سينمای ما - گفت و گو با رضا كيانيان؛ ما همه آدم هاى بزرگى هستيم
دوشنبه 22 مهر 1387 - 12:16

اخبار:      • منيژه حكمت با اشاره به برگزاري جشنواره فيلم رشد گفت: / سه زن هم پيام آموزشي دارد      • یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند      • سایت تابناک نتایج نظرسنجی‌اش را اعلام کرد؛ / روز حسرت اول و بزنگاه دوم      • یادداشت اختصاصی سایت «سینمای ما» برای « کنعان»؛ / نامه‌ای به مانی حقیقی: از زمستان تا حالا      • یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» بر فیلم آواز گنجشک‌ها؛ / تاثیر گذاشتن و به چشم نیامدن      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
جاوید مزارع توت‌فرنگی * (یادداشت جواد رهبر بر فیلم «سرتاسر جهان»
جیمز باند جدید نیاز به جراحی پلاستیک دارد + چند تا از عکس‌های فیلم
استودیوها می‌توانند فیلم‌های‌شان را در اسکار تبلیغ کنند
باز هم اولیور استون از بوش گفت + عکس‌های فیلم
ابوظبی، فرش قرمزش را پهن کرد
میخالکف و کایگه جایزه کوروساوا را می‌گیرند
فهرست اولیه نامزدهای اسکار بخش مستند کوتاه اعلام شد
تهیه‌کننده اسکاری از فیلم تازه کیت وینسلت کنار کشید
پوسان جایزه‌اش را بین ژاپن و کره تقسیم کرد
عکس‌ها و پوستر فیلم جنجالی تام کروز
تام هنکس در وسترن تازه بری لوینسون
دیوید کراننبرگ احتمالا کارگردان، دنزل واشنگتن احتمالا بازیگر


دعوت


  (259 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (99 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (194 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
نسکافه داغ داغ


  (43 رأي)

کارگردان:
علی قوی تن
-------------------------------------
سه زن


  (98 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 پس از برگزاری مراسم فرش قرمز «مجموعه دروغ‌ها» صورت گرفت / گزارش خبرگزاری ایلنا از تمام جنجال‌های اطراف گل‌شیفته فراهانی و واکنش اخیر دو روزنامه به اتفاق اخیر...
 در واکنش به سوء استفاده‌های موجود در فضای اینترنت؛ / محمدرضا گلزار به مراجع قانونی شکایت می‌کند...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 وقتی جواد خیابانی از اینگمار برگمان مثال می‌آورد؛ / پاسخ جواد خیابانی به نقد اخیر امیر قادری/شما نماینده نسل‌تان نیستید آقای قادری...
 'گزارش پشت صحنه اخراجی‌های 2؛ / جواد رضویان زیادی شلوغ می‌کند!...
 پرفروش‌ترین، کم‌فروش‌ترین، پرخبرترین، کم... / «ترین»‌های سینمای ایران در تابستان 1387...
 یادداشت حسین معززی‌نیا درباره گزارش‌های جواد خیابانی و سریال‌های ماه رمضان؛ / روز حسرت...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 رادان؛ تهیه کنندگی و بازیگری همزمان؛ / فیلم تازه بهرام رادان پس از «تردید»...
 دو واکنش دیگر به مقاله امیر قادری درباره خیابانی و جوابیه او؛ / روزنامه هدف (در دفاع از خیابانی): چرا حالا از قطبی دفاع نمی‌کنید؟ وبلاگ سنگواره (همسو با انتقادها): دیگر تحمل نداریم...
 تازه‌ترین گزارش از فروش فیلم‌های اکران؛ / «دعوت» در سه روز صد میلیون را رد کرد...
 مرور کارنامه محمدرضا فروتن به بهانه حضور متفاوت او در فیلم «دعوت»؛ / رمانتیک خشن...
 نگاه نویسنده «سینمای ما» به مجموعه هاي تلويزيوني در ماه رمضان / لطفا هنگام خرج بودجه دقت کنید...
 تردید روزنامه اعتماد نسبت به آمارهای اخیر سیما؛ / بالاخره کدام سریال محبوب‌تر بود؟...



گزارش
 یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛ / ‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند ...
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!...
 گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛ / امیر قادری: کیمیایی شان‌اش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 تازه‌ترین گفتگوی استاد به همین بهانه در سایت «سینمای ما»؛ / یک فیلمساز اسکاتلندی: انتظامی، شون کانری سینمای ایران است ...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......
 گزارش اكران هفته دوم مهر 1387 / «همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد؛ «دعوت» و «نسکافه داغ داغ» خوب شروع كردند...

آرشيو...



گفت و گو با رضا كيانيان؛ ما همه آدم هاى بزرگى هستيم
گفت و گو با رضا كيانيان؛ ما همه آدم هاى بزرگى هستيم


بابك غفورى آذر:رضا كيانيان بعد از همه اين سال ها و جايزه ها و فيلم ها حالا به جايگاهى رسيده است كه از شيوه بازيگرى و انتخاب نقش هايش بگويد. اينكه چگونه نقش هاى مهجور را از گوشه و كنار فيلمنامه ها پيدا مى كند و بعد با ترفندهاى خاص خودش كارگردان و عوامل سازنده را مجاب مى كند تا پيشنهادهاى او را بپذيرند و يك دفعه سايه حضور چنددقيقه اى او در يك فيلم بر تمام بازيگران آن و اصلاً خود فيلم سنگينى كند. او حالا پركارترين بازيگر مرد جشنواره بيست و چهارم است و با آنكه خودش اين پركارى را از سر اتفاق و تصادف مى داند اما بيشتر نشان دهنده تثبيت و پذيرش و استقبال از شيوه كار رضا كيانيان در سينماى ايران است. اين گفت وگو در روزهاى مرگ آور قبل از جشنواره به دليل برنامه هاى فشرده كيانيان براى كمك به آماده سازى فيلم ها به ناچار در دو قسمت انجام شد. در شب هايى كه استوديو عروج فيلم مملو از برف بود و حتى همين برف سازندگان فيلم هايى كه در آن استوديو مراحل آماده سازى شان را طى مى كردند عصبانى مى كرد. هرچند نشانى از اين عصبيت در كيانيان نبود.
•••
•رضا كيانيان گزيده كار امسال پركارترين بازيگر مرد جشنواره است. كمى عجيب به نظر مى رسد.
اين موضوع را نمى دانستم. تازه متوجه شدم. به نظر خودم پركارترين نيستم. چون من در اصل در دو فيلم نقش اول را دارم و در دو فيلم ديگر كه اصلاً ويديويى هم بودند حضور كوتاهى دارم. كل حضور من در زمان فيلمبردارى فيلم «كارگران مشغول كارند» ۴ روز بود و ۴ روز هم رفتم شمال براى فيلمبردارى فيلم «اسب». تازه من امسال فقط در يك فيلم بازى كرده ام و آن هم فيلم «زاگرس» است.
•به هر صورت شما امسال با حضور ۴ فيلم در بخش هاى مختلف جشنواره پركارترين بازيگر مرد هستيد.
من در واقع خواستم جواب آن سئوال كه چطور با وجود گزيده كارى پركار شديد را بدهم. تازه اگر به اين آمارها بود كه در صورت نمايش «يك بوس كوچولو» در جشنواره (كه اول قرار بر اين بود) فيلم هاى من به عدد ۵ مى رسيد.
•خب، بگذاريد اين طور سئوال كنم كه آيا استراتژى خاصى در كل حضورتان در سينماى ايران داريد و مثلاً احساس مى كنيد در مقطعى بايد بيشتر بر پرده سينماها باشيد و در مقطع ديگرى كمتر؟
به احساس من اصلاً ربطى ندارد. در واقع هميشه بازيگر انتخاب مى شود نه اينكه انتخاب كند. ممكن است يك سال تعداد زيادى پيشنهاد داشته باشد و يك سال اصلاً نداشته باشد.
•درست است اما هر بازيگر دوره اوج خاص خودش را دارد كه در آن مقطع پيشنهادها بيشتر مى شود و به نظرم رضا كيانيان به آن جايگاه رسيده است كه هر سال پيشنهادهاى زيادى داشته باشد. ضمن اينكه براى همين در اوج ماندن هم سياست هاى خاصى در نظر گرفته مى شود. مثلاً يك بازيگر تلاش مى كند يك پرسوناژ خاص براى خود تعريف كند يا ديگرى ميزان حضورش را كم مى كند تا كليشه نشود.
من از اين حساب ها كه گفتى مى كنم اما فكر مى كنم با اينكه من به گزيده كارى معروف شده ام بعيد مى دانم با اين پركارى امسال چيزى عوض بشود. من قبل از اينكه مشهور هم بشوم با وسواس نقش ها را انتخاب مى كردم.
•من اما فكر مى كنم بهترين توصيف براى رضا كيانيان اين سال ها «تجربه گرايى» باشد.
اين هم هست. اما وقتى فيلمى را مى پذيرم براى بازى كل شرايط آن فيلم برايم مهم است. هم كارگردانش، هم فيلمنامه اش، هم تا حدودى بازيگران نقش مقابلم. اين طور نيست كه چون نقش پيشنهادى نقش متفاوتى است آن را حتماً بپذيرم. البته ديگر اين توانايى را پيدا كرده ام كه از فضاى دفتر توليد يك فيلم بفهمم با چه كارى روبه رو هستم. از اين نقش هاى متفاوت هم به من زياد پيشنهاد مى شود. مثلاً در بعضى از همين سريال ها كه بازى كردم اصلاً كارگردانان خيلى از آنها دوست نداشتند اين نقش فعلى را بازى كنم. من آن سناريو را خواندم و در گوشه و كنارش نقشى پيدا كردم و گفتم آن را بازى مى كنم. آن را هم كه گفتم بازى مى كنم آن طور كه من الان بازى كردم نوشته نشده بود. قابليتى در آن نقش مى ديدم بعد با كارگردان و نويسنده اش صحبت مى كردم و آن نقش را درست مى كرديم نه به لحاظ طول و زمان حضور بلكه به لحاظ عمقش.
•بالاخره پركارى اين دو سال حاصل سياست خاصى هست يا نه؟
من تصميم نگرفتم پركار بشوم امسال و شايد تصادفى پيش آمده. همان طور كه ممكن است سال آينده هم پيش بيايد. اگر پيشنهادها به همين شكل باشد و حضور چنددقيقه اى در يك فيلم را به عنوان يكى از كارها محسوب كنند باز هم ممكن است اتفاق بيفتد.
•اينكه با كارگردان و فيلمنامه نويس مى نشينيد و يك نقش را عميق تر مى كنيد براى هر بازيگرى تقريباً يك موقعيت ايده آل و مناسب است. اما بسيارى از آنها مى توانند اين كار را انجام دهند يا صحبت هايشان كارگردان را قانع نمى كند. چرا براى رضا كيانيان اين اتفاق نمى افتد و او مى تواند آن نقش مهجور و در گوشه مانده را برجسته كند و حتى نقش اول را تحت تاثير قرار دهد؟
ياسمن ملك نصر يك شوخى با من مى كرد در فيلم «درد مشترك» كه خسرو شكيبايى هم بود. مى گفت نمى دانم چرا پيشنهادى كه تو مى دهى قبول مى كنم ولى پيشنهادهاى ساير بازيگران را كمتر مى پذيرم. اين البته يك شوخى بود. من وقتى مى خواهم در فيلمى بازى كنم اصلاً كار به اين ندارم كه نقش من طولش چقدر است و چقدر ديالوگ دارد و اين چيزها. به اين فكر مى كنم كه آن نقش چقدر مى تواند روى پرده يا در تلويزيون مطرح شود. براى اين كار هم اول سعى مى كنم دنياى كارگردانم را بشناسم بعد آن نقش را بازى كنم. اگر دنياى كارگردانم را بشناسم اصلاً به نقش فكر نمى كنم. چون آن نقش آدمى است كه بايد در دنياى آن كارگردان زندگى كند. به نظرم حالا هم ديگر ثابت شده است كه من نمى خواهم اصلاً خودم را نشان بدهم و طول نقشم را زياد كنم. من نمى خواهم رضا كيانيان در فيلم زياد بشود. من مى خواهم آن نقش ديده بشود. اصلاً دوست ندارم خودم را نشان بدهم. خوشبختانه اكثر سناريست ها و كارگردان هايى هم كه با آنها كار كردم مى فهمند پيشنهادهايى كه من مى دهم براى آن نقش و در نتيجه براى كليت فيلم است خب قبول مى كنند و مى پذيرند. فيلم هم اگر خوب بشود كه به اسم كارگردان تمام مى شود يا اگر نقش شخصيت پردازى اش خوب بشود نمى گويند رضا كيانيان آن را نوشته و شخصيت پردازى كرده است. البته آن اوايل اين جورى نبود و فكر مى كردند دارم كارى مى كنم كه نقشم زياد شود. تازه من بارها از مردم شنيدم به خصوص در سريال هايى كه اصلاً من را تشخيص ندادند و نمى دانستند كه من هم در آن فيلم يا سريال بازى كرده ام. همين يك بوس كوچولو. يكى از دوستانم نفهميده بود من در اين فيلم بازى مى كنم. تماشاگران اول آن نقش را مى شناسند بعد خود من را.
•اين توانايى و دانش از كجا به دست آمده؟
اگر توانايى باشد به زندگى آدم بستگى دارد. من در زندگى ام هيچ وقت سعى نكردم با نفى ديگران خودم را اثبات كنم. متاسفانه سنت بدى است كه در ايران همه ما از موفقيت هاى ديگران ناراحت مى شويم. به نگاه شخصى آدم در زندگى مربوط مى شود.
•اين همان الگوبردارى از جامعه و مناسبات آن و استفاده در نقش ها است؟
من يك مقاله نوشتم در مجله فيلم با عنوان «بازيگرى نوعى شعبده بازى است». در اين مقاله به طور مشخص توضيح دادم كه من اصلاً مخالف اين تئورى هستم كه «من در نقشم زندگى مى كنم». اين حرف غلط است به نظر من. كسى در نقش زندگى نمى كند. اصلاً اسمش بر رويش هست: نمايش. اينكه مى گويند من در نقشم زندگى كردم من مى گويم اشتباه كردى كه در نقش زندگى كردى. بايد كارى كنى كه نقش را به تماشاگر نشان بدهى. اگر زندگى بكنى كه ممكن است يك دفعه دزدمونا را هم بكشى. پس چطور مى شود كه دزدمونا را نمى كشى و مى آيى سر جايت مى ايستى و نور هم تو صورتت است و تمام آن دستوراتى را كه ميزانسن است هم رعايت مى كنى. تو دارى نمايش مى دهى. خيلى ها فكر مى كنند اگر اين حرف را بزنند زشت است. در صورتى كه اصلاً زشت نيست. من با صداى بلند مى گويم من نقشم را نمايش مى دهم اصلاً با نقشم زندگى نمى كنم. اين را هم بگويم كه من اصلاً الگوبردارى نمى كنم. اين را در مقاله ديگرى توضيح دادم كه اسمش «آيا بازيگر بايد هر چيزى را تجربه كند؟» بود.
•با توضيحاتى كه درباره انتخاب نقش ها و معيارهايتان داديد در فيلم هايى كه امسال در جشنواره داريد هر كدام از نقش ها چه ويژگى هايى داشت كه در آنها بازى كرديد؟
زاگرس به نوعى يك جور «اكشن» است. خب من هم تا به حال فيلم اكشن بازى نكرده بودم و دوست داشتم بازى كنم. غير از آن عوامل فيلم هم بود. باغ فردوس هم آقاى شايقى از دو سال پيش مى خواست اين فيلم را بسازد و از آن زمان هم من را در نظر داشت. فيلمبردارى چند بار عقب افتاد و در همه موارد منتظر من ماند. به خاطر من صبر زيادى كرد تا اينكه فيلمبردارى يك بوس كوچولو تمام شد و من رفتم سر اين فيلم. اصلى ترين دليل بازى ام در اين فيلم خود سيامك شايقى بود. او از دوستان قديمى من است.
•يعنى عواملى مثل رفاقت و ارتباط هم در انتخاب نقش ها دخيل است.
بله. صددرصد اين عوامل هست. ما آدم هستيم ديگر، كامپيوتر كه نيستيم.


•اگر نتيجه خوب نشود چى؟
معمولاً اين طور نمى شود چون من با آدم هايى رفيقم كه آن فرد به دنياى من نزديك است و تا حدودى علايق مشترك داريم. اگر با كسى رفيقم در يك دنياى ذهنى و فكرى مشترك هستيم. مولفه هاى مشترك داريم.
•«كارگران مشغول كارند» و «اسب» چطور؟
بازى در «كارگران مشغول كارند» در واقع ادامه همان مدل نقش هاى كوچك است كه تا حالا بازى نكردم و دوست داشتم تجربه آن نقش را داشته باشم. فضاى فيلم را هم دوست داشتم. اسب هم به نوعى به همين شكل بود.
•زياد شدن نقش هاى كوچك نگرانتان نمى كند؟
نقش كوچك مگر بد است؟ مشكلى با اين موضوع ندارم. ضمن اينكه به اين سينمايى كه زندگى ما وابسته به آن است بايد كمك كنيم. به اعتلايش بايد كمك كنيم. من هر چى شدم در همين سينما شدم و وقتى كسى نقشى كوچك را به من پيشنهاد مى دهد و ممكن است حضور من هم باعث كمك به فيلم و هم به سينماى ايران باشد حتماً مى پذيرم. من در اين سينما بزرگ شدم و رضا كيانيان شدم. تازه بايد همه با هم كمك كنيم تا آن قدر بازيگر و كارگردان و سناريست خوب به وجود بيايند تا آينده سينما تضمين شود. اين حضورهاى كوتاه من اگر به اين مسائل كمك كند حتماً انجام مى دهم و نگرانم هم نمى كند.
•براى تماشاگر جشنواره كه مى خواهد اين چهار فيلم را ببيند چه نكته اى را در اين فيلم ها دوست داريد كه او ببيند و به آنها توجه كند؟
من تا حالا اسب و كارگران مشغول كارند را ديدم و آن دوتاى ديگر را هنوز نديدم. الان نكته اى به ذهنم نمى رسد. يك توضيحى بدهم كه به نظرم لازم است و آن هم اين است كه من در فيلم ها بازى مى كنم تا كيف كنم. بازى نمى كنم كه به مردم چيزى ياد بدهم يا رسالتى را به انجام برسانم. خلاصه فيلم هاى امسال اين است كه من در چهار فيلم چهار نقش متفاوت بازى كرده ام.
•شما پنج بار نامزد دريافت سيمرغ بلورين شديد و دو بار هم آن را تصاحب كرديد. الان هم ته ذهنتان به اين موضوع فكر مى كنيد؟
آن اوايل كه تازه فيلم بازى مى كردم خيلى دوست داشتم جايزه ببرم ولى نمى بردم. يك بار هم كانديدا شدم ولى نبردم. خيلى هم ناراحت شدم. بعد يواش يواش به جايى رسيدم كه غرق شدم در كار خودم. ديگر زياد به فكر جايزه نبودم كه بهم مى دهند يا نه. به فكر اين بودم كه خوب بازى مى كنم يا نه. آن طور كه فكر مى كنم توانستم بازى كنم يا نه. وقتى اين فكرها را مى كردم و در واقع وقتى زياد به فكر جايزه نبودم يك جايزه گرفتم. خيلى برايم جالب بود. از جايزه خانه اى روى آب هم خوشحال شدم. الان هم جايزه بگيرم خوشحال مى شوم ولى براى اين بازى نمى كنم كه جايزه بگيرم. چون اگر هدف بازيگر همين باشد كه وقتى جايزه بگيرد تمام مى شود. هدف بايد يك چيزى آن طرف تر باشد. جايزه به استراحتگاه هاى بين راه مى ماند.
•خود جشنواره چه چيزى را ياد شما مى آورد؟
اول ها همان صف و باتوم و شلوغى را يادم مى آورد. از زمان جشنواره فيلم تهران تا همين جشنواره فجر. ولى الان اين مفهوم را ندارد. الان به نظرم عاملى است كه حواس ها را معطوف سينما مى كند. از رسانه ها تا مسئولان همه از سينما ياد مى كنند. الان اسم جشنواره برايم مترادف با عيد است. عيد سينماى ايران همين جشنواره است.
•از فيلم هاى امسال كدام را بيشتر دوست داريد ببينيد؟
اين دوره من بيشتر علاقه دارم فيلم هاى اول و دوم را ببينم. چون خيلى از سازندگانش را نمى شناسم دوست دارم ببينم چه كارى كردند. چون به هرصورت ما سال هاست به دنبال يك اتفاق و كشف هستيم. اين اتفاق هم معمولاً در فيلم هاى مسابقه نمى افتد. از فيلم هاى خارجى هم هنوز دقيقاً اسامى فيلم ها را نمى دانم. فقط بازيگر ژاپنى فيلم فرش باد گفت كه در يكى از فيلم هاى جشنواره امسال بازى كرده و اسمش را هم گفت كه الان خاطرم نيست. آن فيلم را مى خواهم ببينم. اما از بدشانسى هميشگى من است كه روزهاى جشنواره سركار هستم. امسال هم در يك سريال دارم بازى مى كنم و نمى دانم وقت مى كنم چند فيلم ببينم يا نه.
•و يك سئوال حاشيه اى. مى گويند شما دنيروى سينماى ايران هستيد. دوست داريد دنيروى سينماى ايران باشيد؟
من خودم هستم. رضا كيانيان. هميشه مشكل داشتم كه با بازيگر ديگرى مقايسه بشوم. يعنى من را با ارزش يك نفر ديگر باارزش كنند. اين درست نيست، درستش اين است كه من با ارزش خودم شناخته شوم. ضمن اينكه اين جور مقايسه هاى خارجى در انتها اين تفكر را دارد كه بهشت آن طرف است و ما عقب مانده هستيم و چيزى نداريم. در نتيجه آدم گنده ها آن طرف هستند و آدم هاى خودمان چون كوچك هستند براى اينكه بزرگشان كنيم به يكى از آن طرف آبى ها منتسبش مى كنيم. در حالى كه تك تك ماها آدم هاى بزرگى هستيم. با ارزش هاى خودمان.



منبع خبر : شرق
دوشنبه,3 بهمن 1384 - 0:15:13

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما