تهمينه ميلاني در آتش بس از دو ستاره در نقش هاي اصلي استفاده كرده؛ دو ستاره اي كه پيش از اين در فيلم هاي ديگري همبازي بوده اند. فروش خوب فيلم هاي قبلي، از محمدرضا گلزار و مهناز افشار زوجي موفق ساخته. در سينماي ايران كمتر اتفاق افتاده دو بازيگر بتوانند در كنار هم به فروش فيلم كمك كنند؛ بارها به عنوان پارتز مقابل هم بازي كنند و زوجي باشند كه مردم دوستشان دارند. اما مهناز افشار و محمدرضا گلزار زوج سينمايي خوبي هستند. ميلاني در انتخاب آنها به درستي عمل كرده. آتش بس يك كمدي رمانتيك است. مولفه هاي آثار قبلي ميلاني را دارد، اما فضاي آن مفرح، لوكس و تماشاگرپسند است. ميلاني آگاهانه از فضاهايي استفاده كرده كه مردم دوست دارند. استفاده از دو ستاره محبوب هم در راستاي جذب مخاطب بوده.
گلزار در نقش يوسف يوسف پور و مهناز افشار در نقش سايه نيازي حضور گرمي در فيلم دارند. آنها نقش هايشان را درست فهميده اند و سعي كرده اند جنس بازي شان را با فضاي فيلم هماهنگ كنند. مخصوصاً مهناز افشار كه انرژي خاصي براي نقش گذاشته و پس از بازي در نقش هاي جدي، نشان مي دهد مي تواند در كمدي هم موفق باشد. روند رو به رشد گلزار هم ادامه دارد و حالا ديگر احتمالاً مخالفانش هم قانع شده اند كه او در كنار چهره و فيزيك مناسب بازيگري، استعداد و قابليت هم دارد و اگر با كارگردانهاي خوبي كار كند، نتيجه كارش قابل قبول است. در صحنه هاي مشترك، گلزار و افشار عملكرد خوبي دارند و هيچ يك اجازه نداده اند قابليتهاي ديگري و تلاشي كه براي به چشم آمدن نقش كرده، ديگري را ماسكه كند. در سكانس پاياني و جايي كه يوسف و سايه براي شوخي با دكتر به مطب او آمده اند، يكي از بهترين سكانس هاي فيلم است. افشار خنده اش گرفته، اما گلزار سعي كرده همچنان ديالوگهايش را بگويد. ميلاني هوشمندي نشان داده كه كات نداده و اجازه داده صميمت و گرماي اين سكانس را تماشاگر آتش بس هم ببيند.
آتيلا پسياني قبلاً در فيلمهاي نيمه پنهان و دو زن با ميلاني همكاري كرده. او در دو زن نقش مردي متعصب و روان پريش را بازي كرد كه با سوءظن و شك زندگي همسرش را نابود كرد. پسياني اين نقش را با چنان قدرتي بازي كرده بود كه به شدت روي بيننده تاثير مي گذاشت. در نيمه پنهان نقش او كوتاه تر و ملايم تر بود. او در آتش بس نقش روانپزشكي را بازي مي كند كه قصد دارد راه بهتر زندگي كردن را به يوسف و رويا بياموزد. ويژگيهاي پسياني او را مناسب بازي در نقشهاي جدي مي كند. ميلاني از اين امتياز استفاده كرده و او را براي بازي در نقش دكتر انتخاب كرده. دكتر آدمي جدي است و كمتر در موقعيت كميك قرار مي گيرد. البته چون فضاي فيلم خنده آور است، گاهي ردپاي طنز را مي توان در شخصيت دكتر هم ديد. اما اين طنز حالت جدي دكتر را از بين نمي برد. دكتر در مقام يك معلم و آموزش دهنده شخصيتي است كه بايد روي بيننده تاثير بگذارد.
او قرار است به وسيله تجربه و قدرت تحليل خود زندگي يوسف و سايه را سر و سامان بدهد، بنابراين اگرچه پسياني سعي كرده نقش را صميمي بازي كند و دكتر دوست داشتني از كار درآيد، اما او در موقعيت خنده داري قرار نمي گيرد كه جايگاهش در ذهن تماشاگر خدشه دار شود.
اما ميلاني در انتخاب بازيگرهاي فرعي به اندازه بازيگران اصلي موفق نبوده. شايد دليل اين مسئله بيشتر به حجم نقش ها برگردد. نقشهايي كه گلزار، افشار و پسياني بازي كرده اند جاي كار بيشتري داشته و بازيگر را در فضايي قرار مي داده تا عملكرد متفاوتي داشته باشد. اما نقشهاي فرعي به دليل كوتاهي و نداشتن يك ويژگي شاخص چندان به چشم نمي آيند. خوشبختانه مثلث گلزار، افشار و پسياني آن قدر كامل و بي عيب است كه ذهن تماشاگر را درگير بازيگران ديگر نمي كند. اما مي توان تصور كرد اگر ميلاني در انتخاب بازيگران نقشهاي فرعي حساسيت بيشتري به خرج مي داد، آتش بس مي توانست از نظر انتخاب بازيگر، يك نمونه كم نقص باشد.
بخش قابل توجهي از اقبالي كه در حال حاضر از فيلم صورت گرفته را مديون استفاده درست از محمدرضا گلزار و مهناز افشار است.
آتش بس به عنوان فيلمي كه براي گيشه ساخته شده، اولين اصل را خوب رعايت كرده؛ اين كه استفاده درستي از ستاره ها كند وگرنه صرف حضور چهره هاي محبوب تضميني براي موفقيت محسوب نمي شود. كافي است شكست تجاري فيلم هايي چون گل يخ ، ملاقات با طوطي و باج خور را به ياد بياوريم. خيلي هايي با وجود بازيگران محبوب در گيشه شكست خوردند.
اين كه آتش بس در نقش هاي فرعي چنگي به دل نمي زند؛ بخشي از آن به تلقي رايج در سينماي ايران بازمي گردد. اين كه هم كارگردان ها حساسيت كمتري در انتخاب بازيگران نقش هاي فرعي نشان مي دهند و هم اين كه تهيه كننده، معمولاً مي كوشد با حداقل هزينه بازيگران نقش هاي مكمل را انتخاب كند. نمونه هايي كه خلاف اين مسئله را ثابت مي كنند، متاسفانه آن قدر زياد نيستند. آتش بس هم با آن كه از نمونه هاي موفق انتخاب درست بازيگران است؛ در نقش هاي فرعي از اين عدم دقت، آسيب ديده است.
نويسنده : ياسمن هجري