مروری بر كارهاي چند چهره شاخص جشنواره که به حق شان نرسیدند :: سينمای ما :: پايگاه خبری - تحليلی سينمای ايران :: Iranian Movie News & Information
چهارشنبه 17 مهر 1387 - 0:23







مروری بر كارهاي چند چهره شاخص جشنواره که به حق شان نرسیدند
لایق‌ها به بهشت نمی‌روند!

سينماي ما - مسعود بهارلو : سال گذشته، پس از جشنواره، مطلبی درباره بازیگرانی که استحقاق کاندیدا شدن در جشنواره داشتند را نوشتم که با استقبال مخاطب های سایت مواجه شد. امسال اما، تصمیم گرفتم درباره ی تمام کسانی که باید کاندیدا می شدند و نشدند، بنویسم.
از عوامل فیلم های «احضارشدگان»، «انعکاس»، «پرچم های قلعه ی کاوه»، «تولدی دیگر»، «سهم گم شده»، «شب»، «فرزند خاک» و «هامون و دریا» عذرخواهی می کنم که فیلم های شان را ندیده ام. در مورد «خواب زمستانی» هم به دلیل این که از عوامل فیلم بوده ام، نمی توانم نظر بدهم.
طرف حساب های این مطلب، فیلم های بخش اصلی مسابقه ي سینمای ایران جشنواره ی بیست و ششم فجر هستند...اما ای کاش، فیلم های «تنها دو بار زندگی می کنیم» با بازی علی رضا آقاخانی و نگار جواهریان، «چراغی در مه» با بازی پری وش نظریه و فیلم برداری علی محمد قاسمی، «انتهای زمین» با فیلم برداری بایرام فضلی و «ریسمان باز» با بازی بابک حمیدیان هم در بخش مسابقه ی جشنواره حضور داشتند تا بتوانم درباره ی کارهای فوق العاده ی این آدم ها هم بنویسم. افسوس که...

شاپور پورامین، مازیار میری و حسین مهدوی
این سه نفر در فیلم «آن مرد آمد» حمید بهمنی، کاری کردند کارستان! شاپور پورامین با قاب بندی ها و کمپوزیسیون های چشم نواز و حرکت های نرم دوربین اش که اجرای بسیار سختی داشتند، مازیار میری با تدوین دقیق و ظریف اش و همین طور انتخاب تمپوی متناسب با لحن فیلم و حسین مهدوی با انتخاب درست و به جای افکت ها و لاین بندی صداها بر مبنای حس و حال سکانس ها در مرحله ی صداگذاری...آتمسفر بالایی را برای «آن مرد آمد» ایجاد و نوع بیان فیلم را به نوع بیانی شاعرانه تبدیل کردند.
شاپور پورامین ثابت کرد که تعریف و تمجیدهای بعد از فیلم «میم مثل مادر» رسول ملاقلی پور فقید، بی خودی نبوده است و او می تواند یکی از فیلم بردارهای آینده دار سینمای ما باشد. مازیار میری هم، اگر این قدر تدوین گر خوبی ست، چرا بیش تر از این ها کار تدوین نمی کند و یا چرا پای میز مونتاژ فیلم های خودش نمی نشیند!

حامد بهداد
حامد بهداد که از اولین فیلم سینمایی اش تا کنون در تمامی دوره های جشنواره ی فجر، جشن خانه ی سینما و جشن دنیای تصویر، کاندیدای دریافت جایزه بوده، در این جشنواره دیگر کاندیدا نشد تا سرانجام، رکورد کاندیداتوری اش را بشکند!
او در «حس پنهان» مصطفی رزاق کریمی در نقش یک جوان اسکیزوفرن ظاهر شد و به خوبی توانست از پس لحظه های دپریشن، هیستری و خودخوری بربیاید. واگویه های درونی، پچ پچه های زیرلب و فرو دادن احساس ها، از مشخصه های بازی بهداد در این فیلم هستند. شاید بازی حامد در این فیلم، شبیه به دیگر بازی های عصبی اش به نظر بیاید...که باید گفت، فرضیه ی کاملا غلطی ست!
یکی از مهم ترین نکته های بازی وی در «حس پنهان»، حفظ راکورد بازی در لحظه های حسی مشترک در طول فیلم است. به عنوان مثال راکورد پلک زدن های مکرر و سریع در زمان هایی که مادربزرگ او را صدا می زد، به طرز هوش مندانه ای رعایت شده بود. حامد بهداد از این اکت، به عنوان کاتالیزور حسی هم استفاده کرده و به وسیله ی آن، خود را از یک فضای حسی به فضایی دیگر منتقل می کرد.

جمشید هاشم پور
باز هم جشنواره ی فجر آمد و جمشید هاشم پور مورد بی مهری داوران قرار گرفت. شاید بازی او در «استشهادی برای خدا» ، یکی از درونی ترین و زیرپوستی ترین بازی های چند سال اخیر سینمای ایران باشد. فقط در مورد هاشم پور می توان گفت که سکوت ها و نگاه های او در فیلم امینی را دوباره باید مرور کرد.
 
احمد مهران فر
احمد مهران فر، بازیگر توانای تئاتر که چند سالی ست در سینما خودنمایی می کند؛ با «استشهادی برای خدا» فرصت عرض اندام بیش تری در سینما پیدا کرد که به خوبی از پس نقش برآمد. بازی پر جان او در این فیلم، یخ فضای سرد و برفی فیلم را می شکست. طنز درست و فکر شده ی او در کلام و رفتار، با نقشی که بازی می کرد، بسیار مانوس شده و به عنصری جدانشدنی از آن مبدل گشته بود.
او و محسن طنابنده، زوج خیلی خوبی را در «استشهادی برای خدا» تشکیل داده بودند و پاسکاری های خوبی با هم داشتند. کاش داوران به او و طنابنده، به عنوان یک زوج بازیگری موفق می نگریستند.

رضا کیانیان
رضا کیاتیان با ایفای یک تیپ بامزه ی فانتزی در «همیشه پای یک زن در میان است» کمال تبریزی، سکانس های اش را به شاخص ترین سکانس های فیلم تبدیل کرد. این تیپ که به واسطه ی حضور و تاثیرش در درام، دو جنس بازی مختلف را می طلبید؛ می توانست محکی بسیار جدی برای هر بازیگری (حتی امتحان پس داده شده ترین ها) باشد. کیانیان ثابت کرد که از هر امتحانی، سربلند بیرون می آید. او به حق، یک شعبده باز است. کنترل اکت ها و فیزیک و استیل بازی و همین طور انتخاب لحن های بیانی و رفتاری مرتبط با حوزه ی کنش مندی تیپ موردنظر، از مشخصه های بارز کار رضا کیانیان در فیلم آخر کمال تبریزی ست.

مانی حقیقی
مانی حقیقی با «کنعان»، خود را به سینمای ایران تحمیل کرد. کارگردانی او در این فیلم؛ باحوصله، متین، موقر، تمیز و بدون حشو و زوائد بود. دکوپاژش هم به شدت در خدمت فیلمنامه و متناسب با جنس قصه حرکت می کرد.
دکوپاژ درست و بدون غلط، بازی گیری دقیق، میزانسن های فکرشده و هندسی و هموارسازی بستری مناسب برای ساخت فضایی متناسب با حال و هوای قصه؛ فاکتورهایی هستند که مانع جدی نگرفتن مانی حقیقی در سینمای ایران می شوند.
در هنگام تماشای «کنعان»، این حس به آدم دست می داد که در حال خواندن یک داستان مینی مالیستی آمریکایی ست. این مسئله، نشان دهنده ی این است که حقیقی، درک درستی از قصه ای که از آن اقتباس کرده (قصه ی اصلی «کنعان»، متعلق به یک نویسنده ی مینی مال کانادایی ست)، داشته و لحن روایت گری را خوب می شناسد.
در کل، با دیدن «کنعان»، نظرم درباره ی مانی حقیقی عوض شد. مانی حقیقی «کارگران مشغول کارند» کجا و مانی حقیقی «کنعان» کجا...!

اصغر فرهادی
او با مانی حقیقی، فیلم نامه ای کم کنش، اما پرکشش را با نام «کنعان»، ساخته و پرداخته کرده و در جشنواره حاضر شد. متنی که فرهادی و حقیقی به نگارش درآورده اند، در پوسته ی بیرونی، کم افت و خیز است، اما در درون، درام پرهیایویی ست!
بنای فیلمنامه «کنعان» بر ذهنیت کاراکترها استوار است و همچون موجی، بر روی سیگنال ها و امواج رد و بدل شده ی آن ها حرکت می کند. کاراکترهای این فیلم نامه، همواره در حال تله پاتی با هم هستند و نویسنده ها براساس این ارتباط های ذهنی، هسته ی مرکزی را آفریده اند.
اصغر فرهادی و مانی حقیقی، با دو تجربه ی موفق نگارش فیلم نامه ی مشترک، حرف های زیادی در عرصه ی فیلم نامه نویسی خواهند داشت.

مستانه مهاجر
متناسب ترین تمپوی فیلم امسال را، مستانه مهاجر با تدوین «کنعان» داشت...تمپویی که کاملا بر اساس ریتم قصه تعیین شده بود. درست ترین برش های ممکنه، چیدمان دقیق و منسجم سکانس ها و پلان ها بر پایه ی ارتباط ارگانیک و تماتیک عناصر و کاراکترهای فیلم، ویژگی های مشهود کار مهاجر در فیلم مانی حقیقی هستند.
این تدوین گر جوان با نوع تدوین اش توانسته بود سوسپانس های زیادی در دل یک درام غیر تعلیقی ایجاد کند.

کریستف رضاعی
کریستف رضاعی با انتخاب منطقی ملودی ها و سازهای منطبق با احوال درونی آدم های داستان، موسیقی ملودیک در خدمت فیلمی برای «کنعان» ساخته و آنانژمان فیلم را هم، دقیقا هم گام با دیگر وادی های فیلم، انجام داده بود. انتخاب نوع موسیقی فیلم (ملودیک) هم، به جا و هم آهنگ با ژانر فیلم (ملودرام) صورت گرفته است.
فقط در بعضی سکانس ها، موسیقی اضافه به نظر می رسید...که این دیگر تقصیر آهنگ ساز نیست.

سودابه خسروی
این گریمور خلاق سینمای ما در «کنعان»، توانسته بود به بازی بازیگران در جهت باور خودشان در سن و سال بالاتر و همین طور، باور تماشاگر از این بازیگرها در این مقاطع سنی، کمک شایانی کند. سودابه خسروی در سکانس های مختلف فیلم، به واسطه ی گریم، بخش اعظمی از تغییر و تحول درونی کاراکترها را به نمایش گذاشته بود.

حسن کریمی
نورپردازی و انتخاب رنگ غالب فیلم «کنعان» که به واسطه ی درک درست از روحیه، طرز تفکر و موقعیت شخصیت های داستان، انجام گرفته بود؛ کافی ست تا حسن کریمی را لایق کاندیدا شدن بدانم. از قاب بندی های چشم گیر او هم در فیلم برداری «کنعان»، نباید به سادگی گذشت.

ترانه علی دوستی
ترانه علی دوستی هم، برای اولین بار است که کاندیدا نمی شود. با لحاظ کردن این نکته که سن او به نقشی که بازی می کرد، نمی خورد؛ باید گفت که او و سودابه خسروی (طراح چهره پردازی فیلم)، تلاش بی حد و اندازه ای خرج کردند تا کمبود سن به چشم نیاید. این تلاش، کاملا ستودنی ست...چرا که مجالی برای تماشاگر ایجاد نمی شد که به سن پایین ترانه فکر کند.
علی دوستی به خوبی توانسته بود از پس نقش یک زن جاافتاده ی بورژوای تحصیل کرده و سردرگم بربیاید. زنی که فکر می کند در زندگی اش، برنامه و افق دارد؛ اما شدیدا سردرگم، آشفته و پریشان است و خودش هم نمی داند از زندگی چه می خواهد!
در لحظه های حسی فیلم، بازیگر جوان و با استعداد سینمای مان، کولاک راه می انداخت! تبادل بازی های حسی او و محمدرضا فروتن، بی نظیر از آب درآمده بود. از بازی شاهکار محمدرضا فروتن هم که به بازی وی، کمک شایانی می کرد؛ نباید به سادگی گذشت!
بازی ترانه علی دوستی در سکانس درگیری با خواهرش (افسانه بایگان) و به خصوص در سکانسی که اتومبیل اش را دنده عقب می برد، در سینمای ایران تکرار نشدنی ست.

محمدرضا گوهری
محمدرضا گوهری دیگر دارد به یک فیلم نامه نویس مقتدر و سرشناس در سینمای ایران تبدیل می شود. مهم ترین ویژگی «در میان ابرها» ی روح الله حجازی، فیلم نامه ی قرص و محکم این نویسنده ی جوان است. در روزگاری که همه دم از مشکل فیلمنامه در سینمای این مرز و بوم می زنند، باید چنین استعدادهایی را تشویق کرد.
سناریويی که گوهری نوشته بود، بسیار کم گاف و با چفت و بست بود. این حسن بزرگی ست. درام «در میان ابرها»، یک رومنس گرم و پرکشش بود که مخاطب را به دنبال کردن داستان وا می داشت. روایت یک ماجرای عشقی در منطقه ای استراتژیک و بکر، نشان از هوش مندی نویسنده اش دارد.

علی صمدپور
علی صمدپور، آهنگ سازی ست جنوبی...اما آگاهانه از ساخت موسیقی فولکلور و یا حتی، موسیقی ای با سازبندی جنوبی، برای فیلم «در میان ابرها»، تا جای ممکن پرهیز کرده بود. علت این کار را هم می توان به ایجاد رابطه ی عشقی، بین بیگانه و بومی در درام، نسبت داد. کنتراست بین بیگانه و بومی، مساوی با: کنتراست بین موسیقی فیلم و داستان و شخصیت بومی!

یونس غزالی
این بازیگر نوجوان، در اولین فیلم عمرش - «در میان ابرها» - آن قدر پخته عمل کرد که نمی شد فکر کرد، یک نوجوان است! او در تمامی سکانس ها و به مثابه یک بازیگر حرفه ای، پا به پای الناز شاکردوست بازی می کرد و یک پارتنر فوق العاده برای او به شمار می آمد. یونس غزالی، لهجه ی جنوبی را هم، مانند یک جنوبی مادرزاد ادا می کرد.
در این میان، باید نقش افشین هاشمی به عنوان بازیگردان را هم در کیفیت بازی او و دیگر بازیگران فیلم، درنظر گرفت.

مرتضی پورصمدی
حرف زدن از اجرای فوق العاده ی حرکت های پیچیده ی دوربین مرتضی پورصمدی در بعضی سکانس های «آتش سبز» و کادر بندی های شکیل اش، در وصف کار او کافی ست!


پی نوشت :
جا دارد از طراحی و اجرای بی نظیر تیتراژ «همیشه پای یک زن در میان است» که توسط گلاره کیازند انجام شده بود، تقدیر ویژه به عمل آورد. افسوس که برای این گونه بخش ها، جایزه ای وجود ندارد!




به روز شده در : دوشنبه 6 اسفند 1386 - 15:17

چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

نظرات

س.ک
دوشنبه 6 اسفند 1386 - 16:0

جناب بهارلو از خوندن این متن بسیار لذت بردم و بیصبرانه منتظر اکران تک تک فیلمهایی که گفتید هستم...

اما ای کاش اون فیلمهایی رو که اسم برده بودید و در بخش مسابقه ی اصلی هم نبودند در لیستتون می گذاشتید... یا حداقل در یک مقاله ی جداگانه این کار رو انجام بدید....

ممنون


دوشنبه 6 اسفند 1386 - 16:6

دستت درد نكنه آقاي بهارلو از اين مطلب‌ها به ما هم بده وقت كردي

ع - ا

علی
دوشنبه 6 اسفند 1386 - 17:31

سلام.

جشنواره اومد و تموم شد اما فراموش نکنم که باز هم داوران در بخش کاندیدا یه یعضی از فیلمها خیلی ظلم کردند.

در تمام دنیا در جشنواره اسکار یا کشورهای دیگه در بخش بهترین فیلم معمولا 5 یا 6 فیلم کاندید میشن اما امسال در جشنواره فجر فقط 3 فیلم کاندید شدند.

همه جا 5 یا 6 تا کارگردان کاندید میشن اما در جشنواره امسال فقط 4 نفر کاندید شدند

در لیست بهترین کارگردانی - بهترین فیلمنامه - بهترین موسیقی - بهترین بازیگر نقش اول زن جای فیلم کنعان خالی بود.

ما نمیگیم چرا به کنعان جایزه ندادند چونکه شاید فیلمهای بهتری بوده ولی ایا فیلم کنعان نباید حداقل جز کاندیدا بود.

وقتی یک بازیگر زحمت میکشه و مردم از اون راضی هستند باید کاندید بشه.

کنعان در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین بازیگر مکمل زن محمد رضا فروتن و افسانه بایگان رو در کاندیدا داشت که واقعا هر دو زحمت کشیدند. ولی باید با هم در رشته های دیگه این فیلم کاندیدا داشت که متاسفانه چند تا داور ...

با اروزی موفقیت برای سینمای ایران و اینکه در جشنواره های بعدی همه کارگردان های محبوب حضور داشته باشند

علی
دوشنبه 6 اسفند 1386 - 17:40

در بخش بهترین چهره پردازی هم به نظر من خانم سودابه خسروی برای فیلم کنعان عالی بود.

در کل کنعان باید در بخش های:

بهترین فیلم

بهترین کارگردان

بهترین فیلمنامه

بهترین بازیگر نقش اول مرد

بهترین بازیگر نقش اول زن

بهترین بازیگر نقش مکمل زن

بهترین موسیقی

بهترین چهره پردازی

کاندید میشد که فقط در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین بازیگر نقش مکمل زن کاندید شد

ای کاش در این رشته ها فقط کاندید میکردند ولی حتی کاندید هم نکردند چه برسه به جایزه

سحر
دوشنبه 6 اسفند 1386 - 18:26

در مورد حامد بهداد- ترانه عليدوستي و ماني حقيقي حق با شماست...چون من هم حس پنهان و هم كنعان را ديدم.. ولي در مورد بقيه اظهار نظر نميكنم...واقعا داوري در مورد بازي بهداد غلط بود.حداقل بايد در ليست كانديدا قرار ميگرفت

در هر حال ممنون

یه فیلمساز
دوشنبه 6 اسفند 1386 - 20:2

در مورد مانی حقیقی و مستانه مهاجر اصلا با شما هم عقیده نیستم.کارگردانی فیلم کنعان ایراد زیاد داشت که حتی بعضی اوقات مثل فیلم های دانشجویی توی ذوق میزد و این به مدد تدوین بد خانم مهاجر تشدید شده بود.شاید تنها چیزی که بعد از دیدن فیلم از نکات منفیش توی ذهنم مونده بود همین دو نکته بو د که وقتی دیدم از کارگردانی و تدوین این فیلم تعریف های این جوری کردید واقعا حالم بد شد...

محمدرضا كلانتر چاهوكي
سه‌شنبه 7 اسفند 1386 - 0:17

دوستان عزيز

داوري هاي جشنواره فيلم فجر را اصلا جدي نگيريد زيرا فقط سليقه آن چند نفر است با در نظر گرفتن سفارش ها و مصلحت ها.

جشنواره فيلم فجر, دولتي است و بديهي است كه در آن به بعضي فيلمها و اشخاص كم اعتنايي و بي اعتنايي شود.

در "اسكار" و "گلدن گلاب" و "جشن خانه سينما" كه تعداد داوران زياد است بعضا انتخاب هاي خنده داري انجام ميشود چه برسد به جشنواره فيلم فجر.پس خودتان را خسته نكنيد و به جايش در فكر تاسيس انجمن يا كانون دوستداران سينماي ايران باشيد و از طريق آن به افراد مورد علا قه تان جايزه بدهيد.

نازی و رضا
سه‌شنبه 7 اسفند 1386 - 0:48

با دیدن بازی فوق العاده و بینظیر حامد بهداد گرامی به خودمان صد در صد اطمینان دادیم که او برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد خواهد شد ...

اما وقتی خبر اعلام کاندیداها را شنیدیم از ندیدن نام او در فهرست شوکه شدیم ...

چرا باید در سینما اینقدر حق خوری و حق کشی بشود ؟

چرا باید بازی بینظیر جمشید هاشمپور در فیلم استشهادی برای خدا نادیده گرفته شود ؟

چرا باید بازی فاطمه معتمد آریا در خواب زمستانی نادیده انگاشته شود ؟

درست است که ما بازیهای روان تر و بهتری از این بانوی سینمای ایران دیده ایم اما نباید یادمان برود که او یکی از محق ترین افراد حداقل برای کاندیداتوری بود ...

آیا گلشیفته فراهانی به خاطر سالها رنج و تلاش در سینما و بازی های حساس و پر تنشش بیشتر محق دریافت جایزه بود یا خانم قاضیانی با بازی پیش پا افتاده اش ؟

حق خوری و حق کشی تا کی ؟

هاله
سه‌شنبه 7 اسفند 1386 - 12:18

" شاید بازی حامد در این فیلم، شبیه به دیگر بازی های عصبی اش به نظر بیاید...که باید گفت، فرضیه ی کاملا غلطی ست! "

حق با شماست فرضیه ی کاملا غلطیه!!! به نظرم اگه بخوایم از واژه ی تکرار استفاده کنیم میشه در مورد همه به کار برد...اصلا همچین واژه ای در دنیای بازیگری بی معنیه!!! ما 100000تا آدم عاصی داریم 20000آدم روانپریش و 9000000 آدم معتاد. هرکسی قرار باشه دوتا از این نقشها رو بازی کنه نمیشه گفت تکراریه که! میشه آخه!؟ حامد بهداد اینقدر توی اکثر کارهاش خوب بازی کرده که خوب بازی کردنش برای همه عادی شده! فکر کنم باید یه بازی بد داشته باشه تا یه تلنگری بزنه به همه که؛ خانومها آقایون به این میگن بازی بد به اونا میگن بازی خوب!!!!

ترانه علیدوستی هم حداقل کاندیداتوری حقش بود. برنده شدن رو نظری نمیدم چون بازی خانم قاضیانی رو ندیدم!

مريم
سه‌شنبه 7 اسفند 1386 - 15:18

پس حق گلشيفته چي ؟ حقش ضايع نشد؟؟؟!!!!

نيلوفر
سه‌شنبه 7 اسفند 1386 - 16:20

به نظر منم بازي حامد بهداد در حس پنهان و اقاي كيانيان در "هميشه پاي يك زن در ميان است" ناديده گرفته شد...حييييييييييف واقعا.

sara
چهارشنبه 8 اسفند 1386 - 11:35

kash esme "Elnaz Shaker doos" 'ro ham be khatere bazi dar "Dar Miyan e Abrha" ezafe mikardin.

همشهري كاوه
شنبه 25 اسفند 1386 - 17:24

اتفاقا دكوپاژ ماني حقيقي غلط زياد داشت.... اشكال فيلم بيشتر به كارگرداني بر مي گشت....

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  






             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، داشن ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.332864999771 seconds.