سینمای ما- نگار باباخانی: «در وزارت ارشاد هیچ پروانه ساختی به نام فیلمهای من صادر نشده است»این نخستین جملهای است که «مسعود کیمیایی» کارگردان جریانساز سینمای ایران درباره سرنوشت پروژههای سینمایی تازهاش به خبرنگار فرهنگ میگوید؛ کارگردانی که همواره کنجکاوی فراوانی درباره فعالیتها و فیلمهای جدیدش وجود داشته است؛ ولی به قول خودش «هر دو سه سال یک بار میتواند صدای دوربین را بشنود».«شریک»، «ردپای خون»، «محاکمه در خیابان» و «تبعید سایهها» فیلمنامههایی هستند که در این 2 سال قرار بود «کیمیایی» یکی از آنها را مقابل دوربین ببرد اما برای هیچکدام تا امروز پروانه ساخت صادر نشده است؛ به این ترتیب همچنان «رئیس» در کارنامه این فیلمساز مطرح آخرین فیلم محسوب میشود.«من فیلم نساختن را فضیلت نمیدانم، این سومین سالی است که فیلم نساختهام و کمکم وارد چهارمین سال میشود».سه سال فیلم نساختن برای کارگردانی که همه زندگی و عشقش سینماست و به قول دوستانش با شنیدن صدای دوربین؛ گویی بیست سال جوانتر میشود؛ یعنی سیسال رنج و تبعید به دنیایی که دوستش ندارد و با آن بیگانه است.
«کیمیایی» در پاسخ به اینکه مشکل مسئولان با فیلمنامه «شریک» چیست، میگوید: «چند مورد اصلاحیه بود که من در بازنویسیهای دوم و سوم، آنها را اعمال کردم؛ ولی میگویند یک فیلمنامه دیگر بیاور و این را نساز. آنها هرآنچه خواستند، من با سناریوهایم انجام دادم ولی همچنان نتوانستهام فیلمی بسازم، دیگر اواخر عمر کاریام است و فرصت ندارم که مدام بگویند این سناریو نشد یک سناریوی دیگر.گلایههای کیمیایی در حالی است که در مواردی با ارایه یک طرح چند خطی امکان ساخت فیلمهای سینمایی فراهم میشود ولی ظاهرا سازنده«قیصر» و «گوزنها» ماهها و سالها با چندین فیلمنامه قطور، بلاتکیلف و منتظر نگه داشته شده است. او میگوید: «فیلمنامه رئیس را هم سه بار بازنویسی کردم تا اجازه ساختش را دادند».
به جای فیلم، مستند بساز
تنها طرحی که «مسعود کیمیایی» مجاز به ساخت آن است مستندی درباره تهران است که در آن، فیلمهایی که از جریان انقلاب تهیه کرده و برای نخستین بار به نمایش درمیآید.اما آیا مستند ساختن درباره تهران میتواند عطش فیلمسازی «کیمیایی» را رفع کند؟ او همچنین میگوید: «به من و داریوش مهرجویی میگویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرحهای سینماییمان را بلاتکلیف نگه میدارند؛ من هم گفتهام یک سری فیلم آرشیوی دارم که در سال 57 تهیه کردهام و از آنها استفاده خواهم کرد».بدون شک، «مسعود کیمیایی» و «داریوش مهرجویی» گزینههای قابل توجهی برای ساخت پروژه «تهران» هستند؛ اما چرا پشت دوربین فیلمبرداری خودشان قرار نگیرند تا فیلم ارزشمند دیگری را در کارنامه سینمای ایران به ثبت برسانند.
«تبعید سایهها»
بنیاد سینمایی فارابی در راستای حمایت و ساخت آثار فاخر، از «مسعود کیمیایی» دعوت کرده است تا طی قراردادی، فیلمنامه«تبعید سایهها» را که طرح اولیه آن متعلق به 15 سال پیش است تکمیل کرده و با فراهم شدن شرایط، آن را مقابل دوربین ببرد. داستان«تبعید سایهها» در سال 1327 میگذرد و مربوط به تصفیههای داخلی فرقه دموکرات و ماجرای جداییاش از حزب توده در تهران است. فیلم از نگاه تنها بازمانده این رویداد تاریخی روایت میشود؛ قصهای که ماجراهای آن در تهران و مسکو میگذرد و فضایش میتواند تا حدودی یادآور فیلم «سرب» اثر درخشان و ساخته شده کیمیایی در سال 67 باشد.
فیلمنامه «تبعید سایهها» تکمیل و به بنیاد فارابی ارائه شده است؛ اما ظاهرا باز هم معضل بلاتکلیفی، گریبان این پروژه را هم گرفته است. میپرسم آیا به مضمون فیلمنامهتان ایراد گرفتهاند که میگوید: «اتفاقا در تبعید سایهها» را دوست دارند و مشکل مضمونی هم از آن نگرفتهاند ولی در فارابی هنوز کسی را پیدا نکردم که برای ساختن این فیلم پا پیش گذاشته باشد و بویی از اینکه این فیلم یا فیلمهای دیگرم را بسازم به مشامم نمیرسد».البته «کیمیایی» از آدمهای خوب این ماجرا هم یاد میکند: «آقای جعفری جلوه آدم خیلی خوبی است و با من مطابق سنم رفتار میکند. اگر قرار باشد «تبعید سایهها» را بسازم به لطف ایشان اتفاق خواهد افتاد و فقط در وزارت ارشاد اوست که دارد این کارها را پیگیری میکند و خیلی به من کمک میکند ولی آنها با او همکاری نمیکنند. به هر حال ایشان لطف خودشان را کردند».
میپرسم آیا به لحاظ تاریخیبودن فیلمنامه مشکلی برای هزینهها و بودجه ساخت فیلم وجود دارد؟ پاسخ میدهد: «قرارداد نگارش سناریو از سوی فارابی با من بسته شده و مشکل سرمایهگذاری هم ندارند ولی ظاهرا نمیخواهند من فیلم بسازم».«کیمیایی» همچنین از انتشار رمان «حسد» که مربوط به زندگی «عینالقضات همدانی» است تا ده روز دیگر خبر میدهد و میگوید: «آن خودش یک اتفاق دیگری است که جدای از فیلمسازیام است».از سازنده «حکم» میپرسم اگر در همین روزهای آینده با ساخت «تبعید سایهها» موافقت کردند چه بازیگرانی را انتخاب خواهید کرد؟ با کمی مکث میگوید: «اکبر زنجانپور خواهد بود. پولاد هم هست، به عربنیا خیلی فکر میکنم، بچههای مدرسه هم خواهند بود از جمله شبنم درویش...»
امیدواری کیمیایی به ساخت «شریک» و «تبعید سایهها» تا اندازهای بود که تا همین یکی دو ماه پیش برای ساخت هر دوی این فیلمنامهها برنامهریزی کرده بود:«تبعید سایهها، پروژهای عظیم است که بخش اصلی آن در فصل زمستان میگذرد و به واسطه سرد بودن هوای زمستان در مسکو بخش اصلی فیلمبرداری آن اردیبهشت ماه سال آینده آغاز خواهد شد اما شریک فیلمی شخصی است که امکان ساختن آن در یک ماه وجود دارد و در صورت کسب پروانه ساخت این فیلم توسط تهیهکننده، امیرحسین شریفی، این احتمال وجود دارد که شریک را در زمستان بسازم.»این در حالی است که نیمه آذر ماه است و هنوز حتی پیش تولید هیچ کدام از این فیلمها هم آغاز نشده است.و اینگونه میشود که در لیست بلند بالای یکصد و چهاردهمین فیلم فارابی هیچ نامی از کیمیایی و فیلمنامههایش دیده نمیشود. به «کیمیایی» میگویم امیدوارم به زودی دوباره با عکاس روزنامه بیاییم آموزشگاهتان که در همسایگی روزنامه است و خبر آغاز فیلمبرداری و اسامی عوامل اصلی را بگیریم، چشمانش برقی از امید دارد اما انگار ته دلش هنوز نگران تصمیمگیرهای اصلی است.