سینمای ما- سومين جلسهي مناظره مديرعامل خانه سينما با مشاور هنري رييسجمهور با پيشنهاد تشكيل گروهي براي آسيبشناسي سينماي ايران تمام شد. اين مناظره در برنامهي سوم با سوال جواد شمقدري از مديرعامل خانه سينما آغاز شد. مشاور هنري رييسجمهور پرسيد: خانه سينما در رابطه با وضعيتي كه سينما دارد چه نقشي داشته و الآن چه برنامهاي دارد؟ در اوايل دهه 60 سياستگذاري با اهدافي صورت گرفت و تا به امروز سياستگذاري جديدي سراغ ندارم. قرار بود قطار سينماي ايران به چهارراه تمدنها برسد و حرفي در عرصه بينالمللي و منطقهاي و داخلي براي گرفتن داشته باشد، اما امروز قطار سينماي ايران نميگويم به ايستگاه متروك رسيده اما به انتظاراتي كه ما از آن داريم نرسيده است و بايد پرسيد در اين وضعيت افراد چه نقشي داشتهاند؟
شمقدري مطرح كرد: حداقل اين دولت و كساني كه منتقد جريان قبل بودند در اين روند نقشي نداشتند و يك حلقه مديريتي در اين سرنوشت سينما نقش مهمي داشتهاند، كساني كه هم فيلم ساختند و هم در فارابي مديريت داشتهاند و هم در خانه سينما حضور فعالي داشتهاند، بايد ديد براساس چه استراتژيهايي به اينجا رسيدهايم.
مشاور هنري رييسجمهور با بيان اينكه حلقه مركزي كه سينماي ايران را مديريت كرده، خاستگاه حزبي سياسي پيدا كرده است تصريح كرد: اوج اين روند در دوران اصلاحات است. تا وقتي كه اين حلقه مديريتي هم در سياستگذاري و هم استفاده از تمام فرصتها درحال عملكردن باشد، مشاركتي شكل نميگيرد و جلوي هر حركت جديدي گرفته ميشود، بنابراين اين فرآيندها باعث ميشود نتايجي كه ميخواهيم محقق شود به نتيجه نرسد.
و عسگرپور در ادامه اين سخنان گفت: الآن متوجه شدم بخش عمدهاي از همكاران ما سياستمداران خيلي پيچيدهاي هستند كه به دنبال رشد سينما نيستند و هر موقع قطار سينما حركت ميكند آن را به طرف ديگري ميبرند و به نوعي ضدحكومت و ضدمردم عمل ميكنند. از نظر من تمام مديران سينمايي بعد از انقلاب درپي جريان دادن ارزشها در سينماي كشور بودند، ولي با توجه به ابزار و امكاناتشان ممكن است اشتباه مديريتي داشته باشند. بنابراين اين نگاه استراتژيك نيست و دلسوزي گروهي براي سينما است.
او مطرح كرد: در تمام دنيا وقتي ميخواهند ريلگذاري جديدي انجام دهند از نخبگان استفاده ميكنند. متأسفانه در كشور ما بعد از تأكيد مقام معظم رهبري بر استفاده از نخبگان، ديگران آن را مترادف با كساني گرفتند كه در كارهاي علمي هستند و توجه نكردند اين نخبگان در حوزه هنر هم ميتوانند باشند. از اين گروه طي چندسال گذشته در مباحث استفاده نشد. بعد ممكن است مدير امروز از اظهارنظراتي كه ميشود ناراحت شود.
بايد پرسيد مگر نشست و برخاستي با اينها داشتهايد و شنيديد كه در دوره جديد بايد چه كار كرد؟! نبايد ميزان تقسيمبندي امروز ما ساخت فيلم تبليغاتي بشود. به هر حال عدهاي در سينما، جزو افتخارات ملي كشور هستند و نميتوان در سينما از اين افراد كارشناستر پيدا كرد. شكل ديگر آن است كه اينها را كنار گذاشت و خودتان جلساتي را برگزار كنيد و تصميم بگيريد.
شمقدري هم مطرح كرد: يك حلقه مركزي در سينما وجود دارد كه من آنها را شاهنشين ميدانم. مجموعه ديگري هستند كه اگر بودجه و اعتباري بود بعد از حلقه مركزي نگاهي هم به آنها ميشود. اين فضا اولين مانع براي هرگونه اتفاق مثبت است. آقاي احمدينژاد 4 محور كاري براي خودشان تعريف كردند كه براساس آن مردم به ايشان اقبال نشان دادند. اولين آن عدالتخواهي بود و معتقديم عنصري است كه در همه بخشها ميتواند بسياري از مشكلات ما را حل كند كه يكي از آنها حوزه سينما است. بايد ببينيم اجراي عدالت در حوزه سينما به چه معنا است.
وي ادامه داد: آقاي عسگرپور معتقدند از آن جمعي كه در ديدار با كارگردانان بودند چيزي در نميآيد، بايد پرسيد از چه جمعي چيزي در ميآيد تا تكليفمان را روشن كنيم. در اين چند روز بخشي از فيلمسازان با من تماس گرفتند و از بخشي از صحبتهاي كه اينجا شد اظهار تأسف كردند. اگر اين روند ادامه پيدا كند آرا متضاد بيرون ميآيد. وقتي ميخواهيم حركتي را شروع كنيم بايد بدانيم با چه شاخصههايي و به تعاريف مشخصي برسيم، ايشان براي جلسه رياست جمهوري 40 نفر را معرفي كردند، اما ديديم كافي و جامع نيست و 40 نفر ديگر اضافه كرديم و از كساني كه ايشان معرفي كردند به جز 2 نفر بقيه نيامدند.
شمقدري اظهار داشت: وقتي با يك نگاه سياسي وارد اين عرصه ميشويم، هرچه كار مطالعاتي هم انجام بدهيم، نتايج خوبي در نميآيد. لازم است ابتدا تكليف خودمان را روشن كنيم و اشتباهاتمان را قبول كنيم. چرا در دولت اصلاحات استراتژي تعريف نشد؟ چون برنامه جور ديگري بود و قرار بود به منافع خودمان برسيم و چون منافع گروهي من نوعي تأمين بود، ديگر نگراني براي بقيه نداشتم.
به گزارش ايسنا، عسگرپور با اشاره به جلسهي ديدار كارگردانان با رييسجمهور هم ادامه داد: در ارتباط با آن جلسه معتقدم با جلسهاي ديرهنگام مواجه بوديم و درباره تركيبش هم نكاتي وجود دارد. ظاهرا بحث تخصصي ميكنيم كه بخش عمدهاي از مخاطبين ما ميدانند دربارهي چه صحبت ميكنيم و ارجاعدادن اين موضوعات به احساسات عمومي مردم درباره عدالت به گونهاي نيست كه بتوان مديريت كرد. وقتي محدوديت منابع داشته باشيم بصورت طبيعي سراغ كساني ميروي كه كار كردن بلد هستند. بسياري از كساني كه در آن جلسه حضور داشتند هم بسياري از پولهاي بيتالمال را هدر دادند و شاهنشين هم لقب ندارند چون كناري ايستادهاند و تنها به سينما فحش ميدهند. اما كساني ايستادند و زحمت كشيدند اما لقب شاهنشين به آنها داده شد كه اينها افتخارات بزرگي هم در حوزه داخلي و خارجي كسب كردهاند.
عسگرپور گفت: از روز اولي كه براي جلسه دعوت كردند به آقاي شمقدري گفتم، اين دوستان به احتمال قوي نميآيند و با اين حال با تكتكشان تماس گرفتيم و درخواست كرديم كه عدهاي هم نبودند. به طور طبيعي وقتي هركسي مدير بخشي از فرهنگ را برعهده بگيرد، اگر از جاي ديگري آمده باشد، تفاوت زيادي ميكند و كارهاي زيادي براي آشناشدن بايد انجام شود يا بايد به فردي اعتماد كنم و به عنوان مشاور هنري در كنارم قرار دهم و بگوييم هركسي كه ميخواهي بياور. اما اگر از اين حوزه باشم ميدانم همكارانم وسعشان چهقدر است. عدالت وقتي مطرح ميشود يعني اينكه بگوييم آقايان فيلمساز همه بيايد بودجههاي ميليادي ميدهم و فيلم بسازيد. ما امكانات مساوي داشتيم كه بنده «قدمگاه» را ساختم و ايشان با همان امكانات «طوفان شن» را ساختند كه فيلم من خوب نشده و فيلم ايشان بسيارخوب شده است!
عسگرپور تاكيد كرد: ما امتحاناتمان را در ساخت فيلم پس دادهايم و درك عمومي از من به عنوان فيلمساز وجود دارد.
شمقدري خاطرنشان كرد: روالي پيش ميرفت و در اين روال آنهايي كه ميتوانستند تأثيرگذار باشند اعم از كساني كه از بودجههاي ميلياردي استفاده ميكردند و هم كساني كه بعضي وقتها پستهاي مديريتي هم ميگرفتند كه تنها در حوزه سينما هم نبود طبيعي بود من به عنوان كسي كه واسطه ميشوم تا اتفاقي رخ دهد ابتدا بايد صحنه را رصد كنم، ببينم اين آمادگي براي يك تحول چهقدر وجود دارد.
وي افزود: سال 85 اولين پيشنهادي كه دادم اين بود كه با حضور رييسجمهور چنين جلسهاي گذاشته شود اما متوجه شديم، چنين ديداري در حضور رهبري انجام ميشود و طبيعي بود كه ما متوقف كنيم كه در آن جلسه هم برنامه ارايه كردم. فكر كردم اين جلسه ميتواند نقطه آغاز بسيارخوبي شود تا فيلمسازاني بيايند و خودشان مبتكر شوند. خانه سينما جايي است كه چنين ظرفيت و پتانسيلي را دارد و بنده به عنوان مشاور هنري چيزي را در اختيار ندارم و حسابي براي گروههاي مشورتي نشده است. انتظار داشتيم جاهاي ديگري كه چنين ظرفيتهايي دارند اينكار را شروع كنند اما اين حركت شروع نشد.
شمقدري تصريح كرد: همان فيلمسازان مطرح بيش از بقيه مسووليت دارند و بايد وسط بيايند و مقادير را ارايه دهد. از ناحيه اين دوستان يك برگ كاغذ نيامده و حتا تلفن من را پاسخ نميدهند. جلسات مختلفي با فيلمسازان داشتم واحساس كردم زمينه شروع يك تحول در ذهن اين مجموعهها وجود ندارد. وقتي با ميركريمي هم صحبت ميكردم ديدم چنين رويكردي وجود ندارد. جشن خانه سينما را هم پيگيري ميكردم ديدم قرار است همان روال پيشبرود، از يك سال گذشته هم اظهاراتي مبني بر عدم رضايت مطرح ميشود و اينكه سينما دارد به بنبست ميرود و حرف دوسال گذشته من الآن زده ميشود.
مشاورهنري رييسجمهور گفت: وقتي ديدم زمينه مناسب نيست، طبيعي بود كه اين كار را نكنم. در يك سال اخير احساس كردم اين زمينه ايجاد شده و زمزمهها ميشود. من گفته بودم سينما به جايي رسيده كه بود و نبودش يكي شده و الآن فيلمساز معروفي ميگويد سينما مرده است. چيزي كه يك سالونيم پيش پيشبيني كرده بودم. الآن هم معتقدم اگر تكاني نخوريم اين سينما كارايي نخواهم داشت. احساس كردم اين زمينه وجود دارد و بايد جلسه گذاشت.
وي افزود: آقاي رييسجمهو هم مدام پيگير بودند اما نميخواستم مانند جلسه سال گذشته شود كه تعداد بسيار اندكي آمدند و اين دليل عقبافتادني اين جلسه بود و چون احساس نياز نميشد عقب افتاد.
عسگرپور ادامه داد: ايشان ميگويند مشاورين چنين شأني را براي اصلاح وضعيت موجود ندارند، در صورتيكه نوع حضور و صحبتهاي آقاي شمقدري بيش از حد خود وزارت ارشاد بوده است. اگر اقدام مشابه همين اتفاقي كه افتاده اگر در دولت ديگري بود با توجه به نزديكبودن انتخابات حتما بعضي دوستان اشاره ميكردند يك حركت تبليغاتي صورت ميگيرد، ولي من ميگويم اين جنبه ژورناليستي قضيه است.
آقاي رييسجمهور در جلسه با كارگردانان، گفتند كدام كار است كه بايد زودتر براي بهبود سينما صورت بگيرد كه اين نشان از نگاه خير ايشان به مجموعه سينما دارد. رياست جمهوري شأني دارند كه بايد همه از آن مراقبت كنند اگر احساس ميكنيم بخش قابلتوجهي از مخاطبين ايشان ممكن است در آن جلسه حضور نداشته باشند، بهتر است به ميزانسن ديگري فكر كنيم.
شمقدري گفت: من تلاش كردم همه دوستان بيايند و حتا خيليها گفتند ميآييم اما نيامدند.
عسگرپور با بيان اينكه دولت بايد شان نظارتي خودش را تعريف كند تصريح كرد: اينكه ايشان ميگويند سال گذشته نگرانيشان را ابراز كردند نگرانيها خيلي زودتر اعلام شده بود و مجيدي هم يك روز گفت؛ صداي پاي ابتذال ميآيد بنابراين اين پالسها داده شده و كشف ايشان نبوده است. اينها را ميتوانيم نگاه داريم و در مواقع لزوم از آنها استفاده كنيم نه اينكه جماعتي را بخواهيم اداره كنيم يا جماعتي را بخواهيم از هم بپاشانيم.
وي افزود: اي كاش تعاملي كه مدنظر ايشان است، جور ديگري اتفاق ميافتاد و سر يك ميز با مسوولين سينما مشكلات را حل ميكردند و آن موقع ميتوانستيم اميدوار باشيم اتفاق مثبت ميافتد و تعامل شكل ميگيرد. اما با تشكيل گروه و نوشتن نامه سرگشاده وضعيت درست نميشود.
شمقدري در ادامه گفت: اتفاقاتي افتاده كه ريشه در گذشته دارد و باعث عدم اعتماد شده است. فيلمسازان بايد مشاركت بيشتري داشته باشند. من هم 10 سال است كه فيلم نساختهام و ميتوانستم در اين مدت 5 فيلم بسازم و شرايط مساعدي هم داشتهام، اما اين شيوهها را نميپسندم كه بخواهم فيلم بسازم.
وي افزود: من معتقدم هيچ تحول بدون مشاركت همه اهالي سينما رخ نميدهد. اميدوارم اين بحثها باعث شوند دوستان همه وارد ميدان شوند.
عسگرپور پاسخ داد: ما يك جلسه را نميتوانيم معيار قرار دهيم. فكر ميكنم دوستان سينما در هر جايي كه احساس كنند ميتوانند مفيد باشند، حضور پيدا ميكنند. اما جايي كه فكر ميكنند مفيد نيستند و ابزاري براي يك جريان ميشوند، نميآيند.
شمقدري گفت: حتا اگر چنين فكري شود براساس حدس و گمان نبايد قضاوت كرد و تصميمگيري كرد. اصل بزرگتري به نام سينماي ايران وجود دارد و بايد از خودگذشتگي كرد. چنين جلسهاي در چنين سطحي تقريبا تابهحال رخ نداده بود. بنابراين به عنوان فيلمساز و كسي كه موثر هستم بايد از خودم بگذرم تا اتفاق خوبي بيافتد.
وي افزود: پيشنهاد ميدهم گروهي كه جامع باشد آسيبشناسي كند و راه برونرفت سينماي ايران را اعلام كند و درخواستهاي رييسجمهور مبني بر ترسيم جامعه آرماني با افق بلند و ارايه راهكاري براي بهبود وضعيت سينما را مدنظر داشته باشند.
عسگرپور گفت: از رييسجمهور خواهش ميكنم حتما به وزير ارشاد دستور دهند تا از طريق معاونت سينمايي اين گروه تشكيل شود ما هم مشتاق و دنبال اين كارگروه هستيم.
شمقدري هم اظهار داشت: ما ميتوانيم به عنوان يك گروه دلسوز هسته مركزي هم تعريف كنيم تا كمك كند.
اين مناظره كه در برنامهي تلويزيوني «دو قدم مانده به صبح» با اجراي فريدون جيراني انجام شد بعد از سه برنامه به پايان رسيد.