سينماي ما - محمد رسولي: 1- فيلم كنعان ارزش 4 ساعت در صف ايستادن و لرزيدن و به گيشه نرسيدن و بليت ده هزار توماني خريدن را داشت.
2- وقتي نمايش فيلم شروع شده و به اندازه ظرفيت سالن، ملت عاشق پشت در سينما مانده و مأيوس شدهاند به رفيق در صف يافتهام مي گويم "اگه ماني حقيقي اينجا باشه خستگي اش در ميره"
3- فيلم مطابق انتظار خوب است. بازي ها بي كم و كاست و فيلمنامه خيلي خوب پيش مي روند. موسيقي كريستف رضايي آنقدر خوب هست كه حقيقي را ذوقزده كرده و زياد استفاده مي كند. دوست داشتم از حقيقي بپرسم وقتي آذر (افسانه بايگان) به علي (بهرام رادان) مي گويد "چرا درسو ول كردي" و رادان خودش را به آن راه مي زند كه "قوام همينجاست رسيديم" چرا بايد موسيقي تأكيد كند به حس علي، كه از پشت سرم باز زنك صدايش دربيايد كه" اِ فكر كنم پسره دختره رو ميخواسته."
4- بجز بعضي نماهاي حركتي كه از فيلم بيرون مي زد مثل پلان عكس گرفتن مرتضي از پيرمردها در كافه، كارگردان به فيلمش مسلط است. سكانس هاي سفر شمال كه به سبك گذرگاه ميلر با نماي آسماني كه از لاي شاخه هاي درختان پيداست شروع مي شود و سكانس تصادف با گاو و جاده مه آلود كه يادآور سكانس رودخانه و سه زن اي برادر كجايي و تكرار ايستادن آسانسور در طبقهاي كه در حال ساخت است كه باز نمايي كوئني است خيلي خوب اجرا شده و در فيلم جا گرفته است.
5- اگر از قبل ميدانستم كه تصاوير قبلي از ترانه عليدوستي، بهرام رادان و فيلمهاي اصغر فرهادي اينقدر به ضرر فيلم تمام ميشود با خودم به سينما نمي بردمشان. به شما توصيه مي كنم قبل از تماشاي فيلم همه را دو ساعتي فراموش كنيد.
6- كنعان پر از نكات پنهان كشف كردني است. من توضيحي نمي دهم و لذتش را ازتان نمي گيرم.
7- برگشت را تا چهارراه ولي عصر با رفيق جديد پياده آمديم و از لذت كنعان ديدن گفتيم و تازه آخر راه اسم و شمارهاش را پرسيدم و در دفترچه تلفن موبايل نوشتم: علي-كنعان.