Print

بحث انعکاس تنها خيانت نيست، بحث عملکرد کلي آدم ها در زندگي است

گفت و گو با رضا کريمي کارگردان «انعکاس»- بخش اول

از هردست بدهي از همان دست مي گيري

امير بهاري


در گيرودار «بفروش» بودن فيلم هاي پرستاره کمدي در سال هاي اخير فيلم اجتماعي «انعکاس» با تم خيانت اثر جالبي است. اينکه فيلم مي خواهد هم مخاطب عام داشته باشد هم پند اخلاقي اش را فراموش نکند و هم تا حدودي سروشکل يک فيلم ژانري را داشته باشد به «انعکاس» موقعيت ويژه يي داده حالا تا چه حد موفق بوده مساله يي است که قابل بحث است. با رضا کريمي کارگردان اين فيلم به گفت وگو نشسته ايم تا از چند و چون ساخت چنين فيلمي با رويکرد به سينماي عامه پسند مطلع شويم.


-فيلم «انعکاس» به لحاظ ساختار کاملاً دو تکه است. ماجرا به شکل سرراست پيش مي رود و از نيمه هاي فيلم به گذشته مي رويم و حدوداً نيمه ديگر فيلم در گذشته طي مي شود. چه ويژگي خاصي در داستان دليل انتخاب چنين فرمي بود؟ نترسيديد مخاطب فيلم را پس بزند؟

وقتي اين فيلمنامه به من پيشنهاد شد يکي از دلايلي که آن را پذيرفتم همين ويژگي ساختاري بود. اين شکل را يک «آن» در فيلمنامه ديدم. به نظرم نکته مثبتي بود. از طرف ديگر به واسطه تجربياتي که دارم تا حدودي به سليقه مخاطب عام آشنا هستم و اينکه مخاطب گيج نشود يا قصه را از دست ندهد هميشه مدنظرم هست و مي توانم تشخيص بدهم که اين اتفاق مي افتد يا نه. وقتي اين فيلمنامه را خواندم در عين اينکه روايتش خطي نبود و از نيمه هاي فيلم ما به عقب برمي گرديم و ماجرا را از جاي ديگري پي مي گيريم به نظرم آمد مخاطب را اذيت نمي کند و تماشاگر راحت با آن ارتباط برقرار مي کند. چيدمان فيلمنامه درست است و به رغم اينکه ساختار آشناي متداولي ندارد اما مخاطب را گيج نمي کند و به نحوي نوشته شده که مخاطب عام را از دست ندهد. اين نکاتي بود که وقتي براي اولين بار من فيلمنامه را خواندم به نظرم آمد. طبيعتاً وقتي فيلمنامه بازنويسي مي شد به اين توجه کرديم که اگر نکته گنگي وجود دارد آن را باز کنيم. در واقع کدهايي اضافه کرديم که وقتي داستان از حالت خطي خود خارج مي شود، مخاطب راحت بتواند اين بازگشت زماني را درک کند. در اجرا هم اين نکته براي ما مطرح بود. در صحنه هايي که برگشت و رجوع داشتيم به لحظاتي که مخاطب آن را ديده به گونه يي کارگرداني شده تا مخاطب متوجه اين نکته شود. در اجرا هم من تلاش کردم نکته گنگي وجود نداشته باشد و در نهايت با برخوردهايي که با فيلم شده و استقبالي که مخاطب از فيلم کرده مشخص است اين مساله مطرح نبوده است.

-کمي هم راجع به ضرورت دراماتيک انتخاب چنين فرمي بگوييد. زني که انگار خيانت کرده در کنار همسرش تصوير مي شود و اتفاقاتي براي آنها رخ مي دهد بعد به گذشته مي رويم تا واقعيت را ببينيم. آيا اين شکل روايت صرفاً براي ايجاد تعليق است يا دلايل ديگري هم دارد؟

اصولاً تعليق ضرورت اصلي هر قصه يي است و براي آن کشش ايجاد مي کند. گره هايي به ماجرا مي افتد و داستان بر اساس آن پيش مي رود و بعد گره گشايي مي شود. حالا اينکه خطي باشد يا غيرخطي به خواست و انتخاب نويسندگان آن بازمي گردد. نويسندگان اثر ايده و مضموني مدنظرشان است که بر اساس آن شکل بيان قصه شان را انتخاب مي کنند و قطعاً مدنظرشان هست که به نوعي قصه را بازگو کنند که بيشترين تعليق را داشته باشد. فکر مي کنم در مورد فيلمنامه انعکاس به بهترين شکل اين انتخاب رخ داده است. شکل و شمايل قصه خيلي مطابقت دارد با محتوايي که مدنظر آن بوده؛ همان مساله انعکاس. يعني صحنه پردازي ها و چيدمان به نحوي است که ما به اين نکته برسيم. قصه به گونه يي پيش مي رود که مخاطب متوجه مي شود دو اتفاق مشابه به موازات هم رخ داده است يعني يک زن و مرد به موازات هم در شرايط مشابهي قرار گرفته اند. شايد ساده تر اين بود که ما از ابتدا آنها را به شکل موازي نشان دهيم که به لحاظ روايتي شکل خوبي پيدا نمي کرد. شکل ديگر هم اين بود که ما يکي از آنها را دنبال کنيم به شکلي که همه چيز عيان نباشد و مثلاً آن زن متهم به خيانت شود و از يک جايي به بعد ماجرا را باز کنيم که ببينيم حقيقت ماجرا چه بوده است و در کنار اين همان آني که گفتم در قصه اتفاق مي افتد. در کنار همين باز کردن داستان زن، مرد را به موازات او مي بينيم. من فکر مي کنم اين ساختار کاملاً مناسب اين داستان بوده است. در نهايت هم اين دو را با هم دنبال کنيم و برسيم به نکته يي که مي خواهيم بگوييم و آن تقارني که در انتهايش اتفاق مي افتد.

-نيمه اول اين فيلم براي من به عنوان يک مخاطب جذاب تر بود. هم ريتم يکدست تري داشت و هم توالي وقايع براي پيگيري داستان ترغيب کننده تر بود. از يک طرف آدم حس مي کند اين زن گناهي مرتکب نشده و از طرف ديگر شواهدي که در فيلم وجود دارد چيز ديگري را رقم مي زند. حالت قصه گويي پليسي هم که دارد جالب است و به اندازه خود مخاطب را درگير مي کند. اينکه زني مي خواهد چيزي را از همسرش پنهان کند و اتفاقات به سمتي پيش مي رود که همسرش سر از ماجرا در بياورد و... از وقتي ما به بخش فلاش بک مي رسيم فيلم افت مي کند. البته طبيعي است چون اين فصل گره گشايي فيلمنامه است اما فکر نمي کنيد براي گره گشايي زمان زيادي را صرف کرديد؟

خود شما تا حدودي به اين سوال جواب داديد. بخشي که گره افکني مي شود و مخاطب با يک حجم اطلاعاتي مواجه است و دقيقاً نمي داند چه اتفاقي در حال رخ دادن است بالطبع ريتم فيلم تند است. زني که مردي را از خانه خود به بيمارستان مي برد بعد مشخص مي شود اين مرد همسرش نبوده و... مخاطب يکسري وقايع را مي بيند که برايش مفهوم نيست و لحظه به لحظه کنجکاوتر مي شود. به نيمه فيلم که مي رسيم به قول شما گره گشايي صورت مي گيرد و به طور کلي با بخش اول فيلم متفاوت است و مخاطب يکي يکي جواب سوال هايش را مي گيرد؛ در آن خانه چه اتفاقي رخ داد، آنها چگونه با هم همراه شدند، براي همسر اين زن در اصفهان چه اتفاقاتي رخ داد و... شکلي که اين بخش فيلم دارد مکانيسم ديگري براي ديدن مي طلبد و متفاوت از بخش اول فيلم است. تماشاگر از يک فضاي پرتعليق وارد فضايي مي شود که همه چيز برايش تعريف مي شود. حس ما اين بود که اين بخش فيلم هم دلنشين باشد و تماشاگر خسته نشود چون دارد جواب سوال هايش را مي گيرد و فيلم را با کنجکاوي ادامه بدهد. هنوز هم همين طور فکر مي کنم. ولي اگر اين حس براي شما وجود داشته بايد ديد که مساله کجاست. شايد به لحاظ زماني کمي طولاني است يا پرداخت خوبي روي آن انجام نشده. شايد بايد موجزتر مي شد ولي من همچنان چنين حسي ندارم. بازتابي هم که فيلم داشته اين گونه نبوده که فيلم خسته کننده است. من همچنان مدافع بخش دوم هستم هرچند فکر مي کنم يک جاهايي مي شد کمتر باشد.

-شما به سمت تم خيانت رفتيد که خوب تم آشنايي در تاريخ سينماست و به گونه يي فيلم را به انتها رسانده ايد که از آن نتيجه گيري اخلاقي مي شود. شما هم به عنوان يک هنرمند جداي از اجتماع خود نيستيد. اين فيلم تا چه حد انعکاس دهنده حقايقي است که در جامعه پيرامون ما جريان دارد؟

درست است که موضوع فيلم خيانت است و محتواي معنوي و اخلاقي دارد ولي بحث انعکاس تنها خيانت نيست، بحث عملکرد کلي آدم ها در زندگي است. اين بحث گسترده يي است. در واقع اينکه شما با هر مساله يي که در زندگي مواجه مي شويد بازتاب عملکرد خود شماست تنها مربوط به خيانت نمي شود و پوشش دهنده مباحث کلي تري است. مساله ما هم آنقدر کوچک نبود که اگر کسي خيانت نکند همسرش هم به او خيانت نخواهد کرد و فکر مي کنم اين چيزي است که خود فيلم گوياي آن است. تعدادي از آدم هايي که اين فيلم را ديده اند استنباط شان از اين فيلم اين بوده که از هر دستي بدهي از همان دست مي گيري. اين مقصود اصلي قصه بوده است. اگر اشتباهي کني بازتابي دارد و اگر هر حرکت مثبتي هم انجام دهي بازتاب خودش را دارد. فکر مي کنم اين گونه با فيلم برخورد کنيم بهتر است تا اينکه صرفاً به بحث خيانتي که در فيلم مطرح مي شود، رجوع کنيم.

-البته کلي بودن بحث فيلم پنهان نيست. مخصوصاً در بخشي که نزديک بهشت زهرا آن آيه قرآن خوانده مي شود اين نکته منتقل مي شود.

اتفاقاً اگر دقت کرده باشيد در تکرار آن صحنه آيه ديگري شنيده مي شود يعني دو آيه مختلف در آن صحنه شنيده مي شود. در جشنواره فجر دوستي را که نمي شناختم و ظاهراً مخاطب آگاهي بود به من گفت که چرا در اين صحنه از دو آيه استفاده شده. ما بار اول يک چيز را مي شنويم و در صحنه يي که دوباره به آن رجوع مي کنيم آيه ديگري را مي شنويم. در صورتي که به لحاظ منطقي بايد همان آيه اول را بشنويم. اين نکته هم متناسب با مضمون فيلم بوده است. يکي از آيه ها اشاره به سوءظن دارد و يکي هم مربوط به اين مي شود که انسان در زندگي بايد پيوسته ذکر خدا را بگويد و... اين هم نکته يي بود که در فيلم گنجانده شده که بحث اين فيلم فقط خيانت نيست.

-در پس زمينه فيلم نکته يي وجود داشت که براي من جالب بود. داستان فيلم حول يک رابطه زناشويي مي گردد که در آن زن متهم به خيانت مي شود و بعد ما متوجه مي شويم که حقيقت چيز ديگري است اما در پس زمينه اين قصه تصوير تلخي از جامعه ارائه شده است. در اين پس زمينه آدم با جامعه يي مواجه مي شود که رشوه خواري در آن عادي است، مردم به کار هم فضولي مي کنند و وقتي براي يک خانواده مشکل پيش آمده همه در پي نفع شخصي خود هستند. در نهايت هم پيوستگي آن دو با هم اين مشکل پيش آمده را برطرف مي کند و جامعه هيچ کمکي به آنها نمي کند. اين نکته در پرداخت به جزييات حتي در کارگرداني شما نمود دارد و نکته مثبتي است.

اين بازمي گردد به شکل مطلوبي که آدم در اجرا مي خواهد به آن برسد. قصه شما يک خط کلي دارد. مثلاً رابطه همين زن و شوهر که اوج و فرود خاص خودش را دارد. زيبايي مساله اين است که شما با پرداختن به جزييات اين کليت را رنگ آميزي کنيد. شايد جزيي باشد اما دقت به آن باعث برداشت هاي مختلف و مرتبط با قصه مي شود. مثل تحليلي که شما مي کنيد. هر چه اين نکات در يک اثر بيشتر باشد و با ظرافت بيشتري به آنها پرداخته شده باشد پرسپکتيو کلي اثر را بيشتر مي کند. در اين فيلم هم تلاش شده اين اتفاق صورت بگيرد. در اجرا هم من سعي کردم اين نکته را رعايت کنم. وقتي شما به اين نکته اشاره مي کنيد يعني ما تا حدودي در انتقال اين فضا موفق بوده ايم.

-اين نوع پرداخت به جزييات واقع گرايانه به باورپذيري اثر کمک مي کند.

بله، اين حس واقعي بودن فيلم را تقويت مي کند و شما فکر نمي کنيد که اين داستان در جاي ديگري رخ مي دهد که شما با آن بيگانه هستيد.

-اين فيلم در برخي صحنه ها اشارات مستقيم دارد به مفهومي که مي خواهد منتقل کند مثل مسجد رفتن شخصيت زن يا مثل صحنه يي که مرد آن نامه را بدون اينکه باز کند به همسرش مي دهد و مي گويد نيازي به باز کردن پاکت نامه نيست. احساس مي کنم اين لحظه ها به فيلم لطمه زده است. اين مستقيم طرح کردن مسائل به دليل بيان ساده فيلم بوده يا ترسيديد که مبادا مخاطب حق مطلب را نگيرد و به آن اشاره مستقيم کرديد؟

من اعتقاد ندارم که اين صحنه ها به فيلم لطمه زده چون در راستاي محتواي فيلم است. وقتي که اين زن به مسجد مي رود و دعا مي کند نقش مهمي در پيشبرد داستان دارد يا وقتي مرد با همه آن سوءظن هاي ابتداي فيلم حقيقت را مي فهمد و تغيير مي کند آن صحنه باز نکردن نامه نقطه عطفي در شخصيت اوست. به نظر من تحميل شده نيست. ضمن اينکه وقتي ما مي گوييم اين فيلم با نگاه به مخاطب عام ساخته شده است تفاوت دارد با فيلمي که نگاهش اين گونه يي نيست. اين فيلم متفاوت است با اثري که براي نمايش در جشنواره ساخته مي شود يا با فيلمي که براي قشري خاص توليد مي شود. نوع نگاه، نوع نگارش و نوع ساخت آن نوع فيلم فرق مي کند. وقتي ما مي گوييم مخاطب عام طيف بسيار وسيعي را در نظر گرفته ايم. فيلمي مي آيد و در سرتاسر کشور اکران مي شود و متکي است به اين اکران. وقتي فيلمي در 40 يا 50 سينما در سطح کشور اکران است و شما برنامه ريزي کرده ايد از تهران تا شهرستان هاي کوچک و دور نمايش داده شود و استقبال شود بايد زبان خودش را هم داشته باشد وقتي در فلان شهر دور افتاده مخاطب شما از سالن مي آيد بيرون نبايد به اين فکر کند که چي شد؟ نمي خواهم بگويم اختلاف فرهنگي تا اين حد وجود دارد اما بالاخره شما بايد فيلم را طوري بسازي که ارتباط برقرار کند و بعد وقتي ارتباط برقرار کرد حالا شما مي تواني چيزي به او اضافه کني يا بر ذائقه سينمايي او تاثير بگذاري يا... شما با اين رويکرد بايد از مرحله نوشته شدن طرح تا اتمام توليد فيلم مسير را به گونه يي برويد که به اين مقصود دست پيدا کنيد. شما اين دو نکته را گفتيد جاهاي ديگري از فيلم هست که طوري باز شده که اگر کسي خواست آخر هفته براي تفريح به سينما برود اين نکات را درک کند. ظاهراً از آنچه که به گوش ما رسيده در اين امر موفق بوده ايم.

-اين فيلم سعي مي کند در عين اينکه مخاطب را جذب مي کند، وقتي مخاطب از سالن سينما بيرون مي رود چيزي به داشته هاي خود اضافه کند و در عين حال سعي شده فيلم خوش ساخت و جذابي هم باشد. شما جايگاه چنين فيلم هايي را در سينماي ايران چگونه ارزيابي مي کنيد؟

به هر حال اين نوع فيلم ها با فيلم هاي صرفاً تجاري که اين روزها ساخته مي شوند متفاوتند. شايد اين نوع فيلم ها خيلي هم جا نيفتاده است. خيلي خوب است که از اين فيلم استقبال شود که تا به امروز هم فروش موفقي داشته، شايد تاثيرگذار باشد و باعث شود اين نوع فيلم که به مخاطبش احترام مي گذارد فضاي بيشتري پيدا کند. مثلاً در شرايط فعلي باب شده که براي پرفروش بودن حتماً بايد کمدي ساخت. نه. فيلم پرفروش مي تواند جدي باشد، داراي محتواي مشخصي باشد و ساختار منسجمي هم داشته باشد و سرگرم کننده هم باشد. فکر مي کنم اگر به اين سمت حرکت کنيم که سينماي تجاري ما اين ويژگي ها را داشته باشد، در سليقه مخاطب تاثير مي گذارد و آن را ارتقا مي دهد. وقتي مخاطب به سينما مي رود توقع دارد فيلم جذابي ببيند همان طور که گفتم بازيگران محبوبش را ببيند و وقتي از سينما بيرون مي آيد صرفاً سرگرم نشده باشد. در واقع وقتي تماشاگر از سالن بيرون مي آيد چيزي هم با خود آورده باشد. خيلي خوب است که چنين چيزي در سينماي ايران جا بيفتد. ببينيد اين درست نيست که ما هزينه يي بکنيم و صرفاً به اين فکر کنيم که در آمدي کسب کنيم و بعد برويم سر فيلم بعدي. به نظرم اين نگاه کاسب کارانه است و به سينماي ايران لطمه مي زند. چيز غريبي نيست که ما يک نگاه فرهنگي در کنار توليد يک فيلم عامه پسند داشته باشيم، اصلاً درستش همين است. هم در فيلم هاي شاخص سينماي ايران اين اتفاق رخ مي دهد و هم در نمونه هاي موفق سينماي غرب چنين چيزي محتمل است. اگر اين فيلم کمک کند به شکل گيري جرياني که مخاطب را به سينما بکشد و به او چيزي هم اضافه کند و فيلم خوش ساختي هم مقابل روي او بگذارد، ما کار مهمي کرده ايم و خوشحال مي شويم.


Print
منبع خبر : اعتمتد
یكشنبه,16 تیر 1387 - 5:59:23