اشکان
سهشنبه 17 دي 1387 - 20:25
| 6 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
ممنون آقای جاهد. این نوشته دقیقاً همان چیزی بود که این بحث کم داشت. یعنی حرفی بود که در این میانه گم شده بود. چه خوشمان بیاید چه نیاید... چه با فلسفهی پسامدرن بسازد چه نسازد هنوز هم تقسیمبندی هنر روشنفکرانه و عامهپسند وجود دارد. هنوز هم وجود دارند فیلمهای روشنفکرانهی خوشساختی (بالعکس نظر آقای امیر قادری که تمام فیلمهای خوشساخت را در یک رده میگذارد) که توسط سلیقهی عامه پس زده میشوند. در صورتیکه چیزی کم ندارند. البته من هنوز فیلم آقای اصلانی را ندیدهام پس صحبتم فارغ از این فیلم خاص است. به عنوان مثال آقای امیر قادری فکر میکنند چند درصد مردم با هشت و نیم فلینی یا با کلهپاککن لینچ حال کنند؟ این هر دو فیلمهایی با ریتم بسیار کند و آرام و ضد داستانگویی کلاسیک هستند اما هر دو از تعریف داستان خود به بهترین نحو بر آمدهاند. پس مشکل چیست که این فیلمها تماشاگر خاص و محدود دارند؟ من فکر میکنم آقای امیر قادری زیادی از تفکرات شکستخوردهی پسامدرن که مرزی بین هنر عامهپسند و روشنفکرانه وجود ندارد و اتفاقاً هرچه عامهپسندتر باشد دشوارتر و بهتر است، ذوقمرگ شده است!
|
سعید
سهشنبه 17 دي 1387 - 22:31
| 6 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
درود بر این جوابیه کامل 100 درصد با اقای جاهد موافقم
|
چهارشنبه 18 دي 1387 - 0:21
| 0 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
کلا معنای نقد منفی برای قادری یعنی طعنه و تمسخر و توهین .مگر آنکه اثر متعلق به کیمیایی باشد.
|
farshid
چهارشنبه 18 دي 1387 - 1:2
| 2 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
برای سینمایی که قرار است اصلانی نخبه و استاد ان باشد متاسفم .کاش دوستان به جای اصرار به شاهکار بودن اتش سبز نیم نگاهی به سینمای امروز دنیا می کردند تا متوجه شوند سینما چطور فلسفه روان شناسی جامعه شناختی و ... را در خدمت سینما در اورده و به اعتلای امروز رسانده است . مرز بندی بین سینما ی عامه پسند و نخبه گرا مضحک ترین برداشتی است که میشود از سینما داشت .سینما سینماست وجادوی سینما معنی ظریفی دارد این که یک تماشاگر عامه می تواند کنار یک منتقد بزرگ بنشیند و هر دو فیلم را ببینند ولی فیلم متعلق به هیچ کدام از این دو تا ادم نیست هر کدام فیلم خودشان را می بینند و فیلم را در پایان دوست خواهند داشت یا مزخرف قلمداد می کنند .هر اثری بعد از خلق دیگر متعلق به طبقه یا گروه خاصی نیست .فیلم حتی بعد از اکران متعلق به کار گردان هم نیست .فیلم متعلق به تماشاگری است که شاید گوشه ای ازاین دنیای خاکی توی دنیای خودش فیلم می بیند . نگاه موشکافانه ی یک منتقد و تحلیل یا انالیز یک فیلم هر گز نمی تواند یک فیلم ضعیف را از ورطه ی شکست نجات دهد .سینما سینماست و هر گز موفقیت اثار هیچکاک مدیون نگاه موشکافانه ی استیون شارف نخواهد بود . کاش سینمای انتونیونی و برگمان را با سینمای اصلانی مقایسه نمی کردید .نمی دانم اگر قرار بود اصلانی نظرات هایدگر را به فیلم تبدیل می کرد به احتمال زیاد ترجیح می داد از یک کلاس فلسفه دانشگاه فیلمبرداری کند !! سینما سینماست و به همه ی کسانی که فیلم را دوست خواهند داشت یا بیزارشوند تعلق دارد با سنجاق شدن فیلمساز به فیلم چیزی حل نمی شود. قصه گویی و روایت در سینما چیزی نیست که هر فیلمسازی صرف مخالفت با شیوه ی رایج ان را از بیخ و بن خراب کند چون ممکن است روایت خود ساخته اتشی باشد که کل اثر را بسوزاند . توهین اصلانی به قادری و سایت سینمای ما و نیما حسنی نسب و همه ی کاربران سایت فقط شان و منزلت ایشان را زیر سوال خواهد برد . farshid
|
مسافران
چهارشنبه 18 دي 1387 - 17:2
| 1 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
ممنون آقای جاهد اگر می شود یه سایت جدید بزنید که فیلتر نباشه
|
negin
چهارشنبه 18 دي 1387 - 19:45
| -2 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
khanoom keramati kheili honarmand hastan....arezooye kasbe movaffaghiat haye rooz afsoon baraye ishoon daram
|
عسل
چهارشنبه 18 دي 1387 - 23:57
| 0 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
با حرفهای آقای جاهد کاملا موافقم...خیلی روشن و منصفانه حرف زدن.
|
مائده
پنجشنبه 19 دي 1387 - 2:6
| -5 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
این جاهد همان است که کتاب نوشتن با دوربین را نوشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
پنجشنبه 19 دي 1387 - 2:17
| 1 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
متاسفانه منتقدینی چون امیر قادر ی و جواد طوسی به علت کم بود سواد هنری و سینمایی با عدم درک فیلم ها روربرو می شوند . اینها بیش از آنکه افرادی با سواد یا هنر خوانده باشند ( نه امیر قادری و نه جواد طوسی سینما نخوانده اند ) عشقه سینما اند و نقد هایی عوامانه دارند. اگر کسی شعر مولوی یا سعدی را نفهمید ضعف از خالق اثر نیست بلکه ضعف از خواننده است که اطلاعات کافی را برای رمز گشایی نمادهای شاعر ندارد
|
هاله
جمعه 20 دي 1387 - 11:55
| -3 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
فقط يه نگاه به ديالوگهاي آتش سبز بندازين كه چطور در يك صحنه يكي با لحن صد سال پيش حرف مي زنه و يكي(مخصوصا پگاه آهنگراني) مثل جووناي الان.يا به بحثهاي فلسفي!! مهتاب كرامتي و پگاه آهنگراني و ................نظر آدمايي كه مي گن فيلمو دوست دارن برام محترمه ولي كاش بجاي گفتن "فيلم فلسفي" و "ملي" و از اينجور حرفها بگن مثلا از چي تو فيلم خوششون اومده.نه مثل آقاي طوسي كه تو نقدشون تو ماهنامه فيلم گفتن فيلم باعث شده برن نگاهي به شاهنامه و عطار و...بندازن.
|
محمد ش
جمعه 20 دي 1387 - 12:6
| 1 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
وقتي كسي هيچكاك را به عنوان سينماگر قبول ندارد، معني ان اختلاف سليقه هنري نيست. او سينما را نفهميده است.
|
سایه
يکشنبه 22 دي 1387 - 22:38
| 4 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
فداتون شم با ین همه اظهار نظرهای فیلسوفانه ! به قول دوستم این فیلم زیر نویس فارسی می خواست ! کاش حداقل رو سردرش می نوشتند فیلم معناگرا ! اونوقت حداقل تکلیف خودتو می دونستی ! بقول اون دوست محترم تکلیف فیلم با زمان و زبان رایج زمانش هم حتی مشخص نبود و از همه مضحکتر اون صحنه ای بود که مهتاب و پگاه مثل مجسمه وسط پارک ژست گرفته بودند ! متاسفم که علیرغم تمام علاقه ام به ادبیات کهن پارسی باید 10 دقیقه فیلم را می خوابیدم و سقلمه های دوست بیچاره ام که به پیشنهاد خودم به دیدن این فیلم آمده بود ، هر نیم ساعت یک بار من را از جا می پراند ! واقعاً که حیف آن همه هزینه !
|
عاطفه
چهارشنبه 25 دي 1387 - 10:53
| -1 |
 |
 |
|
خاطرات من از اصلانی... و این که «آتش سبز» را دوست دارم
فرشید عزیزبسیار سنجیده و دقیق حرف زدی. متاسفانه عرصه هنر( سینما) در ایران یا به ورطه لودگی میافتد یا آنقدر درگیر فلسفیدن( آری فلسفیدن!) کارگردان میشود که برای درک نگاه مثلا فیلسوفانه او نیاز مبرمی احساس میشه که بعد از هر سانس ایشان بیان و توضیح بدن که منظورشان از فلان چیز چه بوده . اصلا این چه رسمی است که در ایران خالق اثر باید به اثر سنجاق شود تا هر جا که این تماشاگر کند ذهن مغرض بی دانش و دارای سلیقه ای نازل ( چکار کنم؟هر وقت انتقادی به امثال این آثار وارد شده تماشاگر بینوا را متهم به هین صفتها کرده اندو حتی عقل سلیم او و واکنش پیش انتقادی اش را هم زیر سوال برده اند!)کم آورد بلافاصله مثل یک وکیل مدافع از آن دفاع کند . آقای جاهد بهتر است از شیفتگی خود نسبت به افراد کم کنید و با اثر و خود فیلم روبرو شوید. مقایسه برگمان و اصلانی ....!! یکی از ظالمانه ترین تلقی هاست ! آیا همین که کسی قلمبه سلمبه هایی گفت که به نظر سنگین و دیر هضم است باید با استادان فن همتراز قرار گیرد؟ کار نیکان را قیاس از خود مگیر گر چه باشد در نوشتن شیر شیر!!
|