mahmod
شنبه 7 ارديبهشت 1387 - 14:29
|
ali bod; yek pasokhe honarmandane va ziba;
|
hamoon
شنبه 7 ارديبهشت 1387 - 15:38
|
می شد سپید تر پاسخ داد. نه؟
|
رضا
شنبه 7 ارديبهشت 1387 - 16:57
|
پاسخ محكمي است. يقيناً طرف قانع ميشه! خوشحاليم كه كارگردان عزيزمان با دليل و مدرك جواب اين آقاي به اصطلاح نويسنده را داده. شايد همين ماجرا باعث بشه كه ديگران نويسندههاي جوان و گمنام هم درس عبرتي بگيرند و اگر روزي چنين بلائي سر اثرشان آمد، جيكشان در نياد! آقاي ميركريمي روزي گنجشكي گرسنه پس از ساعتها بلاخره چند دانهي ارزن در كنار راهي يافت. خيز كه برداشت براي برچيدنشان، فيلي بزرگ سر رسيد و خواست كه پايش را بگذارد روي دانههاي ارزن. گنچشك فرياد زد كه آقاي فيل لطفا دست نگه دارديد. اگر شما پا بگذاريد روي اين ارزنها آنها آرد خواهند شد و در خاك فرو خواهند رفت. فيل نگاهي به گنجشك و نگاهي به ارزنها انداخت. پاي را معلق نگه داشت بالاي ارزنها. گنجشك خوشحال شد و تشكر كرد و رفت سراغ ارزنها. او هنوز طعم اولين ارزن را نچشيده بود كه پاي فيل فرود آمد! آقاي كارگردان، اين برخورد از چون توئي بعيد بود. در هر حال دير يا زود بايد به اتهامات با زباني بهنجار پاسخ بدهي!
|
طاهره
شنبه 7 ارديبهشت 1387 - 17:2
|
متاسفم آقاي ميركريمي...............اينقدر "سر زبانها افتادن" از نظر شما مهم است؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
شنبه 7 ارديبهشت 1387 - 17:43
|
dance me to the end of love
|
شنبه 7 ارديبهشت 1387 - 18:30
|
aghaye Miirkarimi ey kash in pasokh ra hichgah nmidaded chon hame motman hastand na shoma va na shadmeher rastin bad az ekran film va movafagheyathaye an khahid gofet ke in ketab ra nakhandeed va hichgah nakhid goft khandeam vali ey kah shoma in film ra ghabal az chap in ketab mizadid ta ma harfetan ra ghabool mikardim
|
سمانه
شنبه 7 ارديبهشت 1387 - 20:21
|
« این هم گواهی دیگر بر مظلومیت زن خانهدار ایرانی که از دور همه آنها شبیه یکدیگرند ولی از نزدیک و با کمی تامل و دقت، انسانهایی هستند با هویت مستقل و متفاوت با دیگران» آخرِ جوابه! هم نشون ميده كه ادعا بياساسه هم نشون ميده كه تو فيلمش قرار بوده چيكار كنه. آفرين آقاي ميركريمي، اعتقاد قويتري به شما و افكارتان پيدا كردم موفق باشيد.
|
hediyeh
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 0:29
|
in dige tu keshvare ma bab shode ke ta ye nafar sare zabuna miofteo be haghesh mirese hame mikhan har jur shode biaranesh paino arzeshe karesho kam konan..chan vaghte pish etefaghan yeki az honarmandane barjesteo saheb name keshvareman be man goft ..tu iran be har kas ke jayezei migireo eftekhari kasb mikone be jaye tabrik bayad tasliat goft chon taze avale badbakhtishe..hala mifahmam cheghad harfesh beja va dorost bud..harkas reza mirkarimi va asaresho beshnase motmaenan az eteraze un agha khandash migire....man vaghan baraye in agha moteasefam chon harkas honare mirkarimi dar k karde basheo be imane aghaye mirkarimi iman dashte bashe mifahme ke in agha faghat khodesho kuchik karde.shayadam khaste az in tarigh ketabesh dide beshe ya khunde beshe..fek konam bishtar janbeye bazar garmi vase ketabesh bude:))
|
محمود
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 1:50
|
خیلی متاسفم که این اقا ادعا می کنه کار فرهنگی می کنه اونوقت اینقدر سربالا و با تمسخر جواب این نویسنده رو که به نظر می اد خیلی بی ربط هم نمی گه داده
|
رضا
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 2:11
|
آقای میر کریمی خجالت بکشید هر آدم بی طرفی داستان رو بخونه میفهمه فیلنامه دزدی بوده. اگر همه اهل سینما مثل شما باشند باید به حال سینما تاسف خورد.
|
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 2:27
|
خوشم اومد آقاي ميركريمي خوب بود
|
سارا
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 2:45
|
دقت کردن یک عده،دائم دارن تاسف میخورن....!!!!
|
رضا
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 3:16
|
آقای میر کریمی خیلی مغرور و از بالا نگاه می کنی. چی شده؟ به سیمرغی که گرفتی می نازی؟ برادر این سیمرغ های سفارشی که دیگه این حرف ها رو نداره. این سیمرغ ها رو به شما ندن به کی بدن؟ فدای یه تار موت! تصاویر متحرکتان، یعنی به همین سادگی را به جشنواره بردید و همانطور که پیشبینی می شد، داوران هم به این تصاویر ماقبل سینما و ماقبل نقد شما، یه سیمرغ هایی دادن. دیگه زیادی هول برت نداره. یک جوری پاسخ دادی و این نویسنده را به تمسخر گرفتی که انگار خودت کی هستی. کجا واسادی؟ تا حالا فکر کردی که محبوبیتت در نزد مردم، چقدر است؟ اصلا می دانی چیست؟ هر کس هم در جا و مکان شما بود و به سبک شما فیلم می ساخت، قطعا بیشتر از شما هم سیمرغ می گرفت! به نظرم اصلا مهم نیست که ایشون فیلمنامشون دزدیه یا نه. چون در واقع، به همین سادگی، فیلمنامه ای نداره. این فیلم، فقط و فقط یک سری تصاویر متحرک و ما قبل نقد است که داستانش در حد یک طرح یک خطیست و حرفی برای گفتن ندارد. فیلمنامه فیلمنامه راه انداختید. خبری نیست برادر. اقای میر کریمی به جای این حرف ها، برو و همان فیلمنامه هایی که روی دستت باد کرده را بخوان و ببین کدام یک بهتره و به نظرت کدام بیشتر بعد از ساخته شدن، به به و چه چه مجلاتی مانند یالثارات و روزنامه هایی مانند کیهان را در بردارد و سیمرغ رو هم داوران براتون آماده می کنند، برو همان را بساز!!
|
ر.ک
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 3:38
|
اتفاقا یک بار من به ضرورت کاری با آقای میرکریمی مشکلی داشتم که چندان عادی هم نبود و از یک ماجرای ساده به یک ناراحتی واقعی تبدیل شده بود و به گفته منشی ایشان در خانه سینما آقای میرکریمی را بسیار ناراحت و عصبانی کرده بود. ولی برخورد ایشان با ان ماجرا خیلی خوب بود.خیلی که نه ولی به هرحال خوب بود و خیلی مسوولانه بود( البته اوایل نه ولی کمی بعد چرا). امیدوارم این بار هم با مسوولیت شناسی همیشگی و با بزرگواری با این ماجرا برخورد شود.
|
sara
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 3:55
|
be nezare man un dastan HICH RABTI be filmname nadare
|
علی
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 4:14
|
گاه ادمها خودشان موجبات زیر سوال رفتنشان را بوجود می آورند. و این همه غرور از کجا امده ؟ عجب روزگاری شده.
|
محمد
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 9:41
|
وقتی برای هر طرح داستانی یک صاحب پیدا می شه، چی می شه گفت جز این جواب؟
|
اردشیر
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 12:31
|
به نظر من متهم اصلی اقای شادمهر راستین هست و ایشون باید پاسخگوی این موضوع باشند نه کارگردان این پروزه و جواب اقای میرکریمی خیلی سربسته و محافظه کارانه بود و من یکی هیچ فرمه متقاعد نشدم چون ایشون توضیح خاصی در رابطه با مسائل مطرح شده ندادند کاش کمی روشن تر دلایل خودش را مبنی بر سرقت نکردن ادبی از اقای علي اصغر عزتيپاك توضیح میداد در ضمن خیلی خوشحالم که کارگردان با استعدادی همچون اقای میرکریمی از این سایت دیدن میکند و من هم به عنوان یکی از طرفداران کارهای ایشان از جناب اقای میرکریمی انتظار بیشتری در پاسخگویی دارم
|
منصور
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 15:6
|
ببينيد سينماي ما چقدر حقيره كه آدمايي مثل مير كريمي داعيه دار اون هستند. براي سينماي ايران فاتحه من الصلوات...
|
مراد
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 15:12
|
والا وقتي تو اين مملكت از اين اتفاقات تا دلتون بخواد ميافته،منظورم دزدي از آثار ديگران ،حالا مي خواد ايراني باشه مي خواد خارجي ... فيلم(( بعداز ظهر سگي)) رو به يادبياريم ...اگه بخوام مثال بيارم مثنوي هزار مني ميشه كه بيا و ببين... براي آقاي ميركريمي متاسفيم.
|
ما
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 15:24
|
آبرو مي رود اي ابر خطاپوش ببار... . . .
|
من
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 15:27
|
هم نامه نا نوشته خواني... هم قصه نا نموده داني... جناب مير كريمي.
|
مینا
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 16:21
|
اینا همه به خاطر اینه که ادبیات مهجور واقع شده . دلم بر ادبیاتی های این مملکت می سوزه که بی دفاع ترین قشر اجتماع رو تشکیل می دن. حتما باید اقای عزتیم داستانشو می کرد تو بوق وکرنا تا همه از وجودش با خبر بشن و بعدش نگن که داره دروغ می گه. گناه اون بدبخت چیه که مردم ما یه جوری شدن که فیلمو ترجیح می دن تا بیان زحمت کتاب خوندن به خودشون بدن؟ درسته این داستان زیادم شبیه فیلمنامه ی به همین سادگی نیست ولی می تونسته از اون الهام گرفته شده باشه یا اصلا طرح اولیش بوده باشه . حالا اقای میر کریمی یه ذره اومدن شخصیتا رو پر وبال دادن و پیاز داغشو زیاد کردن ... ولی احتمالا اقای میر کریمی اسمای کاراکترا رو عوض نکردن چون شاید حتی براشونم مهم نبوده که نویسنده خبر دار بشه . همینه دیگه . مهجور واقع شدن ادبیات همینه.
|
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 17:36
|
اصلا احتیاجی به توضیح نبود .. خود داستان گویا بود کاملا ... فهمیدنشم هوش زیادی نمی خواست ... ممنون جناب میرکریمی
|
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 18:56
|
از آقای میر کریمی بعید بود تا این اندازه از روی احساسات جواب بدن. بر کسی پوشیده نیست که ایشان سرشان شلوغ است ولی این که فیلم نامه ها در صف مطالعه دارند و ... جواب قانع کنده ای نیست. آقای راستین بسیار منطقی جواب دادند: خانه ی سینما به شکایات رسیدگی می کند. ایشان به ان جا رجوع کند.
|
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 19:3
|
در کشوری که آمار مطالعه کتاب شرم آوره ، جناب میرکریمی هم از نخواندن کتاب ها و فیلم نامه ها با افتخار یاد می کنند. اگر این بنده خدا معروف بود که به همین سادگی جرات نمی کردید بدزدید!!!!! بله سرقت ادبی به همین سادگی!!!!!!!!!!!!!
|
ARIA
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 19:54
|
خنده دارترین و مضحک ترین جکی که درتمام زندگیم خوانده ام::: « هر آدم بی طرفی داستان رو بخونه میفهمه فیلم نامه دزدی بوده. » !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! عزیزان! زیاد به حرفهای مفت نویسندگان گمنامی که مادرشان هم آنان را نمی شناسد{!} و با این تهمت های بی اساس فقط می خواهند شهرت کسب کنند، توجه نکنید. 10 سال پیش کسی به عباس کیارستمی برای فیلمنامه طعم گیلاس تهمت دزدی زده بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و 6 سال پیش کسی دیگر به حسن فتحی برای دزدیدن فیلمنامه شب دهم!!!! { حتما این فرد پس از ساخت سریال استثنایی و جهانی مدارصفردرجه توسط حسن فتحی بسیار بی آبرو شد.} اصلا نباید به این تهمت های ناروا و چرند و پرند توجه کرد. خوش باورانی که به همین سادگی مهملات این آقای نویسنده را باور کرده اند، بهتراست کمی ساده لوحی خود را کنارگذاشته و به عقل خود مراجعه کنند. رضا میرکریمی کارگردان بزرگی است و « به همین سادگی » نخستین فیلم خوبش نیست که باور نکنیم کارخودش است؛ پیش ازآن استعداد وافرش را در آثار زیبا و جذاب زیرنورماه،خیلی دور خیلی نزدیک و ...نیز به همه ثابت کرده بود. درضمن؛ داستان رومیو و ژولیت شکسپیر هم خیلی اتفاقی بسیار شبیه لیلی و مجنون نظامی است.این دلیل نمی شود که بگوییم شکسپیر اثرنظامی را دزدیده.اصلا شاید حتی او را نمی شناخته است.....
|
ramona
يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 23:31
|
در سینمای ما این چیزها عادی شده. یک دفعه من به یک کارگردان مطح سینما گفتم که امکان دارد با بیان طرح خود کسی از آن کپی کند. آن اقای کارگردان که همه فیلم هایش اقتباسی ازاد از فیلم های هیچکاک بود !!!گفت: شاید آن یک نفر من باشم
|
رضا
دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 - 2:39
|
آقای آریا فکر کنم شما هیچی از ادبیات سرت نمیشه.و یه آدم الاف هستی که سینما و فیلم رو واسه وقت تلف کردن نگاه میکنی. اگر سواد داری بشین یه بار داستان رو بخون اونوقت میفهمی که ...راستی اصلا فیلم رو دیدی که بخوای بفهمی دزدی بوده یا نه. از سایت سینمای ما و آقای قادری تعجب میکنم که واکنشی نشون نمیده.اگر خودتون نمیخواهید نظر بدید حداقل از چند نویسنده و سینماگر مستقل نظر بخواهید.
|
kamyar motamedi
دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 - 2:55
|
jalebe ke 1 salo nim az zamane tolido shurue be hamin sadegi migozarad va bad az gozashte 1 mah az ekrane film adami miado edea mikone ke be hamin sadegi neveshteye une.mamolan kasi ke ahle ghalameo nevisandas be yaghin ahle motalee ruzname hast,az 1 salo nim pish ta be hal ke hameye majalato jarayed sharhe mokhtasari az be hamin sadegi ro dade budano,az tarafi amiro tahere vujud dashatan hala ke 2 hafte be payane ekrane in film munde in agha edeaye mazlumiat kardan???? aghaye mohtaram in hooosho zekavate shomaro miresune ke in raho baraye furushe ketabetun entekhab kardin ama ba in kara na mitunin kasio pain biain na baese marge cinema beshid.
|
hediyeh
دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 - 2:56
|
aghaye mir karimiiiiiiiiiiiiiiiii ma montazerimaaa.....sale dige ba ye filme dige.....ta dar biad cheshme hameyeeeeeeeeeeeeeeee has0o0o0da
|
kamyar motamedi
دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 - 3:0
|
jenabe reza ke farmudin in simorgha sefareshi bude...hatman kheili edeat mishe ke hamchin chizio migi....man mikham bedunam emsal kudum fimi ke tu jashnvare bud be joz unai ke be jashnvare rah nayaft mesle khake ashna,sad sal be in salha va...che filmi liaghato estehghaghe gereftan jayezaro dasht...majide majidi va mir karimi kam karan ama dorost kar mikonano be moghe....CHON UNA IMANI DARAN KE KHEILIA EDEASHUN MISHE NADARAN...
|
rosha pirdost
دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 - 3:51
|
ziad jedi nagirid azizan.agar shebahati beyne filmnameye be hamin sadegi va ketabe nevisandeye modai mibinid dalilesh kamelan vazehe madar tajrobeh onghadr zaefim.ke digar az nirooye khalagh mahrumim.baosh bashid alaki haye jayeze nashavid.ab khonak benooshid va kami deghat konid.ma dar miane jammate honari chand ensane tajrobe gara darim?ke tolidateshan shabih be hamin nabashan.dar enteha kargardane mohtaram va khalagh aghaye mirkarimi,zire noore mah shenasnameye filmsaziye khob va tahsin bar angize shomast.javayeze emsal haghe riskhaye bozorge shoma dar tamame in salha dar tamame ojo furudhaye cinema bud.ab khonak benooshid dostan.
|
HAMASEH
سهشنبه 10 ارديبهشت 1387 - 18:34
|
آقا رضا، دیگه دارم بهت شک میکنم! نکنه از فک و فامیلای اون نویسنده ای که اینطور ازش طرفداری می کنی؟! من با آقای کامیار معتمدی کاملا موافقم.اگربخواهیم بسیارمنطقی به این قضیه نگاه کنیم، به این نتیجه می رسیم که حدود یک سال و نیم از زمان تولید و شروع فیلمبرداری به همین سادگی می گذرد و اکنون با گذشت حدود سه ماه ازنمایش فیلم درجشنواره و بیش از یک ماه از اکران فیلم درسینماها, این آقای نویسنده و اهل قلم که حتما اهل مطالعه روزنامه هم هست, و حتما دراین هجده ماه درنشریات شرح مختصری ازفیلم را خوانده بوده، چطورحالا که فقط دوهفته به پایان اکران فیلم مانده، اعتراص و ادعا کرده است؟؟؟؟؟؟؟ به قول آقای کامیار واقعا رند و مکاره که بهترین راه را برای فروش کتابش انتخاب کرده! ای کاش خدا به ما هم انقدر هوش و ذکاوت می داد! البته این یک هوش و ذکاوت منفی است و نه مثبت!
|
سهشنبه 10 ارديبهشت 1387 - 21:23
|
نه بابا طرف ترکه می شناسمش
|
ARIA
سهشنبه 10 ارديبهشت 1387 - 21:36
|
رضاخان! 1) شما که اینقدر از ادبیات سرت می شه ، پس چرا علاف را « الاف » نوشته ای؟؟!! لطفا اول الفبای ادبیات فارسی را که املا نویسی درست است، یاد بگیر و بعد در یک سایت سینمایی تخصصی اظهار نظرکن! متشکرم! 2) من هرگز ادعا نکردم که استاد ادبیاتم! اما آن قدر علاقه مند هستم که «لیلی و مجنون» نظامی و «رومیو و ژولیت» شکسپیر را با لذتی وافر بخوانم و به خاطر شباهت بسیار بین این دو کتاب، به یک نویسنده بزرگ مثل شکسپیر که حدود 1000سال بعد از نظامی می زیسته، تهمت دزدی نزنم. به شما هم پیشنهاد می کنم که پس از یادگیری املا، حتما این دو کتاب را بخوانی! 3) شما خودت به خاطر اتلاف وقت، فیلم می بینی؛ چون درطول عمرت حتی یک مجله سینمایی تخصصی نخوانده ای و شاید هم حافظه کوتاه مدتی داری. رضا میرکریمی اولین سینماگری نیست که مورد تهمت افراد جویای نام و شهرت قرار گرفته. همانطورکه در کامنت بالا ذکر کردم( حتما جنابعالی این دو مورد را حتی نشنیده ای!) 10 سال پیش جوانکی به کیارستمی بزرگ برای فیلمنامه طعم گیلاس تهمت دزدی زده بود! و همین موجی که الآن برای فیلم میرکریمی راه افتاده، درآن دوران نیز درهمه نشریات به وجودآمده بود.کیومرث پوراحمد جواب آن جوانک را به زیبایی هرچه تمامتر داد: «شباهت بین داستان شما و طعم گیلاس،مثل شباهت فیلم به خاطرهانیه با تایتانیک است. »!!!! 6 سال پیش هم پس از پخش سریال پرطرفدار شب دهم در ایام محرم،فردی دیگر با چرندیات کاذب خود در اکثر نشریات، به حسن فتحی برای سرقت فیلمنامه اش تهمت زد. همان ابلهانی که درآن زمان مزخرفات آن آقا را باور کردند، پس از تماشای سریال شاهکار مدارصفردرجه که نویسندگی آن را خود حسن فتحی برعهده داشت، بسیار شرمنده شدند.اصلا سبک نوشتاری هرنویسنده ای کاملا مشخص و واضح است. 4) چیزی نمانده که شما مثل نمرود و یا فرعون ادعای خدایی کنی!!! شما ازکجا می دانی که من فیلم را ندیده و کتاب را نخوانده ام؟؟؟! فیلم را دیده ام، آن هم دو بار، در جشنواره و پس از اکران عمومی. واقعا به نظرم شباهتی به داستان آن آقای محترم نویسنده ندارد. 5) آیا تا به حال در زندگیت قرآن کلام خدا را خوانده ای؟ اگر خوانده ای ، پس حتما می دانی که تهمت زدن از گناهان بزرگ است. آدمی تا وقتی 100% از موضوعی اطمینان نداشته باشد، اصلا قشنگ نیست که به دیگران تهمت بزند؛ آن هم به یک کارگردان مؤمن و بزرگ. به هرحال در آینده ای نزدیک همه چیز روشن می شود......
|
علاف
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 13:21
|
الاف به معنی آدم ول معطل با الفه .علاف یعنی کسی که علف میفروشه .
|
رکسانا
پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 - 17:27
|
اقای میر کریمی عزیز و دوست داشتنی زیباتر و دندان شکنتر از این نمیشد پاسخ یک ادم ......(این روزها زیاد شدن نگران نباشید)رو داد به شما افتخار میکنم
|
آراسان
شنبه 14 ارديبهشت 1387 - 4:40
|
از اظهارات برخی از دوستان آدم گاهی بسیار متعجب میشه. با اظهارات شخصی که هیچ شناختی از اون ندارند نسبت به شخصی که به قول خودشون در حالیکه کارشناس این رشته هستند و پس قطعا بسیاری از فیلمهاشون را دیدند و مصاحبه هاشون را خوندند و قاعدتا شناختی هر چند اندک نسبت بهش دارند میتازند و در یک آن! او را متهم به سرقت ادبی میکنند در حالیکه سابقه درخشانش(نه از دیدگاه من و شما)از منظر بسیاری از منتقدین غیرقابل کتمانه. حال اگر شباهتی هم باشه آیا فرض تصادفی بودن این اتفاق محتملتر نیست آیا؟
|
محمود
پنجشنبه 19 ارديبهشت 1387 - 13:9
|
دزدی تو کار نبوده اما با تی ریپی که میرکریمی برا این نویسندهه اومده اصلا حال نکردم. فکر اینکه خودم یه داستان نویس ساده باشم و گمون کنم یکی کارمو برداشته ( و یا برنداشته ) و بعد اون یکی همچین بخواد خودشو به رخم بکشه که به جای هر حرف دیگه ای تهش اینه که : برو جوجه ! ... اعصابمو خورد می کنه و فکر می کنم اون آقای داستان نویس هم حتما از این تی ریپ میرکریمی خیلی اعصابش خورد شده در حالیکه اصلا قصد خورد کردن اعصاب کسی رو نداشته ... کلا با تی ریپ خونسرد بازی حال نمی کنم ... بهتره آدم همه رو بپاد ... حالا یه روز که من آدم مهمی شدم و میرکریمی بارش افتاده بود تلافی شو سر میرکریمی در می یارم ... الان میرکریمی میگه مگه منم بارم ممکنه بیفته ؟ ...
|