سينماي ما - نويد غضنفري: جايي در ميان روزمرگي هايِ «به همين سادگي»، طاهره (هنگلمه قاضياني) در مقابل اين سؤال پسرش كه لغت «خانه دار» به زبان انگليسي مي شود «Hose Worker» يا «Cook»، همين طور خيره مي ماند. اين سؤالِ گم راه كننده و ازلي ابدي، البته چند لحظه اي ما را هم درگير مي كند. يك زنِ خانه دارِ ايراني، آن طور كه مي بينيم و گويا خودش هم كاملا پذيرفته، «Cook/ پختن» زيرمجموعه اي است- صد البته مهم- از وظايفي كه در عرف براي «House Worker/ خانه دار»ي اش تعريف شده. اما به نظرم اين جا ترجمه «خلاق» به جاي «آشپز/ پختن» مناسب تر است.
طاهره از همان ابتداي قصه؟! مي خواهد شعر بنويسد كه نمي آيد. مي دانيم پيش از آن به كلاس نقاشي هم مي رفته و نيمه كاره رهايش كرده است. طاهره البته در هنر آشپزي اش مي داند كه بايد چه طور يك ماكاروني خوشمزه از آب در بياورد و حتي دستور پخت آن را به مردِ همسايه در سوپرماركت بدهد، مي داند كدام چاي عطر و بويش بهتر است، مي داند غذا را بايد چه گونه جلوي پسرش سِرو كند تا خوش اش بيايد (با كتلت ها شكل يك صورتك در بشقاب در مي آورد)، مي داند چه طور بايد دل دختر رنجيده خاطرش را دوباره بدست بياورد و مي داند كه...اما...
...طاهره دغدغه خلق دارد اما يك نكته اساسي را انگار فراموش كرده كه اولين و اصلي ترين هنرِ فرد خلاق، ساختن و خرقِ لحظه لحظه زندگي (حالا شما بخوانيد روزمرگي ملال انگيز) اش است. همين لحظه هايي كه هر روز به همين سادگي مي آيند و مي روند و هيچ اتفاقِ حيرت انگيزي قرار نيست بيفتد. لحظه هاي نسبتا مناسبي كه مي شد طاهره (يا كارگردان «به همين سادگي»؟) بيش تر قدرشان را بداند. مثل فصل خوبِ مراسم كيك خوري بچه ها روي پشت بام خانه، تيراندازيِ طاهره و پسرش به آن سربازهاي اسباب بازي زير تخت خواب يا تماشاي رقص دخترش جلوي آينه توي اتاق خواب از لاي در...اين ها همه (اضافه كنيد چهره مناسب هنگامه قاضياني براي اين نقش را) لحظه هايي است كه مي توانست فيلم تازه رضا ميركريمي را به يك تجربه فرمي مسرت بخش تبديل كند كه از بخت بد به همين سادگي از دست رفت.