سينمای ما - گفت و گو با فريدون جيرانى كارگردان ستاره ها؛ اين عين واقعيت است
يکشنبه 17 شهريور 1387 - 4:21

اخبار:      • یک فرصت مغتنم؛ / نمایش مستند برگزیده جشن خانه سینما در انجمن منتقدان      • مدير عامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در یک موضع‌گیری صریح و نه چندان قابل پیش‌بینی؛ / حضور گل‌شیفته در فیلم ریدلی اسکات، نشان‌دهنده توانایی بازیگران ایرانی است      • مشخصات کامل فیلم را این جا بخوانید / تهیه کننده فیلم «دعوت»: امیدوارم مردم از این فیلم خوش‌شان بیاید      • گفت و گوي نيما حسني‌نسب با گلشیفته فراهانی / بكش تا زنده‌بماني؛ اين قانون سينماي ماست      • گزارش پشت‌صحنه سريال «روز حسرت» / مگر موضوع سريال شبيه «اغما» است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند ...      







نظر سنجی

دوست‌داشتنی‌ترین خسرو شکیبایی شما کجا بود؟




سينماي جهان
همدردی با بانوی مهربان (نقد درک الی -ورایتی- بر فیلم «همدردی با بانوی انتقام» ترجمه پیمان جوادی)
مایکل مور فیلم تازه‌اش را به طرفدارانش هدیه کرد
اردن اولین فیلم تاریخ‌اش را برای اسکار اعلام کرد و آلمان 5 نامزدش را
از کنستانتین کوستا گاوراس تقدیر می‌شود
جشنواره سن سباستین را «مرد دیگر» افتتاح می‌کند
بهترین شخصیت منفی تابستانی و چند عنوان دیگر به «شوالیه تاریکی» رسید
جشنواره تورنتو آغاز می‌شود
بریتانیایی‌ها بهترین‌ فیلم‌های تاریخ را انتخاب کردند/«همشهری کین» و «اینک آخرالزمان» جا ماندند
دانیل رادکلیف هوس بازی در نقش ملکه اژدها کرده است
«وگاس» و «شبنم» لبخند به لب ونیزی‌ها آوردند
استیون اسپیلبرگ «39 سرنخ» می‌نویسد
تایوان نماینده‌اش را راهی مراسم اسکار کرد


   

.
فرزند خاک


  (100 رأي)

کارگردان:
محمدعلی باشه آهنگر
-------------------------------------
سربلند


  (67 رأي)

کارگردان:
سعید تهرانی
-------------------------------------
ریسمان باز


  (85 رأي)

کارگردان:
مهرشاد کارخانی
-------------------------------------
مینای شهر خاموش


  (215 رأي)

کارگردان:
امیر شهاب رضویان
-------------------------------------
همیشه پای یک زن در میان است


  (675 رأي)

کارگردان:
کمال تبریزی
-------------------------------------
دیوار


  (406 رأي)

کارگردان:
محمدعلي طالبي
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 با انتشار پوستر فيلم «مجموعه دروغ ها» (ريدلي اسكات): / پيش بيني حضور قابل توجه گلشيفته فراهاني در فيلم تقويت شد...
 واكنش تازه داريوش مهرجويي به توقيف «سنتوري» و شرايط سينماي ايران: / داريوش مهرجويي: «سنتوري را برداشتند قيمه قيمه كردند و سوزاندند»...
 واكنش‌هاي ضد و نقيض منتقدان به آخرين ساخته عباس كيارستمي: / ژوليت بینوش بدون کمترین آرایش و با روسري، ایرانی‌تر از تمام ایرانی‌های فیلم به نظر می‌رسد...
 هاليوود به سبک ايراني/ حالا گل‌شيفته هم يكي از آن‌هاست؟ / نام و مشخصات بيش از سي ايراني تاثيرگذار در صنعت فيلم هاليوود...
 يادداشت حامد بهداد به مناسبت چهلمين روز درگذشت خسرو شکيبايي: / الوداع عزيز جان، نفس جان، عمو جان، الوداع خسرو جان...
 10 نكته درباره كارنامه بازيگري گل‌شيفته فراهاني...
 ظاهرا از «شیرین» هیچ خوش‌شان نیامده؛ / برخورد توهین آمیز با فیلم کیارستمی در ونیز و واکنش یک منتقد ایرانی...
 كيومرث پوراحمد،رخشان بني‌اعتماد،رسول صدرعاملي،كمال تبريزي، بهمن قبادي و ... از شكيبايي گفتند / سينماگران ايراني در خانه خسرو شكيبايي به يادش جمع شدند...
 مراسم چهلمين روز درگذشت خسرو شكيبايي برگزار شد: / در حسرت جاي خالي او رنج مي‌بريم ...
 زنده‌كردن خاطره مرحوم فردين، اكران جهاني فيلم و تجربه «سين سيتي» در گفت‌وگو با كارگردان و بازيگر «سربلند»: / سعيد تهراني:«به خاطر "سنتوري" از شرکت فيلم در بازار کن منصرف شديم»...
 پس از يك دوره ركود و عقب‌نشيني و پيروزي نيروي انتظامي در برابر قاچاق CD و DVD؛ / قاچاقچيان فيلم، با عرضه DVD فيلم تازه گل‌شيفته فراهاني، به ميدان آمدند...
 تهمينه ميلاني: «خبر حضور گلشيفته فراهاني در فيلم ريدلي اسکات سبب ايجاد اميد در نسل جوان خواهد شد »...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری: 12 / ته مانده پس‌انداز / درباره فیلم‌های خارجی مهم امسال و همیشه پای یک زن در میان است و موراکامی...
 گزارش جلسه نقد و بررسی کارگران مشغول کارند / چرا کیارستمی نخواست این یکی طرح‌اش را بسازد؟...



گزارش
 گفت و گوي نيما حسني‌نسب با گلشیفته فراهانی / بكش تا زنده‌بماني؛ اين قانون سينماي ماست ...
 گزارش پشت‌صحنه سريال «روز حسرت» / مگر موضوع سريال شبيه «اغما» است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند ......
 حرف‌هاي پوريا پورسرخ، مهراوه شريفي‌نيا و سيروس مقدم درباره سريال «روز حسرت»: / كساني كه در سريال‌هاي مناسبتي كار مي‌كنند برگزيده‌هاي بازيگري هستند ...
 یادداشت‌های هفتگی امیر قادری: 12 / ته مانده پس‌انداز / درباره فیلم‌های خارجی مهم امسال و همیشه پای یک زن در میان است و موراکامی...
 گفت و گویی خواندنی با کیانوش عیاری درباره سریال موفق‌اش / از اینکه پنج سال برای «روزگار قریب» وقت گذاشتم، راضی هستم...
 مراسم چهلمين روز درگذشت خسرو شكيبايي برگزار شد: / در حسرت جاي خالي او رنج مي‌بريم ...
 به مناسبت چهلم وفات خسرو شکیبایی / شما می‌خواهید بازیگر شوید آقا؟...
 گفتگوی مفصل با مجید صالحی، کارگردان مجموعه پربیننده «سه در چهار» / سعی کردم از بازیگرانی استفاده کنم که در سریال‌های عطاران بازی نکرده‌اند...
 گزارشي از پروژه‌هاي جلوي دوربين / هملت در سينما ركس...

آرشيو...



گفت و گو با فريدون جيرانى كارگردان ستاره ها؛ اين عين واقعيت است


خسرو نقيبى: فريدون جيرانى عوض شده؛ اين را نه بعد از ديدن سه جلد ستاره ها، كه پس از پايان اين گفت وگو به وضوح مى توان فهميد. كارگردانى كه به صراحت مى گفت فيلمساز جريان اصلى است و در ازاى پول تهيه كننده اش مسئول، حالا از سينماى شخصى اش حرف مى زند و از «يك جور دغدغه هاى ذهنى» كه خيلى چيزها است... لاله زار، تئاتر، سينما، گذشته و تاريخ. از علاقه اش به طرحى مى گويد كه سال ها قبل كنارش گذاشته و حالا دوباره، پررنگ تر از هر زمان ديگرى بازگشته. فيلمى درباره كودكى هايش در يك شهرستان كوچك؛ تربت حيدريه. با اين حال جيرانى هنوز هم همان آدم حرفه اى هميشگى است. مثل هميشه صريح پاسخ مى دهد و از معدود آدم هايى است كه حرف هاى خارج از ضبط اش، چندان با حرف هايش در ميانه گفت وگو متفاوت نيست. چند روز پيش از شروع جشنواره در دفتر تهيه كننده ستاره ها و پس از ديدن جلد اول فيلم، با جيرانى گفت وگو كردم و او حرف هايى زد كه نشان مى داد ستاره ها مهم ترين اتفاق كارنامه حرفه اى اش است. فيلمى كه به قول خودش كسى از او انتظارش را ندارد.
•••
•با شناختى كه از فريدون جيرانى دارم، گمان مى كنم فرصتى كه سه جلد ستاره ها در اختيارش قرار داده مجال خوبى براى پرداختن به بسيارى از دغدغه هايش بوده؛ چنين اتفاقى افتاده؟
مى دانى كه فيلم اپيزوديك ساختن در بخش خصوصى خيلى كار دشوارى است. وقتى در اين دفتر بحث ساخت فيلم اپيزوديك مطرح شد و پذيرفتند كه يك فيلم با چهار اپيزود ساخته شود احساس كردم در اين چهار اپيزود خيلى كارها مى شود انجام داد. در واقع شانس ما اين بود كه تهيه كننده و سرمايه گذارشان مى خواست يك كار متفاوت جلوى دوربين ببرد. البته در بازنويسى چهار اپيزود تبديل به سه اپيزود شد، سه اپيزود گسترش پيدا كرد، در اجرا تبديل شد به دو فيلم و در تدوين سه جلد كنونى درآمد.
•اينكه به شكل مشخص سينما را سوژه قرار دهيد، از كى جدى شد...
اين فيلمنامه را هفت هشت سال قبل داشتم. مى خواستم درباره سينماى قبل از انقلاب فيلم بسازم؛ ۳ اپيزود درباره آن سينما زمان تصويب فيلمنامه بود و تصويب نشد. طرح را آن زمان كنار گذاشتم تا حدود دو سال قبل. در بازنگرى به اين نتيجه رسيدم كه قصه ها درباره سينماى بعد از انقلاب باشد. در مرحله نگارش هم شكلى را كه بايد پيدا كرد يعنى چيزهايى وارد قصه شد كه دوست داشتم درباره شان حرف بزنم. دغدغه هايى از جنس تاريخ نويسى، فضاى سينماى امروز و روابط پشت پرده سينما.
•قبل تر كه حرف مى زديم، عمدتاً بحث امتحان قواعد ژانرهاى مختلف در مختصات سينماى ايران بود در حالى كه ستاره ها آن دلمشغولى را ندارد. در عوض كاملاً فيلمى است واقع نگر و درباره يك اجتماع نزديك و در دسترس حرف مى زند؛ سينماى امروز ايران...
در ستاره ها سعى كردم به مضمون نگاه كنم بيش از آنكه به فرم اهميت دهم. يك سينماى مضمون گراى اجتماعى فرم خاص خودش را هم دارد فرم خيلى پيچيده اى هم نيست. اينجا قصه مهم است و فيلمنامه اجزاى روابط است كه اهميت پيدا مى كند. اين برايم تجربه تازه اى بود.
•به همين مى خواستم برسم. جيرانى وارد يك فضاى تازه مى شود كه خيلى تجربه اش نكرده است. حالا كه قصه اهميت پيدا مى كند، از اين سه قصه كدام مهم تر و جذاب تر بود؟
هر سه قصه خاص است به خصوص اينكه حالا به هر كدام به عنوان يك فيلم مجزا هم نگاه مى شود و پرداخت من هم به اين سه قصه متفاوت بود. جلد اول كه در بخش مسابقه جشنواره است، تا حدى به ملودرام نزديك تر است با اين تفاوت كه ملودرامش آن قدرها هم منحنى اوج و حضيض ندارد. در سه لوكيشن مشخص اتفاق مى افتد؛ دو خانه و يك اتوبوس. داستان خارج از اين سه خانه نيست. در يك ساعتى از شب شروع مى شود و در يك ساعتى از همان شب به پايان مى رسد و به چند روز هم نمى رسد. اين يك شكل كار بود. قصه دوم تا حدى كمدى است و در مقاطعى هم يك فضاى سوررئال بر كار حاكم مى شود كه اين فرم را هم مدت ها بود مى خواستم امتحان كنم. جلد ،۳ داستان ديگرى داشت. دغدغه قديمى خودم بود. تاريخچه سينما با قصه اى كه بشود فيلمش هم كرد. حاصل شد قصه روح انگيز؛ ستاره اى كه مرده است و به بهانه اش وارد يك فضاى تازه مى شويم.
•جواب اين سئوال تا حد زيادى مشخص است اما بد نيست كمى درباره اش حرف بزنيم. بين اين سه جلد كداميك براى خودتان جذاب تر است...
من هر سه جلد را دوست دارم اما به هر حال جلدى كه خيلى شخصى تر است و به دغدغه هاى خودم نزديك تر است، دوستش دارم و شايد بعدها اين فرصت پيش نيايد كه بتوانم دوباره شبيه اش را بسازم، ستاره بود است. جلد سوم كه در تئاترپارس و لاله زار اتفاق مى افتد. شايد بشود ستاره مى شود را دوباره ساخت ولى بعيد مى دانم در اين سينما بشود تجربه ستاره بود را دوباره تكرار كرد. يك لوكيشن، چند آدم ثابت و يك قصه مهجور و فاقد امكان ارتباط با مخاطب عام. دوست داشتم از اين تجربه ها هم داشته باشم تا فكر نكنند كه ما از اين تجربه ها دوست نداريم. تا حالا نخواستيم كه كارى از اين جنس انجام دهيم.
•به قول يك دوست مشترك، براى اولين بار به مخاطب فكر نكرديد...
به مخاطب هم فكر نكرديم. در واقع كارهاى ما در بخش خصوصى هميشه بر اين اساس بوده كه به مخاطب فكر كنيم. در ستاره بود اصلاً به مخاطب فكر نكردم. فقط دغدغه هاى شخصى است...
•با اين حال در اين جلد هم سينماگر حرفه اى سينماى جريان اصلى پشت دوربين قرار دارد. يادم مى آيد در روزهاى اول فيلمبردارى، يك بار كه سرصحنه آمدم، يكى از بازيگران نتوانست بازى كند. بعد كه حرف زديم، گفتيد كه اگر الان اين سينما، سينماى كيارستمى بود بايد مى رفتم جلوى دوربين و مى گفتم خب، بازيگر ما نمى تواند اين نقش را بازى كند و از اينجا يك آدم ديگر جايگزين او مى شود ولى تاكيد كرديد كه مى خواهيد قصه تعريف كنيد...
مسئله قصه تعريف كردن وجود دارد. منتها قصه اى كه قصه نيست يعنى براى مخاطب عام قصه قابل دسترسى نيست و يك جور ديگر است. با اين همه، ساختار حرفه اى را در هر سه فيلم رعايت كرده ام.
•اين دلبستگى به ساختار حرفه اى هم يك روز از بين مى رود يا نه؛ اين يكى پابرجا خواهد ماند؟
خيلى دوست ندارم سنت شكنى كنم ولى شايد يك روزى هم برسد كه سنم بالاتر برود و اين سنت شكنى را هم انجام دهم. تا اين لحظه به چنين نتيجه اى نرسيده ام كه يك سينماى تجربى در آن شكل را امتحان كنم.
•زمان فيلمبردارى كه حرف مى زديم، مى گفتيد ستاره ها يك امكان تازه براى تجربه در كارگردانى و نوشتن در اختيارتان قرار داده. يك جور كار در سر صحنه...
يك چيزى را بايد گفت. ستاره ها در عين اينكه تجربه خيلى خوبى بود، تجربه خطرناكى هم بود. خوب بود به دليل اينكه خيلى جزئيات داشت و خطرناك بود چون همين جزئيات بيش از هر چيز سرصحنه درآمد و خيلى سخت است كه نوشتن سناريو و كارگردانى را سرصحنه انجام دهى. در هر سه جلد اين اتفاق افتاد يعنى من برخلاف هميشه كه با يك فيلمنامه صحنه بندى شده و دقيق سرصحنه مى روم و برخى چيزها را در آنجا با توجه به شرايط عوض مى كنم، در اينجا هيچ صحنه بندى دقيقى در كار نبود. يك ساختمان و پلات بود كه سرصحنه جزئياتش شكل مى گرفت. مثلاً در جلد سوم وقتى ساختمان تئاترپارس را ديدم، جزئيات قصه كاملاً عوض شد.
•اينكه ترتيب فيلمبردارى اين سه جلد برعكس توالى شان بود، از قصه اتفاق افتاد؟
قصه اى در كار نبود. لوكيشن جلد يك حاضر نبود و بعد هم انتظامى به سفر رفت. شايد اگر قصه اول را ابتدا مى گرفتم، به كل فيلم ها به شكل ديگرى نگاه مى كردم. زمانى به قصه اول رسيدم كه سر فيلمبردارى دو بخش ديگر اتفاقات متفاوتى افتاده بود و براى همين زمان فيلمبردارى قصه اول، به يك فيلم بلند فكر مى كردم.
•اينكه جلدها را يك فيلم مستقل نمى ديديد، به حاصل كنونى ضربه نزده است؟
تقريباً از همان اواسط فيلمبردارى به اين نتيجه رسيديم كه جلد دوم و سوم يك فيلم شود و جلد اول را با هدف ساختن يك فيلم مستقل آغاز كرديم. وقتى جلد دو و سه را براى شمارى از دوستان نمايش دادم، گفتند كه اين دو در كنار هم به يكديگر ضربه مى زنند. جلد دو، جلد سوم را تحت تاثير قرار مى دهد و جلد سوم ارزش هايى دارد كه در كنار جلد دوم به چشم نمى آيد. در واقع براى اينكه جلد سه از بين نرود و تبديل به يك فيلم مستقل شود، جلد دوم را هم تبديل به يك فيلم بلند كرديم. اين را هم بگويم كه به لحاظ زمانى خيلى تايم ها كم نبود. يكى ۶۹ دقيقه بود و آن يكى ۷۱ دقيقه بدون تيتراژ. با اين حال يك فصل به فيلم دوم اضافه كردم و يك فصل به فيلم سوم.
•اين هم نكته مهمى است كه در ايران كمتر اتفاق مى افتد اما در جهان كاملاً معمول است. اينكه بعد از تدوين سكانس يا سكانس هايى دوباره گرفته شود...
من به اين مسئله كاملاً اعتقاد دارم. وقتى تدوين اوليه آب و آتش تمام شد، از تهيه كننده خواستم كه به من اجازه دهد يك بار ديگر به فصل آخر فكر كنم و دوباره آن را فيلمبردارى كنم كه تهيه كننده و سرمايه گذار اين اجازه را ندادند. اصولاً اعتقاد دارم كه بايد اين اتفاق بيفتد چون وقتى فيلم را مى بينيم خيلى چيزها مشخص مى شود. از اين مسئله هم نبايد ترسيد. بعضى ها مى ترسند چون فكر مى كنند پشت سرشان حرف زده خواهد شد اما اين يك رسم معمول در همه جاى دنيا است. در دنيا فيلم را به شكل خصوصى نمايش مى دهند و بعد اين كارها را انجام مى دهند.
•چيزهايى كه گرفتيد، در قصه تغيير اساسى مى دهد؟
نه، در جلد سوم فصلى بود كه در فيلمنامه هم داشتيم اما آن را نگرفته بوديم. يك فصل ورود به لاله زار. وقتى با دوستان حرف زديم پيشنهاد آنها هم به همين فصل رسيد و من فكر كردم يك لاله زار بگيرم در شب با توجه به دغدغه هايى كه داشتم.


•در جلد دوم چطور؟
يك فصل به ابتدا اضافه كردم تا تلفيق فيلم را با واقعيت از همان ابتدا نشان دهم. يعنى كارگردان، دستيار كارگردان و دوربين را از همان ابتدا تماشاگر هم ببيند. اين در طرح اوليه نبود اما حالا فيلم را به يك نوع «سينما واقعيت» تبديل كرده است.
•فيلم هاى فريدون جيرانى معمولاً بازى هاى خيلى خوبى دارد. در اينجا هم ستاره هاى فيلم كم نيستند. اول درباره انديشه فولادوند و امين حيايى صحبت كنيم كه در هر سه جلد حضور دارند و در هر كدام هم يك نقش متفاوت را بازى مى كنند. چرا به اين ايده رسيديد؟ و حالا از اين كاراكترهاى متفاوت با يك بازيگر راضى هستيد يا نه؟
هر دو خيلى خوب بودند. چه امين حيايى كه بازيگرى حرفه اى و قديمى بود و چه انديشه فولادوند كه تازه كارتر بود و مستعد. از تجربه اين اتفاق هم خيلى راضى ام. من عاشق فيلم هاى اپيزوديك ايتاليايى ام و عاشق نينو مانفردى كه معمولاً در يك فيلم چند نقش متفاوت را بازى مى كرد. دوست داشتم امين حيايى و انديشه فولادوند چند رله داشته باشم و خوشبختانه آنها هم در هر سه فيلم خوب نقش شان را فهميدند و كمك زيادى به درآمدن نقش ها كردند. در ميان اين سه نقش هم به نظرم انديشه فولادوند جلد اول بهتر از بقيه است و امين حيايى جلد دوم كه نقش كمدى متفاوتى بازى مى كند هر چند در جلدهاى ديگر هم در هر كدام يك جور است.
•به جز اين دو بازيگر از سه بازيگر سه نسل در هر جلد استفاده كرديد. عزت الله انتظامى، نيكى كريمى و خسرو شكيبايى كه با دو نفر اول تا حالا كار نكرده بوديد. كار با اين بازيگران چطور پيش آمد؟
كار با انتظامى خيلى سخت است. به ويژه اينكه من در پايان فيلمبردارى به انتظامى رسيدم. با يك گروه توليد خسته و مضطرب از طولانى شدن فيلمبردارى و كار با انتظامى هم يك روند دارد. او نظراتى دارد كه عمدتاً خوب است و بايد در همكارى متقابل به آنها تن داد. هر چند نظراتى هم هست كه بايد به آنها گوش نداد. اما آن نظرات خوب خيلى بيشتر است. بخشى از اين نظرات در فيلم كنونى هم اعمال شده است. كار با انتظامى دو ويژگى دارد. اول اينكه او به شدت بازيگر مقيد و منظمى است و دوم هم اينكه به هر حال پير است و زود خسته مى شود. با شرايط نوشتن سناريو در سر صحنه او سعى زيادى كرد تا خود را با شرايط ما تطبيق دهد و سخت هم بود. اما او اين كار را انجام داد. نيكى كريمى هم كه خب جوان تر بود و به شدت منظم و خيلى هم رابطه خوبى در اين همكارى اول با هم داشتيم. البته قبلاً قرار بود دو بار با هم كار كنيم. يك بار در قرمز و يك بار در شام آخر كه نشد و سرانجام در ستاره است با او كار كردم.
•اين هم نكته بامزه اى است كه چند بارى مى خواستم از شما بپرسم و هر بار در ميان بحث ها گم شده، فريدون جيرانى هميشه خيلى رك و صريح درباره كستينگ و بازيگرانى كه مى خواسته با آنها كار كند، حرف مى زند. حتى از برخوردهاى آنها هم مى گويد و اينكه چگونه نيامده اند يا خودش نمى خواسته با آنها كار كند و بعد در فيلم بعدى به راحتى با آنها كار مى كند...
اشكالى ندارد. به نظرم در تعريف حرفه اى بودن اين بحث ها كاملاً مى گنجد. همين خسرو شكيبايى زمان ساخت قرمز حتى حاضر نشد بيايد و فيلمنامه ما را بخواند و حرف بزند. بايد به دل مى گرفتم؟ نه. اما دفعه بعد وقتى براى كار در سالاد فصل آمد، آنقدر رابطه خوبى داشتيم كه او فراتر از يك بازيگر در كار كمك كرد و براى نقشش جايزه هم گرفت. من هم مثل تو منتقدم و به اين مسائل نگاه مى كنم كه فريدون جيرانى قبل از قرمز چه ساخته كه بايد با او كار كرد. فيلم صعود را ساخته كه فيلم بسيار بدى هم بوده و حالا بايد قضاوت كنى كه چه مى خواهد بسازد. طبيعى است كه اين ريسك را انجام ندهد.
•درباره كار با شكيبايى در همين فيلم هم حرف بزنيم...
به نظرم شكيبايى در ستاره بود خيلى بى نظير است. واقعاً حيف شد كه ستاره بود در معرض نگاه داوران قرار نمى گيرد. چون به اعتقاد من يكى از بهترين بازى هاى شكيبايى در همه دوران بازيگرى اش است. خيلى عاشق نقش بود و خيلى عاشق قصه شده بود و همين در شكل دادن به نقش خيلى كمكش كرد.
•در ستاره مى شود به طور مشخص روابط پشت پرده سينماى ايران مورد بحث قرار مى گيرد. روابطى كه اهالى سينماى ايران ترجيح مى دهند خيلى درباره اش صحبت نكنند. به دلخورى هاى بعدى نشان دادن اين روابط فكر نكرديد؟
احتمالش زياد است، اما معتقدم اگر سينماى ايران مى خواهد انتقاد كند و سينماى اجتماعى اش شكل انتقادى به خود بگيرد، اول بايد انتقاد از خود را بپذيرد تا بعد بتواند وارد حيطه انتقاد از ديگران شود. فيلم خيلى صريح از روابط حاكم بر سينماى ايران انتقاد مى كند و اين مسئله احتمال واكنش هايى را هم در پى خواهد داشت و كسانى خواهند بود كه از اين مسئله خوش شان نيايد، اما آن زمان هم پاسخ خواهم داد كه در سينما اين مسائل هست. واقعيت است و فيلم من كارى هم ندارد كه در برابر اين مسئله بايد چه كار كرد. اعتقادم اين است كه فحشا از بيرون وارد سينما مى شود و سينماى ما از درون فاسد نيست. اين فحشا از بيرون به سينما تحميل مى شود و دلايل متعددى دارد كه در زمان اين گفت وگو نمى گنجد.
•اين نگاه در فيلم سوم اما كاملاً غمخوارانه است و تبديل به نگاه يك آدم عاشق سينما و تئاتر مى شود. كدامش بيشتر دغدغه بود. تئاتر يا لاله زار يا...
همه چيز. لاله زار، تئاتر، سينما، گذشته، تاريخ و... يك جورهايى به خودم نزديك تر است. بد نيست اين را بدانى. فيلم را براساس مقاله اى ساختم كه خودم نوشته بودم. وقتى روح انگيز سامى نژاد مرد آقايى به من زنگ زد، در هفته نامه سينما و خبر را به من داد. گفتم سامى نژاد كه سال ها قبل مرده. گفت زنگ بزنيد به خواهرش عاليه زند وكيلى. زنگ زدم و فهميدم كه شب قبل مرده. سال ۷۶ بود. رفتم خانه خواهرش. خيلى تلخ بود. تلخ تر از تئاتر پارسى كه حالا در فيلم مى بينى. يك رختخواب در گوشه اى بود كه رويش پوشانده شده بود و يك نايلون در كنار تخت كه همه ارثيه روح انگيز سامى نژاد بود. يك بسته سيگار قديمى و بروشور رنگى فيلم دختر لر، نوى نو.
•ستاره ها پشت سر هم ديده خواهد شد. در حالى كه هر كدام حالا يك فيلم مستقل است. اگر قرار بود فيلم ها را به شكل مستقل و در فاصله زمانى بسازيد، چقدر حاصل با كار كنونى تفاوت مى كرد؟
اصلاً نمى خواهم به اين فيلم ها به شكل آثارى مستقل نگاه شود. دوست دارم جلد يك، جلد دو و جلد سه، يك فيلم به حساب آيد. همان طور كه اين فيلم ها كارنامه من را به ۹ فيلم نمى رساند بلكه ستاره ها فيلم هفتم كارنامه من است. چون با ديد و نگرش يك فيلم در سه جلد ساخته شده است و تجربه خوبى هم بوده، اين مهم است.
•از ستاره ها در مجموع راضى هستيد؟
نمى دانم فيلم ها چه بازخوردى خواهند داشت، اما اين را مطمئنم كه كسى از من انتظار چنين فيلم هايى را نخواهد داشت.
•انتظار هيچ كدام از اين سه جلد را؟
فكر نمى كنم. آنهايى كه با كارنامه قرمز تا سالاد فصل به من نگاه كردند، گمان نمى كنند كه من وارد اين نوع سينما _ يك جور سينماى مضمون گرا _ شوم. سينمايى كه هميشه از آن پرهيز داشته ام.
•روزى كه جلد سوم را با دوستان ديديم، اين بحث مطرح شد كه جيرانى بعد از اين چه خواهد ساخت...
خيلى سخت است. قرار شده با تهيه كننده خصوصى يك تريلر بسازم. اما راستش خيلى دلم نمى خواهد. همين الان يك نصفه سناريويى نوشته ام، اما دلم نمى خواهد. مگر اينكه چيز ويژه اى در سناريو پيدا شود. بيشتر دوست دارم برگردم سراغ قصه هايى كه سال هاى سال به آنها فكر نمى كردم و حالا مى خواهم به آنها فكر كنم. شايد قصه اى كه دوست دارم رويش كار كنم و مدتى است ذهنم را به خودش مشغول كرده، خاطرات نوجوانى خودم باشد، در يك شهرستان كوچك فيلمى كه به يك تاريخ نه چندان دور برگردد و زندگى چند نوجوان باشد، در يك شهرستان به اسم تربت حيدريه. اين دغدغه خيلى ذهنم را به خودش مشغول كرده. نمى دانم مى توانم برايش تهيه كننده پيدا كنم. چون به هر حال من كارگردانى هستم كه تا حالا فقط با بخش خصوصى كار كرده. اگر هم تجربه ستاره ها اتفاق افتاده، به دليل حضور حميد اعتباريان بوده كه دوست داشته چنين تجربه اى انجام دهد. اما آن دغدغه به هر حال خيلى اذيتم مى كند و فيلمسازى را برايم خيلى مشكل كرده. بعيد هم مى دانم به اين زودى بتوانم فراموشش كنم.
•سينماى شخصى فريدون جيرانى؟
يك جور دغدغه هاى ذهنى شخصى. خيلى ها اين كار را مى كنند...
•ولى قبلاً به اين جنس سينما فكر نكرده بوديد...
قبلاً اصلاً مجال اين مسئله نبود. هميشه تهيه كننده اى بود كه پشت ميز قرار داشت و من فكر مى كردم در ازاى سرمايه اى كه در اختيارم قرار مى دهد، بايد يك كارهايى انجام دهم. الان ديگر فكر نمى كنم كه آن سرمايه بايد برگردد، فكر مى كنم كه خودم چه چيزى دوست دارم بنويسم و بسازم. اين شايد مهمترين تغييرى باشد كه بعد از ستاره ها در من اتفاق افتاده است.


منبع خبر : شرق
دوشنبه,3 بهمن 1384 - 1:37:9

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.969133138657 seconds.