Print

گناه گل‌شیفته این بود که... /او با بقیه فرق می‌کند، اما این فرق چیست؟

سینمای ما - علی: هر اتفاقي كه در يك گوشه از اين كره ي خاكي مي افتد، مجموعه اي از انسانها به طور مستقيم و غير مستقيم در آن دخالت دارند و شايد در آن مقصر و حتي گناهكارند! در حوادث شوم اخير، خيلي ها بار تقصير بر گردنشان است. از مسئولان مربوطه بگيريد كه با كنش هاي بي دليل و بي منطقشان، واكنش هاي شايد تند گلشيفه فراهاني را در پي داشتند، تا خود ما مردم كه به سبك ايراني‌مان، آتش اين حوادث را شعله ور تر كرديم و در محيط محترم مطبوعات و به خصوص اينترنت، فضاي زرد، مبتذل، سخيف و توهين آميزي(نسبت به مسئولان، آن هنرمند و تفكرات يكديگر) ايجاد كرديم. در طول اين چند هفته در محيط نت شاهد بودم كه پست شماره ي 1 اكثر وبلاگ ها و سايتها، بررسي اين رويداد اخير بود و چقدر متاسف مي شدم كه در آن بحثها، ما به راحتي به تفكرات يكديگر توهين مي كنيم. يكي متهم به تحجر، يكي متهم به بيراهه روي، يكي متهم به عقب ماندگي، يكي متهم به گمراهي و...! گمان كنم گناه من و شما از گناه آنها اگر بيشتر نباشد، كمتر هم نيست! تمامي كساني كه در اينجا كامنت مي گذارند و مواضعشان كاملا رو در روي هم است، يقينا در طول اين چند هفته، حسابي با مخالفانشان درگيري تفكراتي داشته اند! شايد بايد از گلشيفته فراهاني تشكر كرد كه لااقل توانست براي چندين هفته اين ملت تنبل را به طرز بي سابقه و فراگيري به بحث با يكديگر دعوت كند! شايد بايد از او تشكر كرد كه توانست مردم را به تفكر در عقايد و باورهاي خود و ديگر هموطنانشان تحريك كند.... تا مردم ببينند اصلا رفيقشان، همسايه اشان، استادشان، همكارشان، دشمنشان، مخالفشان، يا حتي آن بيگانه، از جامعه چه ميخواهد. نسبت به اين طرز تفكر و اين رويداد و... چه عقيده اي دارد. شايد بايد از او تشكر كرد كه باعث شد جوانان وبلاگدار و با تفكرات به روز و گوناگون، براي نخستين بار به وبلاگ هاي جوانان مذهبي و يا بسيجي بروند و سر عقايدشان، در محيطي آزاد، با يكديگر گفتگو كنند. اين چيزيست كه جامعه ي ما ميخواهد. ما بايد ببينيم از هم چه مي خواهيم. اينها في نفسه خوشنود كننده است. ولي اي كاش اين بحث ها به ابتذال و زردي و توهين آميزي كشيده نمي شد....! ولي خب شايد براي آغاز يك تغيير، خوب باشد. مي توان به آينده و اينكه بتوانيم درست و منطقي با يكديگر بحث كنيم، خوشبين بود. اما در حال حاضر علي رغم پيشرفتهايمان، ولي هنوز بحث و گفتگو با يكديگر را بلد نيستيم و از آن شعار متمدن بودن، به دوريم. ولي مي توان به آينده خوشبين بود. اما به گمانم جداي اين بحثها و رويدادها، بزرگترين گناه گلشيفته فراهاني در اتفاقات اخير، اين است كه گلشيفته فراهاني است!... فلان هنرمندان، تصاويرشان در مبتذلترين مهماني ها در مي آيد، اما آب از آب تكان نمي خورد.... چون گلشيفته فراهاني نيستند.... چون براي نخستين بار ما را با غول هاليوود رو در رو نكرده اند. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه نوستالژي يك نسل است. نسلي كه بالا رفتن او را از درخت گلابي ديده، نسلي كه ضجه هايش سنگين و عزيزش را بر روي پل ديده، نسلي كه رفتنش بر روي مين را در راه عشقي پاك ديده و سر آخر، نسلي كه ضجه هاي عاشقانه مادرانه اش را ديده. گلشيفته فراهاني نوستالژي يك نسل است. نسلي كه خاطرات سينماييشان با او گره خورده. نسلي كه هر كدام در خانواده اي با باورها و فرهنگ هاي متفاوت رشد يافته اند و از اين رو هر كدام عقايد و تفكرات گوناگوني دارند و متعاقبا بسته به عقايد خود، از گلشيفته فراهاني توقع دارند. توقعاتي كه شايد بعضا بيجا و بي منطق نيز باشد. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه خيلي ها از او توقع دارند. گناهش اين است كه از آن جوان تين ايجر بگير تا آن روشنفكر و تا ‌آن جوان مذهبي، همه برايش حرمت قائلند و دوستش مي دارند. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه آن جوان مذهبي كه با سينما مشكل دارد، سي دي ميم مثل مادر را فقط به خاطر حاج رسول بدست مي گيرد و فيلم را مي بيند، ولي سر آخر به افتخار هنرمندي و آنهمه عشق و احساس او دست مي زند. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه مادر فيلم ملاقلي پور است. مادري كه يك نسل را شيفته خود كرد و حال همه روي آن تعصب دارند. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه مادري بود كه مسئولان به خاطر آن، نسخه هاي فيلم را به دانشجويان خارج از كشور مي دادند و مي گفتند برويد در غرب، ولي ايراني باشيد. وزير ارشاد فيلم را به خاطر آن مادر برابر با طراز جمهوري اسلامي عنوان مي كند. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه مادري بوده كه حال همه با چشماني تيز او را دنبال مي كنند و رگ غيرتشان براي او مي تپد. آن روحاني كه با سينما سر و كاري ندارد، پس از رفتنش بر روي فرش قرمز مي آيد و در وبلاگش مي نويسد بازيگر ميم مثل مادر چرا؟! گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه ميم سينماي ايران است، اتي است، روناك است، سپيده است، هانيه است. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه از آن جوان شيك پوش گرفته تا آن جوان مذهبي،‌همه او را مي شناسند و به هنرش علاقه دارند. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه با زنده ياد ملاقلي پور راهي را رفته كه هر چند او را در يك مسير رو به اوج قرار داد، ولي سختيهايي نيز برايش پديد آورد. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه دوستدارانش از يك كودك 12 ساله هستند تا آن پيرمردها و پيرزنهايي كه با او اشك ريختند و پس از آن پرسان پرسان در پي يافتن آثار ديگر آن دختر جوان افتادند. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه دوستدارانش از يك جوان به روز و مدرن و آزادي طلب است تا افراد ميانه رو و تا آن جوان مذهبي. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه تمامي اين اقشار گوناگون با باورهاي متفاوت خود، با توجه به عقايد خود از او انتظار دارند.... او را مانند ناموس خود مي دانند. حال وقتي هر اقدامي از سوي گلشيفته سر بزند، تمامي آنها بسته به همان باورهاي خود، ‌نسبت به اقدام فردي كه به او تعلق خاطر دارند، يك نوع ري اكشن نشان مي دهند. يكي تشويق مي كند، ‌يكي همچون برادران بيش از حد غيرتي فحش مي دهد، يكي قهر مي كند، يكي گريه مي كند، يكي مي ترسد، يكي احساس غرور مي كند. يكي حرف از دين مي زند، يكي حرف از آزادي، يكي حرف از ايران، يكي حرف از وجوه انساني. گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه بيش از حد محبوب و سرشناس و توانا است. گناهش اين است كه آن سپيده او را بين تمامي اقشار عزيز كرده و همه از او توقع دارند. آيا او مي تواند با هر اقدامش، تمامي اين طيف ها را راضي نگه دارند؟(نتيجه اش اين درگيريهاي تفكراتي اخير است). گلشيفته فراهاني بيش از حد محبوب و توانا است و اينها در كنار هم هر چند تحسين برانگيزند اما سختيهايي را به همراه دارند و جاهايي آن فرد بايد تاوان داشتن اين ويژگيها را بدهد. گلشيفته فراهاني اگر گلشيفته فراهاني نبود، همچون همان بازيگرها و خيلي ديگر از بازيگران، خيلي كارها مي كرد و آب از آب تكان نمي خورد و با خيالي آسوده به كارش ادامه مي داد. مردم نسبت به او و كارش اهميتي نشان نمي دادند و توجه نمي كردند. كسي درباره اش نمي نوشت و صدها هزار كامنت در طول چند روز ارسال نمي شد و مردم به جان تفكرات يكديگر نمي افتادند. گلشيفته فراهاني با ايجاد شدن اين حواشي وحشتناك اخير، ‌دارد تاوان گلشيفته فراهاني بودن را مي دهد. مسئولان بسته به عقايدشان، از مادر فيلم ملاقلي پور( و نه گلشيفته فراهاني) عصباني اند، خيلي ها به همين دليل از او عصباني اند، خيلي ها هم با تفكرات خود(از ابعاد ملي بگيريد تا سياسي و اجتماعي) از اقداماتش راضيند و خوشنود. گلشيفته اگر گلشيفته نبود، نه مسئولان خيلي برايشان مهم بود كه او چكار مي كند و نه مردم! ولي حالا تحت نظر خيلي هاست و همه بر رويش تعصب دارند.گلشيفته فراهاني گناهش اين است كه جامعه ي ما بر خلاف حقايق موجود، تنها سپيده بودن را دوست دارد و هانيه ها را پس مي زند! حال او اينجا ميتواند يا به ساز ديگران برقصد و يا خود خودش باشد.... كه تاوان اين "خود" گلشيفته فراهاني بودن، از گلشيفته فراهاني بودن بسيار سخت تر است.همانند تاواني كه علي سنتوري، براي علي سنتوري بودن داد. از تمامي حواشي و اتفاقات كه بگذريم، بايد خيلي راحت گفت كه علت اينهمه واكنش هاي شديد و بحث هاي طوفاني و درگيري هاي عظيم و بي سابقه، اين است كه گلشيفته فراهاني، گلشيفته فراهاني است. كسي كه آن مذهبيهاي تند رو در مطبوعات نيز علي رغم مواضع تندشان، از بازگشت او به سينماي كشور به شدت استقبال مي كنند، چون گلشيفته فراهاني است. قصد موضع گيري در باب درستي و غلطي اعمال مسئولين و گلشيفته فراهاني وجود ندارد. ولي در باب اين فضاي آشفته و متشنج اخير بايد گفت كه گلشيفته فراهاني بايد اين وضع را و وضع هاي اينچنيني را تحمل كند، چون گلشيفته فراهاني است! و گلشيفته فراهاني بودن يعني بخش بزرگي از خاطرات سينمايي نسلي كه تضاد فرهنگي و عقيدتي درونشان بيداد مي كند و هر كدام از يك زاويه به دنياي پيرامون خود و پديده هايش نگاه مي كنند!


Print
منبع خبر : سینمای ما
سه شنبه,28 آبان 1387 - 17:36:5