Print

یادداشتی درباره «دعوت» حاتمی‌کیا، از تماشاگری که فیلم را ندیده است!

سینمای ما - ساسان امیرکلالی: نمی شود نام حاتمی کیا را برد و یاد دو اثر معروف او یعنی آژانس شیشه ای و از کرخه تا راین نیفتاد. وقتی به آثار دیگری از او مثل ارتفاع پست و موج مرده او نگاه می کنیم، می بینیم حضور شخصیتهای عاصی و معترض به یک مشخصه ی مشترک در این آثار تبدیل شده است. اعتراض به سرنوشت. فیلمساز ما روایتهایی را برایمان بازگو می کند که در آن افراد حاضر به تحمل موقعیتهای کنونی خود نیستند، و برای خارج شدن از موقعیت خود هر کدام راهی را در پیش می گیرند.. در از کرخه تا راین، سعید از خدای خودش شکایت می کند از اینکه این موقعیت چیزی نبوده که انتظارش را می کشیده. در آژانس، حاج کاظم برای احقاق حقوقش اسلحه به دست می گیرد. در موج مرده سردار راشد در جهت آرمانهایش قصد حمله به ناو وینسنس را دارد. در ارتفاع پست قاسم گروگان می گیرد. و در اینجا حلقه ی گمشده ای وجود دارد بنام به رنگ ارغوان.. فیلمی که هنوز رنگ اکران را به خود ندیده. و شاید همین فیلم به نوعی چرخش در فیلمسازی حاتمی کیا را به همراه دارد. نقطه ی عطفی که با فیلم به نام پدر شروع می شود. در به نام پدر رزمنده ی ما گویی دچار عذاب وجدان شده در حال مکافات است. مکافات و عذابی که شاید دلیلش را هم نمی داند ( خیلی دوست دارم آن صحنه ای را که طی یک تعقیب و گریز پرستویی با موتورش به زمین می خورد. اوج استیصال یک شخص با گریه های ریز در بازی پرستویی نمایان می شود) و برای رهایی از آن خودش را سرگرم می کند سرگرم هر چیزی که به جنگ ربطی نداشته باشد. و در انتها وقتی می بیند سایه شوم گذشته اش او را رها نمی کند به سراغ پاک کردن می رود. پاک کردن گذشته از طریق پاکسازی مین. و حلقه سبز. آدمهای معترضی که سکوت پیشه کرده اند. حکایت آدمهایی که در زمانه ی کاسبکارانه گیر کرده اند و راهی جز درونگرایی ندارند و با ماورا ارتباط برقرار می کنند. چقدر زود حاج کاظم ما در اینجاحرفهای یک پرستار مجهول الهویه را باور می کند. شخصیتهای حاتمی کیا در مسیر فیلمسازی اش دچار تحول می شوند. ابتدا ارتباط با خدا دچار خدشه می شود. سپس فراموش می شود و برای بدست آوردن عدالتی که قبلا آن را از خدا طلب می کرد، خودش وارد گود می شود. و این ادامه دارد تا جایی که پای دخترش قطع می شود. اینجاست که دوباره از خدا شکایت می کند. بعد از آن عدالت را در حلقه سبز جستجو می کند.
و دعوت. فیلمی که در آن هر اتفاقی ممکن است بیفتد. شاید آدمهایش دوباره اعتراض کنند. شاید دوباره خویشتنداری کنند. حقیقت اینست که هر اتفاقی که در فیلمهای او می افتد، ما به ازای بیرونی دارد. برای پیش بینی اینکه در دعوت آدمها چه می کنند باید زمانه ی حال را دریافت؛ آدمها. هر اتفاقی که در جامعه می افتد در فیلم حاتمی کیا نمود پیدا می کند.


Print
منبع خبر : سینمای ما
سه شنبه,9 مهر 1387 - 3:5:26