سینمای ما - فيلم گيلانه ساخته رخشان بني اعتماد باآنکه چندين سال از زمان ساخت آن مي گذرد همچنان در دنيا به عنوان اثري ماندگار ،مورد توجه است.ديويد شاشا، نويسنده کتاب جنگ بزرگ براي انسانيت در مقاله اي با اشاره به شجاعت بياني رابرت فيسک يکي از روزنامه نگاران برجسته آمريکاو از منتقدان سياستهاي آمريكا در خاورميانه در مورد وقايعي که درباره جنگ ايران و عراق منتشر کرد از فيلم گيلانه ساخته رخشان بيني اعتماد و محسن عبدالوهاب به عنوان يکي از برجسته ترين فيلم هاي ايران درمورد پيامدهاي پس از اين جنگ ياد مي کند و تاکيد دارد که هنوز هم بايد براي درک آنچه در اين جنگ رخ داده است، انديشه کرد.وي در بخش ديگري از مقاله خود که در مسلم ويکي منتشر شده است، مي گويد: اکثر مردم آمريکا از روي عادتي که خود از آن بي خبرند نسبت به حرفهاي تكراري که بوش و مشاورانش در مورد صدام حسين به خوردشان مي دهند، واکنش نشان مي دهند و از او به عنوان يک ديکتاتور که به مردم خودش هم رحم نکرده است ياد مي کنند... اما جايي نه چندان دور، درست در نقطه اي که خاک مشترک ميان دو کشور از هم جدا مي شود و مرز ايران و عراق تعريف مي شود، کمي آن طرف تر همين ديکتاتور بي رحم جنگي را به مردم ايران تحميل کرد که آن روزها از جايي در آمريکا هدايت مي شد و پيامد اين جنگ هنوز هم که هنوز است گريبان مردم ايران را گرفته است.
چرا آمريکا صدامي را که در طول جنگ با ايران تا گلو مجهز به سلاح کره بود، امروز ازسوي خود آمريكا سرنگون شده و ديکتاتور مي خواند ؟ چندي پيش افرادي همچون چني و رامسفلد سعي در نشان دادن چهره اي ديگر از آمريكا داشتند و مي خواستند ثابت کنند که نقشي در کشتار مردم بيگناه ايران و عراق در زمان جنگ اين دو کشور با هم نداشتند!!جواب اين سوال را مي توان پس از ديدن فيلم گيلانه به کارگرداني رخشان بني اعتماد و محسن عبدالوهاب با گذري که به تنها قسمتي از آنچه در سال 1988 در ايران رخ داده يافت و سپس کمي همه آنها را به عراق پس از حمله آمريکا مقايسه کرد.گيلانه فيلمي است متشکل از دو داستان به هم پيوسته که در قسمت نخست داستان جواني که در تهران زندگي مي کند مجبور مي شود مانند بسياري ديگر از مردم ايران به خانه مادري اش باز گردد تا از آسيبي که بمب هاي عراقي که بر سر آنها ريخته مي شود، در امان بماند.
اين فيلم به راستي نمايشگر اوج سختي، رنج و کابوس هاي شبانه مردم ايران را در سال هاي جنگ براي مخاطبانش به تصوير مي کشد و بني اعتماد نيز به راستي با مهارت خود توانسته است معناي واقعي امنيت و فقدان امنيت را در فيلم خود به عنوان رسالتي که يک کارگردان زن برعهده دارد به همه دنيا نشان دهد.بني اعتماد شايد به شيوه سينماي کلاسيک هاليوود دهه 40و 50 براي نشان دادن تاثيرات جنگ و پيامدهاي آن بر زندگي اجتماعي و حتي جمعيت نظامي يک کشور طرح فيلم گيلانه را ريخته است که مي تواند اين چنين اثرگذار ظاهر شود.گيلانه اگرچه در سال 2005 ميلادي در آمريکا به نمايش درآمد اما هنوز هم حرف هاي زيادي را براي گفتن دارد و اثرش همچنان در ذهن مخاطب باقي مانده است.فيلم بهترين سال هاي زندگي ما به کارگرداني ويليام ميلر نيز از آن دسته دسته فيلم هاي شاعرانه و درامي است که به طور حتم توانسته است با موفقيت بسياري جنگ و پياندها و تاثيرات جبران ناپيذرش را براي هميشه ثبت کند.
در گيلانه هم دقيقا با همان ظرافت هاي شاعرانه و درام، تاثير طوفان بي پايان جنگ در زندگي مردم ايران و تلاش غرور آفرين و بي پايان آنان براي بازگشت به روند عادي زندگي که امري بسيار دشوار و سخت به شمار مي آيد، به تصوير کشيده شده است اگرچه چنين رويايي تا پيوستن به حقيقت ساليان سال به طول خواهد انجاميد و در واقع اميدي براي دست يابي کامل به آن وجود ندارد.پايان دادن به يک مراسم عروسي که هيچ گاه برگذار نمي شود، جدايي، بيماري، کمبود امکانات و خلع هاي اجتماعي ... نتيجه جنگي است که تنها به دليل خودخواهي و زياده خواهي صدام برپا مي شود و همه اين ها در گيلانه با ايفاي نقش مقتدرانه از سوي فاطمه معتمد آريا به عنوان زني که به تنهايي تمام بار سنگين زندگي که نيمه اي از آن کاملا از دست رفته است و بخش ديگرش فلج شده، ديده مي شود.ايران پس حمله نظامي آمريکا به عراق و سرنگوني صدام ابراز خوشحالي کرد اما اينک به دليل ادامه حضور آمريکا در عراق و تکرار گيلانه هاي مشابه در همسايگي خود با مردم آن کشور همدردي مي کند.
اين روزها داستان گيلانه حتي فراتر از ايران و عراق تکرار مي شود، خاورميانه، افغانستان، دارفور، آفريقا و ...بايد قبول کرد که نگاه بني اعتماد، براي ساختن چنين فيلمي بسيار فراتر از يک داستان و يک کشور بوده است و ظرات هاي تصويري او نشان مي دهد که بايد از مرز جنسيت گرايي فراتر رفت و جهاني به مسائل و مشکلات توجه کرد.زندگي در گيلانه، با سختي و نراژدي آميخته است و جالب تر اين که نقش دين و مذهب نيز در عين سادگي در فيلم ديده مي شود. دين داشتن يعني، زندگي در دنيايي که خداوند براي زندگي بندگانش آفريده و همواره بندگان مخلص او در انتظار ظهور منجي مصلحش هستند و گيلانه فيلمي است که در آن به مخاطب ياد مي دهد تا به جنگ با مشکلات همچون جنگي نظامي برود.

منبع خبر : نفيسه حقيقت جوان - آژانس خبری هنر
شنبه,19 آبان 1386 - 15:27:44