نقش داور و داورى در بازى فوتبال نقش با اهميت و جالبى در سياستگزارى لحظه ها است. نقشى كه اهميت خود را نه از تطبيقى بى انعطاف با خط ها و خطاها، بلكه بيشتر از بستگى موثرش با شرايط برخورد و به گونه اى فى البداهگى مى گيرد. از اين رو داورى در يك بازى فوتبال كنشى فعال و تاثيرگذار در مديريت برخوردها زيرنظر حدود از پيش تعيين شده است.
آفسايد به فضايى خلاءگونه كه از فاصله بين دروازه بان و مدافعان تشكيل شده گفته مى شود. خلايى كه به گونه اى قانونى خارج زمين را در درون زمين توليد مى كند. اين خلاء را مى توان در جاهاى مختلفى جست. قرنطينه هاى گمرك بين دو مرز و يا درون ساختمان سفارت هاى مختلف كه با قوانين داخلى كشور خويش مطابق اند نيز، از اين شرايط خارج در داخل تبعيت مى كنند. در مورد پناهى و شرايط خاص آثار او بهتر است به يك موضوع كليدى اشاره كرد. همان طور كه او خود را در ديالوگى از گفته هاى سرباز نيشابورى «بادكنك سفيد» بازمى يابد: «من غريبم اما غريبه نيستم» و اين وضعيت بيرون در درون را به چالش مى كشد.
حرف هاى زيادى مى توان درباره آفسايد و حواشى آن زد. اشاره به وضعيتى كه در مقابل نوعى رئاليسم درد، صف آرايى كرده يا جهشى كه از وضعيت هاى انتزاعى و كوران هاى نشانه شناختى به دنياى ازدحام آدم ها و چهره ها گريز زده است. در هر حال بهترين جا براى شروع، اشاره به سرگرمى سازى در جهت ارضاى نيازى است در تخليه احساسات سركوب شده و هيجانات ناشى از زندگى در شرايط امروزى كه اگر بگوييم اهميتى به اندازه برخى دغدغه هاى جدى دارد زياد اغراق نكرده ايم. آفسايد به فضايى اشاره مى كند كه فحش دادن و تخليه احساسات روانى در آن آزاد است و خلاء قوانين و اخلاق در آن به شكل سوپاپ هاى اطمينان عمل مى كنند.
در صحنه اى از آفسايد، با ديالوگى كه از محوريت خاصى نسبت به مضمون كلى فيلم برخوردار است مواجهيم. يعنى درست همان جايى كه يكى از دختران بازداشت شده كه در جامه مبدل مانند عنصرى نفوذى (اين موضوع در مورد دخترى كه از لباس نظامى سوءاستفاده كرده به نهايت خود مى رسد) به استاديوم وارد و دستگير شده، به قصد نرم كردن به سمت سرباز آذرى، كه دغدغه هاى جدى اش (مادر مريض، زمين خشك و گاوهاى گرسنه) او را در جايگاهى ستيزجويانه قرار داده مى رود و با طرح سئوالات متعددى به خلايى اشاره مى كند كه قوانين و نماينده قانون كه در اينجا به شكل نمادين سرباز آذرى است قادر به پاسخگويى به آنها نيستند. او با طرح اين سئوالات درست به آفسايد قانونگذارى اشاره مى كند. جايى كه دلايل و توجيهات قانع كننده نيستند و سرباز آذرى را در نهايت، ناچار به استفاده از زور در گريز از پاسخگويى مى كنند. همين وضعيت در طرح جايگاه و محل نگهدارى متخلفين نيز كاملاً رعايت مى شود. جايگاه يا قرنطينه دختران دستگير شده جايى درست در فضاى استاديوم است، ولى با وجود همان اندازه و فاصله چند مترى از محروميت تشديد شده ترى نسبت به تماشاچيان خانه نشين برخوردار است و بازداشت شدگان را در درون آفسايد ساختمان استاديوم در شرايطى قرار داده كه تنها داوران (نگهبان ها) مى توانند آنها را در جريان و روند بازى و افت وخيزها قرار دهند كه همين موضوع انتقال اخبار نيز به شكل چشمگيرى با كاذب بودن اخبارى كه تحت تاثير تعصبات و احساسات يكى از سربازها قرار گرفته با بحران مواجه مى شود. در نگاهى كلى تر يعنى درست در يك عكس هوايى همين منطقه (استاديوم) مى تواند براى زنان مانند آفسايد يا خلاء در درون شهر فرض شود و آنها به همان اندازه از بازى دور باشند (تلويزيون) كه زنان ژاپنى و يا بحرينى.
چيزى كه در ساختار فيلم اهميت زيادى پيدا مى كند همان خلاء جغرافيايى زنان است كه مى تواند اين نماى گسترده و حضور پررنگ را در يك عكس هوايى براى يك زن به نيست بدل كند. اميرى كه در مورد داورى آفسايد در جشنواره بيست و چهارم نيز كاملاً صادق است و اين بناى دقيق و طراحى بديع را به راحتى در يك نماى از بالا حذف كرده است. البته شايد برخى با اشاره به دايره و طرح محدوديت زنان در آفسايد بخواهند به نتايج مشابهى در اعمال تفسيرهاى كاملاً فمينيستى برسند اما چيزى كه به درك كلى ساختار انتقادى آفسايد مرتبط است اشاره اى است صريح به داورى و اختلاطى دلخورانه است با قانون.
احتمالاً آفسايد در جشنواره هاى خارجى از اقبال خوبى برخوردار خواهد بود و جالب اينكه اين اقبال نيز مى تواند دستمايه طرح برخى مسائل حاشيه اى شود اعم اين موضوعات همان بحث نمايش زخم هاى جامعه ايرانى است كه در ايجاد يك وضعيت توريستى منجر به شناخت تيره فرهنگى خواهد شد. ولى چيزى كه مى تواند در مقابل اين تلقى ها بايستد تنها طرح چند سئوال ساده است: در كجاى جهان اين ايده قابل رخ دادن بوده و كدام كارگردان مى توانست اين ايده را به حديث نفس خويش در مواجهه با برخوردهاى صورت گرفته با آثارشان بدل كند؟
نويسنده : فرهاد اكبرزاده