Print

این فیلم خودش اریجینال است (گزارش نشست پرسش و پاسخ با عوامل فیلم " تنها دو بار زندگی می کنیم")

سينماي ما - صوفیا نصرالهی: جلسه پرسش و پاسخ فیلم اول بهنام بهزادی "تنها دو بار زندگی می کنیم" با حضور عوامل فیلم و محمدتقی فهیم به عنوان مجری برنامه و استقبال گسترده نماینده های رسانه ها برگزار شد. بهنام بهزادی(کارگردان)، بایرام فضلی(فیلمبردار)، اسماعیل میهن دوست(مدیر تولید)، علیرضا آقاخانی، نگار جواهریان و رایا نصیری(بازیگران)، امیر حسین قاسمی(صداگذار) و حسین علیزاده(آهنگساز) از عوامل فیلم در جلسه حضور داشتند.
حسرت رویاهای بربادرفته
بهزادی پس از تشکر از تماشاگران از این که مجبور شده کپی صفر فیلم را به نمایش درآورد ابراز تاسف و عذرخواهی کرد و صحبت را با چگونگی شکل گیری ایده فیلم شروع کرد:" طرح اولیه فیلم سال 82 به ذهنم رسید. زمانی که به خاطر دیسک کمر و به دستور پزشکان ناچار بودم فقط بخوابم و بخوابم. در آن دوره کارهای زیادی به فکر می رسید که دوست داشتم انجام دهم.و چقدر حسرت کارهایی به دلم هست که پزشکان گفتند دیگر نمی توانم انجام دهم.هیچ وقت خیلی اهل فوتبال نبودم اما آن زمان علاقه ی شدیدی پیدا کرده بودم که فوتبال بازی کنم. ایده فیلم به همین سادگی در من شکل گرفت." او درباره فیلمنامه فیلم گفت که بارها آن را بازنویسی کرده و ساخت فیلم را با نسخه نهم فیلمنامه شروع کرده است. بهزادی درباره شباهت فیلمش، به ویژه شخصیت دختر با فیلم نفس عمیق و این که آیا از آن تاثیر گرفته است یا نه گفت که فیلمنامه اش را مدتی قبل از دیدن فیلم "نفس عمیق" نوشته است. و اگر قرار باشد راجع به تاثیر گرفتن صحبت کند می تواند بگوید که از داستان "مسافر کوچولو" بیشتر تاثیر گرفته است.
ساز اگر بشکست؟
علیزاده درباره ارتباط این فیلم گفت که بهزادی را از طریق مستندهایش می شناخته و از این طریق دوستی با بهزادی پیش آمده و چیزی که بیشتر او را جلب کرده شناخت بهزادی از موسیقی است. البته علیزاده به این نکته هم اشاره کرد که در فیلم موسیقی نقش زیادی ندارد اما هم نظر بهزادی و هم مشورت هایی که با هم کردیم بر این بود که موسیقی فیلم در همین حد باشد. علیزاده همچنین ساخت چنین فیلمی را در شرایط فعلی نیازمند شجاعت زیادی دانست چون مخاطب فعلی سینما و موسیقی و به طور کلی هنر کم حوصله و فراموشکار شده است. فراموشکار از نظر مسائل اجتماعی و فرهنگی ما و کم حوصله که اگر بخواهد فیلمی را ببیند و درباره اش فکر کند و شاید حتی لازم باشد آن را چند بار ببیند و معمایش را خودش باز کند. برای من این فیلم معمای جالبی بود. در فیلم فقط زخمه هایی از موسیقی گذاشتیم تا آخر که موسیقی همراه امید و زندگی می شود چیزی که در همه وجود دارد. وقتی از علیزاده پرسیدند که نظرتان درباره صحنه ای که کمانچه را می شکنند ولی صدای آن هنوز به گوش می رسد چیست؟پاسخ داد:"این یعنی در طول سالیان دراز ما شاهد شکستن سازهای بسیاری بودیم اما صدای ساز و موسیقی با شکسته شدن آن از بین نمی رود."
این ستاره ها اصل هستند
علیرضا آقاخانی گفت که همان طور که در فیلم هم پیداست آدم کم حرفی است و این که اصلا فکر نمی کرده که بتواند در این فیلم بازی کند اما تلاش های بهزادی و توضیحات او در مورد هر صحنه و هر سکانس باعث شده که او به نقش برسد.
نگار جواهریان درمورد وارد شدن به این پروژه توضیحاتی داد:"من اول که برای فیلم رفتم آقای بهزادی گفت که بازیگر ناشناخته ای می خواهد که وقتی وارد فیلم شد تماشاگر انتظار نداشته باشد که دوباره او را ببیند و به همین دلیل فکر می کند که من نمی توانم در این پروژه همکاری کنم. من هم از دفتر بیرون آمدم ولی خیلی هیجان و علاقه داشتم که بتوانم این نقش را بازی کنم. در مدت 3-2 ماه بعد از ان بازیگران و نابازیگران زیادی رفتند اما از شانس خوب من هیچ کدام نشد و من توانستم نقش را به دست بیاورم. نگار جواهریان در مورد سوالات زیادی که درباره تشابه بازی او با مریم پالیزبان در "نفس عمیق" از او می شد گفت :"مریم پالیزبان از دوستان من است و شنیدم که بازی او در "نفس عمیق" عالی بوده و خوشحالم که می گویید بازی من از او تاثیر گرفته اما متاسفانه من هنوز فیلم "نفس عمیق" را ندیده ام. در مورد جنس بازی شخصیت شهرزاد هم این را می توانم بگویم که آقای بهزادی از همان اول راجع به این نقش برایم گفتند که شهرزاد آدمی است که حالش خیلی خوب هست. من حتی تا همین الان هم فیلمنامه را نخواندم." جواهریان بیشترین موفقیت بازیش را مدیون توضیحات بهزادی دانست و از راهنمایی های او سپاسگذاری کرد.
رایا نصیری که در این فیلم نقش کوتاهی را به عهده داشت گفت که ابتدا به عنوان منشی صحنه با این پروژه همکاری داشته اما بعد از خواندن فیلمنامه علاقمند شده که نقش دکتر احمدی را بازی کند و بهزادی هم پذیرفته است.
این جا مهره ها درست چیده شده اند
قاسمی در مورد صدای فیلم صحبت هایی کرد و این که صداهای زندگی شهری و مینی بوس و .. را کم کرده اند تا به سیامک و شهرزاد نزدیک تر شوند و یکی از دلایل کم بودن موسیقی را هم دشوار شدن کار صدا دانست که باید تماما از افکت استفاده می شد.
میهن دوست مدیر تولید فیلم گفت:"حرفه اصلی من مجری طرح و مدیر تولید نیست اما هرچند سال یک بار اگر فیلمنامه ای به من پیشنهاد شود که آن را دوست داشته باشم، این کار را انجام می دهم. در مورد این فیلم هم من آقای بهزادی را می شناختم و وقتی ایشان پیشنهاد همکاری به من دادند و فیلمنامه را خواندم خیلی از فیلمنامه خوشم آمد و تلاش کردم فضایی را آماده کنم و شرایطی را ایجاد کنم که این فیلم به خوبی ساخته شود. چون فضای این فیلم ها به گونه ای است که پشت صحنه فضایی را می طلبد که بازتاب آن جلوی دوربین هم نمود پیدا کند.من تلاش کردم فضایی را ایجاد کنم که فقط آقای بهزادی کار کنند." میهن دوست گلایه هایی هم از بهزادی داشت اما گفت که با وجود همه ی این قدرنشناسی ها او را فیلمسازی مستعد با آینده ای درخشان می داند.
سپس بایرام فضلی از کپی نشان داده شده عذر خواهی کرد به دلیل این که هیچ امکانی برایش وجود نداشته که بتواند رنگ ها را اصلاح کند چون کل تصویرهای فیلم باید رو به تیرگی می زده که اینجا کاملا روشن بوده است. و خودش از دیدن این رنگ ها ابراز تعجب کرد. او همچنین از تفاهم خود با بهزادی در کار صحبت کرد و این که چون تقریبا هم سن هستند و تحصیلاتشان هم یکسان است، نظرات مشابهی در کار داشته اند و بهزادی جرات و ریسک لازم را به گروه داده است. در مورد رنگ های این فیلم فضلی گفت:" تمام سعی بر این بوده که تا جایی که امکان دارد رنگ ها را بکشیم. و شیوه ای که استفاده کردیم بیشتر در فیلمبرداری های فیلم های اروپای شرقی وجود دارد. "او گفت که بعدا در نسخه اصلاح شده رنگ ها را اصلاح کرده و بیشتر به سمت تنالیته های سرد می برند و فقط در چند صحنه عاطفی و عاشقانه رنگ هایی با تنالیته های گرم حضور خواهد داشت. و این که تمام سعی گروه بر این بوده که از نورپردازی مصنوعی استفاده نکنند.
چرا دوچرخه نه؟!
از سوالاتی که از کارگردان فیلم پرسیده شد این بود که چرا اصلا شخصیت اصلی فیلم شما راننده مینی بوس است؟اگر مینی بوس نبود و به جای آن سواری بود چه اتفاقی می افتاد؟که بهزادی در پاسخ به این سوال گفت:" من در مینی بوس خیلی بیشتر احساس تنهایی سیامک را می دیدم به خصوص وقتی دوربین از آخر اتوبوس نگاه می کرد حس می کردم که این ردیف های خالی چقدر حس تنهایی سیامک را بیشتر می کند. و این که مینی بوس چقدر پرسپکتیو جالبی دارد." وقتی از بهزادی سوال شد که جا گذاشتن کوله دختر در مینی بوس به نظر خیلی تصادفی نمی رسد، گفت که به نظرش برای گره فیلمنامه اشکالی ندارد که گاهی اتفاقی هم مسائلی پیش بیاید. او درباره فرم فیلم و منطق شکست زمان در فیلمش نیز صحبت کرد و این که به نظرش با تغییر فرم، محتوا تغییر می کند و تغییر فرم می تواند به محتوا عمق ببخشد.
ما کسی را تشویق نمی کنیم
مجری برنامه بارها متذکر شد که سوالات و نظرات مثبت را که در آن هااز فیلم تعریف شده نمی خواند و آن ها را به کارگردان تحویل می دهد. وقتی برای آخرین بار مجری برنامه از زیاد بودن تمجیدها صحبت کرد و این که آنها را نمی خواند، علیزاده گفت:"تعریف ها را بخوانید که تشویق شوند!"
در پایان جلسه کارگردان از همه ی کسانی که در ساخت فیلم به او کمک کرده بودند از جمله آفریده و رضابالا و اربابی و... تشکر کرد.


Print
شنبه,20 بهمن 1386 - 16:15:1