سينمای ما - مرگ سياه، مرگ سفيد (يادداشت امير قادري درباره يك بوس كوچولو)
جمعه 15 آذر 1387 - 20:10
اخبار:      • دومین یادداشت امیر قادری برای ستون جدیدش در روزنامه «فرهنگ آشتی»؛ / شهر امن و امان و البته کمی هم بی‌مزه است/حالا فقط خداداد عزیزی برای‌مان مانده      • به دنبال مجوز نگرفتن کنسرت مهران مدیری، سایت «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / مدیر برنامه‌های گروه دارکوب: نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاد، هم مجوز اماکن را داشتیم و هم حراست ارشاد را      • امیر کاظمی انیمیشن بازی می‌کند؛ / فیلم برداری سریال «همه بچه های من» مرضیه برومند از نیمه گذشت      • یک حرکت پروفشنال؛ / لوکيشن‌هاي "خيلي دور، خيلي نزديک" جاذبه گردشگري مي‌شود      • محمدعلی سپانلو درباره علی حاتمی به مناسبت سالگرد درگذشت‌اش؛ / جوانی بود سبک روح      








نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
هیلاری سوانک «ساکن» می‌شود
بازلورمن برای «استرالیا» تقدیر می‌شود
«شوالیه تاریکی» در صدر 100 فیلم برتر سال 2008 تایمز
«کنگ فو پاندا» نامزد 16 جایزه شد، از «وال-ای» هم بیشتر
نامزدهای جایزه اسپیریت (اسکار مستقل‌ها) اعلام شد
مستقل‌های انگلیسی‌ «میلیونر اسلمداگ» و كارگردانش را برگزیدند
شایعاتی درباره فیلم زندگینامه یان فلمینگ: دی‌کاپریو حتما، ران هاوارد شاید
شایا لابوف و «همدست»اش
تهیه‌کنندگان به بازیگران نامه دادند: اعتصاب به ضرر شماست
گیلرمو دل‌ترو «هابیت»اش را 370 روزه تمام می‌کند
بالاخره اسکاری‌ها اکران می‌شوند
پدرخوانده هندی سوم هم با آمیتاب باچان ساخته می‌شود


آتش سبز


  (23 رأي)

کارگردان:
محمدرضا اصلانی
-------------------------------------
خواستگار محترم


  (9 رأي)

کارگردان:
داود موثقي
-------------------------------------
دلداده


  (72 رأي)

کارگردان:
قدرت الله صلح میرزایی
-------------------------------------
چار چنگولی


  (16 رأي)

کارگردان:
سعید سهیلی
-------------------------------------
محیا


  (124 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 گزارشی کامل درباره شرایط امروز اکران «به رنگ ارغوان»؛...
 تازه‌ترین خبر؛ / حمید فرخ‌نژاد فردا مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح است...
 حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش: / «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»...
 فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و... / 15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟ ...
 حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 به گفته سازندگانش، اين فيلم نسل اول و نسل سوم انقلاب را مورد قياس قرار داده است / «موج سوم» (آرش سجادي‌حسيني) با بازی حامد بهداد و مهرداد صدیقیان در جشنواره فجر...
 علاقه‌مندان سینما خوشحال باشند؛ / ماهنامه دنیای تصویر یک بار دیگر مجوز انتشار گرفت...
 یادداشت مسعود ده‌نمکی درباره ابراهیم حاتمی‌کیا؛ / او از میدان به در نمی‌رود...
 در جستجوی پاسخی بر یک سوال؛ / آیا فیلمبرداری فیلم «یک بوس کوچولو» به آرامگاه کوروش آسیب رسانده است؟...
 حرف‌های مفصل مجیدی درباره فرار مغزها، مسئولان فرهنگی و سه سال میوه‌فروشی؛ / با وجود علاقه‌ای که به شخصیت آقای خاتمی‌ دارم، می‌خواهم بپرسم چرا در زمان ایشان ابتذال در سینما رشد کرد؟...
 همبازی‌اش مرحوم احمد آقالوست؛ / کمال تبریزی بازیگر می‌شود؟...
 اسکرین دیلی پیش‌بینی کرد؛ / «آواز گنجشک‌ها» یکی از بخت‌های اصلی در فهرست 9 نامزد ماقبل نهایی اسکار...



گزارش
 به دنبال مجوز نگرفتن کنسرت مهران مدیری، سایت «سینمای ما» پی‌گیری می‌کند؛ / مدیر برنامه‌های گروه دارکوب: نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاد، هم مجوز اماکن را داشتیم و هم حراست ارشاد را...
 حرف‌های محمدرضا گلزار درباره فعالیت‌های اخیرش در ورزش و روزنامه نگاری؛ / رئیس فدراسیون والیبال: این جا خانه اول گلزار است...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری -24؛ / همه‌اش ده سال هم نشد...
 تحلیل اصغر فرهادی از سی سال سینمای پس از انقلاب؛ / اگر «دایره زنگی» با همان پایانی که من برایش نوشته بودم اکران می‌شد......
 گزارش مفصل «فرهنگ آشتی» از دلایل لغو مجوز گروه «دارکوب»؛ / دارکوب‌ها به لانه بازمی‌گردند...
 به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛ / گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند...
 بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی...
 پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند ...
 گزارش تولید پروژه پرخرج «ملک سلیمان»؛ / همه چیز درباره جلوه‌های ویژه کامپیوتری این فیلم...

آرشيو...



مرگ سياه، مرگ سفيد (يادداشت امير قادري درباره يك بوس كوچولو)
مرگ سياه، مرگ سفيد (يادداشت امير قادري درباره يك بوس كوچولو)


خوب شد فيلم يك بوس كوچولو را براى بار دوم هم ديدم. به نظرم بهتر آمد. اين طورى باعث شد فكر كنم «يك بوس كوچولو» را فقط به خاطر اشاره هاى غيرمستقيم اش به زندگى يك روشنفكر قديمى ايرانى نبايد مورد توجه قرار داد. اين فيلمى است كه به خصوص از يكى از بزرگ ترين معضلات آثار اين سال هاى سينماى ايران در آن نشانى نيست. يعنى فيلم رياكارانه اى نيست. فرمان آرا موضوعى را مطرح مى كند كه حرف دلش است. اين را از تك تك صحنه هاى فيلم مى شود فهميد. او روشنفكرى است كه چشم در چشم مرگ دوخته و در عين حال دارد فكر مى كند وقتى مرگ فرا رسد (يا حتى نرسد) چى از او و روشنفكرهاى هم نسلش باقى خواهد ماند؟
به هرحال بخشى از اعتبار و شخصيت و موقعيت روشنفكر، به قدر و اندازه و نفوذش در اجتماع برمى گردد.
برايش مهم است كه چه تاثيرى روى زندگى بقيه مردم گذاشته. كه چند نفر او را يادشان مانده، چند نفر نه. و در اين فيلم فرمان آرا تا آنجا پيش مى رود كه شكل و شيوه مرگ روشنفكرهاى فيلمش را به نوع ارتباط آنها و زندگى شان مربوط مى داند. آنها همان جورى مى ميرند كه با مردم وطن شان تا كرده اند. مرگ براى نويسنده اى كه با وجود همه مشكلات در اين مملكت مانده و كارش را كرده، به يك بوس كوچولو مى ماند و براى آن يكى كه رفته ژنو و در ساحل امن آسايش، عمرش را به عيب و ايراد گرفتن از بقيه گذرانده، لحظه مرگ با سر رسيدن يك پيرزن سياه پوش سر مى رسد. صداقت فيلم و فيلمساز وادارم مى كند كه هنوز سراغ عيب و ايرادهاى يك بوس كوچولو نروم.
عوضش به نكات مثبت ديگرى اشاره كنم كه مثلاً بهمن فرمان آرا چه قدرت و شجاعت و روشن بينى دارد كه پنج سال است درباره چاله تاريكى كه روزى روزگارى همه بايد برويم توى اش، فيلم مى سازد و تازه در اين فيلم آخرى (كه ضعيف ترين فيلم سه گانه اش درباره مرگ است) همان چاله سياه را نشان مان مى دهد كه چند تا جوان از داخلش بيرون مى آيند تا از نويسنده اى كه تا آخرين لحظات عمر در وطنش نوشته، امضا بگيرند. اين اتفاقى است كه براى خود فرمان آرا هم افتاده. خودش چند ماه پيش گفته بود كه فيلم هايش را براى جوان ها مى سازد. نيمه اول فيلم از بخش دومش خيلى بهتر است. فرمان آرا سلطان ساخت صحنه هاى گفت وگوى دو نفره در سينماى ايران است. هروقت هم سراغ فلينى و نماد و استعاره و سوررئاليسم مى رود، همه چيز خراب مى شود.
اين تغيير لحن را خيلى بلد نيست. به فيلم قبلى اش خانه اى روى آب نگاه كنيد. تا جايى كه شاهد ارتباط دكتر با مريض ها و آدم هاى دور و برش هستيم، همه چيز خوب است. در چند دقيقه آخر و آمدن پيرزن و ماجراى بهشت و اينها است كه همه چيز قمر در عقرب مى شود. در يك بوس كوچولو هم تا وقتى در خانه دكتر شبرى هستيم، اوضاع نسبتاً خوب است (حالا نه به خوبى بوى كافور، عطر ياس و خانه اى روى آب). فرمان آرا شخصيت ها را خوب و دلنشين و قابل لمس مى سازد، ديالوگ هاى بامزه و در عين حال روشنگرى در دهان شان مى گذارد.
عوامل خوبى برايپ ساخت و پرداخت اين صحنه ها در كنارش هستند، از فرهاد فارسى به عنوان طراح صحنه و لباس گرفته (به مبل ها و چراغ هاى روميزى خانه شبرى توجه كنيد) تا محمود كلارى (كه در اين فيلم زياد سرحال نيست) و احمد پژمان. و از همه مهم تر موفق مى شود شيرينى بازى بازيگرانش را بگيرد. در تك تك مكث ها و حرف تو دهان چرخاندن ها و نگاه ها و راه رفتن و بلند شدن و خلاصه همه چى. مجموعه اين چيزها باعث مى شود كه صحنه هاى دونفره حالا مى شود گفت «فرمان آرايى»، اينقدر خوب از آب درآيند. اما اين تا نيمه اول فيلم است. ضمن اين كه تازه در اين نيمه اول هم پختگى دو اثر قبلى را نمى بينيم. مثلاً طريقه انتقال اطلاعات توسط ديالوگ ها، احتياج به روتوش دارد. مريم سعادت هم اينقدر بامزه نيست كه وقتى كه از ما و فيلم مى گيرد را به بانمكى ديالوگ هايش ببخشيم. اما بعد مى رسيم به نيمه دوم فيلم كه فضا عوض مى شود و شخصيت ها به سفر مرگ مى روند.
شعارهاى صحنه مربوط به آرامگاه كوروش آزاردهنده هستند، كل سكانس درشكه سوارى در اصفهان به طرز حيرت آورى بد است. غرابتش به هيچ عنوان درنيامده است. ايده و اجراى باقى ماندن جاى لب هاى فرشته مرگ روى صورت مرد مرده هم جالب نيست. هزينه اى هم كه فيلمنامه براى حضور جمشيد هاشم پور در داستان مى پردازد، بيش از اندازه است. بارها از مسير اصلى خارج مى شويم تا سراغ شخصيت هاى داستان نويسنده برويم كه دارند يك گور را مى كنند، اما ارتباط درستى بين اين دو مسير برقرار نمى شود. ثمره و نتيجه عجله كردن در مرحله فيلمنامه را اينجا هم مى شود ديد. ارتباط برقرار كردن بين اين دو داستان، احتياج به كلنگ زدن بيشترى داشت. بيشترين ارتباط در صحنه مرگ آقاى سعدى و رسيدن هاشم پور به جسد شكل مى گيرد كه بيش از حد قابل پيش بينى و مكانيكى به نظر مى آيد. در صحنه آخر هم كه دوباره شخصيت ها را كنار جاده مى بينيم، تمام ماجرا يك جور اداى دراماتيك (يا تدوينى) به نظر مى رسد تا ايده درخشانى كه بخواهد كل داستان را به شكل ديگرى نشان مان دهد و تفسير تازه اى از آن رو كند. عجله حتى در اجرا هم ديده مى شود. هديه تهرانى را كنار آمبولانسى كه مردها از كنارش رد مى شوند، درست و حسابى نمى بينيم.
آن نما از پخش ماشين در صحنه بردن سعدى به گورستان چه فايده اى دارد؟ زاويه دوربين براى فيلمبردارى از خط هاى وسط جاده در همين صحنه مناسب نيست. لوكيشن گورستان هم تاثيرش را آنقدر كه بايد نمى گذارد. به نظرم رنگ ها بيش از حد خفه و مرده است. جورى كه توجه تماشاگر از صورت بازيگرها به اطراف جلب نمى شود. به خصوص كه فرمان آرا سكانس اوج فيلمش را تا حدى قربانى اشاره هايى كرده كه خواسته به زندگى يك شخصيت واقعى در جهان خارج از فيلم داشته باشد. اگر ذهن كارگردان از اين ارجاع ها خلاص مى شد، شايد سكانس موثرترى مى نوشت. به قول بهمن فروتن، مربى شموشك نوشهر، بد نبود كه آبگوشت فيلم يكى دو قل ديگر هم مى خورد تا بهتر جا بيفتد. اين حرف ها را كنار بگذاريم و برويم سراغ اين نكته كه بعد از سه فيلم، بهمن فرمان آرا تازه دارد دلخوشى هايش را پيدا مى كند. دلخوشى هايى نه براى زندگى كه براى مرگ. او حالا وطنش را دارد و جوان هايى كه قرار است اين وطن را زنده نگه دارند. هرچه نباشد، يك بوس كوچولو درباره نويسنده اى است كه مى خواهد خودش را بكشد، اما تا آخر داستان دست نگه مى دارد تا فرشته مرگ و يك بوس كوچولويش از راه برسند. اين پاداش روشنفكرى است كه خودبينى را كنار گذاشته و با وجود قدر و وزن زيادش، خودش و هم نسل هايش را روى كفه سبك تر ترازويى مى گذارد كه ور ديگرش جوان هاى نسل امروز هستند.
شنبه,10 دی 1384 - 4:41:17

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.372828960419 seconds.