سينماي ما- نمايش نسخه تكه پاره شده و معيوب فيلم «هامون» از شبكه چهار سيما در برنامه "سينماماوراء" و حذف بيش از بيست دقيقه از اين فيلم واكنش شديد كارگردان را در پي داشت. داريوش مهرجويي در نامه سرگشادهاي كه متن آن براي اولين بار در ماهنامه سينمايي " فيلم " منتشر شد، خطاب به مهندس عزتالله ضرغامي رياست صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران از مميزي و نظارت بيضابطه روي اين فيلم معتبر و پرطرفدار سينماي ايران انتقاد كرد. در مجموعه مطالبي كه همراه با متن اين نامه سرگشاده در شماره 356 مجله "فيلم" منتشر شد، فهرست كامل و مفصلي از حدود چهل مورد از صحنهها و ديالوگها و نماهاي فيلم نيز وجود دارد. متن كامل نامه سرگشاده داريوش مهرجويي به اين شرح است:
نظارت بر نظارت
رياست محترم صداوسيما؛ جناب آقاي ضرغامي
با سلام و احترام
بدين وسيله به استحضار ميرساند كه نمايش فيلم «هامون» از شبكة چهار سيما چند هفته پيش در برنامة «سينما ماورا» ــ براي بار سوم از شبكههاي سيما ــ برخلاف نمايشهاي پيشين كه حذفيات بسيار اندك داشت، اين بار حدود چهل مورد از اين فيلم حذف شده بود. از صحنههاي كوتاه تا بلند و نيز گفتوگوها. ميدانيد كه اين فيلم، به اعتبار منتقدان و تماشاگران و مدرسان رشتة سينما در دانشكدهها، از آثار مهم تاريخ سينماي ماست، و به اعتبار آنها نوعي «فيلمكالت» (ستوده و محبوب) به حساب ميآيد و بارها و بارها توسط تماشاگران مشتاق ديده و بررسي شده است.
صحنههايي از اين فيلم حذف شده كه با هيچ گونه معيار اخلاقي، ديني و زيباشناختي مطابقت ندارد و كاري است بيمعنا و دلبخواهي، و انگار بيشتر به قصد مغشوش و نامفهوم ساختن آن صورت گرفته. جوهرة اصلي فيلم كه همان رابطة عشق و دين يا عشق و ايمان است كلاً از ميان برداشته شده. مثلاً صحنة تعليم نماز به هامون كوچك هشتساله توسط مادرش حذف شده. من به عنوان نويسنده و كارگردان اين فيلم هميشه فكر ميكردم كه اداي كلمات مقدس نماز در سكوت سينما، خود نوعي نماز جماعت است، كه تماشاگر و بازيگر، مردم همراه با هامون كوچك، در آن سهيم شدهاند... يا صحنة كوتاه گذاشتن گردنبند حضرت علي ع در كف دست هامون. اين صحنه نيز حذف شده. همة صحبتهاي مربوط به ابراهيم خليلالله و عمق عشق و اهميت ايمان او، همراه با صحبتهاي مربوط به كتاب «ترس و لرز» كيِركگور كه موضوع اصلي و ايدة فيلم است نيز حذف شده. صحنههاي ديدار هامون با مادربزرگ در خانة قديمي، و صحنههاي ديدار با مادرزن (خانم توران مهرزاد) نيز حذف شده. و نيز صحنههايي از عزاداري و سينهزني در خانة قديمي هامون. و صحنههاي بيمارستان و ديوانگي هامون. اما بيمعناترين حذفها صحنة دادن كتابها به مهشيد است كه در آن از ميان كتابهاي «آسيا در برابر غرب»، «فراني و زويي» و غيره، فقط كتاب «دميان» اثر هرمان هسة عارفمسلك آلماني حذف شده است. يا در صحنة ورق زدن كتاب نقشههاي ايرانزمين، كه از هخامنشيان، بعد ساسانيان و سپس سلجوقيان شروع و با صفويه و زنديه و قاجاريه و ايران معاصر اتمام مييابد، در اين صحنه نيز، سه امپراتوري بزرگ ايران ــ هخامنشيان، ساسانيان و سلجوقيان ــ حذف شده و فقط از صفويه به بعد مجازند حضور يابند. اين حذفيات چه معنايي دارند و چرا بايد روي يك فيلم سينمايي كه هفده سال از ساخت و نمايش آن گذشته و سيديها و ويدئوهايش در همه جاي دنيا پخش شده و به نمايش درآمده، پياده شود؟
حدس ميزنم كه خود جنابعالي هم از شنيدن اين مطلب به اندازة من و بسياري از بينندهها و دوستداران اين فيلم شگفتزده شدهايد... از اينجاست كه ضرورت «نظارت بر نظارت» پيش ميآيد، تا بتوان براي اين هرجومرج نظارتي، اين بيمنطقي و غرضورزيهاي مفرط فرهنگي كه بر آثار بهخصوص نمايشي ايراني حاكم است، راه حل درستي پيدا كرد. و من مطمئنم كه اين مهم با بازنگري توسط شما و كارشناسان ارجمندتان در سازمان صداوسيما، قابل حل خواهد بود.
ولي جناب آقاي ضرغامي، موضوع ديگري كه بسيار باعث تأسف اينجانب شد حقيقت اين مطلب بود كه در برنامة «سينماماورا» كه يكي از برنامههاي خوب سيماست، صحبتهاي ارزشمند و گرانقدري كه گردانندگان اين برنامه، آقاي عالمي و مفسران خوشسخن و خوشفكر ايشان مطرح كردند، دربارة عشق و ايمان و ترس و لرز و افكار و انديشههاي يونگ و هايدگر و نيز هگل و نظرية او در باب اهميت امپراتوري هخامنشيان در تاريخ جهان به عنوان اولين نمونة مديريتي كشوري متمدن در پياده كردن نظم و قانون كشورداري در جهان و غيره، همه به صحنهها و ديالوگهايي ارجاع ميداد كه از فيلم كلاً حذف شده بودند و بدين ترتيب براي تماشاگري كه براي اولين بار با يك فيلم تكهپاره و مثلهشده و بيسروته روبهرو شده، بيشتر به گيجي و اعتشاش ذهني او اضافه ميكرد تا پالاييدن روح و آگاهي بخشيدن به او.
با تقديم احترام
داريوش مهرجويي