سینمای ما - رضا کاظمی: نتایج دومین جشن منتقدان و برگزیدن ده منتقد برتر سی سال اخیر سینمای ایران برای پیگیری کنندگان جدی سینما چندان خردمندانه و متناسب نیست ولی این گزینش با همه انتقادها به گوشه هایی از آن ،دست کم از یک نظر برای نسل جدید و پرطراوت سینمادوست ،دلپذیر و خوشایند است. موهبت گزینش امیر قادری به عنوان یکی از منتقدان برتر این سه دهه بیش از اینکه متعلق به خود او باشد برای نگاه جوانسرانه و تیزبینانه منتقدان و سینمادوستان نسل نو ،دلگرم کننده است. یکی از آسیب های جدی فضای ژورنالیزم و نقد سینمایی در ایران ،شکل گیری ناخودآگاهانه( اگر خوشبینانه نگاه کنیم) باندها و دایره های تنگ و آهنین ژورنالیستی و راه بستن بر آواهای نو و دیگرگون است که از دیرباز بوده و همچنان با قوت و ضعف ادامه دارد.
امیر قادری درست از دل همین شرایط سر بر آورده است، در بحبوحه همین تنگ نظری ها خودش را به سختی به اثبات رسانده و برای رسیدن به جایگاه امروزین اش، نیش و طعن و رنج بسیار به جان خریده و هنوز هم می خرد. حضور او و شیوه تازه ای که برای تحلیل فیلم در نوشته های پر شور آغازین اش بر می گزید با واکنشهای بی درنگ و شتابزده نگاههای عافیت طلب و در گذشته مانده روبرو شد.او برخلاف متدهای کلاسیک و یا مدرن تحلیل فیلم،بنیان نوشته اش را بر برداشت آنی و حسی خود از فیلم می گذاشت و بعد با لینک دادن دستمایه های فیلم مورد نقد با موارد متناظرش در فیلمهای دیگر و با برخی از داده های فرامتنی به تحلیل فیلم می پرداخت و در همه حال بر نزدیک شدن و از میان برداشتن فاصله اش با خواننده متنش اصرار داشت.
نگاه خشک اندیش به نقد فیلم چنین رویکردی را بر نمی تابید و هنوز هم بر نمی تابد و انواع و اقسام تحقیر ها را در قالب طعن و کنایه به این شیوه نقدنویسی ابراز می کند. اطلاق واژه هایی چون کافی شاپی و اینترنتی و..(که در نگاه گوینده اش حتما چیز منفی ای به حساب می آید) از دل همین نگاه می آید.این جور مقابله های تخریب گر در درجه نخست می تواند به تقدس زدایی بیش از پیش از برخی شمایل های کهنه و فرسوده نقد نویسی منجر شود. مثلا می شود در یک رویارویی تحلیلی، به آسانی نشان داد خاستگاه چنین نگاه های نفی گرانه ای تا چه اندازه سخیف و پوشالی است و خود آن نگاه عقب گرا، هرگز نقش پویا و سازنده ای در مناسبات فیلم/تماشاگر نداشته است.یا می توان در بدترین حالت، همان نگاه را به واژه هایی چون: سفره خانه ای و قهوه خانه ای( در برابر کافی شاپی) مفتخر کرد.
امیر قادری تقریبا به هیچ کدام از این دو شیوه مقابله دست نزد که درباره اولی اش افسوس و برای دومی جای تحسین باقی می ماند. ولی او با استمرار خود و با سماجت و پایداری به راه خود ادامه داد و تاثیر قابل توجهی بر جریان ژورنالیزم سینمایی به جای گذاشت. هرچند او باید از گزند همیشگی کوششهای استیلازدایانه که درغلتیدن به استیلایی نو است آگاه و بر حذر باشد. خوشبختانه تا به امروز چنین دیدگاه استیلاطلبانه و حذف گرایانه ای در او آشکار نشده و همین خود،تفاوت بنیادین نسل جوان با برخی از جزم نگران عقب افتاده که همواره در پی حذف و طرد دیگران هستند را نشان می دهد. واقعا یکی از دلایل اقبال نسل امروز به این شیوه نقدنویسی ، بی پیرایه بودن و جریان پذیری و راکد نماندن آن در اصولی خدشه ناپذیر است که از مختصات روزگار سرریز شدن اطلاعات و داده هاست. و از مهمترین دلایل محبوبیت قادری در نگاه جوان ترها همین پایداری و سماجتش برای رسیدن به خواسته هایش و پا پس نکشیدن اش است.
کوششهای قادری برای گذر از دایره تنگ نظری ها و بسنده نکردنش به کمترین ها، امروزه او را به نامی غیر قابل انکار در ژورنالیزم سینمایی(از نقد و نوشته سینمایی تا ایجاد یک رسانه مجازی موفق) بدل کرده است. همه این مشخصات فارغ از تایید یا انکار مطلق پدیده «امیر قادری» است و آسیب شناسی پدیده او اتفاقا بحث مهمی است که جایش در این نوشته شادباشانه نیست و باید در مجالی دیگر به آن پرداخت.
...رو به کوه نزدیک
با غارغار خشک گلویش
چیزی گفت
که کوه ها
بی حوصله
در زل آفتاب
تا دیرگاهی آن را با حیرت
در کله های سنگی شان
تکرار می کردند ... ( احمد شاملو)