سينمای ما - میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!
جمعه 15 آذر 1387 - 19:24
اخبار:      • دومین یادداشت امیر قادری برای ستون جدیدش در روزنامه «فرهنگ آشتی»؛ / شهر امن و امان و البته کمی هم بی‌مزه است/حالا فقط خداداد عزیزی برای‌مان مانده      • به دنبال مجوز نگرفتن کنسرت مهران مدیری، سایت «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / مدیر برنامه‌های گروه دارکوب: نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاد، هم مجوز اماکن را داشتیم و هم حراست ارشاد را      • امیر کاظمی انیمیشن بازی می‌کند؛ / فیلم برداری سریال «همه بچه های من» مرضیه برومند از نیمه گذشت      • یک حرکت پروفشنال؛ / لوکيشن‌هاي "خيلي دور، خيلي نزديک" جاذبه گردشگري مي‌شود      • محمدعلی سپانلو درباره علی حاتمی به مناسبت سالگرد درگذشت‌اش؛ / جوانی بود سبک روح      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
هیلاری سوانک «ساکن» می‌شود
بازلورمن برای «استرالیا» تقدیر می‌شود
«شوالیه تاریکی» در صدر 100 فیلم برتر سال 2008 تایمز
«کنگ فو پاندا» نامزد 16 جایزه شد، از «وال-ای» هم بیشتر
نامزدهای جایزه اسپیریت (اسکار مستقل‌ها) اعلام شد
مستقل‌های انگلیسی‌ «میلیونر اسلمداگ» و كارگردانش را برگزیدند
شایعاتی درباره فیلم زندگینامه یان فلمینگ: دی‌کاپریو حتما، ران هاوارد شاید
شایا لابوف و «همدست»اش
تهیه‌کنندگان به بازیگران نامه دادند: اعتصاب به ضرر شماست
گیلرمو دل‌ترو «هابیت»اش را 370 روزه تمام می‌کند
بالاخره اسکاری‌ها اکران می‌شوند
پدرخوانده هندی سوم هم با آمیتاب باچان ساخته می‌شود


آتش سبز


  (23 رأي)

کارگردان:
محمدرضا اصلانی
-------------------------------------
خواستگار محترم


  (8 رأي)

کارگردان:
داود موثقي
-------------------------------------
دلداده


  (72 رأي)

کارگردان:
قدرت الله صلح میرزایی
-------------------------------------
چار چنگولی


  (16 رأي)

کارگردان:
سعید سهیلی
-------------------------------------
محیا


  (124 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش «جهان» از دلایل توقیف «نسل جادویی»؛ / هدیه تهرانی نمی‌تواند آن سوی دیوار را ببیند. این معجزه است...
 گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 عکس‌های تنهایی؛ / نمایشگاه عکس رضا کیانیان ...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...
 حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 به گفته سازندگانش، اين فيلم نسل اول و نسل سوم انقلاب را مورد قياس قرار داده است / «موج سوم» (آرش سجادي‌حسيني) با بازی حامد بهداد و مهرداد صدیقیان در جشنواره فجر...
 علاقه‌مندان سینما خوشحال باشند؛ / ماهنامه دنیای تصویر یک بار دیگر مجوز انتشار گرفت...
 یادداشت مسعود ده‌نمکی درباره ابراهیم حاتمی‌کیا؛ / او از میدان به در نمی‌رود...
 در جستجوی پاسخی بر یک سوال؛ / آیا فیلمبرداری فیلم «یک بوس کوچولو» به آرامگاه کوروش آسیب رسانده است؟...



گزارش
 به دنبال مجوز نگرفتن کنسرت مهران مدیری، سایت «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / مدیر برنامه‌های گروه دارکوب: نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاد، هم مجوز اماکن را داشتیم و هم حراست ارشاد را...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...

آرشيو...



میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛
«اتفاقا خیلی هم خوب بود»!
«اتفاقا خیلی هم خوب بود»!


سینمای ما - در دهه اخير که مجموعه هاي مناسبتي يکي از پرمخاطب ترين توليدات سيما محسوب مي شود، هر ساله با نگاه هاي تازه يي به اين مقوله مواجه مي شويم. اما امسال خصيصه مجموعه هاي تلويزيوني به بهانه ماه رمضان سردرگمي مخاطب در برقراري ارتباط با آنها بود که در اين ميان مجموعه «مثل هيچ کس» که روي آنتن شبکه دوم سيما مي رفت يک استثنا محسوب مي شود. مثل هيچ کس با برنامه ريزي نوشته شد، به موقع کليد خورد و تصويربرداري آن قبل از ماه رمضان به پايان رسيد. به همين دليل هيچ نشاني از شتابزدگي در آن نبود. بي مناسبت نيست تا قبل از اينکه به بررسي و گفت وگو پيرامون اين مجموعه بپردازيم، به اين نکته هم اشاره کنيم که امسال مخاطبان مجموعه هاي ويژه رمضان، برنامه زندگي شان را مثل سال هاي گذشته با آن تنظيم نمي کردند و اگر از ديدن قسمتي هم غافل مي شدند، خيلي غبطه نمي خوردند و اين مي تواند زنگ خطري باشد تا سازمان در آينده با برنامه ريزي بهتر و انتخاب هاي مناسب تر و از سوي ديگر برنامه سازان هم با کارهايي قابل قبول تر به اين مقوله بپردازند. زماني که از ساخت مجموعه نه چندان مناسبتي «داداشي» در گروه فيلم و سريال شبکه دوم سيما آگاه شديم، حضور تهيه کننده خوش سابقه يي چون «محمدعلي اسلامي»، نويسنده کاربلدي چون «علي اکبر محلوجيان»، کارگردان معتبري چون «عبدالحسين برزيده» و بازيگر توانايي چون «حسين ياري» در نقش داداشي در کنار عوامل خوب ديگر اين نويد را مي داد که به انتظار ديدن مجموعه خوبي باشيم و گرچه امسال رقابت قابل ملاحظه يي بين سريال هاي ماه رمضان ديده نشد، اما استقبال مخاطبان از اين سريال بيانگر آن است که اشتباه نمي کرديم. يکي از ويژگي هايي که در اين مجموعه مرا نيز کنجکاو کرده بود تا از آن غافل نباشم حضور «عبدالحسين برزيده» به عنوان کارگردان اين پروژه بود که با ژانر تخصصي او فاصله زيادي داشت. گرچه به رغم اينکه دو ژانر «دفاع مقدس» و «ملودرام»هاي اجتماعي که رنگ و بوي سنتي هم دارد به نظر کاملاً متمايز مي آيند اما در يک مورد اساسي و مهم با هم مشترکند و آن اينکه نسل امروز با هر دو ژانر فاصله گرفته اند و پرداختن صحيح به آن، که بتواند راه آشتي ميان اين نسل سرکش و تنوع طلب و آن تاريخ و فرهنگ را هموار کند، وظيفه خطير و پرمسووليتي است. کنجکاوي ديگر من نويسنده اين مجموعه «علي اکبر محلوجيان» بود. محلوجيان يکي از نويسندگان بزرگي است که بسيار ملموس فرهنگ، آيين و رسوم ايراني را مي شناسد، اصول فيلمنامه نويسي را بلد است، فراز و فرودهاي يک قصه پرکشش را مي داند و به خوبي مي تواند نبض مخاطب را در دست بگيرد و تنها موردي که مي توان از آن انتقاد کرد پايان بعضي از قصه هاي اوست که قانع کننده نيست. براي مثال در مجموعه «پدرسالار» به نظر مي رسد سکانس پاياني جا مانده؛ سکانسي که بيانگر اين باشد که نه سفره بلندبالا، نه حضور فيزيکي همه اعضاي خانواده و نه کليد خانه هايي که در دست ها برق مي زند هيچ يک پايان اين قصه نيست و همه حرمت ها و خوشبختي ها، يکدلي ها و يکرنگي ها با آن خانه قديمي فروخته شده است يا در قصه ديگر محلوجيان يعني «زيرتيغ»، دوباره اين کاستي حس مي شد و باز هم به دنبال يک سکانس پاياني بوديم تا نشان دهد اين دو دست که يکديگر را به سختي مي فشارند، نمي توانند ذره يي از فشاري که روي قلب ها است، بکاهند. اما مثل هيچ کس دين اين دو را هم ادا کرد و با پايان استادانه خود بار کاستي دو سريال يادشده را نيز به دوش کشيد. نماز جماعت خانواده يي که مي دانند در اين دلشکستگي ها فقط مي توان به خدا پناه برد تا شايد پل هاي خراب شده پشت سر را دوباره از نو بسازد و جمله بسيار زيبايي که در ديالوگ هاي پاياني از زبان عموعلي (پرويز پورحسيني) مي شنويم؛
«مي توانست از اين هم بدتر شود و خداوند هميشه جاي شکرش را باقي مي گذارد.»

---

اواسط ماه رمضان، اواخر شهريورماه براي هماهنگي يک ميزگرد با محمدعلي اسلامي تهيه کننده مثل هيچ کس تماس گرفتم، پذيرفتند به شرط اينکه پس از اتمام سريال باشد. نگران بودم قصه به گونه يي تمام شود که براي گفت وگو دلسرد شوم، اما اين طور نشد و پايان هنرمندانه و استقبال مردم از سريال موجب شد گپ دوستانه يي داشته باشيم؛ گفت وگويي با «محمدعلي اسلامي» تهيه کننده، «علي اکبر محلوجيان» نويسنده و «عبدالحسين برزيده» کارگردان سريال مثال هيچ کس.

---

-اولين موردي که خيلي هم حائز اهميت نيست اما از آن زياد گفته شده، عنوان اين مجموعه و تغيير آن است که بهانه يي است تا من هم به نکته يي اشاره کنم. به نظر شما در يک ملودرام که دستمايه و رنگ و بوي سنتي دارد، همه چيز، حتي عنوان هم نبايد از همين جنس باشد. مثل «پدرسالار»، «زيرتيغ»، «رسم عاشقي» يا حتي «دادادشي». آيا ترکيب «مثل هيچ کس» که عنوان يک شعر نو است مدرن تر از آن نيست که تناسبي با اين قصه داشته باشد. مصداق کلام من همين است که مخاطبان سريال را با نام «داداشي» مي شناسند.

اسلامي؛ من هم همين عقيده را دارم و عنوان داداشي را مناسب مي دانستم اما نظر بر اين بود که عنوان تغيير کند و با توجه به فرصت اندکي که داشتيم، ليستي ارائه شد که در اين بين «مثل هيچ کس» بامعناتر بود و با فضاي کار مناسب تر مي نمود.

-سوژه هايي که بتواند گوشه يي از فرهنگ و سنت ما را به تصوير بکشد بسيار قابل تامل است اما به شرط آنکه خوب پرداخته شود. سنت هايي که ديگر از آنها فقط چند لاله قديمي، آينه نقره يا احياناً يک جو مردانگي و انگاره باقي مانده که در حال حاضر به عنوان عتيقه زينت زندگي هاي لوکس شده است. نظر شما چيست؟

اسلامي؛ من براي فرهنگ و سنت هاي اصيل احترام خاصي قائلم و معتقدم با همين پشتوانه هاي فرهنگي و سنت هاي شايسته قادر به رشد و تکامل هستيم و سعي مي کنم باز هم در همين فضاها کار کنم. تلاش من اين است که حق مطلب را به طور شايسته يي به جا آورم، هر چند در شرايطي هستيم که به تعبير شما اين سنت ها کمرنگ شده است.

-چرا زماني که مي خواهيم يک زندگي سنتي را نشان دهيم بيشتر از فضاي شب استفاده مي کنيم و معمولاً تصويرها شارپ نيست. اين را از آن جهت مي پرسم که خيلي از مخاطبان با رنگ و روي تصويرها مشکل داشتند و عقيده شان اين بود که لزومي ندارد براي نشان دادن «قدمت ها» از «کهنگي» وام گرفت.

اسلامي؛ اين سوال را آقاي برزيده جواب خواهند داد. اما مختصراً خدمت شما و مردم عرض مي کنم هيچ گونه تغييري در نورپردازي يا ايجاد کهنگي در تصاوير صورت نگرفته و تنها براي زيباتر شدن رنگ ها از فيلتر مخصوص استفاده شده که فکر مي کنم به مراتب تصاوير را زيباتر کرده است.

برزيده؛ در حقيقت ما پيرو صحبتي که با طراح صحنه خانم «گلزار» داشتيم به اين نتيجه رسيديم که با توجه به اينکه ويدئورنگ ها را چند برابر شارپ تر و حتي غيرطبيعي نشان مي دهد از رنگ هايي که اين مشکل را کمتر ايجاد مي کنند، استفاده کنيم. حتي در انتخاب رنگ هاي لباس، گريم، دکور، صحنه و رنگ زمينه لوکيشن. اين ممکن است که بيننده به رنگ هاي شارپ به خصوص در تلويزيون که متريالش ويدئو است عادت کرده است اما فکر مي کنم با توجه به برآيندش همين موجب شده بود فضاي ما واقعي تر باشد.
البته مي پذيرم بعضي از صحنه هاي شب ها تاريک تر از حد معمول بود. اين را هم اضافه کنم که ما فکر مي کرديم تصاوير در پخش چند پرده روشن تر مي شود ولي از آنجا که اين بار شرايط استانداردي داشت، دقيقاً به همان صورت پخش مي شد.

-اصولاً از دو منظر مي توان کار يک کارگردان را محک زد. يکي از نظر تکنيکي، اينکه ميزانسن، دکوپاژ، کات ها و شات ها به چه گونه است که خيلي تخصصي است و ديگر اينکه تصوير و شخصيت ها تا چه اندازه به متن وفادار و با نگاه نويسنده همراه بوده است؛ همراهي که مي تواند موجب خوش ساختي يک اثر شود. در «مثل هيچ کس» تا چه اندازه اين رابطه متقابل وجود داشت؟

برزيده؛ فيلمنامه نوع برخورد کارگردان با کار را مشخص مي کند. از جنس بازي بازيگر گرفته تا نوع فيلمبرداري و... به نظر من هرچه ذهنيت کارگردان و نويسنده به هم نزديک تر باشد، نتيجه بهتري حاصل مي شود. من اين شانس را نداشتم که حتي موقعيتي پيش بيايد تا يک بار با آقاي محلوجيان در رابطه با فيلمنامه صحبت کنم اما آقاي اسلامي که کاملاً در جريان فيلمنامه بودند به من کمک مي کردند و اگر حذف يا تعديلي در نظر گرفته مي شد از طريق ايشان از آقاي محلوجيان اجازه مي گرفتيم.

محلوجيان؛ همان طور که گفته شد متاسفانه در زمان فيلمبرداري شرايط طوري بود که نتوانستم در خدمت آقاي برزيده باشم ولي از آنجا که با آقاي اسلامي نزديکي فکري زيادي داشتم مطمئن بودم اگر نکته مبهمي در کار باشد آقاي اسلامي مي تواند برطرف کند.

-يک سکانس مشترک در «پدرسالار» و «مثل هيچ کس» وجود دارد که بچه ها پشت در بخش آي سي يو بيمارستان نگران ايستاده اند. اين سکانس در پدرسالار بسيار تاثيرگذار و در مثل هيچ کس کمرنگ و زودگذر است. از آنجا که نويسنده هر دو سکانس يکي است، قاعدتاً بايد دليل باورپذير نبودن اين سکانس و اصولاً سکانس هاي عاطفي «مثل هيچ کس» را از آقاي برزيده بپرسيم. من پرسشم را اين طور مطرح مي کنم که به نظر مي رسد صحنه هايي که بار عاطفي زيادي دارند خيلي پراحساس درنيامده است؛ حتي برخورد خانواده با مرگ بي بي.

برزيده؛ صحبت شما عجيب است چرا که من همه بازخوردهايي که داشتم دقيقاً عکس اين بود و عقيده داشتند خيلي تحت تاثير لحظات عاطفي کار قرار گرفته اند. به نظر خود من هم صحنه هاي حسي و عاطفي خيلي خوب از کار درآمده و اين نه تنها مرهون من يا آقاي محلوجيان بلکه به بازي خوب بازيگران و ديگر عواملي که صحنه را خلق کردند نيز برمي گردد. مثلاً در صحنه مرگ بي بي فکر مي کردم يک پسري مثل داداشي که تا اين اندازه به مادرش علاقه مند است و او را سنگ صبور، پشتوانه و جانشين پدر مي داند، چطور بايد برخورد کند و با آن حرکتي که دوربين دور آقاي ياري داشت و چرخي که او دور خودش و درخت بيدي که يادآور بي بي بود، مي زد، توانستيم تمام احساس، آشفتگي، نگراني و غم او را نشان دهيم.

-اما عکس العمل بقيه خانواده در رابطه با مرگ بي بي خيلي گذرا بود.

يکي از مشکلات اجرايي که در حقيقت حسن کار بود، اينکه طبق خصوصيات، اين نوع خانواده هاي سنتي پرجمعيت بودند و مجالي براي پرداختن به همه آنها نبود.

-درباره بازي بازيگران چه نظري داريد،به نظر شما انتخاب ها مناسب بود؟

برزيده؛ خيلي راضي بودم. هم ارتباط خوبي با هم داشتيم و هم بازي ها خوب بود و حتي گاهي در اضافه شدن و خلق صحنه ها به من کمک مي کردند.

-اجازه مي دهيد با شما مخالفت کنم. به نظر من بازي هنرمندان مرد مثل هيچ کس بسيار عالي بود و انتخاب ها خيلي حساب شده و دقيق، اما در مورد بازيگران زن به جز خانم «نفيسه روشن» و «مرضيه لشکري» بقيه از جنس اين کار نبودند. مثلاً با همه احترامي که براي خانم پروانه معصومي قائل هستم و به ايشان تعصب دارم اما پروانه معصومي ستاره فيلم «رگبار» است. با درخششي از قبل از انقلاب تا حالا. چهره، فيزيک، طرز بيان، لحن صدا و حتي حرکات او هيچ سنخيتي با «بي بي» ندارد. حتي زمينه ذهني ما هم از او «بي بي» نيست و اين در مورد «آتنه فقيه نصيري» هم صدق مي کند. فکر مي کنم بازيگران مرد «مثل هيچ کس» مجبور بودند براي باورپذير شدن صحنه ها انرژي زيادي صرف کنند. به همين دليل صحنه هاي «مردانه» بسيار قوي تر بود. مثلاً خود من به شخصه اصلاً با عشق داداشي و نرگس ارتباط برقرار نکردم. شايد هم شخصيت پردازي اين مجموعه در مورد خانم ها کمرنگ بوده و اين مي تواند از آنجا نشات بگيرد که شما يک کارگردان ژانر جنگي هستيد، با شخصيت پردازي آقايان بيشتر مانوسيد و به خانم ها کمتر مي پردازيد.

برزيده؛ (مي خندد) اصلاً اين طور نيست. اولاً من شش تا خواهر دارم. همسرم و دو دختري که دارم موجب شده روحيات خانم ها را خيلي خوب بشناسم و از نظر تخصصي هم تفاوت چنداني بين بازي گرفتن از يک بازيگر مرد و يک بازيگر زن نمي بينم. من خودم بازي خانم پروانه معصومي را در مثل هيچ کس خيلي دوست دارم. چرا شما فکر مي کنيد شخصيت بي بي قرار بوده يک شخصيت بي کلاس باشد. اتفاقاً ما مي خواستيم بي بي يک زن متشخص و باپرستيژ باشد و من خيلي دوست داشتم به خلوت بي بي و داداشي بيشتر مي پرداختم.

-اگر مي خواستيد دوباره «مثل هيچ کس» را از اول شروع کنيد چه تغييراتي در آن مي داديد؟

اسلامي؛ از کار بسيار راضي هستم اما شايد در پرداختن به شخصيت داداشي، بي بي و نرگس تغييراتي ايجاد مي کردم.

-شما چطور آقاي برزيده؟

فکر مي کنم به رابطه بي بي و دادشي بيشتر مي پرداختم، البته به کمک نويسنده داستان چرا که فکر مي کنم رابطه بين بي بي و داداشي رابطه خاص و ويژه يي بود که مي توانست جذاب تر و دوست داشتني تر باشد.

-و شما آقاي محلوجليان؟

اول از همه يک بار ديگر از باي «بسم» تا تاي «تمت» فيلمنامه را از نو مي نوشتم. «داداشي» را کمي زميني تر مي کردم. ديالوگ ها را صيقل مي دادم. يک صيقل کشي درست و حسابي به سر تا پاي تمام شخصيت ها کمک مي کرد تا آدم ها تراش بهتري بخورند.

-در سريال مثل هيچ کس، بيشتر از اينکه روابط خانوادگي و پرداختن به آن توجهم را جلب کند، رابطه بين کسبه، حمايت ها، پشت پا زدن ها و... برايم جالب بود و به نظرم يکي از نقاط قوت و تازه فيلمنامه است.

محلوجيان؛ بخشي از طرح و توطئه هاي داستان در محيط کار برادرها شکل مي گرفت. بنابراين بايد به شکلي ملموس به آن پرداخته مي شد. ماجراي «تريکوبافي» و «سيداسماعيل» جزيي از خاطرات دوران نوجواني من بود. فکر کردم بستر مناسبي براي کار است؛ در بازار داغ رقابتي که فکر مي کنم هنوز هم وجود دارد و در پاساژها شاهد آن هستيم.

-اين تجربه جديد چطور بود؟ باز هم سراغ اين ژانر مي رويد چرا که کارگردان هايي نظير شما اگر تغيير ژانر دهند معمولاً کمدي است، که اين هم مي تواند يک نوع واکنش باشد به اينکه بعضي ها قدر سينماي دفاع مقدس و کساني را که در اين زمينه کار کرده اند ندانسته اند.

برزيده؛ به نظر من اين شخصيت ها در مثل هيچ کس خيلي از جنس آدم هاي جنگ بودند. به خصوص شرايط روحي، رواني شان و اعتقادات و مناسبات شان و مهم تر اينکه هر جا که ما بتوانيم حرفي بزنيم که آن را قبول داشته باشيم جاي ما همان جاست و اين مي تواند در هر ژانري قرار بگيرد.

-بازي خوب پرويز پورحسيني يا اصغر همت و حسين ياري جاي ترديد نداشته و ندارد، اما جواد عزتي، حميد ابراهيمي، رامين راستاد و عباس اميري هم در اين سريال فوق العاده بودند. در موردشان صحبت مي کنيد؟ همچنين بازي خوب نفيسه روشن و خانم لشکري که شخصيت عمه خانم را بازي مي کرد و برخلاف نقش کوتاهش بسيار خوب ظاهر شدند.

اسلامي؛ در سريال زير تيغ متوجه توانايي هاي «رامين راستاد» شدم به همين دليل هنگام نگارش متن «مثل هيچ کس» انتخاب اول و آخرم براي نقش «کاظم» رامين راستاد بود. «حميد ابراهيمي» را در «صاحبدلان» و «فرزند خاک» ديدم، خيلي خوب بود و در «مثل هيچ کس» عالي ظاهر شد. بازي «عباس اميري» را دوست دارم، هميشه منتظر فرصتي بودم براي دعوت از ايشان که خوشبختانه انجام گرفت. «نفيسه روشن» هر چند بازيگر جواني است اما بااستعداد است. ابتدا ايشان را براي نقش ديگري دعوت کرديم اما بعد از مدتي نظر آقاي برزيده بر اين شد که وي نقش اشرف را بازي کند، خانم روشن ابتدا ترديد داشت، اما خوش درخشيد.
خانم «مرضيه لشکري» که در مثل هيچ کس نقش عمه خانم را داشتند، بازيگري تحصيلکرده و با دانش در عرصه تئاتر و سينما هستند و هر چند کم کارند اما بسيار توانا و خوب ظاهر شدند و در ادامه اينکه حضور خانم پروانه معصومي بسيار ارزنده و قابل تقدير بود و همچنين از خانم آتنه فقيه نصيري براي بازي زيبايشان تشکر مي کنم.

-يقيناً همين طور است اما قبلاً هم به اين اشاره کردم که با تمام احترامي که براي بازي خانم معصومي قائل هستم، فيزيک، لحن صدا و نوع اداي کلام ايشان با شخصيت بي بي هم جنس نبود و اين خصوصيات در مورد خانم فقيه نصيري هم صدق مي کند اما شايد به قول شما بايد به شخصيت بي بي و نرگس بيشتر پرداخته مي شد تا باورپذيرتر مي نمود و نظر من مغايرتي با توانايي هاي اين دو هنرمند ارزنده ندارد. و کلام آخر، بدون هيچ پرسشي.

اسلامي؛ با تئاتر «آيينه خيال» در کنار دوست عزيزم «داوود ميرباقري» شروع کردم، هر چند در آن روز فکر نمي کردم راهي طولاني در پيش دارم. سپس به تئاتر «اسکندرشاه مغلوب»، «گلدان ها و آفتاب» و... رسيدم. از سريال «حکايت مسافر گمنام» عبور کردم تا به سريال هاي «رعنا»، «بي بي يون»، «زير تيغ» و امروز «مثل هيچ کس» رسيدم. بسيار شيرين و گوارا بود سال هاي همکاري در کنار دوست بسيار عزيزم «داوود ميرباقري» و مرحوم «حسين پناهي» که يادش گرامي باد. همچنين سلام و سپاس به معلم بزرگوارم آقاي «سيف الله داد» که بسيار از او آموختم.

-و شما آقاي برزيده؟

هر جا که ما بتوانيم حرفي بزنيم که به آن اعتقاد داشته باشيم جاي ما و ژانر ما همان جا است. اينکه بتوانيم در ارزش ها عامل باشيم نه اينکه صرفاً شعار بدهيم. همه چيزهايي که در جنگ هست در زندگي هم هست به خصوص در اين نوع زندگي ها يعني زندگي سنتي. سينما، سينما است. اگر ما ياد گرفتيم که فيلم بسازيم و احياناً در دانشگاه درس آن را خوانديم يا آن را تجربه کرديم، اين بلد بودن ها اساساً جنگي يا غيرجنگي و متعلق به ژانر خاصي نبوده است. من از «مثل هيچ کس» خيلي لذت بردم؛ به خصوص از وقتي متوجه شدم جمعيتي از مردم به اين ژانر علاقه مند هستند، درست برخلاف نظر بعضي از مسوولان فرهنگي ما که فکر مي کردند زمان پرداختن به اين نوع کارها سپري شده است.

به رغم اينکه خود من با کارهاي طنز موافقم و عقيده دارم لازم است خستگي را از تن ما بيرون کند اما اميدوارم شرايط مشابهي هم براي پرداختن به موضوعات ديگر وجود داشته باشد.

محلوجيان؛ نکته يي که در بحث ها به آن پرداخته شده و از نظري جان مايه داستان هم بود، بحث «وسوسه» و قدرت اين خصلت انساني است که مثل تيزاب روح انسان را مي خورد و باعث تغييراتي دروني مي شود و جنبه ابليسي انسان را رو مي کند و هميشه «الخناس» هايي هستند که از روي غرض و مرض، حتي بدون آن، ديگران را وسوسه مي کنند؛ خصلتي باستاني که مثل عشق و کينه و نفرت قدرتمند و کارساز است. با اميد به اينکه انسان ها بتوانند خود را از «الخناس» ها دور نگه دارند. اين کلام آخر من بود.


منبع خبر : اعتماد
شنبه,20 مهر 1387 - 1:41:57

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات


شنبه 20 مهر 1387 - 2:29

fبزنگاه از همون اول معلوم بود بهترین بود که این همه سرو صدا کرد و داره مورد نقد قرا میگیرد و همه هم دارند اکثرا حمایت میکنند و اگر انتقادی باشه در همون انتقاد از فیلم تعریف میشود...

فیلمهای دیگر که اصلا ارزش نگاه کردن نداشتند چه برسه به نقد کردن!!!

باز هم درود بر بزنگاه و عطاران

در ضمن کمال تبریزی خودش بدترین کارش را ساخته که پرفروش ترین کارش شده!!!!

دیدید از تی وی تا همه جا دارند از بزنگاه صحبت میکنند و نقد میکنند نه برنامه های اخلاقی و تربیتی که همش آخرش هندی و مشخص بود و جز تعلیم و تربیت و نصیحت و حرفهایی که مال 100 سال پیش بود!!!

من که به شخصه خودم دیگر اینجا نمیام تا نظر و جواب همون 10 یا 20 طرفدار این سریال خسته کننده که نهویسندش خاطره خوش پدر سالار را خراب کرد بگیرم.

بدرود...

به روز باشید.

...
شنبه 20 مهر 1387 - 8:24

پایان سریال مثل هیچ کس واقعاً قشنگ بود ...

برعکس بقیه سریالها که پایان بدی داشتند.

فیلم دوست
شنبه 20 مهر 1387 - 15:57

با تجربه و سابقه ایی که از آقای محلوجیان سراغ داریم انتظار میرفت که خیلی بهتر از این اسین سریالو بنویسه . طرح قصه بد نبود ولی از همون اول معلوم بود که همه چیز اینقدر خوب نمی مونه روند تغییر محمد باقر خیلی غیر طبیعی بود چرا که در جایی از قصه با زینت که صحبت میکرد خودشو مدیون داداشی میدونست و خیلی تعصبش رو داشت طوری که در واکنش با اون حرف زن محمد حسن اونقدر اتیشی شد.... ودرست یکی دو قسمت بعد180 درجه تغییر کردوخودش مخالف داداشی شد فکر می کرد حقش رو خورده!!! آخرش هم باز خیلی غیر طبیعی پشیمون شد وبقیه هم خیلی راحت پذیرفتنش!!! نکته دیگه اینکه انگار هر قسمت نوبت بازی یکی دو نفر بود مثلا یه قسمت به محمدامیر و نیلوفر می پرداخت بعد می رفت تا چند قسمت دیگه دوباره میرفت سراغشون بقیه بازیگرا هم همینطور در حالی که اگه همه شخصیت ها به موازات هم جلو میرفتن بهتر بود. ضمنا از قسمت 5 - 6 به بعد یه خورده اعصاب خورد کن بود تا آخرش که همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد که خیلی بد بود تو زندگی واقعی نمیشه آدم هرکاری خواست بکنه بعد دوباره همه چیز مثل اولش درست بشه .

مهسا
شنبه 20 مهر 1387 - 17:11

از عطاران که اصلا انتظار نمیرفت یه سریال مسخره بسازه مثل هیچکس هم داستان تکراری و اعصاب خوردکنی داشت فقط روز حسرت یه کم جالب بود اونم به خاطر سیروس مقدم هرچند معتقدم اغما بهتر بود تو این کار نتونست همونطوری که شیطان رو نشون داد برزخ رو نشون بده.

نوشین
شنبه 20 مهر 1387 - 21:40

کجای سریال خوب بود...خیلی کسل کننده ...یکنواخت ...از پیش میتونستیم حدس بزنیم...اصلا قابل دنبال کردن نبود....یه داستان مرده که خیلی وقته هیچکس اینجوری زندگی نمیکنه...خیلی بیخود بود...قسمت اول و اخرش و فقط دیدم...

بزنگاهم خوب بود...روزحسرتم بد نبود...ماموربدرقم دست کمی از مثل هیچکس نداشت.

رنجبر
يکشنبه 21 مهر 1387 - 2:27

میزگردی برای خوشاینددوستان!

مشکل ماومشکل عقب ماندگی ما- بارهاگفته ام- همین تعارفهاوحرفزدن برایخوش امداطرافیان است. چراازآقای محلوجیان که به قول برگزارکننده میزگرداست سوال نمی شودکه آقای محلوجیان ازفرصتی که به شماداده می شودچراسوژه ای راکه بتواندهمزادپنداری تماشاچی رابرانگیزدوزندگی خودرادرآن ببیندانتخاب نمی کنید؟ سوژه هائی چون رباخواری، رشوه وپارتی بازی که معضلی است درجامعه ومغبون شرع وجامعه ای که داعیه اسلامیت دارد؟ واتفاقاً مناسب ماه مبارک رمضان است. می دانیداگرسوژه ای مثل ماجرای رشوه دهی وکلاهبرداری جزایری وماجراهای بعدی آن تاچه اندازه پربیننده خواهدبود؟ ایامی دانیدتلاش جوانانی که قصدایجادکارگاهی کوچک وایجادشغل برای خوددارندوموانعی دولتی وغیردولتی درسرراهشان قرارمی گیردچه درام دلخراشی است؟ ایامی دانیدکه چنددرصدطلاق درکشوربخاطرشکست مرددربراوردن نیازهای اولیه زندگی برای همسرخوداست وچرا؟ حتماً می دانیدونگوئیدکه سیاست سازمان صداوسیما درنپرداختن این وبسیاری ازسوژه هائی که هرروزمن وشمایاشاهد آن هستیمویاخبرش رادرروزنامه هامی خوانیم. رسالت شمااین نیست که به بهانه سانسوربه آه وناله ازنوع هندی وبی خاصیت فیلمنامه نوشتن پناه ببرید. شماکه فرصت تصاحب آنتن رادارید،وموقعیت شناس هستیدقدری هم به خودبیائیدوبجای دست آویزکردن موضوعاتی پیش پاافتاده ویامثل همکاران دیگرتان به بازی کرفتن بهشت وجهنم ونگاه سخیف به مقوله ای باآن قداست وعظمت باورهای ریشه ای کیسه تان رااز زرانباشته نکنید. آقای برزیده می گویندهرجابتوانم حرفی بزنم جای من آنجاست. بسم اله، من فقط چندمثال برای حرف زدن درست واجتماعی زدم، توخودحدیث مفصل بخوان همکارعزیز.


يکشنبه 21 مهر 1387 - 13:39

فقط بزنگاه

مسخره سریالهای سبکه 1 و 2 و 5 و حتی طنزهاییی که قبل عطارران ساخته شده بود بودند.

درود بر عطاران و تیمش

..::..
يکشنبه 21 مهر 1387 - 19:52

1. Bezangah

2. Ruze Hasrat

3. Mesle Hich Kas

My Favorite Directors:

1. Reza Attaran

2. Siruse Moghadam

3. Mehran Modiri

OK

Happy Time For You

هما گويا
دوشنبه 22 مهر 1387 - 0:5
اين ميزگردكه شما در سايتتان استفاده كرديد با نام: "داداشي كه مثل هيچكس نبود" توسط من در روزنامه "اعتماد" كار شده . گر چه از نظر من خيلي اهميت ندارد اما چه از نظر قانوني و چه از نظر حرفه اي و حتي فرهنگي درج نام نويسنده الزامي است.

سینمای ما - خانم گویا؛ چه از نظر شما اهمیت داشته باشد چه نداشته باشد، سایت سینمای ما خود را موطف به درج مولف هر اثر می‌داند. اما در مورد آن میزگرد که از سایت اعتماد نقل کردیم، هر چه گشتیم اثری از پدیدآورنده مطلب ندیدیم. حتی تصور کردم که شاید مربوط به نویسنده مطلب ضمیمه؛ آقای نوید برنگی باشد. اما چون مطمئن نبودیم، ترجیح دادم مثل خود سایت بدون ذکر نام نویسنده کار کنیم.

سه‌شنبه 23 مهر 1387 - 15:39

كاملا حق با شما ست. از انجا كه من كارهايم را از طريق روزنامه چك مي كنم و نامم روي كار امده بودواز طريق دوستان مطلع شدم كه چندين كار من بدون عنوان در سايت هاي خبري كار شده و به همين دليل با نام من گوگل نمشود با شما دوست عزيز درميان گذاشتم.چرا كه هستند معدود كج سليقه هايي كه كارهاي مرا دنبال مي كنند.به هر حال ايراد از سايت خودمان بوده و از شما عذر مي خواهم

عليرضا س
چهارشنبه 24 مهر 1387 - 1:33

نظرها را يك به يك خواندم.به همكارم رنجبر مي گويم كه حيف شماست كه بيكار نشسته ايد.با اين سوژه هاي كاملا قابل قبول اگر فيلم نامه ننويسيد به جامعه خيانت كرده ايد.من سوژه هاي بهتري هم دارم شما فقط بنويسيد.در مورد همكار و دوست عزيزم خانم گويا بايد بگم وقتي خودتون به خودتون رحم نمي كنيد به ديگران چه.؟اما اينكه سينماي ما تيترتون رو هم عوض كرده كم لطفيه.بقيه نظر ها هم كه....راستي به اقاي قادري هم سلام برسونيد.ماشالاه سراغ هر روزنامه و سايتي ميريم تشريف دارن.به اين ميگن استفاده بهينه از زمان.ضمنا اگر بزنگاه رو حمايت كرديم نه به اين دليل كه عيبش را نديديم بلكه مي خواهيم در هر شرايطي سرمايه اي چون عطاران رو حمايت كنيم.مثل هيچكس هم ....

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.394251823425 seconds.