Print

سینماگران ایرانی بیش‌تر از نازایی سردرمی‌آورند تا زایمان؟!

سینمای ما - هفته نامه سلامت، که یک هفته نامه تخصصي پزشكي است با انتشار يادداشتي از سينماگران خواست تادر توليدات خود با دقت بيشتري مسايل پزشكي را به تصوير بكشند. متن این یادداشت از این قرار است:
...كافي است فيلم «زن دوم» سيروس الوند را تماشا كنيد تا براي چند هزارمين بار ببينيد كه زني با تهوع و دويدن به دست‌شويي به حاملگي خود پي مي‌برد. كليشه‌اي‌ترين نگاه سينما به بارداري كه از فرط تكرار نخ نما شده است و البته خنده‌دار. عجيب اينكه سازندگان آثار، زحمت مشاوره با يك متخصص زنان را هم به خود نمي‌دهند تا احيانا بفهمند كه اين اتفاق شيوع كمي‌دارد و به هيچ وجه مبناي بارداري هم نيست....


مهم‌تر اينكه سينما در مواجهه با حاملگي كه يك امكان فوق‌العاده دراماتيك محسوب مي‌شود، به طور کامل نارسا برخورد كرده است. كافي است به حافظه بصري خود رجوع كنيد. چه يادتان مي‌آيد؟ تهوع، برگه آزمايش، شكم جلو آمده و راه رفتن اردكي، دستي كه گاهي به شكم خود مي‌كشند، گاهي حس‌كردن لگد جنين و حرف‌زدن با او و در نهايت، كلوزآپ دردكشيدن هنگام زايمان و صداي نوزاد و يك پايان خوش: نوزادي كه در پارچه پيچيده‌اند. همه‌اش همين است. در حالي كه دنياي زنان در بارداري و رخدادها و حس‌ها و گاهي بيماري‌ها و مخاطراتي كه با آن رو به رو هستند، قابليت صدها سكانس پر و پيمان را دارد. كم پيش آمده كه كساني فراتر از اين چند كليشه عمل كنند. رسول صدر عاملي در فيلم «من ترانه پانزده سال دارم» يكي از بهترين فصل‌هايش را به نمايشي تازه از رفتار ترانه در برابر حاملگي خود پرداخت؛ آنجا كه كتابي درباره حاملگي را ورق مي‌زند و عكس جنين خود را در تصاوير كتاب مي‌جويد. به نظر مي‌رسد كه فيلم‌سازان در برخورد با نازايي و سقط بهتر عمل مي‌كنند تا زايش (مثلا فيلم «ليلاي» مهرجويي و «يكبار براي هميشه» الوند) مهم‌ترين ضعف اينجاست كه نويسندگان و فيلم‌سازان با اين فضا بيگانه‌اند و به نظرشان نمي‌رسد كه آگاهي‌هاي پزشكي و روان‌شناسي در اين زمينه مفيد است. مايه اميدواري و تحسين است كه حاتمي‌كيا براي درستي بخشي از فيلم «دعوت» (كه به زودي شاهد نمايش عمومي‌ آن خواهيم بود) چند جلسه بحث و مشاوره در زمينه قاعدگي زنان برگزار كرده است. يكي از مهم‌ترين بهانه‌هاي فيلم‌سازان در ضعف آگاهي‌شان، ترس از ورود به حيطه‌هاي غير‌نمايشي است. در حالي كه اين يك پيش‌فرض ناقص است و به راحتي مي‌توان به بيشتر حالات طبيعي و بيماري حاملگي اشاره كرد و به پرداخت درستي از آنها رسيد. با حضور مستمر يك متخصص زنان و زايمان و يك روان‌پزشك در چنين پروژه‌هايي، امكان ساخت سريال هم با موضوع «حاملگي» وجود دارد، چه برسد به يك فيلم. كما اينكه درباره رحم اجاره‌اي اين اتفاق افتاد.


به نظر مي‌رسد كه در حال حاضر، سينما به پرهيز از كليشه‌هاي كهنه در اين‌گونه موارد نياز دارد و البته احترام به فهم و شعور مخاطب. آنها بايد باور كنند كه تماشاگران نيازي به ديدن تهوع زن ندارند تا به حاملگي‌اش شك كنند. چرا فيلم‌سازان به اين همه قابليت داستاني بي‌توجه‌اند؟ مثلا؟ براي مثال، همين موضوع «تهديد به سقط» و كلا انواع سقط يا «مول هيداتيفرم» و چند قلو‌زايي و..


Print
منبع خبر : ایرانیوز
جمعه,20 اردیبهشت 1387 - 19:36:53