سینمای ما - ساسان امیر کلالی: تا حالا فيلم هندي ديده ايد؟ مگر مي شود كسي فيلم هندي نديده باشد. همه مي دانند كه ورود دستگاه ويدئو به خانه هاي ما با فيلم هاي هندي شكل گرفت و قبلترها هم سينماها كم فيلم هندي نمايش نمي دادند.( حتمآ با خودتان مي گوييد كه مي خواهم ميوه ممنوعه را يك فيلم هندي بنامم. اندكي صبر كنيد قصدم اين نيست. ) پس بگذاريد سوالم را تغيير دهم. فيلمهاي هندي چه ويژگيهايي دارند كه تا بدين حد براي تماشاگر ايراني جذاب به نظر مي رسند؟ ( با اينكه علاقمندان فيلمهاي هندي در گذشته اكثريت تماشاگران را تشكيل مي دادند، ليكن همچنان طيف وسيعي را شامل مي شوند ) طبيعتا قرار نيست اين سوال بحث مركزي ما باشد ولي براي اينكه به بحث اصلي برسيم چند ويژگي را نام مي برم. ماجراي عشق پسر و دختر در انواع و اقسام آن و موانعي كه بر سر راه رسيدن آنها به يكديگر وجود دارد مانند مخالفت پدر با دختر ويژگي اصلي اين فيلمهاست.
فقر، بدبختي و بدبياري يكي از شخصيتهاي فيلم مانند درگذشت پدر و مادر و زن و بچه و... و همچنين دعواي پدر و پسر. در واقع اين اتفاقات بخش اعظمي حوادث زندگي پيرامون ما را شامل مي شود. و از آن جایي كه ما مردم جزو مردمان ممالك شرقي محسوب مي شويم علاقه زيادي به تماشاي ماجراهاي زندگي خودمان و همچنين ابراز همدردي با شخصيتهاي درمانده فيلمها داريم. زماني كه سينماگران ما شاهد محبوبيت فيلمهاي هندي بين مشتاقان سينما بودند، دست به كپي و تقليد از اين سينما و آوردن موضوعاتي مشابه در فيلمهاي ايراني زدند. و ژانري در سينماي ايران شكل گرفت كه اگر اشتباه نكنم هوشنگ كاووسي ( منتقد معروف آن زمان ) نام فيلمفارسي را براي آن انتخاب كرد. و اين سينما جايگزيني شد براي فيلمهاي هندي. امروزه همچنان فيلمفارسي و فيلم هندي در بين علاقمندان ايراني حرف اول را مي زنند. حالا فهميديد چرا نگفتم ميوه ممنوعه فيلم هنديست. هر چه باشد حس وطن دوستي ما ايجاب مي كند تا زمانيكه پديده هاي وطني موجود است حتي المقدور از نام آنها استفاده كنيم. بله سريال ميوه ممنوعه را جزو طبقه فيلمفارسي ها مي دانم. به دليل حضور همان مولفه هاي آشناي فيلم فارسي. در اين سريال ما شاهد يك ماجراي عشقي بين دختر و پسري هستيم كه پدر دختر(حاج يونس( با ازدواج آنها مخالف است. شاهد بدبختي هاي يك آدم ورشكسته بنام شايگان هستيم. همچنين از دست دادن خانواده يكي از شخصيتها در زير آوار زلزله كه نام اين شخصيت در سريال مصطفي است.
دعواي زن و شوهر كه تا پاي طلاق هم ادامه مي يابد ( يعني همان خواهر غزاله كه متاسفانه نامش را فراموش كردم ). و البته خط اصلي داستان كه مربوط به يك مثلث عشقي است: یعنی علاقه يونس به فتوحي و فرزاد به هستي. پس بد نيست ما هم با نامي تحت عنوان سريالفارسي را بر سر زبانها بيندازيم. چرا كه از اين دست سريالها كم نداريم.
ولي بايد بگويم ميوه ممنوعه نسبت به سريالهاي همانند خودش يك سر و گردن بالاتر است. و اين را بايستي مديون كارگرداني حسن فتحي بدانيم. كارگرداني كه كم كم خودش را بعنوان يك سريال ساز حرفه اي معرفي مي كند ( شب دهم، ملاصدرا،مدار صفر درجه). اين كارگردان توانسته با بهره گيري از توانايي ها و تجارب خودش از يك داستان تكراري ، يك سريال شيك و تماشاگر پسند بسازد. مثلا افزودن ماجراي ناپديد شدن شايگان ( كه ظاهرا بستر اصلي سريال است ولي اگر دقيق بنگريم به اين نتيجه مي رسيم كه در واقع زمينه سازي براي موضوع مهمتري مثل ايجاد علاقه يك پيرمرد به دختري جوان بوده و در نهايت همين موضوع به خط اصلي سريال تبديل مي شود ) و همچنين حضور يك بازپرس كه سعي زيادي در زرنگ نشان دادن خود دارد، و اینها همه تمهيداتي است كه كشش سريال را افزايش داده است. راستش را بخواهيد وقتي فهميدم قرار است در ماه رمضان سريالي تحت عنوان ميوه ممنوعه پخش شود با خود فكر مي كردم كه سريال ماورايي امسال قرار است اين يكي باشد. كه خوشبختانه اين گونه نبود. ولي اين خوشحالي ما باعث نمي شود كه از عنوان اين سريال و اين كه اين عنوان چقدر با موضوع سريال همخواني دارد براحتي بگذريم. اين عنوان ما را به ياد قضيه آدم و حوا مي اندازد و دعواي قديمي مردها با زنها كه سقوط ابدي بشر را تقصير زنها مي دانند. ولي در اين سريال شخصيتي كه انگشت اتهام به سوي اوست يك مرد است( حاج يونس ) . و ظلمي كه او به همسرش روا مي دارد، او را بعنوان يك شخصيت منفور نزد تماشاگران زن معرفي مي كند ( حداقل در خانه ما كه وضع بدين منوال است. همين ديشب بود كه خاله ام با عصبانيت خطاب به حاج يونس گفت مرتيكه بي شعور خجالت نمي كشه! ). و خب انتخاب این اسم با آن ماجرا همخواني ندارد. به هر صورت عنوان هايي كه براي سريالها انتخاب مي شوند بايستي خودشان تماشاگر جذب كنند هرچند با موضوع سريال همخواني نداشته باشند. نكته اي كه در مورد سريال بابستي بدان اشاره كرد شخصيت پردازي هاي قابل قبولي است كه سعي كرده از دسته بندي كردن آدم هاي خوب و بد جلوگيري كند و در واقع رفتارهاي هر كدام از شخصيتها را با اتفاقاتي كه در زندگي براي آنها رخ داده توجيه كند. كه اين امر را در ايجاد علاقه حاج يونس به هستي ( اشتباه نكنيد تصوير سازي شخصيت حاج يونس بعنوان يك شخصيت خاكستري مشكلي ندارد. منفور بودن او نزد خانمها ريشه در تاريخ روابط زن و مرد دارد ) و تصميم هستي براي سركيسه كردن حاج يونس به وضوح مي بينيم. مي ماند شخصيت جلال فتوحي كه تنها آدم بد سريال است.
در مورد اين يكي بايد بگويم كمي اهمال صورت گرفته ، چون هنوز متوجه اين نشده ايم كه چرا پسر حاج يونس فتوحي اي كه مدام از مال حلال صحبت مي كند، اين گونه به تصوير كشيده شده. به نظر مي رسد حسن فتحي با آگاهي از روند سريال سازي در ماه رمضان دست به انتخاب بازيگراني حرفه اي زده كه عمده وقت و توانش را صرف بازي گرفتن از آنها نكند. ولي بازي ساير بازيگران در مقايسه با حرفه اي هاي سريال ( علي نصيريان، گوهر خيرانديش، هانيه توسلي و امير جعفري ) به هيچ وجه همخواني ندارد و در سطحي بسيار پايين قرار دارد. به هر صورت صداقتي كه در ساخت سريال ميوه ممنوعه وجودداشته نتيجه اش رضايت عمومي تماشاگران از سريال است. هرچند يك سريالفارسي بيش نیست، ولي از ديگر سريالهايي كه قراراست در آنها تزريق اخلاق گرايي * بدون هيچ پشتوانه محكمي صورت بگيرد كه بهتر است! --------
* تزريق اخلاق گرايي : اين تركيب را از منتقد محبوبم جواد طوسي قرض گرفتم.