Print

دعوت به گفت‌وگو درباره موضوعي مهم كه مسكوت گذاشته شده است

سينماي ما- ابراهيم حاتمي‌كيا فيلمساز مهمي است و بخشي از اهميتش را از موضوع‌هايي مي‌گيرد كه درباره‌شان فيلم مي‌سازد. او از معدود كارگرداناني است كه در فيلم‌هايش به <مساله> مي‌پردازد. او معمولا‌ در فيلم‌هايش درباره چيزهايي حرف مي‌زند كه به مساله تبديل شده‌اند و براي همين موضوع‌هاي مطرح شده در فيلم‌هاي او قابليت اين را دارند كه به موضوع گفت‌وگوهاي عمومي اجتماعي و حتي سياسي تبديل شوند. اين سخن بدين معنا نيست كه پاسخي كه او به مساله طرح شده مي‌دهد بهترين پاسخ باشد. يا حتي توصيفي كه از مساله مي‌كند، توصيفي كامل باشد. او معمولا‌ توصيف و پاسخ خودش را به مساله مطرح‌شده مي‌دهد و خودش آدمي انتزاعي نيست. او معمولا‌ كساني را نمايندگي مي‌كند و اين يكي ديگر از دلا‌يل اهميت حاتمي‌كيا و سينماي او است.
حاتمي‌كيا در آخرين فيلمش <دعوت> كه از روز چهارشنبه گذشته اكران محدودش را آغاز كرده است تا در روزهاي آينده سينماهاي بيشتري را در اختيار بگيرد به مساله <سقط جنين> پرداخته است؛ مساله‌اي كه اگرچه گريبانگير زنان و حتي مردان بسياري است، اما در اين باره‌ در فضاي عمومي كمتر گفت‌وگو مي‌شود.
او در فيلم دعوت برش‌هايي از زندگي چند زن را با موقعيت‌هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مختلف انتخاب كرده است كه تلفني مطلع مي‌شوند، باردار هستند. داستان هر زن اگرچه داستاني مستقل است اما مراجعه به پزشك مشترك براي بررسي‌هاي دوران بارداري و مراجعه به مركز پزشكي مشترك براي سقط جنين داستان‌ها را به هم مربوط مي‌كند و از آن داستان واحدي مي‌سازد.
حاتمي‌كيا در دعوت تمام تلا‌ش خود را به كار بسته تا كاري بي‌طرفانه و توصيف‌گر ارائه كند، اما در نهايت مي‌توان گفت دعوت فيلمي است عليه سقط جنين. در اين فيلم اگرچه به مصائب زناني كه دچار بارداري ناخواسته مي‌شوند، اشاراتي مي‌شود اما آنچه مي‌توان از فيلم نتيجه گرفت، تعريضي ظريف به سقط جنين است. در دعوت بارها تاكيد مي‌شود كه كودك هديه خداوند است و حتي تاكيد مي‌شود كودك به دعوت ما (زن و مردي كه كودك حاصل رابطه آنان است) آمده است. طبيعي است كه طرح چنين ديدگاهي از منظري فمينيستي قابل نقد باشد و احتمالا‌ بتوان اين ديدگاه را از زاويه حقوق زنان و تاثيري كه در زندگي و انتخاب‌هاي پيش‌روي زنان مي‌گذارد به چالش كشيد. با اين همه نبايد از كارگرداني كه خود داراي اعتقادها و ديدگاه‌هايي روشن است انتظار داشت كه طبق اعتقادهاي ديگران فيلم بسازد. حاتمي‌كيا فيلم خودش را ساخته و ديدگاه خودش را طرح كرده است. اهميت او در پاسخي نيست كه به مساله چالش‌برانگيز <سقط جنين> داده، بلكه در انتخاب اين موضوع و گشودن بحثي درباره آن است. او مساله‌اي را طرح كرده و پاسخ خود را به اين مساله داده و اين نه تنها پايان كار نيست كه تازه آغاز كار است. دعوت اگرچه بنا به دلا‌يل ديگري دعوت نام گرفته، اما مي‌توان گفت دعوتي است به گفت‌وگو درباره موضوعي مهم كه مسكوت گذاشته شده است. ‌ حاتمي‌كيا سعي كرده است زناني از طيف‌هاي مختلف را در برابر اين مساله قرار دهد و همين موضع اين امكان را براي تماشاگر فراهم كرده است همچنان كه امكان ارزيابي و مقايسه موقعيت‌هاي مختلف را پيدا مي‌كند، امكان ارزيابي و مقايسه مواجهه كارگردان با موقعيت‌هاي مختلف را نيز داشته باشد.
داستان‌ها با تماس تلفني از آزمايشگاه و اعلا‌م بارداري آغاز مي‌شود، اولين داستان، داستان جوان هنرپيشه‌اي است كه وسط فيلمبرداري درمي‌يابد باردار شده است. بارداري براي او يعني كنار گذاشتن روياهايي كه مدت‌ها برايش تلا‌ش كرده است و كنار كشيدن از فيلم.
براي اولين داستان مهناز افشار به عنوان بازيگر نقش اصلي انتخاب شده و ابراهيم حاتمي‌كيا نيز به عنوان كارگردان ايفاي نقش مي‌كند، اما براي فيلم مهمي مانند دعوت شروعي مايوس‌كننده است. بازي معمولي ستاره سينماي عامه‌پسند كه حضورش در فيلمي از ابراهيم حاتمي‌كيا را شانسي دوجانبه براي فيلم (از نظر فروش) و براي بازيگر (از نظر نشان دادن توانايي‌هاي بازيگري و رهايي از نقش‌هاي كليشه‌اي) ارزيابي مي‌كردند با داستاني اغراق‌آميز اولين برگ برنده كارگردان را كم‌اثر كرده است. تكيه بر اغراق در داستان دوم نيز ادامه دارد و سحر جعفرجوزاني و محمدرضا فروتن در نقش زن و وشوهر شهرستاني و مهاجر به تهران با لهجه غليظ و اغراق‌شده كه نمونه‌اش را فقط در برنامه‌هاي طنز تلويزيون ديده‌ايم، علي‌رغم اينكه بازي‌هايي به مراتب بهتر از بازيگران داستان اول ارائه مي‌دهند، ما را به اين نتيجه قطعي مي‌رساند كه ابراهيم حاتمي‌كيا در پرداخت شخصيت‌هايي كه در تجربه زيسته‌اش با زندگي‌شان آشنايي چنداني ندارد، موفق نيست، به خصوص كه از داستان سوم فيلم با ورود گوهر خيرانديش در نقش پيرزني مذهبي و سنتي كه دچار بارداري ناخواسته شده، به يكباره انگار اوج مي‌گيرد و اين روند در داستان‌هاي بعدي نيز ادامه مي‌يابد. علي‌رغم اينكه نويسنده فيلمنامه و كارگردان را گروهي از روزنامه‌نگاران حوزه اجتماعي به عنوان گروه تحقيق ياري داده‌اند، اما از آنجايي كه كارگردان خود آشنايي بي‌واسطه‌اي ندارد، نتوانسته است از ظرفيت‌هايي كه در اختيار دارد، به خوبي استفاده كند و دو داستان نخست فيلم از اين قرار است، در حالي كه در داستان‌هايي كه نقش نخستش را گوهر خيرانديش، مريلا‌ زارعي و حتي كتايون رياحي بازي كرده‌اند، حاتمي‌كيا موفق است. ‌
نكته‌اي كه به لحاظ منطقي در فيلم قابل‌تامل است و چون اساس فيلمنامه هم روي آن استوار است، مي‌تواند به كليت فيلم آسيب بزند، ادعايي است كه مدام از جانب زناني كه دچار بارداري ناخواسته مي‌شوند، تكرار مي‌شود. در فيلم به‌گونه‌اي ادعا مي‌شود كه گويي مردان مي‌توانند بدون اختيار و اطلا‌ع همسرانشان آنان را باردار كنند و جالب‌تر اين است كه در اولين داستان زن نمي‌خواسته باردار شود و شوهر مي‌خواسته و اين اتفاق افتاده و زن بعدا از طريق آزمايش از قضيه مطلع شده است. البته اين تنها داستاني است كه در آن زن اصرار به سقط جنين دارد. البته داستان پاياني هم تنها داستاني است كه زن با اصرار قصد نگه داشتن بچه‌اش را دارد، حتي به قيمت از دست دادن همسرش كه البته صيغه‌اي است. ‌ به هر روي دعوت فيلم مهمي است، نه تنها از اين جهت كه فيلم خوبي است، بلكه بيشتر از اين جهت كه باب بحثي را گشوده است كه علي‌رغم اهميتش مسكوت گذاشته شده و اين يكي از ويژگي‌هاي سينماي حاتمي‌كياست كه سينمايي معطوف به مساله است


Print
منبع خبر : اعتماد ملي
دوشنبه,8 مهر 1387 - 20:58:47