سینمای ما - در ابتداي اين ميزگرد كه تا ساعت 1 بامداد ادامه داشت، فريدون جيراني ضمن تعريف برخي خاطراتش از دوران تماشاي فيلمهاي اوليه مسعود كيميايي گفت: تا وقتي كه كيميايي فيلم قيصر را بسازد، فيلمفارسي; فضاي سينمايي آن زمان را احاطه كرده بود و هيچ منتقدي به طور جدي در مورد سينماي ايران نمينوشت ولي از زماني كه «قيصر» ساخته شد نقد درمورد فيلم ايراني معنا پيدا كرد و غرور ايراني ما زنده شد. وي در ادامه گفت: در زمان فيلمسازي اين كارگردان، مملكت ما غربزده بود و او با فيلمهاي سينمايياش در عرصه سينما جريان ساز شد.
جواد طوسي نيز با اشاره به جايگاه سينماي معاصر كيميايي گفت: وقتي «قيصر» را در سينما هما ديدم، آن ضد قهرمان آنچنان اثري بر من گذاشت كه تا حشمتيه كه در آن زمان خانه من بود، پياده رفتم و در تمام مدت در دنياي ديگري سير ميكردم. از همان موقع علاقه به سينماي ايشان دست از سر من برنداشت. وي در ادامه گفت: اگر قبول كنيم به سينماي آقاي كيميايي جفا شده است; تلويزيون اين امكان را به وجود آورد كه ايشان حضور پيدا كنند و در مورد سينمايشان سخن بگوييم.طوسي، «قيصر»، «گوزنها» و «سفر سنگ» را سه اثر موفق و قابل استناد در كارنامه كيميايي خواند و گفت: برخلاف ديدگاه آن كساني كه ميگويند سينماي آقاي كيميايي نتوانسته جريانساز باشد به نظر من اين مسئله به خود فيملساز برنميگردد بلكه ايشان با توجه به شرايط زيستمحيطي توانسته استقرار بورزد و يك نگاه درست به اطراف داشته باشد. جيراني از كيميايي درباره لقبي كه به او به عنوان سينماگر مولف داده ميشود و اينكه مولف بودن اتفاقي است يا فطري، پرسيد و كيميايي پاسخ داد: هر دو با هم حركت را كامل ميكنند. نميشود در سالهاي 40 و 30 زندگي كني و اين فضا در آثارت پيدا نباشد.
يك سري چيزها در تو نشست ميكند اما در دهه 70 و 60 به شكل ديگري خود را نشان ميدهد. وي در ادامه گفت: يك فيلمساز اگر 50 فيلم بسازد در تمام آثارش كاملا مشهود است كه يك تفكر را دنبال ميكند. يك سينماگر مولف جاي دوربينش نسبت به زندگي و جاي زندگياش عوض نميشود. جيراني در ادامه درباره غمخوار بودن كيميايي نسبت به فرودستان پرسيد و اينكه چه قدر اين نگاه به زندگي شخصي يا مطالعه وي برميگردد، كيميايي در پاسخ به اين سئوال ضمن طرح اين موضوع كه فاصله بالا و پايين شهر زياد نيست، گفت: فاصله بالا و پايين شهر آنقدر نيست كه از هم خبردار نشوند ولي من انتخاب كردهام كه در آن فضا فيلم بسازم و آن جنوب شهر كه مدنظر شماست در اوايل فيلمسازي من; نبض تپنده تهران بود و آنها كساني نبودند كه چيزي را كه در خودشان وجود داشت، عاريه آورده باشند. من انتخاب كردهام كه در اين محيط فيلمسازي كنم و هنوز هم اينگونه هستم. طوسي در ادامه فيلمسازي كيميايي در مناطق فرودست را پوسته كاري وي خواند و گفت: اين نگاهي كه در آثار كيميايي ديده ميشود متعلق به حالا نيست و از «قيصر» تاكنون ادامه داشته است. طوسي گفت كه آقاي كيميايي بدون هيچ ادا و اصولي حرف خودش را ميزند و در گفتنش نيز صداقت دارد. او حضور كيميايي در تلويزيون را پس از سالها صداقت وي قلمداد كرد و ادامه داد: با آمدنش به تلويزيون حد واسط بين خود و جامعهاش را با صداقت نشان ميدهد. جيراني هم ضمن اشاره به زمان ساخت قيصر و غربزدگي جامعه آن زمان از كيميايي خواست تا از دغدغهفيلمهايش (ارزشها و تهران اصيل) صحبت كند.كيميايي در پاسخ به اين سئوال به جفاهايي كه در دوران فيلمسازياش اتفاق افتاد; اشاره كرد و گفت: آخردر فاصله سال 55 تاسال 60، خط قرمز را ساختم كه امكان پخش پيدا نكرد و پس از آ ن در فاصله سال 60 تاسال 63 تيغ و ابريشم را ساختم كه پخش مناسبي نداشت و38دقيقه از فيلم درآورده شد و (ج) گرفت . من هم تا 4 و 5 سال فيلم نساختم و بعد «سرب» را ساختم و با شرايطبدي كه براي من و فيلمسازاي ام مهيا بود با نابازيگران، فيلمهاي «گروهبان»، «دندان مار» و «ضيافت» را ساختم. خلاصه بايد بگويم در حق فيلمهاي من بد شد و به جز «ضيافت» هيچكدام از فيلمهاي من آنگونه كه شايسته بود ديده نشد و همين شرايط بد و تعويق ميان كارها از نظر من براي فيلمساز سم است. طوسي هم با اشاره به عقيده برخي از منتقدان كه معتقد هستند كيميايي; قرباني سينماي مولف است، گفت: گستره تسري آقاي كيميايي دووجهي و بيشتر از ناحيه مولف است. ايشان خودش را محدود به يك شرايط نميداند و از طريق اثر و ميزانسن خود را از طريق مولفههاي سينمايي بيان ميكند كه درنهايت از نظر من تشخيص در كارهاي ايشان به وجود ميآيد. وي ادامه داد: بخش قابل توجهي از كارهاي ايشان ديسيپلين دارد.
و اما اين ميزگرد حاشيههايي هم داشت: مسعود كيميايي توقع داشت «قيصر» از تلويزيون پخش شود. وقتی اعلام شد که قرار است بخش هایی از فیلمهایش پخش شود، وسط حرف جیرانی پرید و گفت: قیصر هم هست؟!هنگام پخش كليپ «اعتراض» مسعود كيميايي ديالوگهاي سكانس زندان را زمزمه ميكرد: به سلامتی سه تن.... مسعود كيميايي به عنوان مهمان ويژه «دو قدم مانده به صبح» از جيراني و طوسي بسيار كمتر حرف زد يا شايد مجال حرفزدن پيدا نكرد. محمد صالحعلا خاطرهاي از كيميايي يادش نميآمد ولي جيراني اصرار داشت كه خاطره او را بشنود. كيميايي تمام مدت در پاسخ به سئوالها دوست داشت از دوران محروميت و اكراننشدن فيلمهايش سخن بگويد كه البته براي فيلمسازي كه جامعه و مسئولان هنري او را به نوعي به حاشيه راندهاند، طبيعي به نظر ميرسد.