دو زن را خانم ميلاني ساخته بودند بگويم كه مي‌دانم كه دو زن را كي ساخته بود، منظورم فيلمنامه و ساختار روايي فيلم بود كه در مقابل فيلم دو زن فوق‌العاده ضعيف بود. كمي فيلمنامه بخوانيد بد نيست.

    پیمان
    چهارشنبه 17 مهر 1387 - 12:9
    -2
    موافقم مخالفم
     

    فقط همینش باهاله که منیژه حکمت هم عشق فیلمهای استاد اسکورسیسی هست...

    ایول به خانم حکمت!!!!!

    نیکزاد
    شنبه 20 مهر 1387 - 23:51
    1
    موافقم مخالفم
     

    من که از فیلم خوشم اومد.

    دست خانم حکمت درد نکنه.

    در جواب آقای سینا هم باید بگم چه اصراریه همه کمدی بسازند؟

    مگه فیلمسازان بزرگ دنیا همه کمدی ساز بودند؟

    دوستان عزیز لطف کنند فرمول برای سینما نپیچند!

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات