سينماي ما- به همت کانون فيلم و عکس دانشگاه شيراز بعدازظهر جمعه 10 آذر ماه نشست نقد و بررسي "ميم مثل مادر" در تالار فجر اين دانشگاه با حضور رسول ملاقلي پور، گلشيفته فراهاني و شاپور پورامين (مدير فيلمبرداري) برگزار شد. ملاقليپور در نشست نقد و بررسي فيلم "ميممثل مادر" در دانشگاه شيراز گفت: در تمامي فيلمهاي قبليام به نوعي به نسل سوم اشاره شده بود، مثل "نسل سوخته" و فيلمهاي ديگرم اما در دورهاي حس كردم سينماي جنگ ـ از نظر من ـ به دليل محدوديتهايي که در فيلمنامه و در حين اجرا هست نميتواند با نسل حال حاضر ارتباط برقرار کند. فيلمي که مستقيماً وارد ميدان جنگ ميشود پلي ميخواهد بين اين دوره و آن دورهاي که گذشت. احساس ميکنم با "ميم مثل مادر" آن پل را توانستم ايجاد کنم.
اين كارگردان سينما در ادامه تصريح كرد: با اين فيلم توانستم يک موضوعي را راجع به جنگ که هم جذاب باشد و هم کشش داشته باشد و هم جوانها از آن خوششان بيايد را بسازم. همچنين فيلمنامهي بعدي هم که مشغول نگارش دارم، يک همچنين پلي ميان اين دو مرز زده شده است و فکر ميکنم که جوانها بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، خيلي بيشتر از فيلمهايي که قبلاً ساختهام.
ملاقلي پور "ميم مثل مادر" را صرفاً يک فيلم ملودرام و احساسي ندانست و گفت: به اشتباه من را يک فيلمساز جنگي ميدانند. يعني فقط بلدم در رابطه با جنگ فيلم بسازم، دليل فاصله گرفتن خودم را از فيلم هاي صرفاً جنگي را پيش از اين مطرح كردم، اما براي ساخت فيلمي در رابطه با مادر مگر ميتوان به سراغ احساسات نرفت؟ به نظر من براي نزديک شدن به اين مقوله بايد انسان بااحساسي بود و در حين ساخت اين چنين فيلمي احساسات به خرج داد. حالا که فيلمي به دور از آن خشونتها ساختهام من را متهم مي کنند چرا آمدهاي فيلمي احساساتي ساختهاي؟
وي معتقد است: فيلمي احساساتي و سانتي مانتال نساختهام، بلکه فيلمي با احساس را ساختهام که با درنظر گرفتن موضوع فيلم لازم و ضروري بوده است. اما آنچه برايم بيشتر از هر چيزي اهميت دارد، نقش مادر است.
کارگردان فيلمهاي "افق"، "مجنون"، "نسل سوخته"، "سفر به چزابه"، "نجات يافتگان" تلخي فراوان موجود در فيلم متأثر از رنج "مادر" دانست و گفت: آنچه که تماشاگر در طول فيلم ميبيند سياهي و تلخي نيست. رنج مادر تأثيرش را بر ما ميگذارد. عشق مادري به تمام رنج ها و مشقتها ميچربد. آنچه که در فيلم ميبينم گوشههايي از رنج يک مادر جوان است. ما در اين فيلم فقط يک هزارم رنج "جيران" خانم، را كه کشيده است ميبينيم.
ملاقليپور تاكيد كرد: هيچگاه قصه را تلخ و سياه نديدم و فقط رنج يک مادر را به تصوير کشيدم.ميتوانستم فيلم را با پايان خوش و عامه پسند به اتمام برسانم. اما سعي کردم تا واقع گرايانه پيش بروم. زني که آن همه رنج کشيده، راهي جز پيوستن به خدا ندارد. مادر موفق مي شود در مقابل تحمل اين همه رنج، بچه معلول خود را به سرانجام برساند.
وي گفت: دوست دارم وقتي تماشاگر از سالن سينما بيرون مي رود، آنقدر تحت تأثير قرار گرفته باشد که مدتي طول بکشد تا به آن فکر کند. اصلاً نمي خواهم زمانيکه تماشاگر از سالن سينما بيرون رفت، فيلم هم از ياد و خاطرش برود. من در اين فيلم آن طور که ميگويند اصلاً قصد رنجاندن تماشاگر را نداشتهام، اما اينکه تا چه اندازه ميتوانم به روح و روان مخاطب تلنگر بزنم و آن حسي را که ميخواهم به او القا کنم، برايم بسيار اهميت دارد. من فقط خواستهام که تماشاگر در رنج مادر فيلمم سهيم باشد.
ملاقلي پور اظهار اميدواري کرد که "ميم مثل مادر" در آيندهاي نزديک تأثيرات لازم را بر مخاطبانش داشته باشد و افزود: به نظر من "ميم مثل مادر " فيلم لحظهاي و يا کم تأثيري نيست. حداقل در جمع بنديهايي که در مدت اکران آن داشتهام، متوجه شدم که کساني بودهاند که 2 يا 3 بار فيلم را ديدهاند، اما بازهم براي بار چندم به تماشاي فيلم مي روند. اگر فيلم تأثيرگذاري نبود اين اتفاق نميافتاد که آدمهايي حتي در سن و سال ما آمدهاند و به من گفتهاند که خدا پدر و مادرت را بيامرزد، چون ما با مادرمان رفتار خوبي نداشتهايم؛ بعد از ديدن اين فيلم تلاش ميکنيم آن بيمحبتي که به مادرمان کردهايم را جبران کنيم. فکر ميکنم در هفتههاي آينده تأثير فيلم از الان بيشتر خواهد بود، منتهي الان فقط 5 هفته از اکران فيلم مي گذرد و خيلي زود است که درباره فيلم قضاوت کنيم.
گلشيفته فراهاني بازيگر نقش سپيده نيز بازي در "ميم مثل مادر " را نقش چالش برانگيزي براي خود دانست و گفت: نقش سپيده يکي از کاملترين نقشهايي بود که تا به حال به من پيشنهاد شده بود. از لحظه اولي که اين فيلمنامه به من پيشنهاد شد، ديدم که با نقشي روبرو هستم که در سينماي ايران کمتر ديده شده است. زندگي يک آدم را از هجده سالگي اش قرار بود بازي کنم تا جواني و مادرشدناش.
فراهاني ايفاي نقش سپيده در "ميم مثل مادر" را يک آزمون بزرگ براي خودش دانست و ادامه داد: فکر ميکنم ايفاي نقش سپيده ميتوانست به غير از من براي هر بازيگري به سن و سال من ترسناک باشد. اينکه بخواهي ده دوازده سال از سن خودت بزرگتر باشي، آن همه درد و آن شکل از بازي همه بر دوش تو باشد خيلي سخت است. آدمها در اين فيلم ميآيند و مي روند و اين فقط سپيده است همچنان سرجاي خود باقي مانده است. مداوم شکستهتر ميشود.
اين بازيگر سينما همچنان خود را تحت تأثير نقش "سپيده" در "ميم مثل مادر" دانست و افزود: در "اشک سرما" هم من هيچوقت در حال و هواي خودم نبودم تا مدتها پس از فيلمبرداري تأثيرات روحي و جسماني ناشي از بازي در آن فيلم بر من آشکار بود. من پيش از بازي در "ميم مثل مادر" مي دانستم که بعد از اتمام بازي ديگر آن آدم قبلي نخواهم بود. وي معتقد است: اين فيلم تنها فيلمي بود که به اين شکل وسيع من را تحت تأثير قرار داد و تأثير آن همچنان بر روي من باقي مانده است.