[ام حسبتم ان تدخلو الجنه ولما يأتكم مثل الذين خلو من قبلكم (۲۱۴-بقره)

آیا پنداشته‌اید که داخل بهشت می‌شوید در حالیکه هنوز سرگذشت آنها که پیش از شما گذشتند به سراغ شما نیامده‌است؟ ]





صدا و سیما در هفته‌ای که گذشت...

  شبکه‌ی اول داره مستندی راجع به "فعالیت‌های انسان‌دوستانه‌ی جوانان بسیجی در مناطق محروم" پخش می‌کنه، شبکه‌ی دوم هم با "بسیجی برگزیده" مصاحبه می‌کنه؛ شبکه‌ی سوم در حال پخش تصاویری کلیپ‌گونه از انقلاب و دفاع ‌مقدس و رزمایش بسیج، به همراه جمله‌ی نغزی از رهبر معظم انقلاب هستش که می‌گه:"بسیج نیز مانند انقلاب یکی از آیات الهی است"؛ متأسفانه شبکه‌ی چهار، طبق معمول، اصلاًً توی باغ نیست و داره مستندی تو مایه‌های راز بقا پخش ‌می‌کنه، اما شبکه پنج در قالب برنامه‌ای به اسم «اقتصاد پنج» داره ما رو از "تأثیر فعالیت‌های بسیج سازندگی بر اقتصاد ایران" باخبر می‌کنه و بالاخره شبکه‌ی خبر چندتا پسربچه‌ی بسیجی رو نشون می‌ده که راه افتادن تو خیابون و چند‌تا پرچم گرفتن دستشون و داد می‌زنن:"ای رهبر فرزانه، آماده‌ایم آماده!" و در توضیح خبر می‌نویسه:"نمایش اقتدار بسیجیان". 

پ.ن: دیدید عمو عزت و بقیه دوستانش در هفته‌ی گذشته (هفته‌ی بسیج) چه زحمت‌های طاقت‌فرسایی کشیدند تا مفاهیم -به زعم خودشان- متعالی را تا این حد تأثیرگذار و نامحسوس به بیننده‌ی احتمالی منتقل کنند؟ حالا بگذریم از تلاش‌های باحال دیگر دوستان اهل حال در بقیه‌ی سازمان‌ها و نهادها.

رسانه‌ی «ملّی» ؟

  دیده‌اید که هرگاه فیلمی از بدرفتاری شدید مأموران پلیس آمریکا یا انگلیس و یا هرجای دیگری با شهروندان‌شان در اینترنت منتشر می‌شود، صدا و سیما فیلم مربوطه را در اولین فرصت و در تمامی بخش‌های خبری‌اش، بدون هیچ ابایی از خشونت نسبتاً بالای موجود در آن، پخش می‌کند و تازه یک هفته کامل را نیز به تحلیل آن خبر و اتفاق می‌پردازد؟

  حالا خیلی دلم می‌خواهد بدانم که عکس‌العمل‌ «رسانه‌ی ملّی» در قبال این فیلم که به تازگی در اینترنت منتشر شده و حاوی "رفتار جنون آمیز پلیس خرم آباد با یک جوان ایرانی" است، چه خواهد بود؟ (گرچه پیش‌بینی‌اش کار خیلی سختی نیست)

مرگ ماهی‌های سرخ‌

  دو ماهی‌ قرمزِ عیدِ نوروزِ خانه‌ی ما، در کمال تعجب، بعد از گذشت چیزی نزدیک به هفت ماه، هنوز هم به حیات خودشان در کنار اینجانب و دیگر اعضای خانواده ادامه می‌دهند.

  لازم به گفتن است که تا پیش از این، مرگِ ما‌هی‌های سرخ‌رنگِ پولک‌دارِ کوچکِ عیدِ نوروز بعد از مدتی کوتاه، یک نوع اتفاق عادی برای عموم ایرانیان محسوب می‌شد امّا این‌بار...

مواظب «یوسف پیامبر» باشيد!

  به «صدا و سیما»ی عزیز توصیه می‌کنم تمهیدات امنیتی شدیدی رو در مورد نمایش سریال «یوسف پیامبر» اتخاذ بکنه. چونکه اگه، زبونم لال، این فیلم به دست مصری‌ها برسه و اون‌ها ببینن  تاریخچه‌ی کشور عزیزشون تا این حد خنده‌دار و احمقانه و مسخره به تصویر کشیده شده، معلوم نیست که علاوه بر قطع کردن تمامی روابطشون با ایران (از قبل هم قطع بود؟) و شکایت علیه ما، چه واکنش انتقام‌جویانه‌ی خطرناک دیگری از خودشون بروز میدن.

وقتی که ابراهیم دغدغه‌ی جنگ ندارد

 دعوت - ابراهیم حاتمی‌کیا

  «دعوت» حاتمی‌کیا من را خسته نکرد، حوصله‌ام را سر نبرد، روی اعصاب‌ام راه نرفت، باعث یادآوری جمله‌ی معروف من دیگه غلط بکنم پاشم بیام سینما نشد، احساس همیشگی پولم هدر رفت را در ذهن‌ام برنیانگیخت و حتی می‌توانم اعتراف کنم موجب شد تا چند ساعت پس از دیدنش، به آن فکر کنم و صحنه‌هایش را در ذهن‌ام مرور کنم. با اینکه اپیزود اول‌ فیلم خیلی بد اجرا شده بود، اما در عوض، اپیزود‌های بعدی فیلم -مخصوصا سه تای آخری- آنقدر خوب اجرا شده‌ بودند که مرا برای لحظاتی روی صندلی‌ام میخکوب کنند و تمام هوش و حواسم را متوجه داستان بکر و تازه و جسورانه‌‌شان بکنند. و البته نباید بازی‌های درخشان گوهر خیراندیش، رضا بابک، کتایون ریاحی، مریلا زارعی و فرهاد قائمیان را نیز نادیده گرفت که اگر این بازی‌های خوب نبود، معلوم نیست «دعوت» به سرنوشتی دچار می‌شد.

ببینید:  تریلر فیلم دعوت

بخوانید: حرف‌هاي چيستا يثربي درباره فيلمنامه «دعوت» ‍‍‍|| دعوت به گفت‌وگو درباره موضوعي مهم كه مسكوت گذاشته شده است || یادداشتی درباره «دعوت» حاتمی‌کیا، از تماشاگری که فیلم را ندیده است! || براي اكران عمومي يكي از اپيزودهاي فيلم "دعوت" حذف شد! || سیدمحمد خاتمي به تماشاي «دعوت» حاتمي‌كيا نشست || چیستا یثربی بر اساس وقایع پشت صحنه فیلم حاتمی کیا رمان می نویسد 

 

محمد خاتمی - حجت الاسلام والمسلمين حسن روحانی

  در این عکس به پیشوند اسم‌ها دقت کنید، و حواستان باشد که آقای خاتمی هم "سید" هستند و هم "حجت الاسلام والمسلمين".

FarsNewsWebsite

{برای بزرگ‌ شدن تصویر، بر روی آن کلیک کنید}

  البته من نمی‌گویم که چرا این پیشوند ها را برای خاتمی نگذاشتید (چراکه اصلاً خاتمی به این چیزها نیازی ندارد)، من می‌گویم یا برای اسم هیچکس پیشوند و پسوند نگذارید، یا اگر هم می‌گذارید برای همه بگذارید.

پ.ن: از این جور چیزها در جمهوری اسلامی و بالاخص در خبرگزاری فارس بسیار زیاد یافت می‌شود و این شاید یکی از کوچکترین آنها باشد. من هم دقیقاً به دلیل همین کوچک بودن‌اش، مورد توجه قرارش دادم‌!

کسی غیر از او

  بیایید همگی با هم، در این روزهای عزیز ماه رمضان، دست به دعا برداریم و از خداوند متعال عاجزانه درخواست کنیم که سال آینده آدمی را غیر از محمود احمدی‌نژاد در آمریکا و سازمان ملل در مقام رئیس‌جمهور کشورمان ببینیم...

از او بپرسید...

  و فرمود(ع): پيش از اين مرا برادرى بود، در راه خدا كه خُرد بودن دنيا در نظرش او را در چشم من بزرگ داشته بود، هرگز بنده شكم نبود. چيزى را كه نمى‏يافت، آرزونمى‏كرد و چون مى‏يافت، بسيار به كار نمى‏برد. بيشتر روزگارش در خاموشى ‏مى‏گذشت و اگر سخن مى‏گفت‏ بر ديگر گويندگان غلبه مى‏يافت؛ و عطش پرسندگان ‏را فرو مى‏نشاند. مردى افتاده بود و همه ناتوانش مى‏انگاشتند؛ چون زمان كوشش فرامى‏رسيد، شير بيشه را مى‏ماند و مار بيابان را. تا نزد قاضى نمى‏رفت حجت‏نمى‏آورد. كسى را كه خطا مى‏كرد و مى‏دانست عذرى دارد، تا عذرش را نمى‏شنيد، ملامتش نمى‏كرد. از درد شكوه نمى‏نمود، مگر آنگاه كه بهبود يافته بود. اگر كارى را مى‏كرد، مى‏گفت و اگر نمى‏كرد، نمى‏گفت. اگر در سخن مغلوب مى‏شد، در خاموشى‏ مغلوب نمى‏شد. همواره به شنيدن حريص‌تر بود تا به گفتن. هرگاه دو كار براى او پيش مى‏آمد مى‏نگريست كه كدام يك از آن دو به هواى نفس نزديكتر است تا خلاف‏آن كند. بر شما باد به اين خوبيها، آنها را فرا گيريد و در فراگرفتنشان با يكديگر رقابت‏ نماييد. اگر نتوانستيد به همه آنها برسيد، بر گرفتن اندك بهتر از ترك‏كردن همه است.

نهج‌البلاغه [ترجمه‌ی عبدالمحمد آیتی] / سخنان حکمت آمیز / شماره‌ی ۲۸۱

آدم‌ها

  آدم‌هایی که سریعاً شروع می‌کنند به ناسزا گفتن و زمین و زمان را به فحش کشیدن، آدم‌هایی که هیچگاه خودشان مقصر مشکلات نیستند، آدم‌هایی که همیشه در حال نق‌زدن و غر زدن هستند، آدم‌هایی که از هیچ چیزی راضی نیستند، آدم‌هایی که فقط حرف می‌زنند، آدم‌هایی که به هر خبر و اتفاقی نگاه منفی دارند، آدم‌هایی که خسته‌اند از دست همه‌چیز و همه‌کس، آدم‌هایی که گویا دیگر خالی از هرگونه شور و اشتیاقی برای زندگی کردن هستند و بالاخره آدم‌هایی که دیگر حوصله‌ی رعایت قانون را ندارند.

  این‌روزها در تهران بزرگ، متأسفانه، زیاد می‌بینم از این آدم‌ها؛ در مترو، اتوبوس، تاکسی، پیاده‌رو و...