Print

گزارش نشست مطبوعاتي فيلم «حس پنهان»

نشست حس پنهان – ندا میری

(مستند و داستانی دوستان خوبی هستند و هیچوقت نمی توانی از مستند جدا شوی ) هانیش پولاک
مصطفی رزاق کریمی (کارگردان) پس از تشکر از تحمل حضار و حضورشان در این ساعت شب توضیحاتش را در باره کارهای پیشین اش اعم از مستند و داستانی با نقل قولی از یکی از استادان اش – هانیش پولاک – آغاز کرد. وی در ادامه به آشنایی اش با ابراهیم حاتمی کیا اشاره کرد و متذکر شد پیشنهاد "از کرخه تا راین" را در همان سالهای آغازین آشنایی به حاتمی کیا داده است. رزاق کریمی کارگردان اضافه کرد که نه این زمان و نه آن زمان من کسی نیستم که بگویم می خواهم فیلمی داستانی بسازم مگر قصه ای باشد که مایه های ساخته شدن داشته باشد. او از این همکاری به عنوان افتخار آشنایی با تیم ایرانی یاد کرد و جای عباس گنجوی، تدوینگر فیلم و حاتمی کیا که به عنوان مشاور فیلمنامه حضور داشته است را خالی کرد. در رابطه با این همکاری و اینکه در بعضی جراید به حضور کوتاه و مقطعی حاتمی کیا در کنار تیم اشاره کرده بودند توضیح داد: "حاتمی کیا کسی نیست که بیاید دیکته کند، من در کار خاکستر سبز مجری طرح بودم. کارگردان های دیگری هم بودند که من از تجربیات آنها استفاده کردم."

سیمین و ندا ... یک کم لطافت بیشتر

مصطفی رزاق کریمی به توضیحاتش اضافه کرد: "پایان فیلم پیشنهاد یکی از همکاران تیم بود. من با تهیه کننده و همکاران مطرح کردم و احساس کردیم پایان فیلم با سیمین و ندا لطافت بیشتری دارد. نگارش فیلمنامه حدود دوسال طول کشید. این فیلم شخصیت محور است. علاقمندی من در نگاهها و لحظه ها بود. درگیری آدمها با خودشان و درونشان."

غلو می کنم و مغناطیس اش را هم دارم!
حامد بهداد هم جلسه را با یک گرد و خاک جزئی آغاز کرد و در طول جلسه هم کلی حرکات محیر العقول البته دلنشین ارائه داد. او در رابطه با دلایل موفقیت اش گفت: "اصولا در هر فیلمی اگر توفیقی نصیب من می شود از عدم اعتماد به نفس من ناشی است. من همیشه در حالتی بین خوف و رجا و بیم و امید هستم. مطمئن نیستم درست است یا نه". او در رابطه با شخصیت اش در حس پنهان نیز گفت: "فراتر از تحلیل یک کارکتر، نقش بهرام عین یک دمل است که نشان دهنده بیماری کل بدن است". حامد بهداد سخنانش را اینگونه ادامه داد که من بازی های مختلفی را دنبال کرده ام از سینمای آمریکا تا اروپا. ربط اش هم بخاطر علاقه من است به مقوله ای به نام بازیگری و سینما. بازی غلو شده؟ آنقدر به این موضوع فکر کرده ام که گاهی از صرافت فکر کردن اش می افتم. دیگران غلو می کنند و مغناطیس آن اگزجره را ندارند، من غلو می کنم و مغناطیس اش را هم دارم!

در هر حال اسم اش عشق است...
مهتاب کرامتی پس از تشکر از حاضرین در ارتباط با رسیدن به نقش اش به دوره دیدن اش در خدمت دکتر بنی اسد اشاره کرد و گفت سیمین یک روانپزشک موفق است اما از آن کمکها نمی تواند در زندگی خودش استفاده کند.
نیوشا ضیغمی از مصطفی رزاق کریمی تشکر کرد و گفت تاثیر بسیار زیادی روی من گذاشتند. به عنوان زن دوم یا کسی که ایجاد بحران در زندگی دو نفر می کند نگاهی داشتم که او را شبیه کسی می دیدم که در جریان یک سیل قرار گرفته و دیگر توانایی کاری را ندارد. مشکلاتی در گذشته اش، خانواده اش و برادرش دارد. او از حامد بهداد تشکر و تقدیر ویژه کرد و گفت ممکن است در جامعه دید منفی وجود داشته باشد اما در هر حال اسم اش عشق است و پاک است و من منفی به این شخصیت نگاه نکردم.

سرمایه های معنوی زندگی
محمدرضا فروتن در مورد دیدگاه اش نسبت به فیلم ابراز کرد در کل احساس من به فیلم احساس فقط خوبی است. اگر یک فیلم خیلی بد هم با آقایان رزاق کریمی کار می کردم هم باز خوشحال بودم که با دوتا آدم باشخصیت کار کرده ام که از سرمایه های معنوی زندگی من هستند.

بستنی و خاطرات کودکی مان!
مرتضی رزاق کریمی به عنوان تهیه کننده فیلم به همه وعده یک دعوت دسته جمعی به صرف بستنی داد. سپس اینگونه ادامه داد: "ما وقتی فیلم می سازیم، در واقع زندگی می کنیم. درس های زیادی از جمع دوستان گرفتم که فقط درس سینما نبود". او در رابطه با استفاده از اسپانسر با دز بالا گفت: "مهمترین مشکل ادامه حیات سینمایی بحث اقصادی است. او از این روش به عنوان یک راه سالم یاد کرد. بجای استفاده از منابعی که نگاه فیلمساز را متاثر می کنند و در طول ساخت بر نگرش فیلم حاکم می شوند."


Print
پنجشنبه,18 بهمن 1386 - 17:33:0