نويد غضنفري - توضيح و تفسير اين كه چرا هر تم و قطعه متعلق به انيو موريكونه، آن قدر با فضا و زمانِ قصه جور است كه ديگر به سادگي ازش جداشدني نيست و گاهي جسورانه مي شود ارزشمندترين و حتي تنهاترين كليدِ نفوذ و ورود به قلب كاراكترهاي داستان؛ كاري بيهوده و تا اندازه اي ساده انگارانه است. مثل اين است كه بخواهي ساده لوحانه، از چگونگيِ ايجادِ حسِ منحصربه فرد و ثابتِ صداي گيتار ليدِ ديويد گيلمور در اجراهاي مختلف اش (حتي با گيتار الكتريك هايي غير از مدل فندر) حرف بزني!
به نظرتان مثلا می شود توجیهی منطقی برای حضورِ صدایِ زنبورک، در میانه قطعه ای که موریکونه برایِ «دسته سیسیلی ها» نوشته تراشید یا از صدای فالشِ عمدیِ ملودیِ گیتارش گفت؟ آن را همین گونه هضم می کنیم، می شناسیم. اصلا استاد با همین هاست که جادوی مان می کند. مشابه کاری که با خطِ ملودی، یا بهتر است بگویم بداهه هایِ گیتار بیس (که لابد می دانید کاری نامتعارف است) توی موسیقی ای که برای «دیوانه وار» رومن پولانسکی ساخته، انجام داده و ما قطعه مسحور کننده عنوان بندی اش را این جا گذاشته ایم. نکته ای که البته هم راه با صدایِ بخصوص و«دهه هشتادیِ» درامز و پرکاشن و استفاده زیاد از افکت های سینت سایزر، جزو خصیصه های جدانشدنیِ همه موسیقی های دهه 1980 است. (برای درک و هضم این ادعا، لطف کنید و بعد از مدت ها کنسرتِ «Delicate Sound of Thunder» پینک فلوید را دوره کنید!)
یلگی و سرخوشانه بودن تم ها و سازبندی های شان نکته دیگری است که در موسیقیِ «دیوانه وار» جلب توجه می کند. مثل آن فصلی که دکتر واکر (هریسون فورد) دارد تلاش می کند با یک چمدان، از روی پشت بام های پاریسی، خودش را به دریچه شیروانیِ خانه میشل (امانوئل سینیه) برساند و موسیقی گروتسک وارِ موریکونه (شاید در حکم خود پولانسکی) با والتزِ آرامِ آکاردئون همراه می شود. از این منظر، کارآیی موسیقیِ «دیوانه وار»، دقیقا شبیهِ آن گروه موسیقیِ راک ان رولی است که تویِ قایقِ تفریحیِ رفقایِ میشل، بی توجه به وضعیتِ آشفته دکتر واکر که تازه از ضربه یک مشت محکم به صورت اش به هوش آمده و گیج و پابرهنه بین شان راه افتاده، دارند با سازهای شان می زنند و لابد برای یک اجرای بزرگ، آن ها را لِوِل می کنند!
٭ نام ترانه گريس جونز، ساخته ناتالي دلون، كه در چند جاي «ديوانه وار» شنيده مي شود.