سینمای ما - عبدالرضا اكبرى انتخاب دوم بهروز افخمى براى بازى در نقش حضرت امام(ره) بود. او ابتدا از جمشيد هاشم پور براى بازى در اين نقش دعوت كرد اما از تست گريم او راضى نشد و از اكبرى خواست تا بازى در اين نقش را برعهده گيرد. گريم او پس از گذشت چهار مرحله تست رضايت افخمى را جلب كرد و سرانجام عبدالرضا اكبرى بازيگر نقش امام فرزند صبح شد. او به خوبى به حساسيت هاى اين نقش آگاهى دارد و آنطور كه از صحبت هايش برمى آيد، انرژى مضاعفى براى ايفاى آن صرف كرده است. اكبرى يكى از مشوق هاى خود را سيدحسن خمينى مى داند كه در بازديد از پشت صحنه اين مجموعه باعث افزايش روحيه و اميدوارى او شده است.* چگونه براى ايفاى نقش حضرت امام(ره) انتخاب شديدحدود شش سال پيش آقاى افخمى من را براى بازى در نقش پدر امام انتخاب كرده بودند. همان زمان تست گريم هم انجام شد و همه آماده كار شديم اما بنابه دلايلى كار متوقف شد و چهار سال گذشت تا اين كه من از طريق مطبوعات باخبر شدم دوباره فيلمبردارى «فرزند صبح» شروع شده است. با من هم تماس گرفته شد و من فكر مى كردم براى ايفاى همان نقش قبلى بايد سر كار بروم اما وقتى روى صندلى براى گريم نشستم، آقاى افخمى گفتند مى خواهيم براى نقش امام تو را گريم كنيم. چهار مرحله تست گريم طول كشيد. هر مرحله شش الى هفت ساعت زمان مى برد. پس از اين چهار مرحله، عكس هايى كه گرفته شد مورد تأييد قرار گرفت و من براى بازى در اين نقش انتخاب شدم.* از اين كه اين نقش به شما داده شد، تعجب نكرديدخيلى تعجب كردم كه آقاى افخمى چطور از آناتومى صورت من به اين نتيجه رسيده است. هيچ وقت فكر نمى كردم، روزى ايفاگر اين نقش باشم. تصور نمى كردم هيچ شباهتى بين چهره من و حضرت امام وجود داشته باشد. اين انتخاب به نگاه عميق بهروز افخمى و شناخت او از اجزاى صورت من برمى گردد. قبلاً در «روز شيطان» به كارگردانى او بازى كرده بودم و از مدت ها قبل با او آشنايى داشتم. همه بازيگران در طول فعاليت هنرى شان دوست دارند، نقش شخصيت هاى بزرگ، انسان هاى تأثيرگذار در تاريخ و وارسته و فرهيخته را بازى كنند. بازى در اين نقش ها مطالعه و تحقيق بسيارى مى طلبد و بازيگر بايد انرژى مضاعف بگذارد. اين نقش ها با نقش هاى معمول تفاوت بسيارى دارد. همه اين عوامل باعث مى شود، نقش تا مدت ها در بازيگر رسوب كند و با او باقى بماند و ماندگار شود.* از چه منابعى براى مطالعه و تحقيق درباره شخصيت امام استفاده كرديدپس از تست گريم فرصت كمى براى مطالعه داشتم. چون توليد آغاز شده بود و تنها سكانس هايى باقى مانده بود كه من بايد جلو دوربين مى رفتم. طبيعتاً شناخت قبلى از شخصيت امام داشتم اما از طريق ديدن عكس ها و تصاوير مربوط به سخنرانى امام سعى كردم بازى ام را به شخصيت امام نزديك تر كنم. خوشبختانه انتخاب من براى اين نقش درست مصادف شد با روزهاى ۱۴ و ۱۵ خرداد دوسال پيش و در آن روزها تلويزيون فيلم هاى متعددى از جمله فيلم هايى كه تا به حال نديده بودم درباره حضرت امام نشان مى داد. حتى فيلم هايى مربوط به زندگى شخصى ايشان هم به نمايش درآمد كه خيلى به من كمك كرد. نوع نگاه كردن، ايستادن، لحن، حركات و رفتار ايشان خيلى برايم مهم بود. از سوى ديگر من كاملاً خود را در اختيار آقاى افخمى قرار داده بودم. ايشان هم در كار بسيار سختگير هستند و به سادگى حتى از يك پلان هم نمى گذرند. حتى پلك زدن من هم دراختيار خودم نبود و ايشان روى تمام حركات من نظارت و كنترل داشتند. در طول كار مشاورانى هم داشتيم كه درباره طرز پوشيدن عبا، راه رفتن، عمامه به سر گذاشتن و... توضيحاتى به من مى دادند. فيلمبردارى در دو مرحله انجام شد و بين اين دو مرحله چند ماه فاصله افتاد. اين فاصله براى من بهترين فرصت بود كه با فراغ بال مطالعات بيشترى انجام بدهم. به مركز نشر و تنظيم آثار حضرت امام رفتم و حاج آقا انصارى كتاب هاى زيادى ازجمله آثار امام و كتاب هايى كه درباره ايشان منتشر شده بود را دراختيار من گذاشتند. مطالعه اين كتاب ها من را با ابعاد مختلف شخصيتى حضرت امام آشنا كرد.*گويا با خانواده امام هم ملاقاتى داشتيد نظر آنان درباره بازى شما در اين نقش چه بودحاج سيد حسن آقا چندين بار سر صحنه آمدند. در يكى از اين دفعات من سر صحنه حاضر بودم. وقتى بهت، حيرت، شگفت زدگى و باور را در چشمان ايشان ديدم، خيلى اميدوار شدم و اعتماد به نفس بيشترى پيدا كردم. صحبت هاى ايشان از نظر روحى كمك بسيارى به من كرد و روحيه من را بالا برد. برخورد حاج سيد حسن آقا باعث شد با انرژى و توان بيشترى در اين نقش بازى كنم و با اميد بيشترى كار را ادامه دهم.*از خودتان چه چيزى به نقش اضافه كرديدبراى نخستين بار بود كه هيچ چيزى به نقش اضافه نكردم چون به هيچ وجه نمى توانستم خودسرانه عمل كنم. از اين نظر بسيار تابع نظرات كارگردان بودم. شخصيت امام در سال هاى ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ و در سكانس هاى مربوط به تبعيد در اين فيلم به تصوير درآمده است. مردم به خوبى امام را به خاطر دارند و هر چيزى را كه من به نقش اضافه مى كردم به خوبى مشخص مى شد. تنها دراين مراحل سعى كردم اقتدار ، عظمت و درعين حال سادگى و آرامش خاص امام را به نمايش بگذارم.* كار با آن گريم سنگين و حساسيتى كه اين نقش دارد مطمئناً ساده نبوده است . چه سختى هايى را در طول كار تحمل كرديدمعمولاً فيلمبردارى سكانس هايى كه من در آنها حضور داشتم، نزديك صبح و طلوع خورشيد انجام مى گرفت. براى اين كار من بايد ۱۲ شب روى صندلى گريم مى نشستم و تا شش صبح گريمم طول مى كشيد. در سكانس هاى مربوط به درياچه نمك، گريم در يك اتاقك كه در همان جا ساخته شده بود، انجام مى شد خيلى از مواقع تمامى انرژى خودم را از دست مى دادم و خوابم مى برد . يكى از دوستان گريمور سر من را نگه مى داشت و ديگرى صورتم را گريم مى كرد. همزمان با طلوع خورشيد گروه فيلمبردارى مى رسيد و اين در حالى بودكه خواب بر من غلبه كرده بود و هيچ انرژى نداشتم. با اين حال هرچه انرژى داشتم به كار مى گرفتم تا بتوانم به خوبى كار را انجام دهم . از لحظه اى كه گريم شروع مى شد تا پايان كار هيچ چيز نمى توانستم بخورم و فقط آبميوه آن هم با نى بايد مى نوشيدم.ما در فصل سردى در درياچه نمك فيلمبردارى داشتيم و نمى توانستم لباس گرم بپوشم و مجبور بودم با همان لباس هاى كمى كه به تن داشتم، بازى كنم به طور كلى شرايط محيطى درياچه نمك كار را سخت تر مى كرد . سرماى هوا و گل بودن زمين حتى چندين بار باعث فرو رفتن وسايل فيلمبردارى در زمين شد كه تمامى اينها كار را سخت تر مى كرد اما فكر مى كنم بازى دراين نقش ارزش تحمل تمام اين سختى ها را داشت و من هم با جان و دل تمامى اين دشوارى ها را پذيرفتم.* پيش بينى مى كنيد نتيجه كار قابل قبول باشداطمينان دارم ، «فرزند صبح» فيلم بسيار خوبى شده است. مجموع عوامل فيلم همه حرفه اى بودند و با جان و دل كار كردند. گروه فيلمبردارى ، كارگردانى، طراحى صحنه، بازيگرى و... همه زحمت كشيدند تا بهترين نتيجه حاصل شود و مطمئنم نتيجه كار قابل قبول و رضايت بخش خواهد بود.

منبع خبر : بخش از نگاه دیگران راه فیروزه
جمعه,17 خرداد 1387 - 15:5:34