سینمای ما - رضا ميركريمي گفت: فيلم «به همين سادگي» يك تجربه متفاوت نسبت به كارهاي قبليام است، چرا كه اكثر پارامترها و مسائلي كه يك درام را شكل ميدهد و به جذابيت قصه كمك ميكند در اين فيلم وجود ندارد.
اين كارگردان سينماي ايران كه در نشست نقد فيلم «بههمين سادگي» در دانشگاه زنجان سخن ميگفت، ادامه داد: در «بههمين سادگي» اصولا چيزي به نام حادثه وجود ندارد، چون به كساني ميپردازد كه زندگي آنها خيلي معمولي است و حوادث بيروني خاصي در آن اتفاق نميافتد. اين افراد دچار روزمرگي شدهاند و حذف عامل حادثه از اين درام را بايد با چيز ديگري جايگزين كرد.
اين كارگردان زنجاني خاطرنشان كرد: اصولا زناني از نوع «طاهره» (شخصيت اصلي به همين سادگي) كمتر دربارهي مشكلات خود حرف ميزنند و ترجيح ميدهند دردهاي خود را با كسي درميان نگذارند. در اينجا عامل ديالوگ كه عامل پيشبرنده است از قصه حذف ميشود و به يك ماجراي دروني برخورد ميكند و پرداختن به خلاء عاطفي «طاهره» كه كاملا دروني است، در اين فيلم مشهود است.
كارگردان فيلم «خيلي دور خيلي نزديك» در بخش ديگري از اين نشست مطرح كرد: معمولا فيلمهاي من شخصيتمحور است و قصه در يك يا چند شخصيت اصلي خلاصه ميشود. اما در فيلم «بههمين سادگي» بسياري مسائل تشديد شده بود و هيچ چيزي بيشتر از آنچه كه طاهره درك ميكند، قرار نبود به مخاطبين فيلم بگوييم.
ميركريمي يادآور شد: حذف عامل موسيقي و اتخاذ يك روش از نوع روايت، به گونهاي كه در آن عدم تاكيد وجود داشته باشد و تماشاگر احساس كند كه بيواسطه با يك زندگي واقعي روبرو است، سبب ميشود كه قسمتي از مهارتها و تواناييهاي يك كارگردان براي بيان بهتر يك قصه گرفته شود و اين اتفاقي بود كه در فيلم «به همين سادگي» افتاد.
كارگردان فيلم «زير نور ماه» خاطرنشان كرد: اتفاق بدي در فضاي رسانهاي كشور در حال وقوع بوده و آن حاصل نگاهي سطحي و يك سويه در مورد مخاطبين ميباشد. رسانهها فكر ميكنند كه ظرفيتهاي مخاطب محدود است و وي قدرت تجزيه و تحليل ندارد.
ميركريمي در خصوص وضعيت سينماي ايران نيزگفت: قبول دارم كه سينماي ايران شرايط خيلي خوبي ندارد و البته اين را هم بايد دانست كه اكنون سينماي دنيا نيز شرايط مطلوبي ندارد و من طي حضور در مجامع خارج از كشور، شاهد ركود سينما در اين كشورها بودهام.
وي افزود: در سينماي ايران شرايط مطلوبي نداريم، چرا كه درصد خروجي فيلمهاي با كيفيت ما كه ميتواند كمكي به اعتلاي فرهنگ جامعه بكند، بسيار پايين است. حتي در فيلمهاي سرگرم كننده نيز سخيفترين و پيش پا افتادهترين احساسات تماشاگر مطرح ميشود و با اكران اين فيلمها چيزي از فرهنگ ما باقي نميماند.
ميركريمي در بخشي ديگر از اين جلسه دربارهي مضامين فيلمها در پاسخ به سوالي گفت: دايره مضامين تنگتر شده و دلايل آن نيز متفاوت است. وقتي تمام انرژيمان را در يك جا جمع كرده و انتقاد كنيم، مسلما برخوردهاي خوبي را شاهد نخواهيم بود. نبايد ظرفيتها اينقدر محدود باشد به نحوي كه وقتي از قشري خاص در فيلمهايمان صحبت ميكنيم، آن قشر به اعتراض در مورد اين فيلم بپردازد.
اين كارگردان سينما معتقد است: تا وقتي فضاي انتقاد از نوع سازنده در جامعه داشته باشيم، اميد به بهبود شرايط هستند. هنرمندان بخش هوشيار جامعه هستند كه ظرفيتها و عرف را ميشناسند و كاستيها و نواقص را انعكاس ميدهند.