سینمای ما - امیر جلالی: «محمدرضا گلزار تاکنون از گفت وگو با ماهنامه فیلم طفره می رفت و استنباط ما از دلایل این پرهیز،کیفیت فیلم هایش بود.وقتی که به مناسبت نمایش "بوتیک" گفت و گورا پذیرفت مطمئن شدیم اما سندی برای ارائه نداریم.» (مجله "فیلم"_شماره314_مقدمه مصاحبه کیومرث پوراحمد با محمدرضا گلزار)
"محمدحسین لطیفی" فیلمساز صادقی است،یعنی بهتراست بگوییم آدم صادقی است واین صداقت از لابه لای فیلم هایش هم بیرون می زند،فیلم هایی که می توانی دوستشان نداشته باشی ولی ازاین که بعد از تماشای فیلم هایش سرت کلاه نرفته هم میتوانی مطمئن باشی. "توفیق اجباری" درست چندماه بعد از"روز سوم" به نمایش عمومی درآمده است وبااین که فیلم مهمی نمینماید، اما روراست و مفرح و بی ادعاست و این قضیه بی ادعایی وقتی بیشتر معلوم می شود که فیلم بد "کلاغ پر" را دیده باشیم و چندروز قبل هم مصاحبه "شهرام شاه حسینی" با تیتر «فیلم من درست دیده نشد» اعصابمان را خرد کرده باشد.حالا چرا می گویم فیلم "لطیفی" صادقانه است؟ توضیح می دهم. مردم دوست دارند از دیدن قدوبالا و چشم وابروی "محمدرضا گلزار" لذت ببرند، اورا سوار ماشین های آخرین مدل ببینند، شاهد هجوم جمعیت برای گرفتن عکس یادگاری و تقلا و تلاش دختران جوان برای گرفتن امضا ازوی باشند تا باورکنند که درغش و ضعف رفتن برای او تنها نیستند و در سالن سینما بنشینند و درحالی که چیپس می خورند با دوستشان بحث کنند که آیاستاره محبوبشان با کت وشلوار خوش تیپ تر است یا با لباس اسپورت.خوب،چه کسی گفته فراهم کردن صادقانه چنین امکانی برای چنین مردمی هنر کمی است؟
یکی دوسال پیش تلویزیون تیزری پخش می کرد که دو مهندس با کلاس برای سوارشدن به آسانسور هزارجور تعارف تکه پاره می کردند و چند دقیقه بعد درحالیکه سوار ماشین هایشان بودند به هم برخورد می کردند و قبل از شناختن طرف مقابل چندتا فحش چارواداری بارهم می کردند ولی وقتی صورت هم را می دیدند دوباره می رفتند در همان جلد مهندسیشان و پشت آن نقاب مخفی می شدند و لفظ قلم حرف می زدند. این که یک عده ای (ولو در اکثریت باشند) برای دیدن چهره زیبای "گلزار" سرودست می شکنند و این میل شدید را پشت هزارجور ماسک روشنفکری و ادا و اطوار دیگر پنهان نمی کنند اصلا ایرادی ندارد و هیچ منتقدی (از جمله درهمین سایت) به این موضوع نه اعتراضی کرده نه حسادتی. هیچ کس از این بازیگر انتظار بازی زیرپوستی و اجرای اصول استراسبرگی را ندارد، فقط کافی است او نقش خودش را بازی که نه، زندگی کند و این همان کاری است که در "توفیق اجباری" کرده است. ایراد و اعتراضی اگر هست که هست به کسانی است که ریاکارانه "گلزار" را به برنامه شان می آورند و می خواهند با چندتا ادا و شعار اثبات کنند که دلیل محبوبیت او نه چشمان سبزش که کارهای عام المنفعه اش برای فقرا یا اشک ریختنش به هنگام دیدن تصاویر "رضازاده" است. ( یادم هست که امیر قادری در یادداشتش راجع به حضور گلزار در "شب شیشه ای" که در روزنامه مرحوم "هم میهن" نیز چاپ شد به همین نکته اشاره کرد. )
اتفاقا خود "محمدرضا گلزار" هم با هوشمندی مسیرش را یافته و با انتخاب های درست محبوبیتش را روز به روز بیشتر می کند.همین هوشیاری بود که باعث شد او بازی در فیلمهای دو غول سینمای ایران را رد کند: نقش یک سرباز یاغی در "سربازهای جمعه" مسعود کیمیایی (که محمدرضا فروتن آن را بازی کرد) و نقش یک معتاد در "مهمان مامان" داریوش مهرجویی (که پارسا پیروزفر بازی کرد). البته خود گلزار" در همان مصاحبه معروف مجله فیلم دلیل رد این دو نقش را تفاوت گریم آنها با نقشش در "کما"(آرش معیریان) عنوان کرده است ولی چه این سخن را بپذیریم و چه نپذیریم تفاوتی دراصل بحث ایجاد نمی شود،او می داند که مردم دوستش دارند و ازآن مهمتر می داند که چرا دوستش دارند و بنابراین هیچ گاه نقش هایی را که با پرسونای شیک پوش و تو دل بروی همیشگی اش منافات داشته باشد را نمی پذیرد (لااقل تا کنون که نپذیرفته). تنها باری که کمی ازاین قاعده تخطی کرد بازیش در "بوتیک"(حمید نعمت ا...) بود که اتفاقا متفاوت ترین نقشش هم به حساب می آید. فیلم "لطیفی" البته داستان هم دارد که بربستر شهرت یک ستاره سینما و پیامدهای آن می گذرد،بازی خوب "رضا عطاران"(که هرچقدر از تواناییهایش در بی دلیل خنداندن مخاطبین بگوییم کم گفته ایم) و "احمد پورمخبر" (کشف هنری عطاران) هم هست که اینها هم می تواند دلایل خوبی برای دیدن فیلم باشند.(قابل توجه عده معدودی که برای دیدن یک فیلم به جز حضور "محمدرضا گلزار" درآن به دلیل دیگری هم احتیاج دارند)
"توفیق اجباری" یک توفیق اجباری بود برای یادآوری این حرفها، یادآوری این که نه کسی می تواند به کسی بگوید عاشق چشم و ابروی "گلزار" نباش و نه کسی می تواند به آن دیگری اعتراض کند که چرا تو راجع به فیلمی که ستاره محبوب من درآن بازی کرده است نظر منفی داری؟ و یادآوری این که گرچه مسیر زندگی ما آدم ها را فقط خودمان نیستیم که رقم می زنیم ولی هنوز می توانیم با امیدواری و انتخاب های درست کلی موفقیت به دست آوریم. موخره محمدرضا گلزار: « در یکی از مصاحبه هایم گفته بودم اگر کسی بتواند معمایی برای من مطرح کند که نتوانم جواب دهم می تواند بیاید وجایزه اش را ازمن بگیرد...خودم هم می توانم همین جا یک معما طرح کنم:آن چیست که ما زمستان ها می گذاریم توی خانه تا خانه را گرم کند و تابستان ها می بریم می گذاریمش روی درخت؟» پوراحمد:«نمی دانم،چیه؟» گلزار:«بخاری است دیگر.» پوراحمد:«بخاری؟بخاری را که تابستان ها روی درخت نمی گذارند!» گلزار:«خوب، ما می گذاریم! ما تابستان ها بخاریمان را می بریم می گذاریم روی درخت.» (مجله فیلم_همان نشانی قبلی )