سينمای ما - ستون هفتگي نيما حسني‌نسب در روزنامه «فرهنگ آشتي»-3 / ... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!
چهارشنبه 21 بهمن 1388 - 8:13

I نظرسنجی I

بهترین فیلم جشنواره 28 را انتخاب کنید




سينماي جهان
من تسلیم شده‌ام
همه چیز با فیلمنامه آغاز می‌شود و به پایان می‌رسد
جورج كلوني این بار واقعا روانه بيمارستان شد
مریل استریپ امسال هم گزینه اصلی اسکار است
جیم شرایدن برای فیلم تازه‌اش دنیل کریگ را انتخاب کرد
سایت‌اند ساند 50 فیلمساز نامتعارف سینما را معرفی كرد
معرفی کامل فیلم «جی آی جو: ظهور کبرا» - حامد مظفری
سال‌هایِ از دست رفته (یادداشت گِئورگ ویلیامسون بر فیلم «تابستان» ترجمه پیمان جوادی)
گفتگویی با استاد ژاپنی انیمیشن جهان به بهانه نمایش فیلم تازه‌اش
قسمت‌های پنجم و ششم «اسپایدرمن» را نویسنده «زودیاک» می‌نویسد
فرار بزرگ (یادداشت برایان لوری –ورایتی- بر مجموعه تلویزیونی «فرار از زندان: فصل اول» ترجمه پیمان جوادی)
معرفی کامل «آدم‌های بامزه» - حامد مظفری


استشهادي براي خدا


  (36 رأي)

گارگردان :
علیرضا امینی
ماجراهای اینترنتی


  (22 رأي)

گارگردان :
حسین قناعت
تنها دوبار زندگی می‌کنیم


  (137 رأي)

گارگردان :
بهنام بهزادی
صداها


  (93 رأي)

گارگردان :
فرزاد موتمن
محاكمه در خيابان


  (322 رأي)

گارگردان :
مسعود کیمیایی
آقای هفت رنگ


  (71 رأي)

گارگردان :
شهرام شاه حسینی
نیش و زنبور


  (100 رأي)

گارگردان :
حميدرضا صلاحمند
کتاب قانون


  (350 رأي)

گارگردان :
مازیار میری
دو خواهر


  (1343 رأي)

گارگردان :
محمد بانکی



ستون هفتگي نيما حسني‌نسب در روزنامه «فرهنگ آشتي»-3
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!


سينماي ما- نيما حسني‌نسب: موضوع جدي، شوخي‌بردار نيست (عجب كشف حكيمانه‌اي!) و بايد درباره‌اش درست و اصولي، از روي حساب و كتاب و براساس منطق و معيار و ملاك‌هاي همان موضوع حرف زد، بحث و جدل كرد و تصميم گرفت. موضوع جدي آدم‌هاي جدي هم مي‌خواهد؛ آدم‌هايي كه صراحت و صداقت و شرافت را با دانش و تسلط و آگاهي به آن موضوع تركيب كنند تا در نهايت محصولي كه از دل اين شرايط بيرون مي‌آيد، كيفيت و قدرت اثرگذاري داشته باشد و همه جا مشتري برايش سر و دست بشكند. حالا از اين‌ افاضات به‌ظاهر بديهي مي‌خواهم چه نتيجه‌اي بگيرم؟

در تب و تاب مراسم داغ و جذاب گلدن گلاب و شور و حال و طعم خوش پيروزي و برنده‌شدنش و در آستانه اعلام كانديداهاي دريافت اسكار و هيجان و لذت اين رقابت پر مخاطب و پر زرق و برق و رقابت تنگاتنگ بر سرِ كيفيت و آمار فروش محصولات سالانه سينمايي ، عده‌اي هم يك گوشه مشغول "آن كار ديگر" هستند؛ كانديدا كردن نام‌هايي براي نامزدي و دريافت تمشك طلايي بدترين‌هاي سينمايي سال! تا اين‌جاي قضيه را كه هر سال در همين روزها داشته‌ايم و چيز تازه‌اي نيست. نكته‌اي كه به قول قديمي‌ها پندآموز و باعث عبرت است، حضور نامِ نامي و پر شكوهي مثل آل پاچينو ميان كانديداهاي بدترين بازيگر سال سينماي آمريكاست، آن‌ها با دو فيلم كه ركوردي تكرارنشدني به نظر مي‌رسد. گمان كنم حالا يواش‌يواش مي‌توانيم به جمله ظاهراً بديهي اول ماجرا بگرديم كه "موضوع جدي، شوخي‌بردار نيست" و سينما هم براي دنيايي كه درش زندگي مي‌كنيم و براي آدم‌هايي كه قصد دارند در مناسبات آن دخالت و تاثير داشته باشند، يكي از جدي‌ترين موضوع‌هاست.
موقع اعلام نامزدهاي تمشك طلايي، با ديدن اسم آل پاچينو به رسم و عادت مالوفِ اين‌جاييِ خودم شك كردم كه اشتباه گرفته‌ام يا دارم فهرست ديگري را مي‌خوانم. آخر مگر ممكن است اسم آلِ بزرگ كه روي سنگ بگذاري آب مي‌شود، دوبار در بدترين‌هاي بازيگري يك سال بيايد؟ نكند داوران و برگزاركنندگان تمشك طلايي شوخي‌شان گرفته ؟! اما نه، موضوع كاملاً جدي‌ و در عين حال خيلي هم ساده و طبيعي است. در يك مكانيسم درست و اصولي مي‌شود نام يكي از ركورداران كانديداتوري اسكار و - به اعتقاد خيلي‌ها – بزرگ‌ترين بازيگر زنده تاريخ سينما كانديداي دو تمشك طلايي بشود، چون بزرگي و كيفيت را مثل مدرك يا نشان و سردوشي به كسي الصاق نمي‌كنند كه ديگر نشود ازش پس‌ گرفت. حتي اگر پاچينو هم باشي، تا وقتي حضور داري، بايد كار خودت را درست انجام بدهي، وگرنه ممكن است يك روز قبل از مراسم اسكار (روز هميشگي برگزاري مراسم تمشك طلايي) حتي برنده (؟!)‌ي اين جايزه هم بشوي. منتها فرقش اين است كه فرداي آن روز، اگر اسم آل پاچينو را براي اهداي يك اسكار روي صحنه صدا كنند، تمام حاضران سالن كداك تياتر به حرمت بزرگي‌اش از جا بلندمي‌شوند ... و اين يعني همان سيستم درست و اصولي كه محصولاتش ميلياردها نفر را در سراسر دنيا به خودش جذب مي‌كند.
خاطرم نيست كه اين جمله را از چه كسي شنيدم، ولي درود بر او كه گفت «هنر ، ورزش نيست كه پيش‌كسوت داشته باشد.» ما سال‌هاي سال است كه داريم درست برخلاف اين نظريه رفتار مي‌كنيم و نتيجه‌اش را هم كه با چشم غير مسلح و نمره عينك بالا هم مي‌شود به روشنيِ آقتاب ديد. در چنين شرايطي است كه نوشته‌هاي‌مان پر شده از حرف‌ها و جدل‌هايي كه مبنايي جز عدد و رقم تقويمي و شناسنامه‌اي ندارد. اين‌شكلي‌ست كه طرح زرشك بلورين انجمن منتقدان ايران فقط يك سال عمر مي‌كند . فيلم فلاني را نمي‌شود به صراحت و صداقت به نقد تند و تيز كشيد، چون مويي سفيد كرده كه البته مي‌تواند حاصل گچ و آرد باشد و تازه با مقادير اندكي رنگِ موي ناقابل هم قابل تغيير و ترميم است. در اين شرايط نابه‌سامان است كه هنوز خاك صحنه به سر و روي ساييدن نشانه فضيلت است و هر كس مهره‌هاي كمر انعطاف‌پذيرتري داشته باشد، هنرمند محترم‌تر و بزرگ‌تري‌ست!

ماجرايي كه همين چند هفته در مطبوعات پيش آمده و به جدال قلمي و كلميِ مختلفي كشيده، دقيقاً از همين روحيه و تربيت و فونداسيونِ غلط ناشي مي‌شود. مثلاً مي‌گويند چون فلان استادِ گران‌مايه درباره تاريخ هنر نقاشي و نگارگري در قرن چهار و پنج هجري اطلاعات عمومي خوبي اندوخته، پس فيلمساز قابل احترام و توانايي‌ست و فيلمش را با هر كيفيت نازل و مغشوشي بايد ستود و مخالفانش را به ناداني متهم كرد! بزرگوار ديگري كه به گردن تئاتر ايران حق استادي دارد و تاريخ نمايش شرق دور را مثل كف دست مي‌شناسد، همه فيلم‌هايش هم مشمول اين قاعده كيفي مي‌شود وجوان‌ترهاا (خصوصاً آن‌‌ها كه گاهي عمل شنيع كافي‌شاپ‌رفتن را هم مرتكب مي‌شوند)، حق ندارند درباره كيفيتِ فيلمِ تازه‌ي فلان هنرمندي كه ساختارهاي نمايش سنتي تعزيه و تخت‌حوضي ايران را مثل جدول ضرب از بر است، حرف بزنند و يادداشت بنويسند و ارزش‌گذاري‌اش كنند...

اين قصه سر دراز دارد و اين ستون متاسفانه سر و ته كوتاهي دارد، پس به مبناي سنت «العاقل الاشاره» كوتاهش كنم و از ته دل آرزو كنم يك تمشك طلايي هم به فهرست افتخارات بلندبالاي آل پاچينوي كبير اضافه شود، چون در چنين شرايطي و در چنين سيستمي حتي تمشك طلايي هم مي‌تواند طعم شيرين جايزه‌بردن داشته باشد. هالي بري بود گويا كه به فاصله‌ي يك سال بعد از گرفتن اسكار بازيگر نقش اول زن، تمشك طلا نصيبش شد و در حركتي شجاعانه روي صحنه رفت و تمشك را گرفت و از بابت يادآوري نمادين همكاران و هم‌صنفانش نسبت به كيفيت كارش تشكر هم كرد.
***
در يكي از دو فيلمي كه پاچينو براي بازي در آن كانديداي تمشك بدترين بازي سال شده، دومين رو در رويياو و رابرت دنيرو بازي است. دو غول يك نسل بازيگري كه نَفْسِ كنار هم بودن‌شان اين پروژه را خبرساز كرد، اما محصول كارشان ضعيف و نازل از كار درآمد و كسي هم نبود كه جلوي خطاي اين بزرگان سينه سپپر كند تا سينمادوست‌هاي واقعي به حرمت يك پلان از شاهكاري مثل «مخمصه» (مايكل مان) از اين يكي چشم بپوشند. قضيه به همين سادگي‌ست؛ فقط و فقط كسي مي‌تواند سكانس كافه‌نشيني دزد و پليسِ فيلم «مخمصه» را به يك يادگاري ابدي از قابليت‌هاي والاي هنر بازيگري تبديل كند كه موقع بازي در فيلم‌هايي مانند «88 دقيقه» يا «قتل موجه»، ظرفيت و دركِ كانديداتوري تمشك طلايي را هم داشته باشد. آن وقت ديگر لازم نيست مصاحبه‌هايي ترتيب بدهد و در آن بگويد انتخاب‌كنندگان نامزدهاي تمشك طلايي هر كدام N دلار پول مي‌خواستند و ...
اَه كه اين ستون‌هاي روزنامه‌ها هميشه درست در جاي حساس ماجرا پر مي‌شوند ... و حكايت همچنان باقي مي‌ماند.



منبع خبر : فرهنگ آشتي
سه شنبه,8 بهمن 1387 - 2:49:1

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات


سه‌شنبه 8 بهمن 1387 - 7:58
8
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

احسنت بر شما ادم جدی صریح صدیق شریف دانشمند مسلط و اگاه که براستی در حوزه ی سینماشناسی و ضمایم ان شایسته و بایسته ی همه ی این صفات هستید. زین پیش شیفته ی ان رفیق جنگتان بودیم چون خوانده بودیمش از این پس دلباخته هردویتان هستیم براستی که جوانی بهار گوهرپاشی هاست حتی برای گوهرپاشانی چون سرپیکوی کبیر! حالا فقط باید به بلندای اسمان نعره بزنیمattica!attica!attica!attica!attica!attica!attica!attica

محمد juve
سه‌شنبه 8 بهمن 1387 - 12:46
-17
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

وای خدای من هر چی می خوام گریه نکنم نمیشه

یعنی میشه آلی که توی بوی خوش زن , سرپیکو , راه کارلیتو و از همه مهمتر پدر خوانده بازی کرد و

4 بار پشت سر هم نامزد اسکار شده ......

ای خدا می خوام که این خبر دروغ باشه .


سه‌شنبه 8 بهمن 1387 - 14:18
22
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

سینما قواعد خاص خود را دارد و همانطور که اشاره کردید هیچ ارتباط مستقیم و غیر مستقیمی با نمایش روحوضی و نگارگری و نجاری و شیشه شویی و بقالی و ... ندارد . حتی ربطی ندارد به کارشناسان فرهنگی عزیزمان که قرار است در مقام داوری بزرگترین رویداد سینمایی یک کشور ( پر مدعا در این زمینه !) ابعاد یک فیلم را از جهات فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی !!! مورد بررسی و ارزیابی قرار دهند ...


سه‌شنبه 8 بهمن 1387 - 14:21
15
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

خدا را شکر که ستون روزنامه پر شد و تو از ادامه این حکایت نچسب باز ماندی

ژوکر
سه‌شنبه 8 بهمن 1387 - 15:48
8
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

بله. اگر آل پاچینو اینجا بود همه به هم می گفتیم بیایید به احترام موی سفیدش به رویش نیاوریم که از او قطع امید کرده ایم. بیایید خودمان را ضایع نکنیم، و با هنرمند سابقمان مانند پیرمرد از دست رفته ای رفتار کنیم که باید تنها با خم و راست شدن دروغینمان انتظار مرگش را بکشیم... بعد هم برایش بزرگداشت بگیریم. همین حالا یک نفر پیدا نمی شود که بگوید آن پرویز پرستویی که ما دوستش داشتیم، بازیگر به آن بزرگی چه شد؟ نهایت او بازی اش در به نام پدر و پاداش سکوت است دیگر؟ یعنی هیچکس نیست که وادارش کند مثل گذشته با نقشش دست و پنجه نرم کند و هنر بیافریند؟ نه. چون دوستان پرستویی حتما به او می گفتند مغرض. و مرگ هنرمندشان را رقم می زدند.

سام
سه‌شنبه 8 بهمن 1387 - 18:38
12
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

يا مثل يه قهرمان ميميري يا اونقدر زنده مي موني كه-تمشك - بگيري.

ژوكر+ خودم


سه‌شنبه 8 بهمن 1387 - 20:1
20
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

امیدوارم اشتباه متوجه شده باشم ولی اینطور به نظر میرسه که منظورتون از «بزرگوار دیگری که به گردن تئاتر ایران ...» بهرام بیضایی باشه. نمیدونم بیضایی کی گفته که جوونهایی که کافی شاپ میروند نباید آثارش رو ارزشگذاری کنند چون تا الان چنین چیزی نشنیده ام. ضمن اینکه در 3 تئاتری که در سالهای اخیر به صحنه برد پاسخ همه سوالها و یا انتقادهایی که که اتفاقا بیشتر از طرف قشر جوان مطرح میشدند رو به راحتی میداد. کاری که هالیوود با آل پاچینو انجام داده و مایه مباهات شما شده رو خود بیضایی سالها پیش در برخوانی ( آرش ) و بعد با سایر اساطیر در نوشته های دیگرش به بهترین شکل ممکن انجام داد و یادآوری کرد که حتی بزرگترین اسطوره ها که کسی جرات نزدیک شدن بهشان را ندارد هم خالی از عیب نیستند و حتی گاهی مجبورند قهرمان باشند و یا به دروغ خود را قهرمان جا زده اند و گاهی کارهای اشتباه هم میکنند. حال چنین فردی چه جوری اجازه انتقاد کردن از خودش را نمیدهد ( مگر برای انتقاد کردن هم نیاز به مجوز از فرد مورد نقد وجود دارد؟ ) را نمیدونم.

عليرضا
سه‌شنبه 8 بهمن 1387 - 22:45
22
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

salam...restesh man ziad dekhalat nemikonam!vali ehsase khobi nadaram

farshid
سه‌شنبه 8 بهمن 1387 - 23:27
-27
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

این جور تمشک طلایی دادن به ال پاچینو یعنی نگاه نافذ و نقادانه مستقل از پرسونایی که او دارد یا شاهکار هایی که در پرونده اش است.این یعنی چه نقد کننده و چه نقد شونده هر دو پذیرای ان هستند .و هیچ کسی خودش را زیر حاشیه های امنیتی شکننده ای که بیشتر به خود فریبی شبیه است مخفی نمی کند تا مجبور شود برای توجیه ضعف کارش با فرا فکنی و تهمت به منتقدان از این نمد کلاهی برای خودش بسازد .کلاهی که در واقع سر خودش خواهد گذاشت!!

farshid

نون.جیم
چهارشنبه 9 بهمن 1387 - 14:27
17
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

چرا نظر من حذف شده؟چون مخالف با آقای حسنی نسب و قادری

بودم؟

س.م
چهارشنبه 9 بهمن 1387 - 14:28
3
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

تا حالا مثل از آب گل آلود ماهی گرفتن رو شنیدین؟

محمد
پنجشنبه 10 بهمن 1387 - 21:49
3
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

"هنر ورزش نیست که پیش کسوت داشته باشد"

فکر کنم تو یه مصاحبه ترانه علیدوستی گفته بود.

احسان تحویلیان
جمعه 11 بهمن 1387 - 23:52
-1
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

یه دیالوگی هم بود jتو پالپ فیکشن (مارسلوس به بوچ): تو رینگ، آدم پیشکسوت وجود نداره.

رضا عليپور متعلم
يکشنبه 13 بهمن 1387 - 12:47
13
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

طنز و در عين حال حكايت غريبي ست كه منتقدان مخالف اغلب آثار " بهرام بيضائي " از قبيل آقايان " نيما حسني نسب " " حميد رضا صدر " " مجيد اسلامي " و خانم ها و آقاياني از اين قبيل

در سال هاي اخير تند و تيز ترين انتقادها را نسبت به فيلم ها و نمايش هاي اش نوشته و مي نو يسند ولي همچنان مدعي اند كه از بيم و هراس منتقدان موافق و دوستداران آثار " بيضائي "

نمي توانند( و يا در واقع اين حق مسلم از آنها سلب شده است.) كه حتي يك فقره نقد و مطلب بر عليه آثار او (و حتي شخصيت هنري اش ) به زيور طبع بيارايند!

رضا عليپور متعلم ( يكي از تهيه كنندگان فيلم هاي

" شايد وقتي ديگر " و " به خاطر همه چيز " ). 1387/11/13

رضا عليپور متعلم
دوشنبه 14 بهمن 1387 - 5:20
-11
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

- توضيح و تصحيح -

در ستون دوم و سوم نظر فوق جمله ي " ... و خانم ها و آقاياني از اين قبيل " تكراري و به تبع آن نادرست است و قابل حذف و تصحيح.

با احترام و پوزش : رضا عليپور متعلم.

1387/11/14

م
سه‌شنبه 15 بهمن 1387 - 0:49
9
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

چرا به فیلمها و بازیگران ایرانی تمشک نمیدن ببخشید زرشک زرین

مهدی
چهارشنبه 16 بهمن 1387 - 3:15
-13
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

اقایون کنار گود نشستین میگین لنگش کن

ستاري
پنجشنبه 17 بهمن 1387 - 1:33
17
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

آقاي نيما حسني نسب كاشكي شما هم شهامت برگزار كنندگان تمشك طلايي را داشتيد و همانطور كه آنها نام آل پاچينو را وسط كشيدند شما هم نام آقاي بهرام بيضايي را ضميمه نوشته تان ميكرديد ! تا آنجا كه من سراغ دارم در غرب همه چيز از روي اصول و فرهنگ همان كار ارزشگذاري ميشود نه بر اساس عقده هاي شخصي ، مثلا چون يك فيلمساز چند جمله راجع به زد و بند پشت مطبوعات حرف زده است ، حالا ما بايد با چنين و چنان بكنيم ! يادمان رود كه تمشك طلايي بهيچوجه ادعا نكرده كه آل پاچينو بازيگري نميداند بلكه براي آن دو فيلم كه چندان ساختار قوي ندارند نام بازيگران مانند آل پاچينو در آن ليست قرار مي گيرد ولي آل پاچينو بازيگر است و همه اين را ميدانند ! در ضمن كسانيكه كه تمشك طلايي را بدست بزرگاني چون آل پاچينو مي سپارند افراد باسواد و اين كاره اي هستند و از پشت ميز دانشگاه آزاد اسلامي سر خيابان فلسطين وارد عالم سينما نشده اند و اگر شده بودند بخود اجازه نميداند تا در مورد بازي كسي كه او را بسياري شكسپرين ميداننند اظهار نظر بكنند ! آنها بقول معروف اينكاره هستند ! سئوال من از شما همين هست و اميدوارم باندازه يك صدم هالي بري كه براي جايزه تمشكش روي سن رفت شهامت و صداقت پاسخ به سئوال من را داشته باشيد چون در سرتاسر نوشته تان از حرفه اي ها حرف زده ايد !!! آيا شما و دوستانتان يك صدم بهرام بيضايي دانش و سواد سينمايي حتي تجربي را داريد كه در مورد شخصي كه باندازه تمام عمر شما فقط كتاب نوشته اظهار نظر بكنيد و فيلم او نقد حرفه اي بكنيد ! واقعا شما دوستانتان سواد اينكار را داريد !؟ در آخر بشما توصيه ميكنم كه بهرام بيضايي را با كارگردان نوچه پروري كه بعضي وقتها بشما ميدان ميدهد اشتباه نگيريد ! بيضايي بر خلاف اون كارگردان كه در تمام فيلمهايش نيز نوچه ها نقش مهمي دارند از نوچه پروري خوشش نميايد و با چند فحش و هتاكي مانند فحاشي امير پوريا در سينما فلسطين ، كك آقاي بيضايي نگزيد ! او براي نوچه پروري وقت ندارد و در چنين پروسه اي ميتواند يك كتاب ديگر از خود باقي بگذارد !

مژده خواجه
پنجشنبه 17 بهمن 1387 - 15:59
10
موافقم مخالفم
 
... و تمشك طلايي تعلق مي‌گيرد به آل پاچينوي كبير!

سلام.

هیچ چسز تو کشور ما سر جای خودش نیست.

هیچ کس جرات ناره راحت حرف دلش رو بزنه.

اینو قبول دارم که اینجا هرکس سنی ازش می گذره استاد میشه!(ممکنه 30 سال دیگه مهناز افشار و لیلا اوتادی و محمد رضا گلزار هم استاد خطاب بشن!)

ولی بهرام بیضایی واقعا استاده!

حرفیم از جووانایی که کافی شاپ میرن نزده!

هیچ وقتم با تکبر و غرور نگفته من و خانواده ام از خطا و اشتباه بری هستیم و بقیه نه!

چرا با شخص خاصی اینقدر مخالفین آقای حسنی نسب؟ و آقای قادری؟!

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       





             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2009, cinemaema.com
Page created in 0.955874919891 seconds.