سينماي ما - صوفيا نصرالهي: جلسه نقد و بررسی فیلم "در دره ی الاه" ساخته پل هیگیس با حضور منتقدان سایت سینمای ما، نیما حسنی نسب و امیر قادری برگزار شد. این جلسه که ساعت 30/10 پس از نمایش فیلم در سینما صحرا تشکیل شد با مقدمه نیما حسنی نسب آغاز شد که در ابتدا،از دوستان حاضر در جلسه که با فداکاری و عشق زیاد به سینما در جلسه شرکت کرده بودند، تشکر کرد. سپس حسنی نسب به سوژه ی مشابه این فیلم با فیلم "غیر قابل انتشار" برایان دی پالما که هر دو در یک روز پخش شده بودند، اشاره کرد که هر دوی این فیلم ها در جریانات جنگ عراق و آمریکا سیر می کنند و محوریت آن ها به ویژه وضعیت سربازان جوان آمریکایی است که اکثریت آن ها نمی دانند برای چه می جنگند و اصلا کجا هستند؟! بلکه از سر اجبار و یا حتی تفنن رهسپار جنگ شده اند. بعد از آن توپ به زمین امیر قادری انداخته شد که تا آن لحظه ساکت بود. امیر قادری حرفهایش را با توضیحاتی درباره فیلم های ضدآمریکایی و ضد جنگ شروع کرد. و توضیحاتی در این راستا داد که اغلب این فیلم ها به اشتباه ضد ملیت تصور می شوند در حالی که این ها فیلم های انتقادی به دولت هستند و دیالوگی از JFK به این مضمون نقل کرد که :" وظیفه هر میهن پرست واقعی این است که از وطن خودش در برابر دولت حفاظت کند." بعد از این مقدمه ها، حسنی نسب و قادری به سوالات حضار پاسخ دادند.( و البته در این میان قادری از بچه های سینمای ما حاضر در جلسه هم خواست تا سوالاتشان را مطرح کنند!) یکی از سوالات اشاره به کلمات رکیک در این فیلم ها داشت که حسنی نسب در پاسخ به این سوال از مسئولین جشنواره فجر تقدیر کرد که با درایت به خاطر دو- سه کلمه که بدون زیرنویس کسی متوجه معنی آن ها هم نمی شود، کلیت یک فیلم را نادیده نمی گیرند. پرسش بعدی درباره رویکرد هیگیس به مسائل نژادپرستی در فیلم هایش بود که قادری گفت نشانه های مربوط به نژادپرستی هرچند در فیلم قبلی هیگیس(تصادف) وجود دارد اما در این فیلم اثری از آن دیده نمی شود مگر این که بخواهیم حضور چند تا سیاه پوست در فیلم را مربوط به نژادپرستی بدانیم! اما جالبترین سوال جلسه این بود: آیا از فیلم های آمریکایی انتقادی اخیر نمی توان این برداشت را کرد که همه به دنبال مقصر ناپیدایی مانند "زودیاک" می گردند؟ امیر قادری برای پاسخ به این سوال به مقاله ی هوبرمن در "ویلیج ویس" اشاره کرد که در آن گفته:"هر3 فیلم اصلی امسال درباره قاتلی است که از تگزاس می آید و باعث ناآرامی در آمریکا می شود. و خوب جورج بوش هم که از تگزاس آمده و از نظر هنرمندان و روشنفکران آمریکایی تهدیدی برای جامعه آمریکا به شمار می رود." و این در واقع داستان ملتی است که خودش دارد خودش را از بین می برد. آخرین پرسش مقایسه فیلم های اخیر آمریکایی درباره جنگ عراق و ... با فیلم های دهه گذشته راجع به جنگ ویتنام بود و این که آیا فیلم های اخیر سطحی تر به نظر نمی رسند؟ حسنی نسب در جواب این سوال گفت:" نه فیلم دی پالما و نه فیلم هیگیس مثال های مناسبی برای طرح این موضوع نیستند. مضاف بر این که به نظر می آید برای ساختن فیلم های بهتر باید از زمان جنگ کمی فاصله گرفت کما این که فیلم های خوب استون و یا "شکارچی گوزن" که درباره جنگ ویتنام هستند با فاصله از زمان جنگ ساخته شدند و ایده ها در آن ها کاملا ته نشین شده اند. در حالی که فیلم های این یکی دو سال و احتمالا یکی دو سال آینده، بیشتر واکنش های مقطعی و از سر احساس هستند."
در آخر جلسه قادری به برخی شباهت های این فیلم با فیلم امسال برادران کوئن اشاره کرد از جمله طراحی لوکیشن ها و مدیر فیلمبرداری هر دو فیلم که دیکنس است.
نیما حسنی نسب با دعوت حضار به تماشای فیلم سانس بعد پایان این جلسه را اعلام کرد و از کسانی که سوالاتشان خوانده نشده بود عذرخواهی نمود و آن را موکول به زمان و مکان مناسبتر و تماشای نسخه بهتری از فیلم کرد.