از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • اختصاصی "سینمای ما"؛ مغایرت با شئون اجتماعی ایران، بازیگر را منصرف کرد
    حامد بهداد بازی در فیلم آنگلوپولوس را قبول نکرد

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • نگاه هفته؛ پنج‌شنبه‌ها با علیرضا خوانساری
    تهمت به جای مخالفت‌، توهین به جای نقد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • در ستايش بازي‌هاي ليلا حاتمي و حضور تماشايي هنرمندان زن سينماي ايران در «شيرين»
    هميشه پاي يك زن در ميان است

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • Live Content
  • اصغر فرهادي و "جدايي نادر از سيمين" رقابت بهترين فيلم خارجي زبان بفتا را به پدرو المدور با فيلم " پوستي كه در آن زندگي ميكنيم" واگذار كرد و اين بار جايزه نگرفت
  • 2012-02-13 03:42:26
    0 71
  • سيمرغ بلورين فيلم برگزيده تماشاگران به برف روي كاجها تعلق گرفت
  • 2012-02-12 22:03:43
    5 205
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:52
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:58
    حسین :
    از اونجا که جامعه آماری پایینی داره خیلی انتخاب مناسبی از آب در نیومد
    2012-02-12 22:24:41
    حسن پرپشت :
    خیلی جالب بود. نزدیک 7 نفر نبودن جایزشون رو دیگران گرفتند. عجب جشنواره مهمیه!!!
    2012-02-12 22:30:11
    سارا :
    خيـــلي خوشحال شدم..خيلي مبارك خيلي. حق اين فيلم بيشتر از اينها بود. اما بهترين جايزه و بهترين كلام رو پيمان معادي زد.
    2012-02-12 23:46:47
    نام
    ارسال نظر
  • سیمرغ بلورین بھترین فیلم ویژه ھیات داوران؛ نارنجی پوش به کارگردانی داریوش مھرجویی
  • 2012-02-12 21:59:27
    2 65
    مهسا :
    are you kidding me?
    2012-02-12 22:14:47
    :
    به بدترین فیلم جشنواره! سیمرغ دادند! دستشوت درد نکنه!
    2012-02-13 00:11:25
    نام
    ارسال نظر
  • داريوش مهرجويي جايزه ويژه هيات داوران را براي كارگرداني نارنجي پوش دريافت كرد
  • 2012-02-12 21:58:04
    2 50
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:14
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:18
    نام
    ارسال نظر
  • پرويز شيخ طادي سيمرغ بلورين كارگرداني اش را به ابوالقاسم طالبي براي قلاده هاي طلا اهدا كرد
  • 2012-02-12 21:55:45
    4 44
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:17
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:58
    حسن کچل :
    معلومه باید هم این کار رو می کرد. نزدیک 5 سیمرغ به عنوان کادو به فیلمش داده شد، خوب یکی رو باید به کسی بده که این 5 تا رو ازش کادو گرفته.
    2012-02-12 22:27:36
    :
    هیچ کدومشون لیاقت سیمرغ نداشتن.
    2012-02-12 23:13:15
    نام
    ارسال نظر
  • جايزه بهترين فيلمنامه اقتباسي به علي مصفا براي فيلم پله آخر تعلق گرفت
  • 2012-02-12 21:51:56
    0 48
  • سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس به عباس بلوندي براي ملكه سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري بهوامير كريمي براي روزهاي زندگي سيمرغ بلورين بهترين تدوين به هايده صفي ياري براي نارنجي پوش
  • 2012-02-12 21:40:41
    3 26
    hamoon :
    خانم صفي ياري! مبارك‌تان باد!
    2012-02-12 21:42:09
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:05
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:29
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بازيگر مكمل مرد به اكبر عبدي براي خوابم ميياد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن به يكتا ناصر براي يكي ميخواد باهات حرف بزنه
  • 2012-02-12 21:08:35
    2 82
    :
    آخ خ خ خ جــــووون اکبر عبدی واقــــعا حقش بود ...از معدود جوایزی بود که به حق به یکی رسید تو این جشنواره...
    2012-02-12 21:11:55
    محسن ظهرابی :
    مکمل زن به بیتا فرهی برای در انتظار معجزه!!!
    2012-02-12 21:14:07
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد به فرهاد اصلاني براي مجموعه كارها سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به هنگامه قاضياني براي روزهاي زندگي ديپلم افتخار به بهناز جعفري براي تفن همراه رييس جمهور
  • 2012-02-12 21:02:37
    8 65
    رضا :
    دوست داشتم فرخ نژاد بگیرم البته اصلانی هم خوبه شما از کجا خبر دارید زودتر؟! چرا پخش زنده نداره مراسم؟ :(
    2012-02-12 21:07:35
    سیاوش :
    از کجا میدونین آخه؟
    2012-02-12 21:13:15
    فريد :
    بيچاره فرخ ن‍ژاد! البته اصلاني هم به خصوص تو خرس خوب بود
    2012-02-12 21:16:51
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:35
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:40
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:45
    :
    بهناز جعفری؟!؟!؟!؟؟!؟؟!؟؟!؟!؟!چی بگم والا!!!!!!!!!!
    2012-02-12 22:09:24
    حميد :
    حق فرخ نژاد رو خوردند!
    2012-02-12 22:17:26
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: بهترين فيلم: روزهاي زندگي - ضد گلوله بهترين كارگردان: پرويز شيخ طادي براي روزهاي زندگي بهترين فيلمنامه: مصطفي كياني براي ضد گلوله
  • 2012-02-12 20:59:50
    0 40
  • فيلم برگزيده تماشاگران در بخش بين الملل به ملكه اهدا شد
  • 2012-02-12 20:53:18
    1 25
    :
    ملکه عالی بووووووووووووووووووووووود
    2012-02-12 22:09:00
    نام
    ارسال نظر
  • بهترين فيلم از نگاه ملي: سيمرغ بلورين معاونت سينمايي به فيلم شور شيرين ساخته جواد اردكاني
  • 2012-02-12 20:49:44
    1 18
    فريد :
    واقعا از اين فيلم بهتر نداشتيم!؟!؟!؟!؟!؟
    2012-02-12 21:15:44
    نام
    ارسال نظر
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • حرفهای مهناز افشار، هنگامه قاضیانی، بهناز جعفری، یکتا ناصر، سعید راد، ناصر گیتی جاه ، رضا عطاران و اکبر عبدی
    بازیگران سینمای ایران هنگام دریافت جایزه از جشنواره فجر سی ام روی صحنه چه گفتند؟

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • News

  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه»
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «خوابم میاد» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    رضا عطاران: متعلق به سینمای سخیف کمدی ام/ مشکل جدی خودم هستم
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»:
    فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «برف روی کاجها» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    معادی: سیاه و سفید بودن «برف روی کاج ها» ریسک بزرگی بود
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «آزمایشگاه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با صابر ابر را این جا ببینید
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»: فیلم گفت و گوی دو نفره مهناز افشار و صابر ابر درباره بازیگری سینما و تئاتر
    حضور مهناز افشار در تئاتر یک اتفاق است
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «خوابم میاد»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «برف روی کاجها»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «ملکه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با مهناز افشار را این جا ببینید:
    مهناز افشار از حضور چشمگیر در جشنواره سی ام برای کاربران «سینمای ما » می گوید.
  •  
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • برنامه "پرانتز باز" دوشنبه 17 بهمن ماه
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • موسیقی پایانی فیلم را از اینجا دانلود کنید؛
    دنگ شو با «ضد گلوله» آمد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «من همسرش هستم»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه»
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «پل چوبی»
    دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «چک»
    تو را دعوت می‌کنم که با هم فیلم‌های بی‌نام ببینیم، بی آن که بدانیم «روبربرسون» آن را ساخته یا «قدرت الله صلح میرزایی».
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «آمین خواهیم گفت»
    حرف مشترک دور ماندن انسان‌های معاصر از یکدیگر است
  •  
  • آیین اختتامیه سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر برگزار شد + فهرست کامل برگزیدگان
    داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش» دو جایزه برد/ شیرین یزدان بخش برای «بوسیدن روی ماه» و پریوش نظریه برای «در انتظار معجزه» دیپلم افتخار گرفتند
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 1243925
    بازديد ديروز: 1490465
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1001216
    بیشترین بازدید در روز ‌یکشنبه 23 بهمن 1390 : 1490465
    مجموع بازديدها: 365856212

    natije nazarsanji
       
    jorm-redcaroet
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      صحنه هایی از فیلم «پله آخر» (علی مصطفا)
      صحنه هایی از فیلم «بیداری» (فرزاد موتمن)
      صحنه هایی از فیلم «روزهای زندگی» (پرویز شیخ طادی)
      صحنه هایی از فیلم «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی)
      صحنه هایی از فیلم «بیخود و بی جهت» (عبدالرضا کاهانی)

    asrejomeadv
    tablighat









    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
    goldiran
    Main News
     
    سینمای ما- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، تاکيد کرد: فکر و انديشه، جوهرة سينماست! فيلمي که پايه‌هايش بر فکر استوار نباشد، تصاويري متحرک است. متن کامل سخنراني سيد محمد حسيني در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به شرح ذيل است:...
     
    سینمای ما- در ابتداي مراسم پاياني جشنواره سی ام فیلم فجر که ـ 23 بهمن ماه ـ در تالار وحدت برگزار شد، محمد خزاعي ـ دبير سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر ـ با اشاره به كليپي كه پيش ازسخنراني‌اش پخش شد، گفت: مي‌خواستم ابتدا گزارشي از كارهاي جشنواره بدهم اما احساس كردم كه بايد در برابر عظمت و شكوه دفاع مقدس كه در اين كليپ به نمايش درآمد، سكوت كنم...
     
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
     
    سینمای ما- رضا عطاران که در بخش نگاه نو سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را دریافت کرد، پس از گرفتن جايزه‌اش ضمن تشكر از هيات داوران گفت:‌ خوب است! البته دوست داشتم در بخش مسابقه سينماي ايران فيلم...
     
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
     
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
     
    سینمای ما- ... جایزه‌ام را بارها و بارها از مردم گرفته‌ام اما این جایزه را باید برای «آدم برفی» می‌گرفتم که اصلاً در بخش مسابقه نبود.سالی که من در «هنرپیشه» کاندیدا شدم، در آن سال جایزه را به فرامرز قریبیان دادند برای یک فیلم الکی یعنی «بندر مه آلود» و نه فیلم اصلی اش یعنی فیلم استاد مسعود کیمیایی که باید برای این یکی میگرفت...
     
    سینمای ما - مراسم اختتامیه سی امین دوره جشنواره فیلم فجر یکشنبه شب در حضور سینماگران و مدیران سینمایی و حضور پر شور مردم سینمادوست در تالار وحدت تهران برگزار شد و برگزیدگان چهار بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول، مستندهای بلند و مواد تبلیغی جوایز خود را دریافت کردند. اسامی برگزیدگان و نامزدهای بخشهای مختلف سی‌امین جشنواره فیلم فجر به این شرح است: ...
     
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود بخش هایی از نشست رسانه ای فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی را اینجا ببینید...
     

    + سکانس هایی از 3 فیلم صدر نشین فهرست کاندیداها را اینجا ببینید

    سینمای ما - کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر اعلام شد:

     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «یک روز دیگر» ساخته (حسن فتحی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    + صحنه هایی از فیلم را اینجا تماشا کنید
    سینمای ما - فیلم سینمایی «روزهای زندگی» ساخته (پرویز شیخ طادی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اسامی کاندیداهای مسابقه فیلم های اول اعلام شدکاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر است:
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «بیخود و بی جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی امروز 20  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از نشست رسانه ای   این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی«در انتظار معجزه» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه»  (رسول صدرعاملی) را اینجا ببینید ...        
     
    + گزارش - تهیه کننده «بیداری» نتوانست توجیه کند؛ توهین کرد
    سینمای ما - فیلم سینمایی«بیداری» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد را اینجا ببینید ...
     
    دو برنده امشب، فردا  20 بهمن مهمان ویژه ی سینمای ما و پرانتزباز در سالن برج میلاد خواهند بود
    سینمای ما - چهار قسمت از برنامه ی رادیویی «پرانتز باز» که به پوشش جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد، تا به حال روی سایت سینمای ما قرار گرفته و قابل شنیدن است. کاربران سایت سینمای ما تا ساعت 12 نیمه شب امشب (19 بهمن) فرصت دارند با پاسخگویی به سوال مسابقه ی این چهار برنامه در بخش کامنت های سایت (پایین لینک برنامه پرانتزباز) در قرعه کشی ویژه ی سایت ...
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (14 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (121 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (83 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (13 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (89 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (17 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (409 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    گفت‌وگوی غزل گلمكاني با پدرش هوشنگ گلمکانی
    «وقتی پایت را از مجله بیرون می گذاری رفتارت دل‌پذیر می‌شود»
    «وقتی پایت را از مجله بیرون می گذاری رفتارت دل‌پذیر می‌شود»


    سينماي ما- نوروز 74، یک صفحه بهاریه که عنوانش این بود: به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل؟...شعری از شاملو که برای نوشته ای عاشقانه انتخاب شده بود. هوشنگ گلمکانی برای دو دخترش نوشته بود، غزل و قصیده . و به اندازه نام های دختران 15 و 11 ساله اش شاعرانه. زمان گذشت و در حالی که سپید شدن موهای پدر را تماشا می کرد ، غزل را به 27 سالگی رساند و دید که مترجم زبان ایتالیایی شده است. قصیده 23 ساله را هم به پاریس فرستاد تا در سوربون، تاریخ هنر بخواند. هوشنگ گلمکانی هم که نیازی به معرفی ندارد. سردبیر دیرپاترین و معتبرترین نشریه سینمایی ایران. در وبلاگ قبلی ام نوشتم که حس و نگاهم به او چگونه است. یک سینمایی/ مطبوعاتی تمام عیار و رمانتیک و کم حوصله و بی تعارف که ذات درستی دارد، چیزی که کم پیدا می شود. شک نکنید که او بخش مهمی از تاریخ سینمای این مرز و بوم است. وسوسه هیجان انگیزی بود . که از غزل گلمکانی بخواهم تا با پدرش اختلاط کند و از هم عکس بگیرند و به من بسپارند تا بخش مهمان سایت را با آن ها افتتاح کنم. ظاهرا برای آن ها نیز خالی از لطف نبود و یک روز جمعه با هم خلوت کردند و گفتند و شنیدند. خودشان دو نفر فقط . گفت و گوی خو.اندنی و جالبی ست و به نظر می آید که دختر و پدر شبیه هم باشند. آدم هایی احساساتی که می کوشند تا احساس شان عریان نشود. این جور هم صحبتی ها ته ندارد و می توان سرشارترش را هم تصور کرد. اگر غزل خانم تنبلی نمی کرد و هوشنگ خان حواسش پی فوتبال نبود!.....ده و نیم شب بود که زنگ زدم مجله. گلمکانی هنوز در دفتر بود و مشغول سر و سامان دادن شماره ی دیگری از مجله ی محبوب او و ما.پرسیدم حرف آخری برای این گفت و گو می گویید؟..."آن ها غزل و قصیده زندگی من اند."
    <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
    >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>


    هيچ فكر مي‌كردي روزي من با تو مصاحبه كنم؟

    فكر که نمي‌كردم، ولي چون در این دنیای پیچیده هیچ چیز را بعيد نمی دانم، حالا هم که داری این کار را می کنی تعجب نمی كنم. در اين روزگار، هر چيزي ممكن است.

    — من هم تعجب نكردم، ولي برايم جالب بود.

    به هر حال تو هميشه به من دسترسي داشته‌اي و فکر می کردم هر وقت سوالی داشته باشی می توانستی بپرسی. من هم یادم نمی آید که از جواب دادن به سوال هایت طفره رفته باشم. اما با توجه به روحیة خودت، شايد سؤال‌هايی از من داشته ای كه تصور می کردی من جواب نمی دهم و حالا فكر مي‌كني شاید در قالب چنين مصاحبه‌اي مي‌توانی آن‌ها را مطرح كنی.

    شاید علتش این بوده که بيش‌تر فکر می کردم فرصت مطرح كردن سؤال‌ها پيش نيامده. مثلاً توی خانه موقع تماشا كردن فیلم یا پس از آن، موقع رانندگي يا مواقعي كه به دفتر مجله مي‌آيم و تو كم‌تر وقت داري، فکر می کردم فرصت خوبي نيست. يكي از سؤال‌هاي زمان بچگي تا حالا اين است كه چرا نمي‌خواستي من و قصيده وارد كار سينما شويم؟

    یادم نمی آید که به طور جدی مخالفتی کرده باشم. موفع مدرسه که فکر می کردم به درس‌تان لطمه مي‌خورد، ولي اگر مثلاً در تابستان چنين فرصتي پيش مي‌آمد استقبال هم می کردم، چون به نظرم تبدیل به تجربه‌اي بزرگتر زندگی و يك خاطره برای تان مي‌شد. اگر مخالف بودم كه خودم هم در اين زمينه فعاليت نمي‌كردم. البته بچه‌ها را در این موارد بايد كنترل و هدايت كرد، ولي جوان‌ها بيش‌تر به توصيه و راهنمايي نياز دارند.

    دوسه سالي است كه فضاي سينما ومطبوعات دلزده‌ام كرده، روابط بیمار توأم با حسادت و حساب گري آزارم مي‌دهد. چه‌طور اين همه سال توانستي چنين فضايي را تحمل كني؟

    اين فضا مربوط به همه جاي جامعه است، در هر شغلي وجود دارد و محدود به سينما و مطبوعات نيست. درست مثل هواي آلودة تهران است كه آن را تنفس مي‌كنيم.

    اما اين مشكل بين كساني كه ادعاي روشنفكري دارند و تحصيل كرده‌اند قابل قبول نيست.

    مجبورم مي‌كني از شرايط وكساني حرف بزنم كه خودم هم جزو آن‌ها هستم، و اگر اسم هم نبرم و كلي صحبت كنم، اين سوءتفاهم پيش مي‌آيد كه انگار همه این مشكل دارند و خودم پاک و مبرا هستم. البته حسادت همه جا وجود دارد و يكي از واقعيت‌هاي زندگي امروز ماست. اگر آن را مانع فرض كنيم يا بايد با آن مواجه شويم يا ناديده‌اش بگيريم. اين موضوع در كشور ما یک روحیة تاريخي است.

    به هر حال كار در چنين فضايي خيلي سخت است..

    .ولي اين همان شرايط كار است كه بايد قبول كنيم، مثل زندگي در تهران که همراه ترافيك سنگين است يا اگر کسی زندگي در لندن را انتخاب می کند باید بپذیرد که هواي آن جا اغلب ابري و بارانی است.

    به همين دليل با كار كردن من در مطبوعات مخالفت كردي؟

    البته فکر می کنم داری روغن داغش را زیاد می کنی. اما اگر منظورت كار در مجلة فيلم است، به اين دليل بوده كه رابطة پدر و فرزندي تحت تأثير رابطة مدير و كارمندی قرار مي‌گيرد. من خيلي وقت‌ها با همكارانم به خاطر بدقولي برخورد مي‌كنم و دلخوري پيش مي‌آيد و با تو هم به خاطر تنبلي‌هايت حتماً برخورد می کنم و دلخوري پيش می آید. شاید علاقه و رابطه ام با تو باعث بشود ملاحظه‌ات را بكنم كه آن وقت هم متهم به پارتی بازی می شوم هم کارم پیش نمی رود. دوست د ارم براي فعاليت مطبوعاتي در نشرية ديگري کار کني تا به طور حرفه‌اي و جدا از رابطة پدر و فرزندي موظف و مسئوليت‌پذير باشي. و رفتار و روابط جدي و حرفه‌اي را بدون من تجربه و تحمل كني. هميشه تشويقت كردم كه بعد اين همه درس خواندن و يادگيري دو زبان خارجي، بايد از تخصصي كه داري استفاده كني، ولي تنبلي!

    تازگي‌ها به اين نتيجه رسيده ام كه رفتارت در محل كار با وقتي كه پايت را از آن‌جا بيرون مي‌گذاري 180 درجه فرق مي‌كند. در محل كار بداخلاقي و بيرون البته پرحرف نيستي ولي فشار و خستگي يك روز كار سخت در رفتارت پيدا نيست.

    مسئوليت و تعهد من در مجله سنگين است، و همين باعث مي‌شود به خاطر بدقولي‌هاي بعضی از همكاران و برآورده نشدن توقع هایی که از بعضی های شان دارم برخوردهايي با آن‌ها داشته باشم كه در ابتدا در حد گلایه های معمولي است و ‌با ادامة بدقولي طبعاً لحن من هم عوض مي‌شود و گاهی کار به قيل و قال و جيغ و داد مي‌رسد! تازه با فرياد هم گاهي كار به جايي نمي‌رسد... خيلي وقت‌ها كلنجار با آدم‌ها در طول روز از حیث فيزيكي هم خسته‌ام مي‌كند، به طوري كه بعد از يك ساعت بحث با كسي، دوست دارم بخوابم و آثار اين خستگي تا شب همراهم است. قبول دارم آدم شيرين و دلچسبي نيستم، ولي فكر مي‌كنم صبر و تحملم زياد است. بيش‌تر وقت‌ها مدارا با همكارهايم در تحويل مطالب، بر من فشار مي‌آورد، مثل جمع شدن هفتاد درصد مطالب مجله در يك هفته، و طبيعي‌ست كه در اين يك هفتة پرتنش برخورد خوبي با دوست و همكار نمي‌توانم داشته باشم و اين موضوع خيلي‌ها را دلخور كرده، در صورتي كه اين ظاهر و برخورد من از قصد و از روي بي‌احترامي و بي‌علاقگي نيست، اما وقتي گرفتارم يا مشكل دارم و کار مجله عقب است، نمي‌توانم لبخند بزنم و ظاهرم را حفظ كنم. متأسفانه اين هنر را ندارم. خلاصه این که بدقولي‌ها اين رفتار را به من تحميل مي‌كنند؛ ضمن این که گفتم قبول دارم که آدم شیرین و دل چسبی نیستم.

    يك سؤال تكراري: فكر كرده‌اي غير از اين شغل چه شغلي را انتخاب می كردي؟

    خيلي از كارهای آدم ها بستگي به شانس و اتفاق دارد. من قبل از اين‌که روزنامه‌نگار شوم، براي خودم در مورد فيلم‌هايي كه مي‌ديدم نقد مي‌نوشتم و دوست داشتم وارد كار سينما بشوم. ولي يك اتفاق باعث شد در مطبوعات مشغول شوم كه به طور ناخودآگاه زمينه‌اش را هم از قبل داشتم و با اين‌که در دانشگاه هم سينما خواندم، ولي به اين نتيجه رسيدم كه كار مورد علاقه‌ام مطبوعات در زمينة سينماست. بنابراين ادامه دادم وهيچ‌وقت هم وارد كار سينما نشدم. واقعاً هيچ تصوري از شغل مورد علاقة ديگري ندارم.

    يادم مي‌آيد کلاس پنجم دبستان بودم و يك دفتر خاطرات داشتم كه داشتنش در آن زمان مد بود، تو هم در آن نوشته بودي...

    راستی یادت هست که یک جعبه پرگار و نقاله و راپید برای صفحه بندی داشتم که وقتی از من اسم شان را پرسیدی، گفتم "داشتنی ها!" نمی دانم این اسم احمقانه و بی معنی چه جوری به ذهنم آمد. ولی از آن به بعد، هر دوی ما این چیزها را به اسم "داشتنی ها" می شناختیم. یادت هست؟

    آره یادم هست. می آمدم روی زانویت می نشستم و تو در همان حال صفحه بندی می کردی و من می گفتم "فصه بندی"! ...داشتم می گفتم که تو توی دفترم نوشته بودي كه چند روز بعد از به دنيا آمدن من هنوز حس نمي‌كردي كه پدر شدي و يك شب كه سوار ژيانت بودي و داشتی به طرف خانه می آمدی، احساس کردی که ناخودآگاه داری پدال گاز را بيش‌تر فشار می دهي تا زودتر به خانه برسي كه كلة کدویی كم‌مويم را بغل كني و ببوسي..

    .غير از دفتر خاطراتت، در يك بهاريه هم اين را توی مجله نوشتم. آن موقع هيچ علاقه‌اي به بچه‌دار شدن نداشتم و احساس مي‌كردم آمادگي‌اش را ندارم. وقتي تو به دنيا آمدي، پذيرفتنش برايم سخت بود و تا يكي‌دو روز هم احساسي به تو نداشتم. شب دوم يا سوم بود كه حس كردم مي‌خواهم سريع خودم را به خانه برسانم تا تو را ببينم، و ديگر گرفتار شدم!

    به وجود آوردن يك آدم و پذيرفتن تمام سختي‌ها و مسئوليت‌ها به خاطر آن كار بزرگي است. چرا اين كار را مي‌كنند؟

    من كه البته اشتباه كردم! ولي احساس پدر و مادر نسبت به فرزند را نمي‌توان شرح داد، هر كس بايد خودش تجربه كند، مثل حس عاشقي.

    فرزند هيچ‌وقت پدر و مادر را درك نمي‌كند..

    .بله، رابطة فرزند و والدين هميشه رابطة عاشق و فارغ بوده، و به‌ندرت پيش آمده كه اين رابطه متقابل باشد.

    اگر پدر يا مادر فوت كند، فرزند تا يكي‌دو سال ناراحت است و در نهايت به زندگي عادي مي‌رسد و ادامه مي‌دهد، ولي اگر فرزند زودتر بميرد، داغي ابدي براي والدين به جا مي‌گذارد.

    اين هم بخشي از مسألة فاصلة نسل‌هاست كه چاره‌اي نداريم جز پذيرفتنش...

    به همين خاطر من هيچ وقت دوست ندارم بچه‌دار شوم!

    احساس كساني كه بچه را میوه و معناي زندگي مي‌دانند درك مي‌كنم، گرچه خودم چنين احساسي ندارم. به‌ندرت بچه‌اي پيدا مي‌شود كه زمان پيري به قول معروف عصاي دست پدر و مادر باشد. و فكر می كنم احساس تو نسبت به بچه‌دار شدن به دليل ديدن مشكلات ديگران در اين رابطه است،‌و اين‌كه حس عاشقانة والدين به فرزند را درك نمي‌كني. انسان وقتي مي‌بيند موجودي كه از وجود خود او ريشه گرفته در حال رشد كردن است، لذت مي‌برد، و تو اين حس را تا وقتي خودت بچه‌دار نشوي نمي‌فهمي و فقط دردسرها به چشمت مي‌آيند.

    دوست نداشتي فوتباليست بشوي؟

    نه، تنبل‌تر از آن هستم كه فوتبال بازي كنم! چون هيچ‌وقت آمادگي جسماني لازم را نداشتم. به هر حال فوتبال هم شغل ماندگاري نيست. اين همه فوتباليست در طي اين سال‌ها بعد از تمام شدن دورة بازيكني رفته‌اند و ديگر اسمي از آن‌ها نشنيده‌ايم، حتي در حاشية فوتبال. موفقیت در خیلی از کارها ذاتی است. من ذات فوتبالیست شدن نداشتم.

    راستي علاقه‌ات به فوتبال از كي شروع شد؟

    به طور دقيق از سال 53. قبل از آن چند خاطرة پراكنده از فوتبال دارم، يكي سال 47 و قهرماني ايران در جام آسيايي كه در گرگان از راديو با گزارشگري آقای عطا بهمنش آن را گوش كرديم. سال 51 هم كه به تهران آمدم علاقه‌اي به فوتبال نداشتم، ولي يكي از دوستانم كه طرفدار فوتبال بود، دو بار من را به استاديوم برد، سال‌هاي 51 و 52. بار اول استاديوم امجدیه (شيرودي) بود و از دور شاهد مسابقه بوديم. بار ديگر رفتيم استاديوم آزادي به تماشاي بازي های جوانان آسيا، مسابقة ايران با كويت بود شاید، كه آن را هم از فاصلة دور – طبقة دوم، قسمت شمال غربی - ديدم و انگار فوتبال را حس نكردم، بنابراين هيچ احساس مثبتي هم در من به وجود نيامد. سال 53 سرباز بودم، تيم ابومسلم تازه در مشهد تشكيل شده بود و روزی که در استاديوم سعدآباد (تختي) آنجا با تيم پاس مسابقه داشت، دوست و همدوره ای ام مرتضي شيرازي – که یادش به خیر – مرا به ورزشگاه برد. هم‌خانه‌ام هم بودیم. او بچة تهران و خورة فوتبال بود. اصلاً خودش فوتبالیست بودی توی محله شان. بلیت زیر جایگاه را گرفت، چون با توصیفی که از تجربه های گذشته ام در تماشای فوتبال داشتم، انگار مشکل را درک کرده بود و گویا رسالت داشت که مرا به فوتبال علاقه مند کند. فاصلة ما تا زمين اين بار خيلي كم بود ومن حتي صداي نفس‌نفس زدن بازيكن‌ها، ‌درگيري‌هاي‌شان و ضربة پاها به توپ و فریادها را مي‌شنيدم و بالاخره مِهر فوتبال به دلم افتاد! بعد از آن خورة فوتبال شدم. از تلويزيون تماشا مي‌كردم و هر هفته براي تماشاي مسابقه‌هاي ابومسلم به استاديوم سعدآباد مي‌رفتم. از سال 54 هم كه دوباره به تهران آمدم، هر پنج‌شنبه و جمعه يا به تماشای مسابقه ها مي‌رفتم، در گرما و سرما، آن هم اغلب تنها! پس از انقلاب شتاب روزگار و گرفتاري‌هاي كار و زندگي باعث شد از استاديوم رفتن صرف نظر كنم و تا مدتي هم مسابقه‌ها را دنبال نمي‌كردم، چون از تلويزيون هم به‌ندرت فوتبال پخش مي‌شد. دورة بعدی گرایش به فوتبال از جام ملت های آسیا در سال 1375 شروع شد که به نظرم فصل تازه ای از فوتبال ایران هم بود. به هر حال اگر بخواهی دلیل علاقه ام را بدانی، به نظرم فوتبال بازي مهيج و دراماتيكي است، و ‌از نظر زيبايي‌شناسي هم است، يك زمين سبز با مهره‌هايي در دو رنگ كه به طور حساب‌شده توپ را بين هم ردوبدل مي‌كنند، به‌خصوص اگر زنده پخش شود جذابيت بيش‌تري دارد، چون حادثه‌اي است كه در لحظه اتفاق مي‌افتد و همراهش مي‌شوي. عوامل زيادي در جذابيت فوتبال نقش دارند، ولي درك آن‌ها بستگي به علاقة شخصي هر كسي دارد، مثلاً ممكن است تعبير من از حركت های يك بازيكن فوتبال مثل باله باشد اما همين حركت ها به نظر ديگران بي‌معني بيايد. من هم از بازي بيس‌بال و كريكت خوشم نمي‌آيد و با ديدن تماشاگران زياد آن تعجب مي‌كنم.

    کلاس اول دبستان را هميشه با ديكته‌هاي تو از كتاب "باغ" آقای پرويز دوايي به ياد مي‌آوردم. ديكته گفتن هم يكي از آن دردسرهاست! يك شب كلمة "سبب" را گفتي بنويس. هنوز حرف س را نخوانده بوديم. آن قدر اصرار كردي كه من اشكم درآمد و بالاخره سبب را نوشتم. تا نوشتم گفتي: «ديدي كاري نداشت؟»

    دلم نمي‌خواست در حد كتاب ياد بگيري و متوقف بماني. ديكته گفتن از كتاب برايم كار خسته‌كننده و بيهوده‌اي بود، و به خاطر علاقه به نوشته‌هاي پرويز دوايي و سادگي آن‌ها فكر مي‌كردم كه شاگرد كلاس اولي هم مي‌تواند قصه‌ها را بنويسد. حتي خودم با تغيير كلمه‌هايي كه هنوز نخوانده بودي سعي داشتم كار را ساده‌تر كنم. تو هم مقاومت مي‌كردي، چون به ريتم كند آموزش مدرسه عادت كرده بودي، ولي بالاخره مي‌نوشتي! آن موقع كه مي‌نوشتي به مشكل بودن كلمه‌ها فكر مي‌كردي؟

    نه، به زورگو بودن تو فكر مي‌كردم!

    هيچ لذتي نمي‌بردي؟

    نه، چون بعد از خواندن ديكته‌ها چيزي از آن نمي‌فهميدم. بعضي از آن‌ها انگار شعرهاي شاملو اما به نثر است، كه در آن سن برايم نثري ناآشنا بود. الان برايم جذاب است ولي آن زمان كه چيزي نمي‌فهميدم.

    به هر حال من مي‌خواستم تو چيزي بيش‌تر از كتاب ياد بگيري و ديكته‌هايت با بقيه فرق داشته باشد. نظر معلمت چي بود؟

    برايش جالب بود، ديكته‌ها را مي‌خواند و دور كلمه‌هايي كه هنوز توی کلاس نخوانده بوديم خط مي‌كشيد و هم‌كلاسي‌هايم از ديدن دايره‌هاي دور كلمات تعجب مي‌كردند. براي خودم هم آن دايره‌ها و دهان باز بقية شاگردها لذت‌بخش بود.

    مقاومت تو در برابر ترجمه كردن هميشه برايم سؤال بوده. بعد از اين‌كه مصاحبة امير نادري را ترجمه كردي، از نثر خوبت تعجب كردم و خوشحال شدم. وقتي پرسيدم چرا اين همه مدت كار نكردي، گفتي از تو مي‌ترسيدم. چرا می ترسیدی؟ فكر مي‌كردي اگر نتيجة كارت بد می بود من جار می زدم و همه را خبردار مي‌كردم؟

    چون اعتماد به نفس ندارم. حتي بعد از تأييد تو، هر بار هر خطي كه ترجمه مي‌كنم، نگران ايراد گرفتن تو هستم. چون آدم رْكي هستي و اين البته خيلي خوب است.

    پس داری خودآزاري می کنی، چون اولين كارت قابل قبول بوده. خودت که می دانی من در این مورد تعارف ندارم. نيازي به پارتي‌بازي يا تأييد من نيست. هر بار بعد از چاپ شدن مجله، بقيه هم كارت را تأييد مي‌كنند. این را از خیلی ها شنیده ام. مشكل تنبلي خودت است.

    از سرزنش کردن من كه بگذريم، ياد خاطرات بچگي خودت مي‌افتم. زماني كه در گرگان تيله‌بازي مي‌كردي، هيچ به ذهنت هم مي‌آمد كه روزي پديدة DVD به وجود بيايد؟

    كي فكرش را مي‌كرد؟ نسل ما در دوره‌اي از تاريخ زندگي كرد كه از گاوآهن تا تكنولوژي ديجيتال را تجربه كرده است. خيلي سريع اين اتفاق ها افتاد. يادم مي‌آيد در فيلم‌هاي پليسي دهة 1960 آدم‌ها که توی ماشين با تلفن صحبت مي‌كردند، با خود مي‌گفتم چنين چيزي مسلماً فقط در فيلم امكان‌پذير است.

    هنوز هم در گذشته زندگي مي‌كني؟

    من در حال زندگي مي‌كنم، ولي به گذشته فكر مي‌كنم. دلم مي‌خواست با برگشت به گذشته، اشتباه‌هايم را جبران كنم.

    بيش‌تر احساس مي‌كنم حسرت گذشته را مي‌خوري...

    نه، چون گذشتة خوبي نداشتم كه حسرتش را بخورم، ولي الان تجربه‌هايي به دست آورده‌ام كه با خود مي‌گويم اي‌كاش مي‌شد با همين تجربه‌ها به گذشته برگردم تا اشتباه‌هاي آن زمان را تكرار نكنم. اي‌كاش مي‌شد زمان را به عقب برگرداند. دلم مي‌خواهد يك سال از زندگي‌ام را بدهم تا يك روز در دورة مثلاً قاجار زندگي كنم! خيلي وقت‌ها به اين موضوع فكر مي‌كنم.

    خيلي وقت‌ها جدا از فاصلة بين نسل‌ها، فكر مي‌كنم چه‌قدر خوب است كه فرزند با پدر و مادرش راحت باشد، دوست باشد. من در مورد تو و خودم چنين حسي را دارم. احساس راحتي مي‌كنم. البته دليل مهمش داشتن نقاط مشترك رفتاري و احساسي‌ست، و از اين بابت واقعاً خوشحالم.

    من هم با وجود عشق پدر به فرزندانش، نسبت به تو و قصیده احساس سلطه و قدرت ندارم واز رابطة دوستانه‌اي كه بين‌مان هست لذت مي‌برم.

    خيلي از دوستانم از اين‌كه پدرم را «تو» خطاب مي‌كنم، متعجب مي‌شوند. در حالي كه براي خودم عادي و خوشايند است.

    براي من «شما» گفتن تو حالت كنايه و اعتراض دارد. انگار بخواهي از من فاصله بگيري و این، صميميت را كم می كند..

    . باز برگرديم به فوتبال...! از چه زماني در دفتر مجله با همكارها فوتبال مي‌بينيد؟

    از وقتي كه تلويزيون مسابقه‌ها را مستقيم پخش مي‌كند. البته بستگي به اهميت و حساسيت بازي هم دارد.

    حتي در روزهاي شلوغ كاري؟

    بله، چون همه چيز تعطيل مي‌شود!

    خيلي‌ها اين كار شما را مسخره مي‌كنند..

    .طبيعي‌ست، چون از نظر بعضي‌ها فوتبال پديده‌اي جهان‌سومي، عقب‌مانده و مخصوص بچه‌هاست. و اين‌كه آدم‌هايي به سن‌وسال ما با علاقه آن را دنبال مي‌كنند، مسخره به نظر مي‌آيد. شاید به نظر من هم چنین عقیده ای مسخره بیاید.

    من خودم فوتبال دوست ندارم، ولي يادم مي‌آيد روزی در دفتر مجله بودم و مسابقة فوتبال هم مستقيم در حال پخش بود و توی اتاق مصاحبه، همراه شما مشغول تماشا شدم. واقعاً تماشا كردن جمع شما جالب‌تر از خود مسابقه بود...

    بخشي از خاطرات شيرين كار در مجله، همين جلسه‌هاي تماشاي فوتبال است، و چون اكثر همكارها به فوتبال علاقه دارند جذابيت جمع بيش‌تر مي‌شود. وقتي مسابقة مهمي قرار است پخش شود، تعداد تماشاگرها بيش‌تر مي‌شود و اظهار نظرها و حرف‌ها هم جالب‌تر. خيلي وقت‌ها به اين فكر افتاديم كه از خودمان در حال تماشای فوتبال فيلم‌برداري كنيم! بعضي وقت‌ها اتاق مصاحبه آن‌قدر شلوغ مي‌شود كه عده‌اي ايستاده تماشا مي‌كنند، و مزه‌اش به همين در جمع تماشا كردن است. با اين‌كه خيلي وقت است استاديوم نرفته‌ام ولي فضايش هنوز يادم مانده، و حالا كه امكان رفتن به استاديوم نيست، با جمعي كوچك‌تر آن را در دفتر مجله تجربه مي‌كنيم.

    نكتة مهم اين است كه شما در طول روز و ماه و سال مشغول كار جدي هستيد و گاهي براي تفريح دور هم جمع مي‌شويد و فوتبال مي‌بينيد.

    من هم فكر نمي‌كنم براي كساني كه به قول تو كار جدي مي‌كنند چنين زنگ تفريحي بد باشد.

    اخیراً هم که پیله کرده ای به بیلیارد...

    آه... عاشق بیلیاردم! البته در مورد این یکی، هم تماشایش را دوست دارم و هم - بیشتر - بازی کردنش را. ماهوت سبز میز بیلیارد، مثل چمن سبز فوتبال زیباست و دلم را می برد. میزهای به رنگ دیگر را دوست ندارم. و چه صدایی دارد برخورد شارها. یکی از ساندافکت های زیبای زندگی ست. مثل صدای قطار که خیلی دوست دارم. البته اخیراً هم پیله نکرده ام به بیلیارد. این هم یکی از عشق های قدیمی ام است که از سال 1350 و زودتر از فوتبال شروع شد. اما خب تا همین پنج شش سال پیش باشگاه های بیلیارد تعطیل بود و حدود بیست سال در فراقش بودم... راستی می خواستم از تو بپرسم که نظرت در مورد علاقة من به فوتبال و بیلیارد چیست و فرقش با علاقه ام به سینما...

    علاقه ات به فوتبال و بیلیارد که برایم عجیب است، چون خودت خیلی آرامی و پیش از این ها تصور نمی کردم تحرک و هیجان را دوست داشته باشی. این دو همیشه برایت تفریح بوده اند، گرچه با آن ها زندگی می کنی، ولی علاقه ات به سینما را خودم از بچگی لمس کردم. سینما دیگر برایت سرگرمی یا حرفه نیست، بخشی از وجودت شده...

    تو هیچ وقت سرزنشم نکرده ای که چرا فوتبال تماشا می کنی یا چرا بیلیارد بازی می کنی. اغلب وقتی که تماس می گیری می پرسی: "داری فوتبال تماشا می کنی؟" و این را طوری می پرسی که سرزنش توی لحنت نیست و اغلب با شوخی می پرسی. آخرش هم که می خواهی تماس را قطع کنی می گویی: "برو فوتبالت را ببین!"

    از برنامه ات خبر دارم. اگر مشغول کار نباشی پس حتماً داری فوتبال می بینی! البته بعضی وقت ها از نظر من کلافه کننده است، چون فکر می کنم مثل خوره به جان آدم می افتد و از کار و زندگی آدم را می اندازد.

    حالا واقعاً بگو ببینم این شایعاتی که در مورد بداخلاقی من وجود دارد و خودت هم اشاره ای هم کردی تا چه حد واقعیت دارد؟ خودم که اعتراف هایی کردم، اما فکر می کنم نظر آدمی که یک بار مرا در حالت بداخلاقی دیده یا کسی که با بدقولی اش خلق آدم را تنگ می کند، فرق می کند با کسی که آدم را در حالت های مختلف دیده است. بی انصافی است اگر بگوید همیشه بداخلاق بوده ام.

    من که گفتم فقط در محل کار بد خلقی،که آن هم به نظر من لازم است،باز هم می گویم وقتی پایت را از مجله بیرون می گذاری رفتارت دل پذیر می شود.نمی دانم آیا کسانی که موقع بد خلقی هایت در محل کار تو را دیده اند،بیرون از آن جا هم تو را دیده اند و آیا نظرشان عوض شده یا نه؟

    والله نظرخواهی نکرده ام، ولی من بیرون از محل کار هم با کسانی معاشرت دارم که اگر غیرقابل تحمل باشم، خب تحملم نمی کنند... سوال بعدی...

    نه، دیگر سوالی ندارم. فکر می کنم بیش تر از کافی سوال پرسیدم...

    همه اش همین بود؟ چه بچة خوبی! چنان دورخیزی کردی که فکر می کردم کلی حرف داری و حالا می خواهی سوال پیچم کنی و پدرم را در بیاوری...

    نه. واقعاً سوالی ندارم. "برو فوتبالتو نگاه کن"!

    ولی من ول کن نیستم. بگو ببینم بدترین خاطره ای که از من داری چی بوده؟

    کلاس اول دبستان بودم، روزی دیر به خانه آمدم و تو شب فهمیدی. چنان توگوشی جانانه ای نثارم کردی که فردایش معلمم از دیدن صورتم ترسید، خودم دلیل تعجبش را نفهمیدم، تا زمانی که در آینه صورتم را دیدم. نمی دانم که آن سیلی تاثیری در من گذاشت یا نه. ولی هروقت یادش می افتم ناراحت می شوم.

    تا جایی که یادم می آید، آن تنها باری بود که به تو سیلی زدم و برای خودم هم خوشایند نبود. حالا بهترین خاطره ات را بگو...

    سفر هند پارسال که از لحظه لحظه اش لذت بردم. از شروع تا پایانش مثل رویا بود، مسیر فرودگاه تا هتل، مهمانی در هوای شرجی، دهلی تا آگرا، تاج محل در باران، پالیکا بازار، دهلی کهنه. علاقه دیوانه وارم به هند جدا از همسفر شدن با توست. می دانم اگر با شخص دیگری به این سفر می رفتم قطعاً الان این حس را نداشتم. خب حالا دیگر واقعاً برو فوتبالتو نگاه کن



    منبع خبر : وبلاگ تخته خاكستري
    دوشنبه,6 آبان 1387 - 7:27:33

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو
    اخبار مرتبط:

    نظرات

    تایماز زضوانی
    دوشنبه 6 آبان 1387 - 12:2
    0
    موافقم مخالفم
     

    به این می گویند یک مصاحبه ی "دلی" . یادش بخیر جناب گلمکانی! به بهانه ی "گزارشگران فوتبال" مزاحمتان شدیم و شما _ حین گفتگو _ درگیر فوتبالی بودبد که از آن تلویزیون کوچک پخش می شد. همیشه سرزنده باشید

    بهاره
    دوشنبه 6 آبان 1387 - 15:1
    -3
    موافقم مخالفم
     

    مصاحبه خیلی قشنگی بود . ممنون

    با ارزوی موفقیت برای اقای گلمکانی عزیز و همه همکاران محترمشون در مجله فوق العاده فیلم


    پنجشنبه 9 آبان 1387 - 0:38
    -3
    موافقم مخالفم
     

    مجله فیلم خیلی ضعیف شده

    حالا بیشتر جای خالی دنیای تصویر رو حس میکنم

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات