Print

قطعه بيست و پنج دلاري! (درباره موسيقي فيلم مايكل كلايتون)


سينماي ما - نويد غضنفري: نمايي كلوزآپ و فلو از چهره جرج كلوني كه با گوشه چشم به سمت راست اش خيره شده و طرحِ روي جلدِ آلبوم موسيقي متنِ «مايكل كلايتون» است؛ مصداقي است تصويري از موسيقيِ «اسپِيس» و رمزآلودي كه جيمز نيوتن هوارد براي اين فيلم ساخته. هوارد كه (مثل هانس زيمر و پيتر گابريل) از نسل موزيسين هاي دهه هشتادي و سينت پاپ است (همين قدر بدانيد كه اواسط دهه هشتاد عضو گروه التون جان بوده و با آن به شهرت رسيده) همواره استفاده از سازهاي الكترونيك و پركاسيو، در دستور كارش قرار دارد. جاهايي رنگ و بوي سينت سايزر غليظ تر است مثل موسيقي «مترجم» (سيدني پولاك) و «وثيقه» (مايكل مان). گاهي هم سازبندي ها اركسترال مي شود: «كينگ كونگ» (پيتر جكسن). حالا هوارد در موسيقيِ «مايكل كلايتون»، تركيبِ غريبي از اين دو نوع سازبندي ارائه داده و موفق شده فضاي سرد و مبهم و حتي در جاهايي رعب آورِ فيلم نامه توني گيلروي را به خوبي هم راهي كند.
تمام استراتژيِ موسيقيِ هوارد براي «مايكل كلايتون» در قطعه كوتاهي كه براي عنوان بنديِ شروع فيلم ساخته جمع شده است. سازهاي الكترونيك يكي يكي و به آهستگي وارد مي شوند و آرپيژهاي شان در حالي اوج مي گيرد كه دارد هم زمان توي آرشه سازهاي اركسترال حل مي شود. مثل آن صحنه اي از فيلم كه پيراهنِ كلايتون، از نماي دور و از پشتِ پنجره هاي كوچكِ برج بلندي كه درش ايستاده و دارد با تلفن حرف مي زند، به لكه سفيدي مي ماند كه در رنگ هاي سرد و بي روحِ جنگل آسفالت اطراف گم شده. قطعه هاي «من اون كسي نيستم كه كُشتي» و «بهايِ 25 دلار» طولاني ترين و خودافشاگرانه ترين قطعه هاي هوارد اند كه توي اولي موسيقيِ افكتيو، آرام زير پوست مان مي خزد و يكهو مثل كلايتون، سر از آن تپه مرموز و مقابل آن اسب ها در مي آوريم و ناگهان:«بنگ»، انفجار. و در ديگري دوست داريم همراهِ كلايتون و آرامشِ بعد از طوفان اش سوار آن تاكسي شويم و برويم به يك جاي «پنجاه دلاري»! گيرم كه نشود تا آخر كنارِ مايكل نشست، دست كم نصف مسير را كه مي توانيم هم راهش باشيم.


Print
چهارشنبه,8 اسفند 1386 - 11:16:25