اختصاصی سینمای ما - گفت و گوی امیر قادری و ندا میری با بهرام رادان :: سينمای ما :: پايگاه خبری،تحليلی سينما:: سينمای ايران::The Best Iranian Movie News & Information
يکشنبه 30 تير 1387 - 6:23
اخبار:      • بهاره رهنما: برای شكیبایی زندگی كردن سخت‌تر از مردن بود      • گزارش اكران هفته سوم تيرماه: / افزايش مخاطبان سينما در گرماي تابستان      • توضيحات تهيه کننده برنامه «دو قدم مانده به صبح» درباره حواشي اخير: / «تغيير مجري و كارشناس برنامه طبيعي است»      • نمايش «هامون» در جشنواره ايروان يك روز پس از درگذشت خسرو شكيبايي / محمدرضا شريفي‌نيا در ارمنستان: سينماي ايران آل پاچينويش را از دست داد      • صبح امروز يكشنبه سي تير 1387؛ مقابل تالار وحدت: / پيش بيني يک تشييع باشکوه براي بدرقه ابدي خسرو شکيبايي      






اختصاصی سینمای ما - گفت و گوی امیر قادری و ندا میری با بهرام رادان
محکومم که فیلم خوب بازی کنم

سینمای ما - بهرام رادان بازیگر اصلی فیلم سنتوری، برای ایفای این نقش، جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را از هیئت داوران بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر گرفت، اما حاصل کارش روی پرده نمایش داده نشد و فرصت شنیدن حرف های او در این باره از دست رفت. حالا او در گفت و گوی مفصلی با سایت سینمای ما، حرف های جالبی زده است...

امیر قادری و ندا میری

سینمای ما - : یادته بهرام اون روزی که همدیگر رو سر صحنه سنتوری دیدیم؟ بعد تو گفتی شخصیت علی سنتوری رو از ‏طریق دقت روی حرکات و اداهای خود داریوش مهرجویی داری بازی می کنی‎.‎‏ اون موقع هنوز فیلمبرداری ‏بعضی صحنه ها باقی مونده بود...‏
آره. ولی منظورم حرکات خود مهرجویی نبود. بیش تر منظورم اون بازی بود که مهرجویی سر صحنه انجام می داد تا ایده ‏هاش رو به من منتقل کنه.‏


  ولی مثلا عزت ا... انتظامی را ببین. انگار واقعا همین کار را کرده. یعنی بخش مهمی از شخصیتی رو که در ‏فیلم های مهرجویی بازی می کنه، انگار بر اساس رفتار و ادای خود مهرجویی ساخته. ‏
  آره خب. ببین، مهرجویی آدم خیلی بزرگیه...‏

  بازی در نقش یه معتاد، هم یه فرصته و هم گرفتاری های خاص خودش رو داره. یه فرصته چون بین مردم ‏دیده می شه، اما گرفتاری اش اینه که قبل از تو خیلیا بازی کردن و توی چنین نقشی، موفق هم بودن. حالا ‏تو باید جوری بازی کنی که برای ملت تکراری نشه...
  آخه دو جور معتاد داریم. معتادای این روزا با قدیمیا فرق می کنن. این مقایسه بیشتر توی "شمعی در باد" ذهن ام رو ‏مشغول کرده بود.در شمعی در باد نوعی نقش معتاد بود که نظیرش کمتر دیده شده بود.چون ماده مصرفی اون معتاد تازه ‏شناخته شده بود اما علی سنتوری ، بیشتر معتادی بود که برای اکثریت مردم به نوعی آشنا و قدیمی بود. از طرف دیگر ‏وقتی توی فیلمی از داریوش مهرجویی بازی می کنی، همه چی فرق می کنه. یادم هست در جلسات تمرین، من اون ‏چیزی که بلد بودم رو انجام می دادم. بعد حواس ام به مهرجویی بود که به کدوما واکنش نشون می ده . سعی می کردم ‏اون بخش هایی رو که مهرجویی نسبت به اش واکنش مثبت داشت، جدی تر بگیرم. اما این مال یکی دو هفته اول ‏تمرین بود. بعدش راهنمایی های مهرجویی، در حد یک جور روتوش به نظر می رسید. افتاده بودیم روی غلتک. مثلا ‏صحنه ای که علی توی خونه اش نشسته و پدرش وارد می شه. این صحنه رو من می خواستم با اغراق کمتری بازی کنم، ‏اما مهرجویی از من بیش تر می خواست به نظرم کمی هم تیپ سازی شد. ولی توی تمرین تشویق ام می کرد و بالاخره ‏همان هم اجرا شد. ‏


  این که درباره این صحنه می گی، همون چیزیه که در یک دید کلی، درباره همه حضورت در "سنتوری" هم ‏می شه گفت. به عنوان یک بازیگر، یک جور از خودگذشتگی برای حضور تو در این فیلم می شه تصور کرد. ‏نه این که فقط حاضر بشی چهره ات رو زشت کنی یا این که لباسای ضایع بپوشی. نه. از این ها مهم تر انگار ‏حاضر شدی به عنوان یک بازیگر جوون با تجربه های در حال گسترش، به خاطر این فیلم و فیلمسازش، از یه ‏سری مرزها و حدها رد بشی...
  این البته فقط مربوط به داریوش مهرجویی نیست. سر فیلم مثلا سعید سهیلی هم من خودم رو کاملا در اختیار فیلمساز ‏قرار می دم. بقیه اش بستگی به اون داره. مهرجویی تونست از من کار بکشه. مثلا "بادبادک باز" رو که دیدم به نظرم ‏رسید که همایون ارشادی می تونه بازیگر خوبی بشه. چرا همیشه فکر می کردیم یه نابازیگره؟ او سربلندترین بازیگر فیلم ‏مارک فورستر است. کتاب اش (بادبادک باز) رو قبلا خونده بودم. همایون نزدیک ترین اجرا به شخصیتی بود که توی ‏خیال خودم از این نقش موقع خوندن کتاب ساخته بودم. این رو هم به ات بگم که هیچ بازیگری نمی ره تا فیلم بد بازی ‏کنه. روز اول با کمال حسن نیت می ره سر صحنه و تازه بعد از اونه که کم کم می فهمه طرف کارگردان اش، چند مرده ‏حلاجه و چه قدر بارشه. روز اولی که من سر یه پروژه می رم ، پالت رنگ ام رو باز می کنم و موجودی ام از طیف های ‏مختلف تواناییم رو نشون اش می دم. از این به بعد کارگردانه که کژی های من رو کنترل می کنه و یادم می آره که ازم ‏چی می خواد. و من یاد میگیرم که که فیلمسازم چه توقعی ازم داره. چی می خواد و در چه حد می خواد. مرحله ‏روتوش از این جا به بعده که شروع می شه. ‏


  خب، حالا درباره مهرجویی اوضاع و احوال چه جوری بود؟
  مشخصه مهرجویی اینه که از اون دست روشنفکراییه که به شدت روشنفکر نبودن رو بازی می کنه. با هوشمندی هم این ‏کارو رو انجام می ده. چون از یک ثروت خدادادی به اسم هوش برخورداره و پشت اش گرمه. به همین خاطر هم هست ‏که هر کاری می کنه، هر فیلمی که می سازه، مردم خوششون می آد. شاید چون مردم اش رو خیلی خوب می شناسه. ‏می دونی که مهرجویی سال ها خارج از ایران زندگی کرده. از طبقه روشنفکری خاصی می آد. اما به نظرم ایرونی ترین ‏فیلمسازه بعد از علی حاتمی. مهرجویی اون چیزایی رو از این مردم و مملکت اش خوب می شناسه که ظاهرا هیچ وقت ‏باهاشون دم خور نبوده و مستقیم تجربه شون نکرده. مثلا ببین در مهمان مامان چطور با آدام و رسوم مردم جنوب شهر ‏آشناس. اون هم کسی که بعید می دونم هیچ وقت دو زانو پای سفره نشسته باشه. ‏


  به نظرت رسیده که این چیزا، این واکنش و شناخت، غریزیه یا از روی مطالعه و شناخت به شون رسیده؟
  هر دو تاش. همین قصه "سنتوری" رو بخون. فیلم رو فراموش کن. قصه اش رو بخون. اصلا انگار نه انگار که فیلم مهمی ‏قراره از توش بیرون بیاد. اما مهرجویی از اون یه فیلم حیرت انگیز بیرون می کشه. سر صحنه هم فکر نکن کار خاصی می ‏کنه. فقط حواس اش به همه چی هست. یادمه سر "سنتوری"، فیلم مشاور اعتیاد داشت. اما مهرجویی تصمیم خودش رو ‏می گرفت. مثلا می گفت از این حالت، این قدرش رو می خوام. طرف هم هر چی داد می زد که این جوری واقعی نیست، ‏مهرجویی زیر بار نمی رفت ما هم حرف کارگردان رو گوش می کردیم. نتیجه اش رو هم دیدین. حق با مهرجویی بود. ‏


  اصلا این ماجرای آشنایی تو و مهرجویی و ارتباط ات با پروژه از کجا شروع شد؟
  ارتباطی نداشتیم. به جز گپ کوتاهی سر پروژه میهمان مامان. خبر رسید که آقای مهرجویی برای پروژه جدیدش دنبال ‏یک بازیگر جوان می گرده ولی هیچ کس به خاطرش با ما تماس نگرفت. همکاران نزدیکم تعجب زده بودن و می گفتن ‏همه بازیگرای سینما رفتن و تست دادن. تو چطور نرفتی؟ از این ماجرا حدود یه سال گذشت. تا این که یه روز که رفته ‏بودم سر پروژه "خون بازی"، خواهر آقای مهرجویی، خانم ژیلا مهرجویی رو دیدم. ایشون از دیدن من متعجب شد چون ‏گویا بعضی از دوستان گفته بودند که من سفر هستم و به این زودی ها هم بر نمیگردم!! به هر حال پس از چند روز ‏محمدرضا شریفی نیا بود که تماس گرفت و به ام گفت برم دفتر و تست بدم. رفتم اون جا و اون موقع گریم شدم که ‏مهرجویی وارد شد و گفت همین خوبه و عکس بگیرین و ........‏


  یه نکته درباره مهرجویی وجود داره، خودش هم به نظرم توی برخوردای روزمره به این تلقی دامن می زنه، که ‏خیلی گیج و حواس پرته و حواس اش به اتفاقایی که دور و برش می افته نیست. واقعا این جوریه؟
  خب، حواس اش به همه چیز نیست. ولی به اون چیزی که باید باشه هست. مثلا خیلی از وقت ها سر صحنه به این ‏نتیجه رسیدم که او همه چیز رو میشنوه؛ اما کاملا بی تفاوته و فقط اون جایی که موضوع بحث براش جالب بشه گوش ‏می کنه.‏

  سر صحنه اوضاع چه طور بود؟ خوش می گذشت؟
  نمی دونم منظورت از خوش گذشتن چیه. فقط این رو می دونم که توی هفتاد روزی که برای فیلمبرداری می رفتیم سر ‏لوکیشن های مختلف؛ من سرحال و پر انرژی باقی موندم. این قدر علی سنتوری رو دوست داشتم و محیط و آدمای سر ‏کار رو دوست داشتم که هر روز صبح با کمال میل می رفتم سر کار. به نظرم همین جو فوق العاده پشت صحنه بود که ‏توی فیلم اثر خودش رو گذاشت. ‏


  این نکته خیلی جالبیه. سنتوری یه فیلمه درباره یه آدم درب و داغون در یه محیط درب و داغون تر، اما ‏عوض این که فیلم مفلوکی باشه، اتفاقا موجود خیلی سرحالیه. مهمه این خیلی. حالا هم که می گی همین ‏فضای سرحال پشت صحنه هم وجود داشته...‏
  آره. به جز صحنه های مربوط به خراب آباد...‏


  اتفاقا اون موقع خودم سر صحنه بودم. با معتادای واقعی و فضاهای واقعی. آزار دهنده بود واقعا. ‏
  آستانه تحملمون درباره سختی های کار خیلی بالا بود چون مثل یه خونواده بودیم. کارمون راندمان بالایی داشت. یعنی ‏از فرصت کم، نهایت استفاده رو می کردیم و این عالی بود. باعث می شد انرژی مون حفظ بشه و فرسوده نشیم. ‏


  ترجیح می دی کارگردان بیش تر روی همون برداشت اول حساب کنه یا هر نما رو چند بار بگیره؟ بعضیا ‏اعتقاد دارن برای یه بازیگر، بهترین اجرا، مال همون برداشت اوله. ‏
  برای من هم این جوریه. ولی به شرطی که قبل اش متن رو خونده باشم، حسابی تمرین کرده باشم. مهرجویی هم به من ‏گیر نمی داد. گیرش بیش تر به بازیگرای نقشای فرعی بود. اونم به خاطر جزئیاتی که گاهی وقتا ما اصلا متوجه اش نمی ‏شدیم. ‏


  نمی ترسیدی که با این نورها و رنگ ها و آوازها، با این داستانی که ظاهرا پیش از این بارها گفته شده، ‏محصول نهایی چیز مبتذل و پیش پا افتاده ای از آب دربیاد؟ ‏
  اصلا. اعتقادی که گروه به کارگردان داشت، خیلی خیلی بیشتر از این حرف ها بود. اگه مهرجویی می گفت دایره زنگی ‏بردارین و توی خیابون بچرخین، بازم این کارو می کردیم. من سر کار کارگردان های نامی و مشهور دیگه ای هم بودم. ‏دیدم که گروه پشت دوربین گاهی حتی پروژه رو مسخره می کنن. قبول اش ندارن. اما در مورد آقای مهرجویی اصلا این ‏طوری نبود. همه به شون ایمان کامل داشتن. کسی چنین اجازه ای به خودش نمی داد.‏


  اولین نمایی که گرفتین، کدوم یکی بود؟ ‏
  همون نمای اولی که توی فیلم هم می بینین. وقتی علی سنتوری از پله های مترو می آد بالا. ‏


  نمای ساده و البته خیلی خوبیه. تعریف می کنی که اون روز چه اتفاقی افتاد؟
  روز اول بود و زیاد با گروه اخت نبودم. نشسته بودم زیر سایه درختی اون اطراف که مهرجویی اومد سراغ ام. یه سوال و ‏جوابی بین ما رد و بدل شد و بعدش رفت. از اون لحظه یه دفعه احساس کردم صد ساله که آقای مهرجویی رو می ‏شناسم. ‏


  اون سوال و جواب چی بود؟
  نمی تونم بگم.!! ‏


  ای داد بی داد. یه ساعت دنبال اون لحظه پیوند بین شما می گردم و حالا می گی نمی تونم بگم؟!خب بیا ‏مسیر گفت و گو رو عوض کنیم. درباره یه سری اتفاق ها حرف بزنیم. چیزایی که به نظرم توی ذهن کاربرهای ‏سایت "سینمای ما" وجود داره و فرصت خوبیه تا به شون جواب بدی. مثلا این که چطور سنتور زدن یاد ‏گرفتی. اصلا همه نماهای سنتور زدن مال خودته؟
  اون نماهایی که فقط دو دست تو کادره، اونا پلان های کامکاره. بقیه اش هم که طبعا کار خودمه. بیست و سه روز قبل ‏از آغاز فیلمبرداری، مشخص شد که علی سنتوری من ام. یعنی تا شروع کار، فقط 23 روز وقت داشتم. هیچی هم از ‏سنتور نمی دونستم. تقریبا ده جلسه رفتم کلاس سنتور. اون جا فقط به ام یاد می دادن که مضراب توی دستهام رو چه ‏جوری نگه دارم و کجای سنتور، چه صدایی می ده. در تمام مدت فیلمبرداری هم به جز قطعه زخم زبون هیچ کدوم از ‏آهنگ ها آماده نبود که تمرین شون کنم. همه شون شب قبل از فیلمبرداری صحنه مربوط به خودشون، به دست من می ‏رسیدن! اون وقت از آقای کامکار موقع نواختن این قطعه ها تصویربرداری می کردن و نوارش رو می رسوندن خونه دست ‏من که تمرین کنم. منم مثل این بچه هایی که برای کنکور درس می خونن، خودم رو زندونی می کردم توی خونه و روی ‏این قطعه ها کار می کردم. برام خیلی مهم بود. می نشستم جلوی فیلمی که از کامکار گرفته بودن، سنتورم رو می ‏ذاشتم جلوم و هی تمرین می کردم، هی تمرین می کردم. بعد این موسیقی رو می ریختم توی آی پادم و می ذاشتم ‏توی گوشم و می رفتم می گرفتم می خوابیدم و تا صبح این قطعه ها توی گوشم پخش می شد. موقع گریم هم هدفون ‏توی گوش ام بود. یه مسئولیتی قبول کرده بودم و باید انجام اش می دادم. چون همه منتظر بودن ببینن انتخاب ‏مهرجویی از بین همه بازیگرای سینما، چی از آب درمیاد. فکر می کردم بعضی دوستان نشستن که مچ ام رو بگیرن و ‏خب این بهم انرژی مضاعفی می داد. ‏


  فکر می کردی سنتوری یه اتفاق توی کارنامه فیلمسازی ات باشه؟
  آره. البته الان که می بینم، دل ام می خواست بعضی صحنه هاش رو یه جور دیگه بازی می کردم. با این وجود تنها ‏فیلممه که از دوباره دیدن اش خسته نمی شم. دلیل اش بازی خوب من ام نیست. خوبی خود فیلمه. ‏


  نکته دیگه این که مهرجویی همون طور که خودش در گفت و گوهای سال های پیش اش گفته، گاهی وقت ها ‏به نفع شخصیتی که بازیگرش خارج از دنیای فیلم داره، متن فیلمنامه روتغییر می ده. عیب اش اینه که ‏بازیگری که شخصیت واقعی اش موقع بازی در فیلمی از مهرجویی فاش شده، دیگه تا مدت ها نمی تونه از ‏اون قالب دربیاد. اون نقش توی جون اش می شینه. نترسیدی که به عنوان یه بازیگر حرفه ای، این اتفاق ‏برات بیفته؟
  به هر حال امکان اش بود و امیدوارم این اتفاق برام نیفتاده باشه.‏

  چه جوری با نقش هات روبه رو میشی؟
  بیشتر با نقش ها و فیلم هام، حرفه ای و از طریق تکنیک برخورد می کنم. اگه قراره جایی از یه فیلمی اشک بریزم، به ‏جای این که به خاطرات ناگوارم فکر کنم و تحت تاثیر قرار بگیرم،یا ماهیچه های زیر چشم ها رو منقبض کنم یا به نور ‏خیره بشم، از یه ماده اشک آور استفاده می کنم و گریه رو بازی می کنم. اما توی سنتوری به نظرم حس و تکنیک رو با ‏هم تلفیق کردم. اما همون طور که گفتم، بار مسئولیتی که موقع بازی در یک فیلم مهرجویی روی دوش ام بود؛ باعث ‏شد که خیلی خیلی بیش تر از توانم سعی کنم. هیچ فرصتی رو هدر ندهم. خلاصه در جواب سوال ات باید بگم که اصلا ‏سعی نکردم که علی سنتوری را توی وجود خودم قبضه کنم. آخه ایده آل این نیست. من بلند پروازتر از این حرفام.‏


  ولی قبول کن که سنتوری، حداقل در این سال های اخیر، یه اتفاقه توی زندگی حرفه ای تو. بعد خلوص فیلم ‏های اول ات، تو از نقش ها و فیلم ها فاصله گرفتی و سعی کردی مثل یه حرفه ای باهاشون برخورد کنی. حالا ‏سنتوری یه بازگشته انگار به دوره ای که با نقش ها بی هیچ مانع و رادعی برخورد می کردی. آره؟
  همه بازیگران دنیا نقاط عطفی در کارنامه شون دارن. منتها فقط کسانی از میان ایشان بزرگ می شن که از نقاط عطف ‏به وجود آمده نهایت استفاده و تجربه را کسب کنن و تلاش کنن تا از این دست اتفاقات در عمر بازیگرشون بیشتر بیفته.‏ من به بازی بهتر در فیلم های بهتر از سنتوری محکومم ، اگه آرزو دارم که بزرگ بشم.‏

‏ ‏
  ‏ وقتی همه چی تموم شد و پروسه بازی کردن در نقش علی سنتوری به پایان رسید، بعد از این همه تمرین، ‏شد که خودت عاشق سنتور بشی؟
  فکر نمی کنم که عاشق سنتور شده باشم، اما یقین دارم که سنتور نواخته شده در سنتوری با همه سنتور های شنیده ‏شده توی عمرم فرق داشت.‏


  پس چطور ادعا می کنی که همه این مدت علی سنتوری بودی؟ درک اش کردی؟ باهاش زندگی کردی؟
  من ادعا می کنم ، قضاوت با مردم... یا حق.‏




به روز شده در : چهارشنبه 14 فروردين 1387 - 15:52

چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

نظرات


پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 3:8

امیر قادری مرسی مرسی مرسیییییییییییییییییییی.

Sarah
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 8:2

tanQ very muuuuuuuuuuchhh hahaha :xxXxXx harf zadanesham mesle khodesh cute >:d< :* kheili khoob bood

sina
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 10:51

amir ghaderi va neda miri khili khili mamnonam

bahram joon tashakor mikhonam ke mosyebe kardi

golnoush
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 11:42

vay amire ghaderi dastet dard nakone!kheyli tooop bood faghat kashki axaye jadidam az bahram mizashtin vali bazam mer30 kheyli khob bood

dost
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 11:57

خیلی بی مزه بود...آقای قادری داره بال بال می زنه از شیفتگی به رادان...این آگهی تبلیغاتی بود

کیوان
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 12:1

فوق العاده بود دستتون درد نکنه.

مصاحبه گلی خانم رو هم بزارین دیگه.

mahya
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 12:14

mercccccccccccccccccccccccccccccc,vali gharar bood ba golshifte ham mosahebe konid pas chi shod?

سپیده
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 13:1

خیلی خوب بود ممنونم..

راستی چرا سوالی در مورد ترانه ها و ارتباط بهرام با محسن چاوشی نپرسیدین؟

l
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 13:41

با تشکر فراوان

SALARl
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 13:44

karet doroste bahram khan

Nika
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 13:49

Vayyyyyyyyyyy Amir e azizzz AAAAAAli Bood

گلی
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 14:5

شما قول دادین که با گلشیفته فراهانی هم مصاحبه کنین.یادتون نره نزنین زیرش ما منتظریم

سپیده
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 14:39

واقعا مرسی

عالی بود

بی نظیر

ممنون

برای بهرام رادان ارزوی موفقیت بیش تر می کنم

یا حق

sana
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 14:58

merciiiiiiiiiiiiiii kheili khoob bood

shadi
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 15:9

kheili kho0b bo0d...........merC az amire ghaderi.....bahram radana vaghan ghashang bazi karde bo0d to santo0ri...

مهسا
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 16:46

آخ جوووووووووووووووووووووووون ... مرســــــــــــــــــــــــی


پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 17:55

az doostane radani chanta soal daram age mishe too hamin commenta begin.mamnoon.

karnevale marg va tardid chi shodan va gharare chi she belakhare?neghabe ziba ham hamintor?asan sakhte mishe?

mamnoon az kesaike rahnami mikonan


پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 18:57

به همشهری بودن با مهرجویی ورادان به این که اهل یه کشوریم اصا به این که هنوز تو دنیا ادم بلند پرواز در حد عقاب هس مفتخرم

جودی آبوت
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 18:58

عالی بود ....

بهترین نوای سنتوری هم که من در تمام عمرم شنیدم همین نوای سنتور سنتوری بود ...

به امید موفقیت های آتی و درخشش های همیشگی جناب رادان ...

مرسی آقای قادری و خانم میری

سورنا وحید
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 19:0

بیشتر گفتگو با بازیگر علی سنتوری بود تا رادان...!

hamed
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 19:10

agha ghaderi mamnon .................. bahram ali booooood .. damet garm

me
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 20:21

meeeeeeeeeeeeeeeeeerciiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii ali boooooooooooooooddddddddddd


پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 20:23

it was PERFECT!!!!!!!!

محسن D
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 20:23

رادان جان تا آخرین نفس دوستت دارم

تو بهترین هستی شک نکن

بگذار فعلا سینما و اکران در اختیار گلزار باشد تا فردا ببینیم خدا چه می خواهد

سنتوری را همگان در خانه ها دیدنند و لذت بردنند

در طول تاریخ فیلم خوب را قربانی می کنند

آفساید به رنگ ارغوان و یک شب و دهها فیلم دیگر

نانا
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 21:3

امیر قادری و ندا میریِ عزیز ،

مصاحبه قشنگ بود و حرف های رادان هم که دیگه جای خودش رو داره ! اما چرا همه ی مصاحبه اختصاص داده شده بود به سنتوری ؟

به هر حال به نظر من بهرام رادان بازیگر توانا و خوبیه و بازی قشنگش توی سنتوری حرفی رو برای گفتن باقی نمیذاره حالا چه فیلم پخش بشه و چه نشه !

اینجا ایرانه، با یه سری قانون عجیب و غریب که برای درک کردن یکیشون باید 7 شبانه روز روی تختت دراز بکشی و پلک نزنی و فقط فکر کنی چراا ؟

مشکل از کیه ؟ از چیه ؟

از آهنگ ؟ بازیگر ؟ کارگردان ؟ خواننده ؟ یا بعضی دیالوگ های نیشدار ؟

به هر حال چه فیلم خوب باشه و چه بد کسانی برای این فیلم زحمت کشیدن و سرمایه ی کلونی رو توی فیلم گذاشتن و حق هیچ کس و هیچ فیلم و بازیگری نیست که نمایش هنرشون ممنوع شه !

به هرحال اینجا ایرانه !!! یا خیلی بی در و پیکره یا زیادی در و پیکر داره !

نانا


پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 21:49

خیلیم بی مزه بود. مصاحبه مصاحبه که می گفتین این بود؟؟!!!

همون بهتر که فیلمشم پخش نشد...

بازیگر فقط گلزااااااااااااااااااااااار ( حتی فیلمای سطح پایینشم پر فروشه)

تا وقتی گلزار جون هست مردم ما احتیاجی به سوپر استار دیگه ای ندارن.

یکیش می ارزه به صدتا رادان و امثالش...

نیوشا
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 21:58

خیلی کوتاه و مختصر بود. به قول یکی از دوستان بیشتر مصاحبه با علی سنتوری بود تا رادان.کاش بیشتر از خودش و برنامه های الانش می پرسیدین تا سنتوری.

روژان!
پنجشنبه 15 فروردين 1387 - 22:52

MR. Amir ghaderi & MRS. Neda miri behetoon tabrik migam mosahebe bi naziri bood merc vali kash bishtar booood bahram azizam omidvaram bad az 8 sal baraye 2vomin bar betoonam bebinamet merc az hameye radanihaye aziz. shad bashid !

SepiD
جمعه 16 فروردين 1387 - 0:0

In behtarin Hediyeye Noroozi e baraye man bood....kheyli kheyli kheyli mamnoon........Bahram Radan Dooset Darim

ایمان (مدیر وب گلشیفته فراهانی)
جمعه 16 فروردين 1387 - 0:9

مصاحبه ی خوبی بود. دستتون درد نکنه. فقط یادتون نره با گلشیفته هم حتما مصاحبه کنید.

sh
جمعه 16 فروردين 1387 - 0:12

vaghan dasteton dard nakone kheili hal kardim mersiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

+
جمعه 16 فروردين 1387 - 0:16

یعنی واقعا عرضه گرفتن یه عکس اختصاصی برای یه همچین مصاحبه ی اختصاصی ای رو نداشتین؟؟؟

متاسفم!!!


جمعه 16 فروردين 1387 - 0:29

احیانا اگه یه عکسی هم می گرفتین تا ما جمال زیبای اقای رادانو در سال جدید زیارت می کردیم بد نبودااااااا

مهسا
جمعه 16 فروردين 1387 - 0:37

این گفتگو فقط با بهرام رادان بود ؛ پس گلشیفته چــــی ؟؟؟

گفته بودید مصاحبه ی اختصاصی با بهرام رادان و گلشیفته فراهانی ...!!!

~x(

:|

ساینا
جمعه 16 فروردين 1387 - 1:42

خیلی عالیی بود مرسی

نا شناس
جمعه 16 فروردين 1387 - 2:36

وقتی تو دانشکده مدیریت و حسابداری سر کلاس اخلاق بغل دست بهرام رادان نشستم و بعد از سلام علیک باهاش 2 ساعتی کنار هم نشسته بودیم ؛ تازه بازی تو آواز قو رو تموم کرده بود و کار دیگه ای ازش اکران نشده بود.همون موقع میدونستم بازیگر بزرگی میشه .من مجله تماشاگران دستم بود و اون خواهش کرد به مجله یه نگاه بندازه .تو کلاس غیر من کسی نشناختش خوشحالم که بازیگر موفقی شده.

ساناز
جمعه 16 فروردين 1387 - 2:54

ممنونم.نواي سنتور فيلم علي سنتوري بيشتر مثل يك حس نهفته وفيلم و بازيها از معدود خاطرات زيباي سينمايي هست.

بهرام رادان گرامي و عزيز ممنونم.

استاد مهرجويي ممنون.


جمعه 16 فروردين 1387 - 3:23

vali rast gofta jedi.in bishtar mosahebe ba ali bood na bahram.man asheghe bahram,tarze fekr va noe harf zadanesham.dooost dashtam bishtar az khodesh beporcid.va filmhaye digeo azin harfa.vali beharhal mamnoon ke dele in hame adamo be dast miarid.chon midoonid ke radan portarafdar tarine.migid na??harki mige na ye webloge nazar sanji besaze amar begire


جمعه 16 فروردين 1387 - 8:54

نمی شد با لحن محاوره ای منتشرش نکنید؟ چرا فکر می کنید این طوری صمیمی تر است؟ نگاهی به وبلاگ های فارسی و نظرات بیندازید تا لزوم آموزش غیر مستقیم املا فارسی را احساس کنید.

ممنونم.

SHERI
جمعه 16 فروردين 1387 - 9:41

BAHRAM RADAN=HERO=GHAHREMAN,BEHTARIN,FOGHOLADETARIN TA ABAD BINAHAYAT DOOOOOOOOOSET DARAM BAHRAM JOOOOOOOOOON!!!!!!!!!!!!

ساناز
جمعه 16 فروردين 1387 - 9:50

عمو بهرام فوق العاده هستید ...

فوق العاده بازی می کنید ...

فوق العاده حرف می زنید ...

شما ادعا می کنید و منِ مردم قضاوت می کنم و می گم که علی سنتوری تر از شما کسی نیست !!

ساناز
جمعه 16 فروردين 1387 - 9:51

به امید موفقیت های آینده شما ...

به امید دیدن شما تو شاه فیلم هایی چون سنتوری ...

رضا
جمعه 16 فروردين 1387 - 9:54

یادمه وقتی دیدمت و بهت گفتم سنتوری تهشه !

خندیدی و گفتی سنتوری تازه اولشه ...

تو بلند پروازی و ته برات معنا نداره !

عقاب بلورین سینمای ایران امیدوارم همیشه بی همتا چون الان بمانی ...

sana
جمعه 16 فروردين 1387 - 13:13

با ارزوی موفقیت برای بهرام رادان

سحر
جمعه 16 فروردين 1387 - 13:55

اخه ادم حسابي بهرام رادان را با گلزار مقايسه ميكني؟اخه گلزار هم شد هنر پيشه؟با اين بازيهاي تكراريش اون حتي لياقت بازي تو فيلم استاد مهرجويي را نداره...مگه فيلم سالن مده؟من متاسفم كه تو فرق فيلم هنري را با اين فيلمهاي در پيت نميدوني؟

سحر
جمعه 16 فروردين 1387 - 13:56

استاد رادان فوق العادهاي

سپیده
جمعه 16 فروردين 1387 - 14:46

ممنون میشم گفتگویی هم با محسن چاوشی داشته باشین

به هر حال صدای چاوشی در فیلم بسیار موثر بوده وهمانطور که میدونید برای ساخت ترانه های این فیلم خیلی زحمت کشیده .

sogol
جمعه 16 فروردين 1387 - 15:11

mer30 az mosahebatun....mer30 az bahram radan

parisima
جمعه 16 فروردين 1387 - 20:32

khob bood vali az aghaye radan tavaghoe darim mesle hamisheh bahal va jazab sohbat koneh albateh taghsireh bahrame radan nist soalha ye zareh bi mazaeh bood


جمعه 16 فروردين 1387 - 20:34

omidvaram bahrame radan betooneh az santoori ham behtar zaher sheh

GOOD LUCK FOR YOU BAHRAM

MaHtAb
جمعه 16 فروردين 1387 - 21:40

سلام..ممنون واقعا عالي بود..از آقاي قادري و خانم ميري كمال تشكر رو دارم..ممنووووووووووووووون.

دوست عزيز درباره ي سوالاتتون بايد بگم كه كارناوال مرگ فعلا به خاطر مسائل مالي متوقفه.

ترديد هم چون آقاي واروژ كريم مسيحي (كارگردان محترم فيلم) خونريزي معده داشتند و حالا البته مرخص شدند تا آخر فروردين ان شاا... گروه به ادامه ي كار مشغول ميشه.

نقاب زيبا هنوز به مرحله ي اجرا و پيش توليد نرسيده (حالا به دليل مسائلي كه نميشه گفت).

دوست عزيز سوالي داشتيد من هم اينجا در خدمت هستم هم ميتونيد تشريف بياريد به وبلاگم.

www.bahramashegheosiyan.blogfa.com

SETAREH
جمعه 16 فروردين 1387 - 23:35

ZIBA BOODAN,ZIBA MANDAN

SALEM BOODAN SALEM MANDAN

ASHEGH SHODAN ,ASHEGH MANDAN

.......

MANDEGAR MANDAN

HAMEYE INA KHOBEHA............VALI MANDANESH AZ HAME GHASHANG TARE

BAHRAM RADAN MIMONE

BAGHI

TO DELE HAMEYE....

ASHEGHA

...

AGHAYE GHADERI AZ SHOMA HAM MAMNON

MERCCCCCCCCCCCCCCCCCCC BE HAMEYE BACHEHAYE CINEMAE MA

farshid
جمعه 16 فروردين 1387 - 23:52

به نظرم بهتر بود مشخص می شد هر سوال را امیر قادری پرسیده یا ندا میری مطرح کرده نمی دانم تعمدی در نا مشخص بودن هست یا تعجیل در رساندن مطلب باعث این قضیه شده.

بهرام رادان به نظرم بازیگری است که خوب رشد کرد خودش را توی سینما درست پیدا کرد و مسیری که امد فیلم به فیلم بهتر شد

سنتوری به نظرم نقطه عطف بازیگری رادان تا این جاست نقشی که حقش بود بازی کند و به دل نشست شاید تا مدتها همین طور که خیلی ها هنوز دنبال نقش هامون توی بازی های شکیبایی می گردند رادان را هم با علی سنتوری گره بزنند ولی امیدوارم بهرام رادان همین طور که تا حالا نشان داده نقطه عطف امروزش را باز توی فیلمهای اینده با خود جلو ببرد

farshid

سید ناصر پناهی(مدیر وب سنتوری)
شنبه 17 فروردين 1387 - 0:44

salam

سلام

ممنون ازمصاحبتون اما گلشیفتش چی شد

www.alisantori.persianblog.ir

سحر
شنبه 17 فروردين 1387 - 2:3

ما بايد بيشتر از اينها قدر بازيگرهايي مثل بهرام رادان و محمد رضا فروتن را بدونيم چون متاسفانه امثال اينتور بازيگرها در سينماي ما خيلي زياد نيست... اون تعدادي هم كه هستن سنشون خيلي بيشتره

محمد علی
شنبه 17 فروردين 1387 - 3:40

بهرام رادان در این نقش بالغ شده بود. شاید در حد گنگ خواب دیده. و فیلم شاید بعر از هامون تنها فیلمی است که دوست دارم بارها آنرا ببینمم. و البته بشنوم. ترانه های فیلم در سینمای ما و خاطرات مردم ماندگار شدند. و کاش از این دست فیلمهای ماندگار بیشتر داشته باشیم. هیچ دلیلی ندارد یک فیلم حرفهای گنده بزند که ماندگار شود. می شود حرفها و قصه های معمولی را با سینمای هوشمندانه ماندگار کرد.

آرش
شنبه 17 فروردين 1387 - 9:22

دوستان توجه کردید بهرام رادان روز به روز پخته تر و بلند پروازتر میشه....امیدوارم بالهایش را نچینند تا سینمای ایران از چنین انسان و بازیگری محروم نشه.....

arghavan
شنبه 17 فروردين 1387 - 14:2

تا چند وقت پیش بازیگرانی بودند که ما به انها استاد بازیگری می گفتیم اما امروز شخصی به انها اضافه شده که با وجود سن کمش توانست مدال استادی را بر گردنش ببیند .درست است او خود بهرام رادان است ونه گلزار وامثال او(با اینکه خودم اقای گلزار را دوست دارم) .گفت وگو عالی بود وما وهمه ی مردم ایران برای اقای رادان ارزوی موفقیت بیشتر را خواهانیم موفق باشی استاد

نيلو
شنبه 17 فروردين 1387 - 15:6

با سلام خدمت اقاي امير قادري

مصاحبه ي خيلي خوبي بود دستتون واقعا درد نكنه

جناب اقاي رادان جزو بهترين و مسلط ترين بازيگر هاي سينماي ايران هستن و ما براشون ارزوي موفقيت روز افزون داريم

pidor
شنبه 17 فروردين 1387 - 15:57

ممنون

sadaf saei
شنبه 17 فروردين 1387 - 16:10

ba arze salam va khaste nabashid khedmate shoma azizan,vaghean mosahebeye jalebi bud,filme santoori garche ejaze ekran nagereft vali ba in hal fekr mikonam aksaran in film ro az tarigh sithaye interneti didan,be nazare man in filme aghaye mehrjoui yeki az zibatarin filmhaye irani bud ke man ta be hal dide budam ba bazi ali aghaye radan va khanume farahani,va ahanghaye zibaye aghaye chavoshi,vaghean kare ali bud,omidvaram in filme dar kharej az iran betune mojavez ekran begire(dar europe)va fekr mikonam aksare iraniha esteghbal mikonan.merci,bye

لیلا
شنبه 17 فروردين 1387 - 19:22

از اقای بهرام رادان به خاطره بازی خوبشون متشکرم

محمد
شنبه 17 فروردين 1387 - 20:51

ای بابا. شما قرار بود با بهرام رادان مقایسه کنید. پس چرا با علی سنتوری مصاحبه کردید؟!!

به هر حال ممنون. مصاحبه ی جالبی بود.

بهرام رادان بازیگز توانا و با استعدادیه. تو سنتوری، واقعا این رو نشون داد. امیدوارم همینجور موفق باشه.

میشه خواهشا به طور شفاف بگید که مصاحبه با گلشیفته فراهانی، به زودی در سایت قرار می گیره یا نه؟

الان مدتهاست که همه رو منتظر نگه داشتید. الانم که لوگو رو کردید مصاحبه با بهرام رادان. اگه واقعا" میشه، زیر همین کامنت در چند کلمه توضیح بدید که مصاحبه با گلشیفته فراهانی، به زودی در سایت قرار می گیره؟ یا اصلا قرار نمیگیره؟

sara
شنبه 17 فروردين 1387 - 22:54

ali bood,ham bazigarash ham kargar danesh,makhsoosan bazie aghaye radan ke mahshar bood.

جودی آبوت
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 0:33

"رمز ماندگاری سیمرغ نیست رمز ماندگاری وارد شدن در دلهای مردمه!!"

استاد رادان امدی و می مانی ...

ماندگاری برازنده توست!

afsoun
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 3:15

merci, vali kash ba bahram darmoredeh ahnagha o she'rhaye khoondeh shodeh va mohsen chavoshi ham miprosdidi ke yeky az mohrehyae mohemeh in film chavoshi ast bkhatereh ahanga va sedaye zibash. mamnoon

مینا
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 10:33

مصاحبتون خیلی به موقع بود به خاطرش ممنون.

بهرام رادان هم از یه جایی به بعد توی نقشهایی که داشته خوب ظاهر شده مثلا گاو خونی امیدوارم موفق تر از این باشه

و اما یه در خواست اگه میشه یه همچین مصاحبه ای هم با گلشیفته داشته باشید.

کارتون خوب بود.

مريم
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 15:24

اينكه فيلمهاي مهرجويي نه مخاطب عام داره و نه مخاطب خاص و كلا مخاطب داره اونم مخاطب مشتاق برميگرده به همان هوشي كه رادان به اون اشاره كرده . فيلمهايي كه رنگ و لعاب اضافه نداره و فضا و لوكيشن اينقدر رئال و اصيله كه نتيجه اش ميشه يك فضاي دلچسب كه كاملا تماشاچي را مسحور ميكنه اينكه دست بازيگر را باز ميگذاره و در عين حال حركات اون را كنترل ميكنه تا بتونه از تمام حركات و تيكهاي رفتاري اش اوني را بگيره كه خودش ميخواد اينكه شخصيت هاي فيلمهايش را طوري تعريف ميكنه كه هر طرف سرت را بچرخاني همه اونها را ميتوني در اجتماع اطرافت ببيني اينكه گوشه كنايه هاي سياسي لوس نميزنه و نميخواد با وصله كردن بعضي مفاهيم سفارشي فيلمش را بيمه كنه يعني مهرجويي همان مهرجويي سالهاي گذشته است كه اجتماع اطرافش را خوب ميبينه با اون رشد ميكنه و اون را ميشناسه نياز حال جامعه را مي فهمه و سعي نميكنه با نوستالژي برخي مفاهيم خودش را به باورهاي قديم وصله بزنه . مهرجويي تنها كارگرداني است كه رگه هاي و شناسه هاي كاري كمتري در هر اثر خودش به جا ميگذاره و اصرار نداره يك سري مفاهيم را تكرار و تكرار كنه و بعد خودش را باون مفاهيم به مخاطب بشناسانه و اگر هم شناسه داشته باشه در هر فيلمي اون شناسه رشد قابل ملاحظه اي كرده و انديشه تبديل به يك باور شده و يا كمرنگ و حذف شده . مهرجويي بيشتر از اينكه بخواد با نماد و شناسه بخواد خودش را به مخاطب بشناسانه انديشه هاي امروزش را به تماشاچي سالن سينما نشان ميده و در واقع توانمندي خودش را در انعكاس افكارش به رخ ميكشه .

فرشاد
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 18:44

Bekhoda Fosh midam Harki bege BAHRAME RADAN behtarin bazigare iran ya Hatta asia Nisssssssssssssssssssssssssssssssssst

نامه
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 19:9

فیلم " علی شیره ایی".... ببخشید " علی سنتوری " مسخره ترین فیلمی بود که تو عمرم دیدم

parisima
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 19:34

akheh khanoom ya aghai ke migi bazigar yani golzar to aslan midooni ke cinema ro ba che sei minevisan

in golzar be dardeh che kari joz oon geryehaye maskharasho zarf shikastan mikhoreh

tanha daliletoon ineh ke migin khoshgele akha azize man khoshgeli be che dardi mikhoreh toy cinema vaghti chehrat cinemai nabasheh va keshenaghsh ro nadashteh basheh to negah kon chereye taha rahmani basiji koja va ali santoori koja va ela akhar bahseh motefavet boodan nist bahse kesheshe chehras hala teknike bazigariro begzarim khodai khopd golzar ba bazi kardanesh che farghi dareh dar zemen tajrobeh neshoon dadeh ke chizaye por fooroosh to iran hamisheh mozakhrafan albateh bejoz karaye aghaye mehrjooi

akheh toke az cinema vo footo fanesh chizi saret nemisheh bare chi nazar midi asabeh adamo khord mikoni

be khoda bahrame radan az sareh in cinema ziyadeh


يکشنبه 18 فروردين 1387 - 20:33

akhe inam shod mosahebe baba ba golzar mosahebe konid albate midonam ke behton eftekhar nemide

مهناز ميناوند
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 20:44

سلام آقاي قادري. مصاحبه بدي نبود اما مي شد بحث هاي بهتري هم كرد. بحث هاي تخصصي تري كه به بازيگري بهرام رادان (نه صرفا در سنتوري) مي پرداخت. من نقد هاي امير قادري رو دوست دارم اما احساس مي كنم در گفتگو با مصاحبه شونده هاش اغلب مرعوب و شيفته اونها مي شه. مثلا مصاحبه اش با رضا ميركريمي براي فيلم خيلي دور خيلي نزديك. اميدوارم گفتگو با گلشيفته فراهاني رو هم به زودي اينجا بخونيم. گفتگويي كه تخصصي تر باشه.

behnoosh
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 21:31

mer30 ali bod ba golshifteh ham lotfan mosahebeh konid

نوشین
يکشنبه 18 فروردين 1387 - 22:38

سلامممممممممممممم

مثل اینکه از همه دیرتر اومدم................

خیلی عالی بود ممنون

اگه ممکنه بازم عکسای بیشتری از بهرام رادان بذارین

مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

کتایون
دوشنبه 19 فروردين 1387 - 1:6

خیلی خیلی ممنون استاد رادان همیشه دوست داریم و سنتوری برای ما فیلم رویا هامون بود ممنون که نقش قهرمان مارو بازی کردی سینمای ما همیشه به تو مدیون خواهد بود .ممنون به خاطر هنری که به ما ارائه میدهی . ممنون به خاطر نگه داشتن سینمای ایران . ممنویم از خدا که کسی چون تویی را به ما داد.

!!!!!!
دوشنبه 19 فروردين 1387 - 11:10

بابا پس این مصاحبه با گلشیفته چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟ شما اصلا نظرات رو میخونید ؟؟؟میبینید که چقدر مردم مشتاقن. عجله کنید