Print

مرام، لوطی گری و مبارزه با جشنواره فجر در انتخاب‌های امسال

سینمای ما - «علی»: اگر جشنواره فيلم فجر به خاطر دولتي بودنش و حاكم بودن تفكرات سياسي بر آن و تاثير گذاري هاي شديدش در انتخاب هاي نهايي، بدي هاي بسياري دارد و از اهميتش كاسته شده، ولي جشن خانه سينما به دليل رفيق بازيهايش، احساسات گراييهاي مفرطش و لج كردنهايش با وزارت ارشاد، دو چندان بدي و ضعف دارد و فاقد هر گونه اهميت و ارزشي است. در انتخابهاي جشن خانه سينما عوامل بسياري دخيل هستند. 1) رفيق بازي و لوطي گري : اين مورد نيازي به توضيح دادن ندارد. اصولا در خانه سينما دسته اي با هم رفقهاي جون جوني هستند و دسته اي ديگر دشمنان ازلي ابدي. اينجاست كه اين دوستان، در انتخابها سعي مي كنند تا حسابي از خجالت يكديگر دربيايند! اين مورد را مخاطب نمي تواند به درستي پيدا كند. در واقع اين مورد تاثير گذاري بسيار بالايي دارد.... ولي به طور نهان. تاثيراتي كه قطعا در انتخابهاي بالا نيز اثر بسزايي گذاشته. ولي قابل تشخيص نيستند! 2) توجه احساسي به ناديده گرفته شده هاي جشنواره فجر. 3) لج بازي با وزارت ارشاد و توجه بسيار زياد به فيلم هاي توقيفي براي ايجاد شرايط اكران آنها. 4) تحت تاثير فيلم هاي جديد قرار گرفتن و كانديدا كردنهاي مكرر آنها براي ايجاد يك موج حمايت و اميدواري پيرامون آنها. اين 3 مورد از آنجا كه زنجير وار به يكديگر متصل هستند را پشت هم ذكر كردم و سپس در بابشان مي نويسم. يكي از نكاتي كه از اولين دوره جشن خانه سينما نيز به چشم ميخورد، اين است كه گاهي اوقات جشن خانه سينما فقط تبديل به مكاني مي شود براي خيرات جايزه به كساني كه در جشنواره فجر چيزي نصيبشان نشده! حال چه شايسته باشند و چه ناشايست. با دقت در ليست كانديداها به اين اصل مي رسيم كه كساني كه در جشنواره فجر كانديدا و يا برنده شده اند، شانس بسيار كمي براي كانديدا شدن در جشن خانه سينما دارند. در واقع در جشن خانه سينما به صلاحيت ها توجه نمي شود. بلكه همه چيز منوط به شرايط است! براي مثال در زمان جشنواره به دلايلي، خيلي ها به عدم كانديدا شدن رضا كيانيان براي هميشه پاي.... و حامد بهداد براي حس پنهان اعتراض كردند و خيلي ها هم معتقد بودند كه راه نيافتن فيلم هايي چون ريسمان باز و... به بخش مسابقه، باعث شده تا بازي خوب بازيگرانشان از جمله بابك حميديان ديده نشود. حالا در جشن خانه سينما كه محل تلافي كردنها است، صرف نظر از اينكه آيا اين افراد شايسته هستند و يا خير، وارد ليست كانديداها مي شوند و چون جا براي همه نيست، لذا كساني چون مهران مديري و سياوش چراغي پور و...(كانديداهاي نقش مكمل در جشنواره فجر) از ليست خارج مي شوند. دقت كنيد؛ صحبت بر سر اين نيست كه چه كساني شايسته ترند. صحبت اين است كه در جشن خانه سينما صرف نظر از شايستگي ها، فقط با اين ديد كه خب شما حقتان را در جشنواره گرفته ايد و حالا نوبت ديگران است، به جاي اينكه گذشته را فراموش كنند و بين دسته اي، بهترينها را انتخاب كنند، به مانند كساني كه نذري مي دهند، شرطشان براي اينكه اول به چه كسي غذا(در اينجا كانديدا شدن) بدهند، اين است كه قبلا غذا(كانديدا شدن و يا سيمرغ) نگرفته باشد! بنده فقط مثالم را در باب بازيگران نقش مكمل مرد زدم. ولي اين قاعده در تمام بخشها اعم از كارگرداني، فيلمنامه نويسي، فيلمبرداري و... وجود دارد. اگر هم تشابهي در بعضي جاها بين انتخابهاي جشنواره و خانه سينما وجود دارد، گاهي به دليل لوطي گري هاست و گاهي هم به خاطر آنكه مواردي هم وجود دارند كه جايگزيني برايشان نيست! در واقع موردي كه بگويند حقش در جشنواره خورده شده، وجود ندارد و يا باقي نمانده كه جايگزين يكي از كانديداهاي جشنواره بكنند. از همين رو، آن جان سالم به در مي برد! به جز مسئله فوق، گاهي اوقات فيلم هايي هستند كه در زمان جشنواره اكران نشده اند و طبيعتا مسئله پايمال شدن حق آنها در جشنواره وجود ندارد. اينكه اين فيلم ها هم به طرز جالب توجهي در ليست كانديداها جا خوش كرده اند، مي تواند در 3 دسته جاي بگيرد : 1) فيلم هايي كه اولين اكرانشان در جشن خانه سينما است، طبيعتا براي داوران هم تازگي دارد و بيشتر تحت تاثيرشان قرار مي گيرند. در واقع فيلمي كه در جشنواره اكران شده و بعد از آن به اكران عمومي درآمده و بارها و بارها ديده شده، قاعدتا در نمايش مجددش براي داوران، تازگيش را ندارد و اثر گذاريش پايين آمده و شايد از جنبه هاي گوناگون مورد نقد موشكافانه قرار بگيرد. ولي فيلمي كه اولين اكران خود را پيش چشم داوران دارد، به راحتي مي تواند داوران را هم تحت تاثير قرار بدهد و ضعفهايش هم زياد به چشم نيايند(به خصوص اگر فيلم بر پايه احساسات گرايي و سانتي مانتال نيز باشد!!). مي توان از اين حيث به فيلم هاي صد سال به اين سالها، دعوت، خاك آشنا و كتاب قانون اشاره كرد كه در 12،10 و 5 رشته كانديد شده اند! صرف نظر از خوب يا بد بودن اين فيلم ها،‌مسئله اين است كه مخاطبان انقدر ساده نشده اند كه گمان كنند فيلم هايي كه هنوز نمايش داده نشده اند، از قضا جزو شاهكارهاي سينما هستن؟!!! در واقع بحث تازه بودن، در انتخابهاي تمام رشته ها اثر دارد. از رشته فيلمبرداري بگيريد كه فيلمبرداري محمود كلاري براي دو تا از همين فيلم ها و فيلمبرداري تورج منصوري براي يكي از همين فيلم ها جزو كانديداها قرار مي گيرند و فيلمبرداري تحسين برانگيز حسين جعفريان براي فيلم ديوار كنار گذاشته مي شود(به همان دليل كه صرف نطر از شايستگي ها؛ فقط چون جديد آمده به بازار، لذا قديمي بايد كنار برود... آن هم به خصوص سيمرغ گرفته اش!) تا رشته بازيگري. كه تمام بازيگران كتاب قانون جزو كانديداها قرار مي گيرند و بازيگران اصلي دعوت هم مي آيند جزو كانديداها و شايستگاني چون هنگامه قاضياني سيمرغ گرفته و گلشيفته فراهاني دو بار كانديدا شده در جشنواره فجر، نبايد حتي كانديدا شوند! چون داوران بازيهاي جديدي را در فيلم هاي جديدي ديده اند كه به شدت منتظرشان بوده اند و چون فقط يك بار آنها را ديده اند، تبشان رفته بالا و چشم بسته بر هر بخشش مهر شاهكار زده اند! در باب اينكه چرا اين فيلم هاي هنوز به نمايش در نيامده، تمام كانديداهاي رشته هاي مختلف را پر كرده اند، به جز اينكه همانطور كه گفته شد، مي تواند ناشي از ديدن يكباره آنها و تحت تاثير فضا و جو قرار گرفتن باشد و از همين رو تمام عواملش درخشان به چشم داوران آمده اند، دلايل ديگري نيز وجود دارد : 2) خاك آشنا، صد سال به اين سالها و كتاب قانون از قضا جزو 3 فيلم توقيفي امسال هستند كه با چالش بزرگي براي اكران روبه رو هستند! مسئولان جشن خانه سينما با اصرار زياد اين فيلم ها را وارد جشن كردند. در حالي كه مشاور هنري رئيس جمهور خواستار عدم داوري بر روي فيلم هاي توقيفي شده بود، داوران جشن خانه سينما اين كار را نكردند و اين فيلم ها را در جشن شركت دادند. حالا به گمانتان قرار گرفتن بسيار زياد اين فيلم ها در ليست كانديداهاي بخش هاي گوناگون و سپس ريختن تنديس همچون نقل و نبات بر روي سرشان، براي چيست؟ خب براي اين است كه اهالي سينما بايد هواي يكديگر را داشته باشند ديگر! آن فيلم هايي كه در جشنواره حقشان را گرفتند كه مبارك است. آنهايي هم كه اكران شده اند كه به سلامتي. اما خب بايد دست به دست هم داد و اهرم فشاري براي رفع توقيف فيلم هاي توقيفي ايجاد كرد! چه اهرمي بهتر از اينكه فيلم هاي توقيفي را در بخش هاي گوناگون كانديدا كرد و تنديس بارانشان كرد و به تحسينشان نشست تا مخاطب را براي ديدنشان تحريك نمود و يك اهرم فشار بر روي معاونت سينمايي و وزارت ارشاد قرار داد؟ بني آدم اعضاي يك پيكرند كه در آفرينش ز يك گوهرند. پس بايد لوطي بازيها را همين جاها براي سامان مقدم و بهمن فرمان آرا و مازيار ميري خرج كرد! درست است؟!! حالا اينكه شايسته اين جوايز هستند يا نه كه اصلا مهم نيست!!! 3) مورد ديگر در قبال كانديدايي زياد اين فيلم ها، مي تواند حمايت غير مستقيم از آنها براي موفقيت در گيشه و ايجاد اميد در بين سينما دوستان باشد. در واقع فيلم هاي جشنواره را كه پيگيران حرفه اي سينما و حتي جمع زيادي از عوام ديده اند. پس بايد از توليدات به نمايش در نيامده تعريف و تمجيد كرد تا همه با اميدواري به ديدنشان در سينما بروند. از طرفي اما مسئله تلقين و رو دربايستي نيز وجود دارد. باز هم صرف نظر از شايستگي ها و قضاوت كردن درباره خوب يا بد بودن، بايد اين را گفت كه چه كسي حق دارد ابراهيم حاتمي كيا را همچون مجيد مجيدي براي هر فيلمش جايزه باران نكند؟ چه كسي حق دارد پرويز پرستويي را براي هر بازيش حداقل كانديدا نكند؟ حتي اگر براي دهمين بار همچون به نام پدر خودش را تكرار كرده باشد!! چه كسي حق دارد؟ هنوز هيچ كدام از اين فيلم ها و براي مثال دعوت و كتاب قانون ديده نشده اند. ولي صحبت سر اين است كه آنها چه خوب كار كرده باشند و چه بد، اصلا چه كسي حق دارد بهشان جايزه ندهد و حداقل كانديدايشان نكند؟ اصلا تا وقتي خوي مرده پرستي ما ايرانيان هست، چرا نبايد مرحوم شكيبايي هم در بين كانديداها باشد؟ از اين به بعد خيلي ها دم برگزاري جشن خانه سينما خودشان را مي زنند به مردن و بعد از اعلام برندگان، مي گويند از مرگ نجات يافتند!! اصلا بازي خوبي است با وزارت ارشاد و جشنواره فجر كه بگوييم تو به هر كي جايزه دادي، ما نمي دهيم. تو حال هر كي رو گرفتي، ما بهش حال ميدهيم. تو هر فيلمي رو توقيف كردي، ما جايزه بارانش مي كنيم. بازي قشنگي است. نه؟ ديگه عقل و منطق و عدالت و شايسته سالاري و اين حرفها فرقوني چنده؟ دلتان خوشه ها!!!! صحبت ما با مسئولان جشن خانه سينما اين است : با تمام اين حرفها، ما به انتخابهاي شما (كه بخش اعظم فيلمهاي مورد پسندتان هنوز رويت نشده اند!!)، احترام مي گذاريم. تمام آن مسائلي كه در خط به خط اين كامنت مورد اشاره قرار دادم را همه مي دانيم. ولي باز هم به انتخابهايتان احترام مي گذاريم و خودمان را مي زنيم به نفهمي و صبر مي كنيم. اما بعد از اكران دعوت، هر چند اميدواريم كه حاتمي كياي عزيز يك شاهكار خلق كرده باشد، ولي اگر اينطور نبود، بايد به خاطر حضور پر رنگ اين فيلم در ليست كانديداهاي هر بخش، جواب پس بدهيد. اگر گوهر خير انديش و مريلا زارعي چيز خاصي از خود نشان نداده باشند، بايد به خاطر جايگزين كردنشان به جاي شايستگاني چون هنگامه قاضياني و گلشيفته فراهاني و ناديده گرفتن باران كوثري براي دايره زنگي جواب پس بدهيد(الناز شاكر دوست براي "در ميان ابرها" به اين دليل كانديدا شد كه مثلا دو نقش آفريني متفاوت داشت و در جشنواره براي باد در علفزار مي پيچد كانديدا شد و حالا براي در ميان ابرها. اگر در جشنواره براي در ميان ابرها هم كانديدا شده بود، حالا همچون گلشيفته فراهاني براي هيچ كدام از بازيهايش كانديد نمي شد. بازي قشنگي است. نه؟).اگر نكته دندان گيري در كتاب قانون نبود و اثبات شد كه تمام انتخابهايتان سياه بازي اي براي رفع توقيف اين فيلم بوده، بايد جواب پس بدهيد. همينطور در قبال صد سال به اين سالها. اگر نكته خاصي در بازي پرويز پرستويي و فاطمه معتمد آريا نبود و معتمد آريا همچون بازيش در خواب زمستاني بود، بايد جواب پس بدهيد كه به خاطر رو دربايستي و كليشه، حق سايرين را براي چند پيشكسوت خورده ايد!!! اگر خاك آشنا را ديديم و چيزي فراتر از دايره زنگي نبود، بايد به خاطر حق خوريتان در قبال اين فيلم جواب پس بدهيد.اگر نكات خاصي در فيلمبرداري هاي محمود كلاري و تورج منصوري نبود، بايد به خاطر خوردن حق حسين جعفريان پاسخ بدهيد.يادتان باشد وقتي اينچنين در قبال برنده سيمرغ بهترين فيلم جشنواره كم لطفي مي كنيد، در قبال برنده سيمرغ بهترين فيلمبردار و بهترين بازيگر نقش اول زن جشنواره كم لطفي مي كنيد و حتي در ليست كانديداهايتان نيستند، وقتي در قبال آن همه بازيگر نقش مكمل كم لطفي مي كنيد، در قبال كسي كه دو بار در جشنواره كانديدا شده كم لطفي مي كنيد، پس مخاطب توقع دارد كه شما به خاطر چيزهاي بهتر و بزرگتري قيد آنها را زده باشيد. پس اگر خاك آشنا و دعوت و صد سال به اين سالها و كتاب قانون و فيلمنامه ها و كارگرداني ها و ساير نكات فنيشان چيز دندان گيري نداشته باشد، اگر بازيگران كتاب قانون و دعوت و خاك آشنا كه كل ليست كانديداها را گرفته اند، چيز خاصي رو نكرده باشند، شما مديونيد. و دلايل اين كارتان هم همان هايي است كه در بالا مفصل بيان كردم. شما فقط توقعات را بالا برديد و به همان دلايل بيشتر نگران شدم كه فيلم حاتمي كياي عزيز، خوب از آب درنيامده است!! در كل قطعا جشنواره فجر علي رغم دولتي و سياسي بودن، ولي سيمرغش اعتبار بسيار بيشتري نسبت به تنديس دارد و همچنان حرف اول و آخر را مي زند. چون تمام فيلمها براي بار اول به نمايش گذاشته مي شوند و داوران از اين حيث كه يكي را ده بار ديده اند و يكي را يكبار، تحت تاثير قرار نمي گيرند و مردم هم همراه با آنها همه فيلم ها را مي بينند و قضاوت مي كنند..... بر خلاف جشن خانه سينما كه مردم بخش بزرگي از فيلم هاي شركت را نديده اند و در قبال انتخابهايي كه از بين آنان است، هيچ نظري ندارن. خب اين تب و تاب و هيجان جشنواره را ايجاد نمي كند. اگر جشنواره فقط مشكل دخالت سياست را دارد(كه در جشنواره 25 و بعد از ‌آن در جشنواره 26 بسيار بود)، ولي جشن خانه سينما همه چيزش قرار دادي است. از رودربايستي و لوطي گري در قبال يك هنرمند و فيلمساز بگيريد(جمع خودماني است ديگر!!)، تا تلاش براي رفع توقيف فلان فيلم و يا لج كردن با جشنواره فجر و وزارت ارشاد!!! در نتيجه كل انتخاب ها مي شود لوطي گري و كل كل و حال گيري و حمايت از فلان فيلم و تلاش براي محقق شدن فلان تفكر!!!! با اين اوضاع جشن خانه سينما و برگزيدگانش فاقد اعتبار و اهميتي هستند. البته يك شانس آنها اين است كه چون بخش بزرگ فيلم ها را مردم و منتقدين نديده اند، لذا درباره انتخابهاي آنها زياد نظر نمي دهند(به خصوص حالا كه به دليل همان تفكرات، بخش اعظم انتخابهايشان از بين همان فيلمهاست!!!). بر خلاف جشنواره فجر كه مردم و منتقدان، پا به پاي داوران فيلم ها را مي بينند و بهشان حمله هم مي كنند(و داوران لحظه اي در امان نيستند!!!) و در راي گيري جشنواره و مطبوعات، برگزيدگان خودشان را هم انتخاب مي كنند. به هر حال جشنواره فجر با تمام افت فاحشش، ‌ولي باز هم برايمان جذاب است. به گمانم به همان بچسبيم و داوريهاي همان را بررسي كنيم، بهتر است!!! چون نه اعصاب و نه حوصله توجه به جشن خانه سينما را نداريم.... اين جشن بيش از اندازه شبيه پارتي هاي فاميلي است!!


Print
منبع خبر : سینمای ما
یكشنبه,24 شهریور 1387 - 11:8:34