Print

گفت و گوي امير قادري با داريوش مهرجويي/ با كامپيوتر صداي بهرام را به صداي چاووشي نزديك كرديم

خبر مباركي است. خيلي‌ها منتظرش بودند. بعد از فراز و نشيب‌هاي فراوان، كلي اين ور و آن ور شدن و زير و بالا كردن، سنتوري، يكي از بهترين فيلم‌هاي سينماي ايران بالاخره مجوز اكران گرفت. نواي سنتور علي حالا در انتظار بسياري از تماشاگران سينماست.
اگر خدا بخواهد، اين آخر مسيري است كه از حدود ده ماه پيش شروع شد و هواداران داريوش مهرجويي و اين فيلم را نيمه جان كرد. اين اخبار شوم، از همان وقتي به گوش رسيد كه سنتوري آماده اكران بود. مهرجويي مي‌خواست خيلي زود فيلم را اكران كند، اما نتوانست و مجوز فيلم حاضر نبود. اين احتمال مي‌رفت كه مسئولان، مجوز اكران فيلم را صادر نكنند تا اولين نمايش سنتوري در جشنواره فجر باشد. حداقل اين كه دل خوش كرده بوديم به همين حرف‌ها، اما هنگام اعلام نام فيلم‌هاي بخش مسابقه، خبري از سنتوري نبود. چند روزي كه از جشنواره گذشت، فيلم با كمي تاخير و مقاديري حذف، به نمايش درآمد. اين اولين ديدار ما با سنتوري داريوش مهرجويي بود.
بعد از جشنواره اما باز خبر رسيد كه همه چيز از نو آغاز شده و قرار نيست سنتوري به نمايش درآيد، خيلي ساده، چون مجوز پخش ندارد. دلايل فراواني براي صادر نشدن مجوز دهان به دهان مي‌گشت. توجه داريد كه اين اواخر همه چيز سخت‌تر بود، چون فيلم را در جشنواره ديده بوديم و مشتاق‌تر از هميشه در انتظار دوباره ديدن‌اش نشسته بوديم. اين روزها مگرچند نواي تميز و صادق و شفاف دور و اطراف ما وجود دارد كه به همين سادگي از نواي سنتور علي دل بكنيم؟ در هفته‌اي كه گذشت، به نظر مي‌رسيد كه زمان صدور مجوز فيلم نزديك و نزديك‌تر مي‌شود. هر چند كه به نظر مي‌رسيد مشكل اصلي، صداي چاووشي است كه هنوز مجوز نگرفته و سنتوري هم به خاطر ترانه‌هاي اوست كه اجازه اكران ندارد. هفته گذشته خبرنگارهاي سينمايي هم‌ميهن، گوشي به دست، در انتظار راي اداره نظارت و ارزش‌يابي بودند كه همه‌اش به فردا موكول مي‌شد تا اين كه ساعت دو ظهر ديروز خبرهايي شنيديم:

- الو آقاي مهرجويي؟ خبر راست است؟ سنتوري بالاخره مجوز نمايش گرفت؟
- بله، مثل اين كه همه چيز حل شد.

- آن وقت كي اكران‌اش مي‌كنيد؟
- معلوم نيست. هر چه زودتر بهتر. احتمالا تا يك ماه ديگر.

- ترانه‌هاي فيلم با همان صداي چاووشي هستند يا عوض‌اش كرديد؟
- خود رادان مي‌خواند، اما با اين دستگاه‌هاي كامپيوتري، صدايش را تغيير داديم، به صداي چاووشي نزديك‌اش كرديم. با اين دستگاه‌ها همه جور كاري مي‌شود كرد.

- پس مجوز صداي چاووشي را ندادند. آن وقت همان نسخه جشنواره مجوز گرفته يا چيزي از آن نسخه كم شده؟
- نسخه‌اي كه حالا مجوز گرفته، از سنتوري زمان جشنواره، چيزي كم ندارد هيچ، اضافه هم دارد. همان صحنه‌هايي كه آن موقع كنار گذاشته‌ شده بودند و حالا دوباره به فيلم اضافه شده.

- چه قدر اضافه شده؟
- چيزي نيست. يكي دو سه دقيقه.

- پخش كننده همان هدايت فيلم است؟
- آره.

- مجوز گرفتن اين فيلم كه تغييري در مسير پروژه بعدي‌تان نقاب زيبا ايجاد نمي‌كند؟
- نه. هر كدام دارند مسير خودشان را طي مي‌كنند. ولي مشكلات مالي نقاب زيبا هنوز حل نشده. سرمايه‌گذار نداريم.

- خب؛ آقا ممنون.
- فقط خدا كند اين CDاش وارد بازار نشود. بلاي تكنولوژي جديد است ديگر. فيلم سريع تكثير مي‌شود. مثل اين است كه قاليچه زير پايت فس‌س‌س‌س‌س... در يك آن دود شود برود هوا. خدا كند اين اتفاق نيفتد. وظيفه اداره نظارت و ارزش‌يابي، يكي همين است. نظارت روي همين چيزها.

- اگر يك چيز باشد كه بتواند سينماي ايران را نابود كند، همين CDهاي قاچاق است.
- حالا شما هم اين قضيه را يك كم چرب و چيليش كن. حسابي به‌اش بپرداز.

- ممنون، قربان شما.


اين طوري بود كه بعد از يك دلواپسي ده ماهه، خيال ما از سنتوري و داريوش مهرجويي راحت شد. البته ديگر خبري از صداي محسن چاووشي نيست. اما بي‌خيال. خود فيلم هم اصلا درباره همين نبودن است، و هزينه‌اي كه هنرمند، براي ماندن مي‌پردازد، آن طور كه خودش دوست دارد.


Print
منبع خبر : هم ميهن
چهارشنبه,9 خرداد 1386 - 18:52:51