سینمای ما - این مطلب در روزنامه هدف به تاریخ 17 مهر چاپ شده است: با این کلمات جمله عاشقانه- متنفرانه بساز !آقای منتقد جوان سینما: حیوان و ساکت قلعه نویی قطبیخیابانیکیمیایی کسب محبوبیت قطعا اکتسابی است . انسانهای محبوب حتما دارای شاخصه های محبوبیت بوده اند. از قدیم گفته اند که رفتار جامعه با انسانها آیینه رفتار و طرز بینش انسانهاست. اما در این میان هرگز نمی توان نقش عوامل بیرونی را نادیده انگاشت.در عالم ورزش نیز رسانه های گروهی این ارتباط بیرونی را با وجود ورزشکاران بر قرار می کنند که بازتاب آنچه در این رسانه ها درج می شود به طور حتم نقش مهمی را در طرز نگرش و رفتار جامعه با شخصیتهای مرتبط با ورزش ایفا می کند یکی از منتقدان جوان واسم درکرده سینما که ارادت خاصی به رنگ قرمز و افشین قطبی و مسعود کیمیایی دارد در یکی از ستون های مهم یک روزنامه سیاسی در ادامه حملات نوشتاری با سابقه اش به جواد خیابانی خطاب به ریاست سازمان صدا و سیما می گوید: ((میخواهم درباره آقای جواد خیابانی با شما حرف بزنم. این آقا سالهاست که مجری برنامههای اغلب ورزشی صدا و سیماست. خصلت اصلی و اساسیاش این است که وقتی پشت تریبون قرار میگیرد جوری رفتار میکند که انگار مدیر روابط عمومی و بلندگوی سیاستهای نظام است. نمیدانم هست یا نیست ولی یک بلندگوی خوب معمولا میداند که این کار را نباید طوری انجام بدهد که این قدر رو باشد. این قدر به نظر برسد. البته این جوری نیست که انتقاد نکند یا بکند. مشکل این جاست که هر کاری میکند را جوری انجام میدهد که انگار بفرموده است. مثلا حالا باید از تیم ملی حمایت کند. حالا باید انتقاد کند حالا باید برای پیروزی یک تیم حنجرهاش را پاره کند حالا باید دوستی و برابری و برادری را بین بازیکنهای دو تیم تبلیغ کند... انگار تصمیم میگیرد که چه قدر صدایش را بالا یا پایین ببرد. هیجان را بیشتر وقتی در صدایش میبینیم که دارد از مدیری مسئولی چیزی دعوت میکند بیاید روی سن. فکرش را بکنید لیونل مسی دارد از میان سه بازیکن حریف رد میشود و ما صدای کلیک موس آقای خیابانی را میشنویم که دارد در لب تاباش دنبال چیزی میگردد. اصلا حواساش نیست. اشتیاق وقتی حقیقی نباشد؛ همین میشود و باور کنید. سر بازی پرسپولیس استقلال همین چند روز پیش دیوانهمان کرد. این آقا یا پرسپولیسی است و برای این که رد گم کند این قدر استقلالی گزارش میکند یا واقعا استقلالی است. البته باور کنید از همین میزان اشتیاق استقبال میکنیم. همین قدر که بدانیم چیزی در دنیا وجود دارد که آقای خیابانی «واقعا» دوستاش دارد. ولی باور کنید شنیدن گزارشی این قدر یک طرفه آدم را دیوانه میکند در شرایطی که برای تماشای بازی نمیشود به هیچ شبکه دیگری پناه برد. مشکل ما را درک کنید آقای ضرغامی. بیخیال از کنارش عبور نکنید. نمیدانید شنیدن گزارشهای این آدم در این چند ساله چه بلایی به سر ما آورده است...)) خیابانی یکی از آن افرادی است که نوشتن علیه او در رسانه های نوشتاری مد شده است.تا جایی که پس از یک گزارش معمولی که اتفاقا کاملا بیطرفانه بوده است ( حتی لحن صدای خیابانی پس از گل کریمی بلندتر و پرشورتر از گل برهانی بودو در خصوص خطای واضح واعظی به روی برهانی هرگز پیش داوری نکرد) این چنین مورد حمله یک نویسنده سینمایی قرار می گیرد . همین نویسنده(یا منتقد) به نمایندگی از همین رسانه هایی که تحت تاثیر موج غالب به شدت مرید این و آن می شوند لحظه رفتن قطبی را پس از قهرمانی در لیگ برتر آنچنان رمانتیک بر دوش کلمات سوار کرد که همین عوام ظاهربین مطمئن شدند که قطبی یک فرشته معصوم است! ماجرا اینجا جالب از آب در می آید پس از منت گذاشتنش برسرکه پس از بازگشت متمولانه افشین قطبی به پرسپولیس پس از crazy گفتن هایش و پس ازهمین عوام (عوام 60 درصد طرفدار پرسپولیس) مقایسه همین نویسندگان جراید با حیوان و بی غیرت خطاب کردن آنها نه تنها این منتقد سینمایی جوان به روی مبارک خویش نمی آورد بلکه فرشته اش که انگار همچنان دلها را می رباید با سکوت ناظمان کمیته انضباطی مواجه می شود.. گفتند اگر خبرنگاران شکایتش را نکنند ما آقای اخلاق (همان آقای فرشته) را احضار نمی کنیم. واکنش آنهایی که با حیوان مقایسه شده بودند چه باشد خوب است؟ رییس انجمن شان خط و نشانی کشید اما هیچ شکایتی مطرح نشد. چرا؟ چون شکایت کردن از آقای مودب عرف نیست! اما در عوض مردی که در عرصه ادبیات با این آقای جنتلمن فاصله زیادی دارد و مهمترین مهر پاسپورتش به کشور آلمان و حضور در کلاس مربیگری کریستف دام مربوط می شود به خاطر اینکه از خجالت شاگردش درآمده و به خبرنگاری گفته ساکت و این خبرنگار از لفظ ساکت بیش از لفظ حیوان ناراحت شده و با چند نفر از دار و دسته های این مرد بی ادبیات برخورد داشته است به کمیته انضباطی احضار می شود! به حکم همان قرمز 60 درصدی زور ادبیات فقیر قلعه نویی به ادبیات غنی مملو از Crazy و حیوان قطبی نمی رسد! به همین حکم جواد خیابانی را هیچ کس دوست ندارد و به همین حکم زیرکی های پنهان و سیاست دقیق عادل فردوسی پور در پرداختن به اهداف شخصی و غیر شخصی اش هیچ کس را عصبانی نمی کند! در پایان چند خط از دفاعیه خیابانی را می آورم وبه این فکر می کنم که چرا من هم تحت تاثیر این تبلیغات منفی در قبال گزارشهای جواد خیابانی موضع می گیرم!! یعنی همیشه حق با اکثریت است؟! (( برخی از خبرنگاران به جز توهین و تحقیر دیگران کار دیگری ندارند. گزارش هایم اشتباهات زیادی هم داشته اند اما همیشه در پی آن بوده ام که با مطالعه و تحقیق به برطرف کردن ایرادها بپردازم اما دوستان خبرنگار - آنهایی که می دانند روی سخن من کیانند - فقط یک تلسکوپ بر می دارند و ایرادهایم بزرگ نمایی می کنند . در ایران حرفه خبرنگاری به شغلی تبدیل شده که در آن دیگران را تخریب و تحقیر می کنند و تصور می نمایند همه فکر آنها بهترین فکر و اندیشه دنیاست . من هرگز ادعا نمی کنم که بهترینم چون نیستم اما حداقل می دانم که به خاطر شرمنده نشدن در مقابل مردم تمام سعی خودم را انجام می دهم . آنهایی که مرا می شناسند و از نزدیک با من آشنایند می دانند که در هر مسافرت و هر موقعیتی به خرید کتاب و مجله و اینترنت و ... فکر می کنم و هنوز هم شاگرد مردمی هستم که مرا تشویق به کار کردند . در این دنیا دستم از هر چیزی به جز خدمت به مردم کوتاه است و در آن دنیا هم آنانی را که ناجوانمردانه به من می تازند به خدا می سپارم اما شخصا آنها را می بخشم چون می دانم در این 2 روزی که زنده هستند باید زندگی خود را بگذرانند .)) در تلاشم که ارتباط بین سینمای کیمیایی با اینگونه یکسو نگری عوام که خود نیز شاید جزوی از آن باشم را درک کنم. حیف که فرصتهایی چون ((ضیافت)) خیلی کم نصیب ما می شود که دور یک میز کنار هم بنشینیم و از خودمان بگوییم. از اینکه چه بودیم و چه کردیم و حالا کجاییم و از جان هم چه می خواهیم!
وبلاگ سنگواره؛ نوشتهای از حسین توکلی
بله آقای خیابانی، امیر قادری در این باره نماینده نسل ماست. نسلی که دیگر تحمل گزارش های اعصاب خرد کن شما را ندارد. که بارها و بارها مجبور شده صدای تلویزیون را قطع کند و عذاب دیدن فوتبال بدون صدا را به جان بخرد، اما گزارش شما را نشنود. گزارش شمایی که می توانید تفاوت استیل یاپ استام را از سباستین ورون تشخیص ندهید و بازی یاپ استام را پشت هژده قدم تیم حریف منچستر در حال پاس تو در دادن گزارش کنید. شمایی که جمله های بی ربط را آغاز می کنید و چون نمی توانید آن را تمام کنید می توانید با یک "است" سر و ته قضیه را ختم به خیر می کنید. جواد خان شما می توانید بیرون رفتن وندرسار در جام ملتهای اروپا برای تعویض دست کش را با پایان بازی اشتباه بگیرید. می توانید بگویید این بازیکن با این گل هت تریک خودش را کامل می کند! هت تریک که ناقص و کامل ندارد. هر کس سه گل در یک بازی بزند هت تریک کرده است. شما می توانید ضربان قلب خود را برای اینکه "آرش" در آفساید می ماند به شماره بیاندازید و به شدت حرص بخورید. شما خیلی کارها می توانید انجام دهید!. ...می توانید هر نقدی را به کینه ای دورادور ربط دهید، تا جایی که نقد چند سال پیش مجله "تماشاگران" را به کینه نویسنده در دوران مهد کودک و آمادگی مشترکتان ربط دهید. هیچ ایرادی ندارد که شما در گزارشتان طرف یکی از دو تیم را بگیرید اما شهامت گفتن اش را هم داشته باشید. امیر قادری خوب نوشته که کاش شما واقعا چیزی را دوست بدارید، چون شمایی که می گویید زمانی استقلالی بوده اید و زمانی پرسپولیسی، و حالا هیچ کدام!. نشان می دهید که حتا واقعا هیچ یک از آن دو را هم دوست نداشته و ندارید. یک بار دیگر گزارشتان را زمان گل های استقلال و پرسپولیس گوش کنید. موضوع هواداری شما از یک تیم نیست. گو اینکه شما فقط هوادار مسیر باد هستید. اما آن را هم خوب گزارش نمی کنید. هر کاری دوست دارید بکنید. اما معلم پرورشی هم نباشید. برای فیر پلی بازی هم خودتان را بدون روغن سرخ نکنید، چون بوی تزویر و چند رویی بدجور از آن بلند می شود. وقتی اطلاعات ندارید برای به روز نشان دادن خودتان زور نزنید چون این نسل، نسل اینترنت و ماهواره است، و خیلی راحت لو می روید. نسلی که امیر قادری در این باره نماینده اوست. بله آقای خیابانی، بله.

منبع خبر : روزنامه هدف و وبلاگ حسین توکلی: سنگواره
پنجشنبه,18 مهر 1387 - 3:19:37