Print

يك اتفاق ويژه، وكمي تا قسمتي كج‌سليقگي/ در حاشيه حضور مسعود كيميايي در تلويزيون

[ نيما حسني‌نسب ]


حضور مسعود كيميايي در برنامه زنده شبكه چهار تلويزيون جمهوري اسلامي ايران يك اتفاق مهم و فرخنده بود؛ اتفاقي كه مي‌توانست از مهم‌ترين‌ برنامه‌هاي سال‌هاي اخير تلويزيون باشد؛ تلويزيوني كه اين روزها دارد قدم‌هاي مثبت چشم‌گيري به جلو برمي‌دارد تا باز هم ثابت كند خيلي از چيزهاي عادي و مرسوم زندگي را بي‌خود به تابو و خط قرمز تبديل كرده‌ايم و بي‌دليل فكر مي‌كنيم شكستن و گذشتن از آن‌ها ممكن نيست.


1- برنامه «دو قدم مانده به صبح» برنامه بدي نيست و در همين مدت كوتاه جاي خوبي بين برنامه‌هاي گفت‌وگوي زنده باز كرده است. حضور مسعود كيميايي مي‌تواند تا هميشه اين برنامه و سازندگانش را صاحب نام و نشاني كند كه ديگران تا امروز از عهده‌‌اش برنيامده بودند. همه اين‌ها درست، ولي انگار قرار نيست هيچ وقت چيزي درست و كامل و در خور شان و موقعيتش به سرانجام برسد:


2- از ابتدا شروع كنيم؛ از چيزي به نام برنامه‌ريزي كه بايد ابتدايي‌ترين قابليت چنين برنامه‌هايي باشد. وقتي اتفاقي فقط قرار است يك بار بيفتد، با حساب سرانگشتي هم مي‌شود وقت مناسبش را تشخيص داد و تعيين كرد. آن وقت ديگر گفت‌وگوي زنده مسعود كيميايي همزمان با برنامه پربيننده «نود» پخش نمي‌شود و كلي از مخاطبان بالقوه‌اش را به آساني آب‌خوردن از دست نمي‌دهد. بين هفت روز هفته، در يك ساعت مشخص، تداخل اين برنامه ويژه و استثنايي با برنامه ديگر در شبكه‌اي ديگر، فقط و فقط از حواس‌پرتي و (اي بسا) ذوق‌زدگي خبر مي‌دهد. هر توضيح و توجيهي (حتي اگر اين باشد كه تداخل تعمدي و جزو شروط قبول مهمان بوده) چيزي از كج‌سليقگي و فرصت‌سوزي برنامه‌سازان خوش‌ذوق كم نمي‌كند. براي تكميل كلكسيون كج‌سليقگي‌ها، فيروز كريمي هم همان دقيقه مهمان «نود» بود تا كنترل از راه دور تلويزيون خيلي‌ها شب پر كاري را بگذراند.


3- نمي‌دانم چرا مي‌شود براي اغلب برنامه‌هاي اين وقتِ شبِ تلويزيون وقت اضافي از شبكه گرفت، ولي حرف‌هاي مسعود كيميايي و مجري و مهمان برنامه بايد راس ساعت و دقيقه تعيين‌شده تمام شود؟ اصلاً چه عيبي دارد اگر يك بار - استثنائاً - برنامه را به جاي دو قدم به صبح، با همين يك قدم پيش مي‌بردند، كه آن‌وقت قدمي بسيار بلندتر از اين مي‌بود. وقتي همين برنامه براي بررسي هنرهاي تجسمي در دوران دفاع مقدس يا عيب‌جويي از معماري شلخته‌ي تهران امروز دو يا چند برنامه وقت دارد، لااقل بايد براي مسعود كيميايي و حرف‌هايش يك برنامه كامل مي‌گذاشت. حفظ قالب روتين برنامه مهم است، اما قالب‌شكني هم به‌خدا چيز بدي نيست. استثنا هم كه هميشه قرار نيست قاعده شود. اتفاق هم كه هميشه خودش نمي‌افتد!


4- اما همه اين‌ها را مي‌شد فراموش كرد، اگر دايره اين كج‌سليقگي‌ها گسترده نبود؛ كنار هم قرار دادن اين تركيبِ تكراري و ملال‌آورِ فيلمساز / منتقد از عجيب‌ترين نكات برنامه بود. باور كنيد اين‌كه در ميزانسن و دكور برنامه سه صندلي گذاشته شده، هيچ الزامي نمي‌آورد. لازم نيست حتماً هر بار اين تركيب مثلثي را رعايت كرد و كيميايي را (به قول خودش) واداشت كه پينگ‌پونگ بازي كند و مدام اين ور و آن ور بگردد تا حرف‌هايي را بشنود كه صد بار شنيده و خوانده و ما هم. صلاح ممكلكت خويش خسروان دانند، ولي واقعاً نشستن جناب جواد طوسي، سرور گرامي من، در كنار فيلمساز محبوبش در رسانه ملي به خراب‌كردن يك برنامه ويژه و اتفاقي تكرارنشدني مي‌ارزيد؟ اين‌كه باز هم (براي نمي‌دانم چند دهمين بار) درباره نگاه خاص كيميايي و آدم‌ها و مولف‌بودنش بشنويم، فرصتِ حرف‌زدن و تداوم مسير بحث را از مهمان اصلي گرفت و طوسي باز هم (در كمال حسن نيت و از سر عشق) باعث شد تا موقعيت منحصربه فرد و تازه‌اي از فيلمساز گرفته شود. هر كس اين تركيب را چيده (حتي به اجبار و الزام)، به‌شدت كج‌سليقگي كرده و تاوان اين اشتباه، هدر رفتن خيلي لحظه‌ها و جمله‌ها و موقعيت‌ها بود. گرچه در عوض، مسعود كيميايي با واكنش‌هاي خاصش، با ميميكي كه از بهترين بازيگرهاي سينما توقعش را داريم، كاري كرد كه اين جمله‌هاي تكراري شكل عوض كند (و معني هم). كارِ كارگردان و سوييچر برنامه «دو قدم مانده به صبح» در شكار ري‌اكشن‌هاي جذاب و بامزه‌ي فيلمساز موقع حرف‌هاي منتقدش عالي بود. كسي كه خوب مي‌دانست كي و كجا و از چه زاويه‌اي نماي درشت صورت كيميايي را بگيرد تا لااقل تماشاگراني كه مشتاق شنيدن حرف‌هاي كيميايي بودند، از جمله‌هاي جواد طوسي و هدر شدن دقايق ارزشمند برنامه بيش‌ از اين حرص نخورند. احترامِ من به علاقه مستمر و متداوم طوسي به فيلمساز به جاي خود، ولي جواب‌دادنش به سوال‌هايي كه فريدون جيراني از كيميايي مي‌پرسيد، هيچ جوري قابل توجيه نيست. طوسي حتي از خيرِ دو دقيقه‌ي آخر ِ زمان برنامه هم نگذشت تا باز هم ثابت كند كه عشقِ زيادي چه تاثير مخربي دارد.


5- ... با همه اين‌ها، «دو قدم مانده به صبح» حركت مهمي كرد و نشان داد با يك مديريت بدون محافظه‌كاري مي‌شود خيلي كارها كرد. تلويزيون ايران مي‌تواند خيلي جلوتر از اين‌ها حركت كند. همه به چشم ديدند كه هيچ اتفاقي نمي‌افتد اگر رسانه ملي جاي همه ايراني‌ها باشد، آن‌هم در سالي كه «مهرورزي» و «اتحاد ملي» شعارهاي محوري كشور است. عزت‌الله ضرغامي هم براي دومين بار ثابت كرد كه چه خوب قدر اين سينماگر مردمي را مي‌شناسد و از وجود و حضورش جسورانه دفاع مي‌كند. خودِ كيميايي هم در همين برنامه گفت كه تنها باري كه به فيلمي از او (ضيافت) در سال‌هاي بعد از انقلاب روي خوش نشان دادند، در زمان معاونت سينمايي ضرغامي بوده است. به قول سلطان، «كم بود، ولي خيلي خوب بود.» هنوز حيرتِ كج‌سليقگي‌ها باقي‌ست، ولي انصاف هم نبايد فراموش شود. پالين كيل بود كه گفت «عصباني هستم، ولي انصاف را از دست نمي‌دهم.» قطعاً بينندگان برنامه دو شنبه شبِ «دو قدم مانده به صبح» هم همين احساس را دارند.


Print
منبع خبر : سينماي ما
سه شنبه,1 آبان 1386 - 2:50:31