نويد غضنفري: موسيقيِ چند دقيقه پايانيِ «قطار سه و ده دقيقه به يوما» (جيمز منگولد،2007) را مي شنويم و به تيتراژ نرسيده با خودمان مي گوييم كه چرا زودتر نفهميديم دستِ آهنگساز هم با ساير عوامل سازنده اين وسترن، توي يك كاسه است و رودست ازشان خورده ايم. اصلا درست اش هم همين است؛ وقتي از فيلم نامه نويس ها (مايكل برنت و درك هاس) و كارگردان گرفته تا دوئتِ غبطه انگيزِ بازيگريِ راسل كرو و كريستين بيل، از ابتداي ماجرا گاردشان را طوري بسته اند كه نمي شود هيچ جوري محك شان زد! تمِ شاعرانه/ حماسيِ ماركو بلترمي- آهنگسازِ ايتاليايي/ آمريكايي تباري كه به قد منگولد آثار عجيب و غريب و متنوع در ساخته هايش ديده مي شود! فكرش را بكنيد، «بليد 2» و «من ربات هستم» از شناخته شده ترين ساخته هايش است!- از اول كه خودش را عيان نمي كند، شايد فقط يك بار، آن هم جايي كه دَن (كريستين بيل) در شهر بيگزبي براي گرفتن حق و حقوق اش سراغ هلندر مي رود و با بِن (راسل كرو) در آن مُتل روبرو مي شود. اما تا دلتان بخواهد، در پنج دقيقه پاياني فيلم، همه عوامل خودشان را بيرون مي ريزند و به گمانم بلترمي و ملودي اي كه ساخته بيش تر از همه! بگذاريد راحت تان كنم، بلترمي درست به شيوه جِري گلداسميت در «پاپيون» عمل كرده؛ ملودي اي دريغ انگيز ساخته كه از ابتدا با ناخن خشكي و خساست در انواع سازهاي زهي و پركاسيو (هم نوايي سازهاي كوبه ايِ افكتيو)، حل اش مي كند و يكهو در آخر با دست و دل بازي تمام، عريان اش مي كند تا همه حدس و گمان هايمان از اول ماجرا درباره دو رفيقِ نامتعارف و مفتون يكديگرِ اين روايت كوتاه و كلاسيكِ المر لئونارد، به حقيقت بپيوندد. از ميان سه قطعه رسوا كننده پاياني فيلم، به ترتيب با نام هاي «Bible study» و «Who let the cows out?» و «The 3:10 to yuma»، فقط مي شد (ظرفيت محدود صفحه، زير 3 مگابايت!) دو قطعه اول و آخر را به هم بچسبانيم و ارائه اش كنيم. دقت كنيد به اين كه چه موقع در اواخر قطعه اول و ميان آرپيژها و هارموني هاي فيليپ گلس وار، ترومپت پايش مي آيد وسط ؛ اين درست لحظه اي است كه پرتره راسل كرو و كريستين بيل در حين فرار از روي پشت بام ها براي رسيدن به قطار يوما، به سياهه دوست داشتني ترين دو رفيق هاي سينمايي مان اضافه مي شود. ٭تعبيرِ راجر ايبرت از «قطار سه و ده دقيقه به يوما»ي منگولد كه آن را درست در ابتداي نقدش ريخته بيرون! مي بينيد كه منتقدِ شيفته هيچ وقت نمي تواند همچو خالق هايي خساست به خرج دهد.