Print

سدی به نام دیوار / یاداشتی بر فیلم دیوار

سینمای ما - وحید قادری:  این که «دیوار» فیلم بدی است و حتا در اجرای داستان خطی ساده کودکانه‌‌‌اش هیچ نوآوری انجام نداده مهم نیست. این‌ که می‌خواسته با همین داستان ساده‌انگارانه راوی مشکلات این قشر زحمت‌کش باشد هم همینطور. این‌ که در دقایق نهایی فیلم آن طور واقعیت‌های اجتماعی تلخ را نشان می‌دهد که انگار ... آن هم هیچ. ولی مشکل از آن‌جا یقه آدم را می‌گیرد که بولتن جشنواره را برمی‌داری و در حال تورق متوجه می‌شوی که کارگردان و بازیگر و تهیه‌کننده و تدوینگر و که و که چنان پشت فیلم ایستاده‌اند و چنان متن‌هایی نوشته‌اند که انگار نقطه عطفی در تاریخ سینما اتفاق افتاده است. کارگردان گفته که فقط منتظر واکنش تماشاگر است و بازیگر گفته همه جوره پشت فیلم ایستاده است. تهیه‌کننده گفته که این فیلم در ادامه فیلم‌هایی مثل «هامون» و «ناخدا خورشید» و «کیمیا» و چند فیلم دیگرش است و دقایق انتهایی فیلم شاهکار شده. تدوینگر هم این فیلم را یک کار نمونه‌ای و بهترین فیلم کارگردانش دانسته است. (البته محمد کاسبی را باید از این مجموعه جدا کرد. او در چنین فیلم بدی هم یکی از بهترین‌های جشنواره‌ است.)البته مشکل اختلاف سلیقه من و دوستانی که فیلم را دیده بودند با کارگردان و عوامل تولید فیلم نیست. مشکل اصلی این است که نکند واقعا این عوامل به حرفی که زده‌اند اعتقاد دارند. نکند دارند جدی می‌گویند و شوخی نمی‌کنند. نکند این حرف‌ها تعارف پراکنی و نان به یکدیگر قرض دادن نباشد. نکند این حرف‌ها دروغ نباشد. یعنی این‌ عوامل این حرف‌ها را جدی جدی گفته‌اند؟و مشکل بزرگتر این است که این اتفاق فقط برای این فیلم نیافتاده که همینطور سرسری از کنارش رد بشویم. کارگردان فیلم «جعبه موسیقی» و عوامل آن هم همین نظریات را در مورد فیلم‌شان ابراز کرده‌اند (شاید هم بدتر البته!). بقیه فیلم‌ها هم همینطور. نیازی به اسم بردن از آن همه فیلم بی در و پیکری که عوامل فیلم می‌خواستند آن را با بهترین‌های سینما مقایسه کنند نیست. تاکید می‌کنم که این معضل فقط مربوط به فیلم «دیوار» نبوده و به نظر می‌رسد که دارد به یک اپیدمی ناراحت‌کننده تبدیل می‌شود.خیلی خوب است که آدم به کاری که می‌کند ایمان داشته باشد اما این که خدای نکرده نداند که حاصل آن همه وقت و پول و استعداد، چنین اثر بی‌بو و خاصیتی از کار درآمده و هیچ تغییری در تجربیات بیننده از زندگی اجتماعی و آن چه کارگردان می‌خواسته به تماشاگر انتقال دهد ایجاد نمی‌کند خیلی ترسناک است. یعنی مثل این می‌ماند که آدم با سر برود توی دیوار. با سر برود توی یک سد. یعنی این که خدای نکرده فکر کند فیلمی که ساخته واقعا این‌قدر خوب است و دیگر جلوتر نرود. به فکر اصلاح این تجربه ناگوار نباشد. نکند نداند که بعد از این همه سابقه فیلم‌سازی و از این جشنواره به آن جشنواره رفتن، حاصل کار این شده و این خیلی بد است. فیلمی که اصلا معلوم نیست برای چی ساخته شده. معلوم نیست می‌خواهد چکار کند. که بفروشد یا نفروشد. آقای کارگردان، کارگردانان محترم، خدا کند شما هم به اندازه من بیننده از دیدن فیلم‌های‌تان متنفر باشید. خدا کند.


Print
منبع خبر : سینمای ما
سه شنبه,23 بهمن 1386 - 12:8:54