یادداشتی درباره گویش الناز شاکر دوست در دو فیلم «در میان ابرها» و «باد در علفزار می پیچد»
سینمای ما - ندا میری: هنوز خیلی از جشنواره نگذشته است و فعلا از سینمای ایران تنها معدود آثاری را دیده ایم که در بخشهای جنبی جشنواره حاضر هستند. پس خیلی هم غیر عادی نیست که فعلا بحثی از چهره ها و ستاره ها نباشد. بماند برای پنج روز دوم. در این میان اما الناز شاکر دوست را تا امروز دوبار روی پرده دیده ایم. یک بار در نقش یک دختر عراقی در فیلم "در میان ابرها" و بار دوم در نقش یک دختر شمالی روستایی در "باد در علفزار می پیچد". در هر دو هم قرار است به زبان و گویش محلی صحبت کند و البته این فقط یک قرار اولیه است و اینکه چقدر این لهجه ها درست از آب در آمده اند و به واقعیت نزدیک اند، اصولا بحث دیگری است.
خانم شاکردوست در جلسه نقد و بررسی فیلم خسرو معصومی جمله ای گفت که برای ما که حسابی با شاخک های تیز نشسته ایم و اوضاع و احوال ستاره ها را رصد می کنیم، بهانه خوبی بود و از کف دادنش عذاب الیم می زد (آنهم در این جشنواره بی رونق که حتی نمی دانیم منتظر دیدن کدام اثر از کدام کارگردان نشسته ایم). و آن اینکه من برای اینکه تا امروز بیشتر در نقش های شهری دیده شده ام و تماشاچی با گویش غیر شهری از جانب من مانوس نیست، ترجیح دادم لهجه ام در حالیکه با گویش محلی منطبق باشد، طوری هم نباشد که توی ذوق تماشاگر بخورد و خلاصه کلام اینکه مبادا تماشاچی با شمالی حرف زدن ما خیلی کیف نکند و استقبال از فیلمی که البته سراسر ایده های تازه و بکر است و قطعا پر بیننده خواهد بود! به خطر بیافتد، کلا بیخیال لهجه شدیم و تمام انرژی و توانمان را سر بازی خرج کردیم و اتفاقا در جواب سوال جدا بی معنای مجری جلسه در باب اینکه پس بازی به نظر شما مهمتر بود، گفت "بله".
اینجاست که کم کم خون خونمان را می خورد که پس اساتید فن جملگی سالهاست در اشتباهند که فن بیان را یکی از مهمترین وجوه بازیگری شناخته اند و دانشجویان و هنر جویان تئاتر و سینما که سالها به ممارست می گذرانند تا این نقطه بسیار مهم و بارز هنر بازیگری را تقویت کنند، حسابی به اتلاف وقت و هزینه سرگرمند؟ اصلا کدام قانون نوشته یا نا نوشته ای می گوید که توان بازیگری از تکلم بازیگر مجزا است و بنا به سلیقه و شرایط، بازیگر می تواند یکی را بیخیال شود و دیگری را قدرت ببخشد؟ نکته اینجاست که در فیلم روح ا... حجازی، شاکردوست آنقدر اساسی به عربی (فصیح!) تکلم می کند که من بعید می دانم خود اعراب هم خیلی از محتوای جملاتی که می گوید سر در بیاورند. احتمالا آنجا به صلاحدید (بخوانید سخت گیری) کارگردان ایرادی نداشته که تماشاچیان محترم از نوع گویش و لهجه قهرمان فیلم خیلی هم فاز نگیرند و قاعده های بازی از زمین تا آسمان حکم دیگری داشته اند. در هر حال نکته این است که این مساله پیش از آنکه به کوتاهی شاکر دوست مرتبط باشد به کم توجهی و تساهل کارگردان مربوط است.
الناز شاکر دوست یکی از آن جوانانی ست که اتفاقا بدمان نمی آید که اوج بگیرد. صمیمیت چهره اش را دوست دارم و لبخند های اش خیلی به دلم می نشیند. وقتی صحبت می کرد به این نکته دقت می کردم که صدای بسیار خوبی دارد. از آن جنس صداهایی که جان می دهد برای اینکه چند وقتی حسابی به سر و گوشش دستی بکشد و به عنوان یک ابزار قدرتمند بکار اش بیاندازد. نظر به اینکه صدای خوب اکتسابی هم نیست و خیلی ها از آن بی بهره اند. حیف که تا امروز انگار کسی دلش نخواسته این مورد را به ستاره جوان سینمای مان گوشزد کند.