Print

اعتراض نويسنده داستان «پرده‌ي قرمز» به شباهت‌هاي آشكار فيلمنامه «به همين سادگي» و اين داستان

سينماي ما- داستان «پرده‌ي قرمز»، در مجموعه داستاني با عنوان «مي‌مانم پشت در»، در سال 1384، توسط انتشارات «هزاره‌ي ققنوس»، تهران، به چاپ رسيده است. اين داستان با فيلم «به همين سادگي» شباهت‌هايي دارد كه نويسنده داستان اصلي را به واكنش واداشته و شباهت‌هاي جزئي و كلي قصه با فيلمنامه را در ابن نوشته برشمرده است:

بنابر توصيه‌ي با منظور دوستي، امروز رفتم فيلم سينمائي «به همين سادگي» را ديدم. واقعيت اين‌كه اتفاقات اين فيلم به طرز غريبي گيجم كرد. پس، ماجرا هي پيشتر رفت و من عقب نشستم. عقب نشستم و اين عقب نشيني منفعلانه ادمه داشت تا اين‌كه فيلم به يك‌چهارم پاياني خود نزديك شد. اين‌جا ديگر اما جائي بود كه ناچار و از سر اجبار ايستادم تا فيلم آن‌چه را بايد با من انجام بدهد. اتفاقاتي كه در اين فيلم مي‌افتند، از اين قرارند: درونمايه‌ي آن عين درونمايه‌اي است كه من چند سال پيش آن را دست‌مايه‌ي نوشتن داستان كوتاه«پرده‌ي قرمز» قرار دادم. ( روشن است كه اين اتفاق چندان عجيب نيست.) شخصيت‌هاي اصلي اين داستان، درست مشكلاتي را باهم و با خودشان دارند كه شخصيت‌هاي داستان من دارند. (باز هم اتفاق عادي است.) اما شگفتي از اين‌جا آغاز مي‌شود كه نام زن فيلم«طاهره» مي‌شود و نام مردش«امير»؛ نام‌هائي كه شخصيت‌هاي داستان من هم دارند! و اين توارد غريب وقتي غريب‌تر مي‌شود كه به جزئيات مشترك اين دو داستان مي‌رسيم: ماجرای پنجره و مرد همسايه؛ انتظار آزارنده‌ي طاهره براي آمدن امير؛ دو كودك دبستاني؛ تلفن مشغول امير يا صداي زن(در داستان من زن اپراتور، در داستان فيلم منشي زن)؛ خوراكي بردن براي بچه‌ها(در داستان من سيب، در داستان فيلم شيريني و شير)؛ ماجراي خريد لباس براي امير( در داستان پيژامه، در فيلم پيراهن)؛ ماجراي عكس دوران ماه عسل(در داستان كنار جاده‌اي خاكي، در فيلم در مشهد)، جالب اين‌كه مردهاي هر دو داستان از اين سفر خاطره‌ي چنداني ندارند! قسمت آرايش طاهره و ورانداز كردن خود جلوي آينه؛ انداختن ملافه‌ي تازه روي تخت؛ بهانه‌تراشي‌هاي امير براي دير آمدن يا تا پايان نيامدن، و غذاي بي‌جهت آماده‌ي امير و پايان‌بندي همانند(در آن‌چه مربوط به طاهره است) و... و من نمي‌دانم يك داستان كوتاه شش هفت صفحه‌اي چه بايد به يك فيلم سينمائي بدهد تا نویسنده اش و خودش شايسته‌گي اين را پيدا كنند تا توسط یک کارگردان یا فیلمانه نویسش دیده شوند و یا اصولا به حساب بیایند؟ و... نمي‌دانم! 
علي اصغر عزتي پاك


Print
منبع خبر : وبلاگ خط به خط
پنجشنبه,5 اردیبهشت 1387 - 23:2:20