سينماي ما - اميررضا نوري پرتو: کنعان برشی از زندگی مینا (ترانه علیدوستی) و مرتضی (محمدرضا فروتن) را در بحرانی ترین لحظات و در آستانه طلاق گرفتن از هم روایت می کند. این دو که از طبقه مرفه جامعه هستند، به دلیل میل مینا برای رفتن به کانادا جهت ادامه تحصیل دچار مشکلاتی شده اند و در این بین ورود غیر منتظره آذر (افسانه بایگان) ، خواهر مینا، پس از بیست سال مناسبات و قول و قرارهای آن دو را به هم می زند و در این بین سایه علی رضوان (بهرام رادان) ، دوست صمیمی و خانوادگی مینا و مرتضی کاملا بر روابط آن دو سنگینی می کند. خیلی ها منتظر بودند که با دومین فیلمنامه مشترک مانی حقیقی و اصغر فرهادی (که این بار مانی حقیقی وظیفه ساخت فیلم را بر عهده گرفته است) بار دیگر شاهد فیلم درخشانی همانند چهارشنبه سوری خواهیم بود. اما همه تصورات واهی از از کار در آمد. کنعان از منظر فیلمنامه کاستی هایی دارد که این ضعف ها در شخصیت پردازی نمود بیشتری دارد. مینا و مرتضی و تیره و تارشان خیلی زود تماشاگر را درگیر خود می کند و قضیه حاملگی مینا و ورود ناگهانی آذر بیننده را به دیدن یک درام قوی و پر کشمکش امیدوار می کند. اما پس از آن واقعا چیز جدیدی در روند شخصیتی کاراکترها و رابطه هایشان با یکدیگر نمی بینیم. حتی داستان پیرنگ چندان محکمی ندارد که به آن اتکا کنیم. شخصیت سرگردان علی کمکی به این رابطه های سرد و کم استوار نمی کند و تنها پیچیدگی این کلاف سردرگم را بیشتر می کند. تماشاگر حدس می زند که علی هنوز عاشق مینا است و ردپایی از این علاقه را در مینا نیز مشاهده می کند؛ در همان سکانسی که برای آب دادن به گل های علی به خانه او می رود و با لذت وسایل خانه او را نگاه می کند. ولی فیلمنامه نویسان در نهایت محافظه کاری و خود سانسوری ( که البته باید به شان حق هم داد) این رابطه دراماتیک جذاب را عقیم می گذارند و با کشاندن مینا و مرتضی به شمال و نزدیک کردن علی و آذر به هم که سرانجام آن را نیز بر عهده تماشاگر می گذارند، همه مصالح و فرصت های خوبی را که در چنته داشته اند، از بین می برند. در اینجاست که دیگر قضیه عهد و پیمان مینا با خود مبنی بر سالم ماندن آذر و نرفتن به خارج و نیز تصادف با آن گاو در جاده مه آلود شمال (که از لحاظ منطقی و اجرا چنگی به دل نمی زند) جذابیت چندانی ندارد. البته صحنه های درگیری فیزیکی و لفظی شخصیت ها بسیار خوب نوشته شده که در اجرا نیز بر اهمیت آن افزوده شده است. کلا فیلم از لحاظ سبک بصری و فرمی بسیار موفق است. کارگردانی حقیقی حساب شده و سنجیده است و هیچ نمایی در فیلم نمی توان یافت که شلختگی های معمول ساختاری سینمای ایران را داشته باشد. ترانه علیدوستی کاملا در جلد نقش خود فرو رفته و به کمک گریم خوبش بازی حیرت انگیزی در نقش یک زن حدودا سی ساله به نمایش گذاشته است. افسانه بایگان نیز با ایفای نقش آذر نقطه عطف جدید و قابل اتکایی در کارنامه هنری خود -پس از کافه ستاره - رقم زده است. محمدرضا فروتن هم پس از چند بازی ضعیف و تکراری، تمام تلاش خود را کرده تا جلوه ای تازه به جنس بازی اش بدهد و در برخی سکانس ها به این امر نائل شده است. بهرام رادان که دیگر یک بازیگر تمام حرفه ای و خوش استیل است، به نقش کم رمق خود جلوه ای اندک بخشیده است. طرز راه رفتن و نوع نگاههایش به رازآلودگی روابط شخصیت ها که بخشی از آن مورد نظر کارگردان و فیلمنامه نویس بوده، کمک بسیاری کرده است. ضمن اینکه نباید از موسیقی کریستف رضاعی به راحتی گذشت که با وجود اینکه در صداگذاری استفاده چندان خوبی ازش نشده ، اما با بافت اثر همخوانی و نزدیکی دارد. طراحی صحنه و لباس امیر اثباتی نیز بسیار به چشم می آید. حیف است از کنعان بگوییم و چشممان را به چهره پردازی ظریف و حساب شده سودابه خسروی ببندیم که قطعا تاثیر بسزایی در عالی جلوه نمودن بازی ها داشته است. به هر صورت نباید با خودمان رو در بایستی داشته باشیم! کنعان فیلم بدی نیست حتی در جاهایی یک سر و گردن از خیلی از محصولات وطنی بالاتر است. ولی آن چیزی نبود که فکر می کردیم. مانی حقیقی باید نگاهی دوباره به فیلمنامه اثرش بیندازد.