قبل از اینکه نیما شاهرخشاهي به دفتر سایت بیاید، سوالهای شما را زیر و رو میکردیم و فکر میکردیم یک گپ و گفت یک ساعته در راه است. سوالاتی که فرستادهاید میپرسیم و تمام. اما خوشصحبتی و راحتی شاهرخشاهي این گفتگو را طولاني کرد. چیزی که پیش رو دارید حاصل یک نشست دوساعته است. سعی کردیم سوالات شما را بیجواب نگذاریم، اما ناگفته نماند که بعضی از سوالها حتی از صفحه مانیتور به کاغذ منتقل نشد. هميشه قرار نیست ریز و درشت زندگی خصوصی هر کسی را كه برایمان جالب است بیرون بکشیم.
ندا میری - امیر کاظمی ( عکس ها: یلدا ذبیحی )
• همین اول کار ماجرای ورودت به سینما را بگو.
شاهرخشاهي: زمستان سال 80 بود و اردشیر افشین راد دستیار سامان مقدم برای "خوکها" دنبال دو بازیگر جوان بود. من شنیدم اما برای تست نرفتم. اردشیر همبازی من در "مکس" را دید و پیشنهاد تست فیلم سامان را مطرح کرد. او هم با من تماس گرفت و باهم رفتیم برای تست. سامان از من خوشش آمد و مشخصاتم را گرفت و ما دو نفر انتخاب قطعی شدیم. فیلمنامه خیلی خوبی بود و حیف که منتفی شد. بعد رفتیم در پیش تولید "مکس" که یکسال و نیم هم طول کشید و من اولین کسی بودم که از مجموعه "مکس" انتخاب شدم. فیلم ساخته شد و حدود دو سال بعد اکران شد.
• بعد از «مکس» مدتي خبری از نیما شاهرخشاهی نبود. چرا؟
شاهرخشاهي: من به صبر اعتقاد عجیبي دارم و از آنجایی که ورودم به سینما با سامان یک ورود حرفهای خوب بود، کار دوم برایم خیلی مهم بود. بعد از "مکس" چند تایی سریال و دو سه تا پیشنهاد فیلم داشتم که صبر کردم و ترجیح دادم کار نکنم. اینکه موقعیتم با چی و چطور تثبیت بشود برایم مهم بود.
• تا اين كه «پارک وی» پيشنهاد شد.... 
شاهرخشاهي: برای "پارک وی" با خیلیها صحبت شده بود، پیش تولید هم طولانی بود و من هم اتفاقا در جریان همه چیز بودم و از آنجایی که كارهاي جیرانی را دوست داشتم و عاشق کاراکترهای فیلمهایش بودم، ماجرای انتخاب بازیگرش را هم دنبال می کردم. اصلا فکرش را هم نمیکردم که برای فیلم در نظر گرفته بشوم. اتفاقا داشتم وسوسه میشدم که کار دیگری را قبول کنم که شریفینیا زنگ ز و من رفتم برای تست. یکی از مهمترین خصوصیات کوهیار که خود جیرانی هم روی آن تاکید داشت نوع نگاههایش بود و شریفی نیا این ها را در من می دید. فیلمنامه را آوردند و من قسمتهایی از دیالوگها را گفتم و همان جا هم احساس کردم جیرانی بیشتر به نگاهها توجه دارد تا گفتار و کلام. فردای همان روز تماس گرفتند و گفتند بیا برای قرارداد.
• فکر میکنی چه قابلیتهای خاصی باعث شد که برای نقش کوهیار انتخاب بشوی؟
شاهرخشاهي: 50 درصدش نگاههای کوهیار بود که آقای جیرانی از من دید، بعلاوه اینکه از نظر فیزیک و ظاهر هم من را بررسی کرد. تند گفتن دیالوگ هم برایش مهم بود. شاید هم دوست داشت بیننده از ایفاگر نقش کوهیار ذهنیت قبلی نداشته باشد.
• چه دلایلی باعث شد اين نقش را قبول کنی؟
شاهرخشاهي: فیلمنامه را که گرفتم همان شب ساعت 12 شروع کردم به خواندن، با توجه به اینکه میدانستم داستان یک آدم روانپریش و در ژانر وحشت است، فضای مشابه ایجاد کردم؛ نور کم و یک موزیک خاص. خیلی دقیق فیلمنامه را خواندم و سکانس به سکانس خودم را جای کوهیار گذاشتم. بعضی جاها خودم هم وحشت میکردم و همینطور توی ذهنم میگفتم عالیه. فردا صبح که دستیار کارگردان تماس گرفت، پرسید می دانی که نقش خیلی حساس است و تهیهکننده هم حساسیت زیادی روی بازيگر فیلم دارد. میتوانی بازی کنی ؟ و من هم خیلی با اطمینان و تسلط گفتم که میتوانم و دلایلم را توضیح دادم.
• آن موقع چقدر به موفقیت فیلم و جذب مخاطب فکر میکردی؟
شاهرخشاهي: خیلی زیاد، فیلمنامه خیلی خوب بود و در اجرا هم همه چیز خوب پیش رفت.
• احتمال میدادی كه فیلم پرفروش بشود ؟
شاهرخشاهي: در حین کار فکر میکردم پر فروش بشود، یک سری صحنهها بود که در طول کار اضافه شدند و با توجه به آنها احتمال میدادم کار پر فروشی شود.
• واكنشهاي مردم در طول جشنواره و این یک هفته که از اکران فیلم می گذرد، چطور بوده؟
شاهرخشاهي: بعد از "مکس" خیلیها میآمدند پیش من و عکس و امضا میگرفتند. همه شخصیت امیر علی را دوست داشتند و تحت تاثیر فیلم قرار گرفته بودند، اما بعد از "پارک وی" دو جور برخورد میشد: یا بازی را دوست داشتند و تبریک میگفتند و یا اینکه آنقدر من را در قالب نقش پذیرفته بودند که بیشتر به عنوان کوهیار با من برخورد میشد تا نیما شاهرخشاهي.
• به نظر بعضی ها پایان «پارک وی» نا مفهوم است، چرا؟
نیما: خب پایان "پارک وی" باز است و شاید هم "پارک وی 2 " ساخته شود.
• نظرت در مورد بیانت در "پارک وی" چیست؟
شاهرخشاهي: خب من در "مکس" کاملا گویشم متفاوت بود ولی اینجا با توجه به کاراکتر کوهیار اصلا قرار بود که تا حدودی غیر عادی باشم. بنا به نظر خود آقای جیرانی باید تند صحبت می کردم.
• بطور کلی از بازي در فيلم "پارک وی" راضی هستی؟ 
شاهرخشاهي: به نظر من کسی که جرات ساخت چنین فیلمی را در سینمای ایران داشته باشد، باید مورد تقدیر قرار بگیرد، خیلیها اصلا برای خندیدن به سینما میروند اما همانها هم در مواجهه با بعضی صحنههای فیلم دچار رعب و حیرت میشوند. سر برخی صحنهها صداهای خنده به کلی در سالن قطع میشوند. ما این ژانر را در سینمای ایران تجربه نکردیم و بیشتر نمونهها هالیوودی بود. در هر حال "پارک وی" یک اتفاق نو در سینمای ماست.
• صحنهای از فيلم هست که از آن راضی نباشی؟
شاهرخشاهي: من تمام انرژیام را گذاشتم. میترسم اگر 3، 4 تا کار دیگر هم بکنم باز این کارم را بیشتر دوست داشته باشم. صحنهای که زیر باران میدویدیم خیلی سخت بود، من باید سرعتم را با دوربیني که دارد دور 360 درجه میزند تنظیم میکردم و همزمان هم نباید به دوربین نگاه میکردم و چیدمان هم خیلی خاص بود، بعلاوه باران که فاجعه بود و این شرایط سخت 5 بار تکرار شد و بازهم البته چیزی که می خواستم نشد.
• کدامیک از صحنههای "پارک وی" را بیشتر دوست داری؟
شاهرخشاهي: صحنهای که با ماهیتابه زدم توی صورت فلور و صحنهای که بعد از اینکه کتک خیلی بدی خوردم و سردم شده و دارم می لرزم، با توجه به اینکه وسط تابستان بود و من 4 تا لباس پوشیده بودم و پتو هم دورم بود، یک سری دیالوگ حسی داشتم که خیلی خوب بودند.
• صحنهاي كه روی پل پارک وی برخلاف جهت ماشینها حرکت میکنی، کاملا مشخص است که پل بسته شده و جز ماشین تو و رعنا، ماشین دیگری نمیبینیم .
شاهرخشاهي: قبول دارم. چون ما فقط ۱۰ دقیقه اجازه بستن پل را داشتیم و باید تو همین ۱۰ دقیقه این سکانس را فیلمبرداری میکردیم، به دلیل کوتاهی وقت نتوانستیم ماشین دیگری اضافه کنیم.
• در سکانس شب که كوهيار و رعنا روی پل پارکوی حرکت میکنند، ما چند ماشین در حال حرکت به سمت مخالف ماشین رعنا میبینیم. اما پلان دوم که تو از ماشین پیاده میشوی دیگر ماشینی دیده نمیشود جز 2 تا که آنها هم به شکل غیرطبیعی از جلوی ماشینهای شما عبور میکنند، حتی چراغ عقب ماشینی که جلوی شما ایستاده روشن میشود و کاملا مشخص است که بعد از گفتن کلمه حرکت توسط جیرانی این ماشین شروع به حرکت میکند .
شاهرخشاهي: اینها هم شاید بخاطر کمبود وقت و امکانات بوده.
• در سکانسی از فیلم «آب و آتش» هم ماشین در خلاف جهت اتوبان حرکت میکند و همین حرکت باعث تصادف شدیدی بین دو ماشین سر فیلمبرداری شد و شاید به همین علت جیرانی دیگر از حرکت ماشین در خلاف جهت بین دیگر ماشین ها خودداری کرده، در صورتی که میتوانست با توجه به تجربه قبلی این سکانس را خیلی بهتر بگیرد. سر فیلم «کارناوال مرگ» که چند ماه پیش فیلمبرداری میشد، چندین ساعت خیابان ولیعصر را برای فیلمبرداری بستند و شب دیگری هم چندین ساعت تونل رسالت را بستند. چرا برای «پارک وی» این اتفاق نیفتاد ؟
شاهرخشاهي: حتما آنها قدرتی داشتند که میتوانستند کل تهران را هم ببندند، اما گروه ما این قدرت را نداشت .