سينماي ما- ابراهيم حاتمي كيا رسما انصراف خود را از ساخت پروژه شهيد چمران اعلام كرد. در متن نامهي كه اين كارگردان سينما در توضيح دلايل كنارهگيرياش نوشته آمده است:« بنده هر چه سعي كردم كه سرم در لاك خويش باشد و كمتر زير ذره بين رسانه آفتابي شوم، نشد كه نشد. نميدانم اين اخلاق حرفهايست و يااخلاق شخصي، ولي به هر حال اصرار دارم، تا وقتي پروژهاي به نتيجه واضحي نرسيده، آن را عيان نكنم.» حاتميكيا در ادامه آورده است:« متاسفانه پروژه شهيد چمران از طرف تهيه كننده دچار آفت شد و من فيلمسازي شدم كه در آن واحد چندين پروژه در دست كار دارم. همكاراني كه در سريال "حلقه سبز" با من بودند ميدانند كه من در طول ساخته شدن اين سريال تمام وقت و روح خودم را در خدمت كار گذاشته بودم. ولي خبرهاي گاه بيگاه رسانهاي روند پروژه چمران، آنها را متعجب و مرا سرخورده و عصبي ميكرد.»
در ادامه اين متن آمده است:« بارها به اين نحوه اطلاع رساني اعتراض كردم و رفتار و روحيه خودم را به دوستان توضيح دادم كه اين روش مانع پيشرفت كار ميشود. اين حكايت همچنان باقي بود، تا اينكه اخيرا سفر به آمريكا در جرايد مطرح شد. تصور كنيد كساني كه در جريان چند و چون اين پروژه نيستند چگونه بايد حلاجي كنند كه آمريكا چه ربطي به شهيد چمران دارد و هزار اما و اگرهاي ديگر كه مرا در شرايطي انفعالي قرار ميداد. غافل از آن كه بنده به عنوان مسؤول تيم تحقيقي از اين سفر بي خبر بودم و اساسأ چنين سفري در دستور كار قرار نداشته است.»
كارگردان "بهنام پدر" اعلام كرده است: «من ترجيح ميدهم اين بار روي سخنم افكارعمومي باشد و يك بار براي هميشه اين بحث را باز كنم. اينجانب حدود چهار سال پيش علاقهام را براي ساختن فيلمي از شهيد چمران به آقاي كاسه ساز ابراز كردم و در همان دوران چند بار پايمان به صدا و سيما باز شد وعملأ اتفاقي نيفتاد. دليل اين وقفه پيشنهادي بود كه بنده مطرح كرده بودم و آن تحقيقات مفصل دربارهي اين شهيد بود. من پروژه را به سه مرحله تقسيم كرده بودم. مرحله اول تحقيقات، مرحله دوم نگارش فيلمنامه و مرحله سوم كارگرداني. اين تقسيم بندي از آن جهت بود كه امكان داشت در روند كار اختلافاتي پيش آيد و بهتر آن بود كه در همان مرحله من كنار كشيده و همكار ديگري پروژه را پيش ميبرد.»
حاتميكيا به زمان تصويب اين پروژه اشاره كرد:« متاسفانه وقتي پروژه شهيد چمران تصويب شد كه سريال "حلقه سبز" شكل عملياتي گرفته بود و من در همان اوايل تحقيق اعلام كردم كه بايد كار را تعطيل كنيم ، چرا من در حين ساختن يك فيلم حاضر نيستم به پروژه ديگري فكر كنم و از آن دسته فيلمسازاني كه بطور همزمان فيلم ميسازند و فيلمنامه مينويسند و داور جشنواره ميشوند و در جشنوارههاي فرنگي شركت ميكنند نيستم. دوستان پروژه پيشنهاد كردند كه با توجه به روحيه حقير كار در حالت نيمه تعطيل به حيات خود ادامه دهد والا از جهت صدا و سيما مشكل پيش خواهد آمد و بنده با اين شرط كه در طي اين كار هيچ تماسي با گروه نخواهم داشت موافقت كردم. حقير در طي فيلمبرداري ده ماهه سريال "حلقه سبز" بارها و بارها گزارش روند پيشرفت پروژه چمران را از رسانهها ديده و شنيدم و در همان دوران به دوستان تهيه كننده معترض شدم كه بايد از بيلان دادن اين پروژه در غيبت مسؤول پروژه جلوگيري كنند، چرا كه اصولي نيست مسؤول پروژه بياطلاع از روند آن باشد و چنين بوق و كرنايي شود، ولي كو گوش شنوا ؟!»
اين كارگردان اضافه كرده است: « وقتي فيلمبرداري سريال "حلقه سبز" تمام شد عملأ من با حال و روزي به گروه پيوستم كه ديگر آن انگيزه سابق را نداشتم. من در تمام دوران فيلمسازي هميشه خودم بودم كه به خودم سفارش كار دادهام و اشتياق ساختن آن هميشه از طرف خودم مطرح بوده، ولي اين بار شرايط و حس و حال عوض شده بود و من بايد جوابگوي خيل تبليغات انجام شده در روند اين پروژه ميبودم و اين شرايط مطلوبي براي من نبود. خوشبختانه متوجه شدم كه در دوران غيبت من، گروه در حين تحقيقات تصاويري ضبط كرده و در قالب فيلم مستند در دوران سالگرد شهيد چمران از صدا و سيما پخش شده است.»
وي خاطرنشان كرده است: « بارها گفتهام كه آرزو ميكنم آخرين كار من ساختن فيلمي درباره شهيد چمران باشد و آن را بزرگترين انگيزه شخصي خودم ميدانم ، ولي روند پيش آمده عملأ سكان كشتي را از من ربود و من بايد در فرصت و مهلتي ديگر و در فضايي كاملأ شخصي به اين دردانه شهيدان جنگ ، مصطفي چمران بپردازم.»
حاتميكيا در پايان مطرح كرده است:« حال كه تهيه كننده محترم بدون هماهنگي با حقير روند پروژه را رسانهاي كرده است، بنده نيز كنارهگيريام را از اين پروژه به همين روش اعلام ميكنم. ضمنأ فرصت را مغتنم شمرده و اعلام ميكنم كه حقير دو ماه و اندي پيش انصراف خودم را از پروژه فرش به اطلاع برادر خوبم رضا ميركريمي اعلام كردهام و اميدوارم در رسانهاي شدن اين موضوع دوستان فراموش نكنند كه اسم حقير را پاك كنند. بنده گزارش ميدهم كه در اين روزهاي برفي، زود هنگام آذر ماه، سخت گرفتار پروژه سريال «حلقه سبز» هستم و لاغير. »
ابراهيم حاتمي كيا
سيزدهم آذر ماه هشتاد و پنج