چهارشنبه 21 بهمن 1388 - 2:17













-

I تبلیغات متنی I
فروش نقد و اقساط بلند مدت
فروش لپ تاپ و تلویزیون های ال سی دی در مدل های مختلف
----------------------------
پی سی آنلاین
بازی و سرگرمی، دانلود، اخبار، اطلاعات بورس و فتوگالری
----------------------------
روزنامه تفاهم
اولین روزنامه کارآفرینی ایران
----------------------------
پارسيس
مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
----------------------------



                       



گزارشی از پشت صحنه مجموعه حسن فتحی که برای نوروز آماده می‌شود؛
«میوه ممنوعه» می‌شود؟

شیرین یاوری

 

سینمای ما - «اشک ها و لبخندها» نام مجموعه نوروزي شبکه يک سيما به تهيه کنندگي اسماعيل عفيفه است. حسن فتحي که از نوع برخورد با فيلم سينمايي اش در جشنواره فيلم فجر و برخي برخوردهاي مطبوعاتي گلايه مند است، در تلاش است بار ديگر خاطره يي به مانند خاطره مجموعه تلويزيوني «ميوه ممنوعه» را براي مخاطبان تلويزيوني اش زنده کند. اسماعيل عفيفه در مقام تهيه کننده، عليرضا نادري و عليرضا کاظمي پور در مقام نويسندگان اين مجموعه، به اضافه چند بازيگر از جمله گوهر خير انديش، همان هايي هستند که فتحي را در ميوه ممنوعه نيز همراهي مي کردند. «اشک ها و لبخندها» درباره زني به اسم «شمسي شالفروش» است که به علت تصادف در زندان به سر مي برد. در زندان به گوش شمسي مي رسد تنها پسرش «خسرو» درگير کارهاي خلاف شده است. شمسي از زندان 15 روز مرخصي مي گيرد تا با پيدا کردن يک دختر مناسب براي ازدواج با پسرش او را به سر و سامان برساند. بعد از آزادي، او سراغ برادرش «حشمت» که سينماداري قديمي است، مي رود و از دخترش «نگار» خواستگاري مي کند. حشمت که شهامت مخالفت با خواهر را ندارد به دروغ مي گويد نگار نامزد دارد و اين آغاز ماجراست... البته اين خلاصه يي است که تهيه کننده در اختيار رسانه ها قرار داده است. در روزهايي به سر صحنه اين مجموعه نوروز 88 مي رويم که عزت الله ضرغامي تاکيد دارد چهار قسمت از هر مجموعه نوروزي را قبل از پخش خودش شخصاً ببيند تا در اين فضاي به شدت آلوده سياست مشکلي پيش نيايد. همين ماجرا، گروهي را که تنها يکي دو ماه براي ساخت يک مجموعه 13 قسمتي فرصت دارد، در مخمصه قرار مي دهد به طوري که حسن فتحي تنها مجال جواب سلام دادن را دارد و گفت وگو درباره اشک ها و لبخندها را به بعد از پخش کارش موکول مي کند. البته اين يکي از عادت هاي هميشگي فتحي است که هنگام کارش نمي خواهد به جز فکر کردن درباره اجراي آنچه در فيلمنامه آمده، به چيزي ديگر فکر کند. لوکيشن اشک ها و لبخندها در يک محله قديمي در تهران واقع است. زماني سر صحنه مي رسم که گوهر خيرانديش و هومن برق نورد در حال بازي هستند. امروز نوبت بازي اين دو نفر است. بعد از گرفتن پلان هاي داخلي تا گروه به داخل حياط منتقل شوند، فرصتي پيش مي آيد تا با يکي دو نفر از بازيگران و عوامل اين سريال مصاحبه کوتاهي بکنيم. حسن فتحي به خاطر دغدغه زياد کاري و فکري از مصاحبه کردن خودداري مي کند و هومن دلش نمي خواهد به مصاحبه تن بدهد.

گوهر خير انديش؛ شمسي پلنگ

گوهر خيرانديش با هر نقشي که بازي کرده، خاطره يي از خود در ذهن مخاطب به جاي گذاشته اما خاطره يي که او با بازي در مجموعه تلويزيوني ميوه ممنوعه گذاشت، با بقيه توفير زيادي دارد. بي شک پرمخاطب بودن اين مجموعه نقش بسزايي در فراگير شدن حرف زدن درباره نقش قدسي خانم داشت. گوهر خيرانديش اين بار قرار است در نقش شمسي شال باف بازي کند. يادتان باشد که شمسي مجموعه اشک ها و لبخندها با قدسي ميوه ممنوعه به هيچ وجه قابل قياس نيست. در اشک ها و لبخندها با چهره و بازي ديگري از اين بازيگر روبه رو خواهيم بود.

---

-در اشک ها و لبخندها شما قرار است چه نقشي را بازي کنيد؟

من در اين سريال نقش خواهر شخصيتي را بازي مي کنم که مهدي هاشمي آن را بازي مي کند و از آنجايي که قرار است براي بينندگان نوروز جذابيت خودش را از دست ندهد، توضيح بيشتر نمي دهم تا بتواند بداعت و تازگي خودش را براي تماشاچي حفظ کند.

-تا آنجايي که من متوجه شدم در اين سريال نقش متفاوت و جديدي را بازي مي کنيد؟

بله، بعد از نقش قدسي در سريال «ميوه ممنوعه» دوباره يک نقش متفاوت را بازي مي کنم.

-چه شد که از ميان پيشنهادهاي زيادي که براي بازي در تلويزيون داشتيد، بار ديگر ترجيح داديد با حسن فتحي همکاري کنيد؟

امسال هم مي خواستم به مسافرت بروم و هم به کار هاي شخصي ام در کنار فرزندانم که از من براي مدتي که در بستر بيماري افتاده بودم، مراقبت کردند، بپردازم. بعد از دوره طولاني بيماري ام يک فيلم سينمايي با محمد مطيع بازي کردم. پيشنهاد هاي زيادي را براي ايام عيد و سريال هاي 90 قسمتي داشتم، ولي به خاطر مشکلاتي که داشتم، نمي توانستم بازي کنم، ولي وقتي آقاي فتحي اين نقش را به من پيشنهاد دادند، نتوانستم نه بگويم و نقش را پذيرفتم، چون ما سال قبل تجربه همکاري در سريال «ميوه ممنوعه» را داشتيم و گروه خوب شان و تهيه کننده بسيار خوب و فرهيخته و هوشمندشان که با انتخاب هاي کاملاً حساب شده اين شگفتي و زيبايي را براي تماشاچي به وجود مي آورند نيز در اين مساله دخيل بودند. زماني که آقاي فتحي اين نقش را به من پيشنهاد دادند، من خيلي گرفتار بودم، ولي بعد از اينکه براي من توضيح دادند اين يک نقش متفاوت است و عليرضا نادري و عليرضا کاظمي پور بر اساس شما اين نقش را نوشته اند، بسيار خوشحال شدم و ديگر نتوانستم نقش را رد کنم. بازيگراني که آقاي عفيفه در کار هايش از آنها استفاده مي کند، بازيگران بسيار قوي هستند، مخصوصاً در اين سريال که از بازيگران تئاتر هم استفاده شده است و اين مرا خيلي خوشحال کرد؛ بازيگراني که من در عرصه تئاتر بازي هاي بسيار خوبي از آنها ديده ام. خوشبختانه آقاي فتحي کارگرداني هستند که خودشان کارشان را از تئاتر شروع کردند به همين دليل به بازيگران تئاتر خيلي اهميت مي دهند. من فکر مي کنم اين سريال يکي از کارهاي جذاب و ديدني ايام عيد باشد.

-دليلي که باعث شد شما به رغم بيماري و مشکلاتي که داشتيد در اين سريال بازي کنيد، فيلمنامه آن بود يا کارگردان شاخصي مثل حسن فتحي؟

مجموعه يک کار آدم را جذب مي کند. در اين مجموعه هم در راس آن آقاي فتحي هستند که با تجربه قبلي و کار هايي که از ايشان در تلويزيون ديدم، ايشان بسيار خوب مديوم تلويزيون را مي شناسند و به رغم اينها امسال ثابت کردند چقدر در سينما هم موفق هستند. وقتي يک بازيگر قرار است در يک سريال بازي کند، اين ترس وجود دارد که سطح آن سريال پايين باشد يا به دليل اينکه وقت کم است از کيفيت کار کاسته شود، ولي آقاي فتحي ثابت کردند در فشرده ترين وقت خلاقيت هاي خودشان را حتي حين فيلمبرداري هم دارند و همين خودش دليلي بر اين است که وقتي پيشنهاد از طرف آقاي فتحي باشد يک بازيگر نتواند آن را رد کند. من فقط از اين مي ترسيدم که چون زمان مان کم است، آسيب جسمي و روحي ببينيم. فکر مي کرديم اين فشار براي همه بد باشد، ولي خدا را شکر که کار خوب پيش مي رود و روحيه همه خوب است و همه حس خوبي دارند. شايد به دليل سوژه طنزآميزي است که قصه دارد.

-اين کمبود وقت چقدر روي کيفيت کاري شما تاثير گذاشته است؟

مي توانم به جرات بگويم اصلاً تاثير نگذاشته و حتي به طرز معجزه آسايي هم بهتر شده است. آقاي فتحي اصلاً کم نگذاشته اند يا به خاطر کمبود وقت از کيفيت کار کم نکرده اند. دقت و ظرافتي که در هر لحظه از صحنه ها به کار مي برند، با کار هايي که وقت بيشتري دارند، فرقي نمي کند و صحنه ها کاملاً با حساسيت و دقت زياد ضبط مي شوند. با وجود فيلمبرداري، نورپردازي زيبا و سرعت عمل مطمئن هستم شاهد کار خوبي خواهيم بود. دلم نمي آيد از طراح صحنه و دستياران شان حرف نزنم. در لحظه مهيا کردن صحنه و لباس تهيه و تدارک سريع وسايل بي تاثير نيست.

-کار با حسن فتحي چطور است؟

تقريباً هميشه سختگير بودند و هستند، ولي سختگيري نيست که ما سر کار لذت نبريم يا اين سختگيري ها باعث نشده بازيگر دچار تنش بشود، بلکه بازيگر رها است، خلاقيتش را بروز مي دهد و خودشان هم هر لحظه حرف ها و ايده هاي بازيگران را کامل مي کنند.

-گويا ابتدا قرار بوده محمدرضا شريفي نيا به جاي مهدي هاشمي بازي کند.

بله. ابتدا قرار بود آقاي شريفي نيا و من در اين مجموعه بازي کنيم، ولي به خاطر گرفتاري هاي آقاي شريفي نيا در سريال «کلاه پهلوي» و پروژه ديگري که داشتند و اينکه بايد حتماً ريش شان را براي اين دو مجموعه حفظ مي کردند و نمي توانستند در آن کارها شکل ظاهرشان را عوض کنند انتخاب بعدي اين مجموعه مهدي هاشمي شدند که ايشان هم انتخاب مناسب و درستي براي اين نقش هستند.

-شما وقتي يک نقش متفاوت را بازي مي کنيد براي اينکه به آن نقش نزديک تر شويد، چه کار هايي مي کنيد؟

من اصلاً از قبل از شروع پروژه براي آن هيچ فکري ندارم و زماني که با کارگردان صحبت مي کنم، به يک جمع بندي براي اجراي نقش مي رسم و بعد طي کار خلاقيت و لحظاتي به آن نقش اضافه مي شود که براي خودم هم نو و جديد است.

-پس در واقع سر صحنه به نقش مي رسيد؟

تقريباً در لحظه يکدفعه خلق مي شود. بر عکس نمايشنامه «بانوي سالخورده» به کارگرداني حميد سمندريان که من در سال گذشته بازي کردم، از قبل همه چيز فکر شده و تمرين شده بود، ولي با اين وجود هر شب سر صحنه لحظاتي نو خلق مي شد. البته خيلي کم اين اتفاق مي افتاد. در فيلم ابتدا چار چوب شخصيت ها را در مي آوريم و بعد شکل بيروني، رفتار کاراکتر و نوع بيان را با کارگردان هماهنگ مي کنيم، ولي به تدريج در طول کار ريزه کاري ها به نقش اضافه مي شود و نقش شکل حقيقي خودش را پيدا مي کند.

-چه چيزي شما را به جرگه بازيگري کشاند؟

از سال 1349 تا به امروز. شروعش از دوره دبيرستان بود که جمشيد اسماعيل خاني همسرم به دبيرستان ما آمد و من را براي بازي در نمايشنامه «عروس» نوشته فريده فرجام که من نقش عذرا بند انداز را که 50 سال از خودم بزرگ تر بود، بازي مي کردم و توانستم در سالن بزرگ دبيرستان که بدون آکوستيک هم بود، صدايم را به تمام سالن برسانم و از آن به بعد بازيگري را ادامه داده ام تا به امروز.

-بين سينما و تلويزيون کدام يک برايتان بيشتر جذابيت دارد؟

هر کدام جذابيت هاي خودشان را دارند. من از تئاتر وارد سينما و تلويزيون شدم و خودم را جزء اعضاي خانواده تئاتر مي دانم. تئاتر زير بناي نمايش و ساختار جدي بازيگر براي شکل گيري کار هايش است. اگر فرصت داشته باشم، دوست دارم هر سال تئاتر کار کنم و اگر تنها نان آور خانه نبودم، مي توانستم بيشتر به تئاتر بپردازم، ولي از آنجا که تئاتر زمان زيادي را از من مي گيرد و درآمدش به نسبت سينما و تلويزيون بسيار کم است بيشتر آدم مي تواند بگويد براي دلش تئاتر کار مي کند. من بعد از تئاتر، در سينما و تلويزيون کار مي کنم و خودم را محدود به هيچ کدام نکردم، چرا که هر وقت در فيلمي بازي کرده ام، تمام سعي ام را کرده ام خوب و با دقت، انرژي و وسواس کار کنم. تلويزيون برد زيادي در جامعه دارد و شرايط براي ديدن فيلم در شهرستان هاي کوچک و نقاط دور افتاده وجود ندارد، به همين دليل مي توان گفت تلويزيون مديوم بسيار مهمي است که من توجه زيادي به آن دارم و البته سعي مي کنم انتخاب بسيار گزيده باشد و اگر هم موفقيتي بوده، هرچند من در سينما تا به حال بار ها و بارها جايزه گرفتم ولي شناخت بيشتر مردم از من در تلويزيون موجب اين موفقيت شده است.

-چه کار هايي را آماده پخش در سينما و تلويزيون داريد که هنوز به نمايش در نيامده اند؟

«تردست» به کارگرداني محمد علي سجادي که يک کمدي بسيار جذاب است و اميدوارم به زودي اکران شود. فيلم «يک بام و دو هوا» به کارگرداني انوشيروان حداد و «حول حالنا» به کار گرداني ابراهيم شيباني و هنوز فيلم «دعوت» و «دلشکسته» در بعضي از سينما ها روي پرده است.

-شما در تمام نقش هايي که تا به حال بازي کرده ايد، هم نقش طنز بازي کرده ايد و هم نقش جدي.

من تقريباً بالا ترين بازي کمدي را به عنوان يک بازيگر زن در کارنامه کاري ام دارم.

-به نظر شما يک بازيگر چقدر مي تواند، در هر دو سبک موفق باشد؟

يکي از الگو هاي ما در اين زمينه پرويز پرستويي و فتحعلي اويسي است که توانستند در هر دو عرصه به خوبي ايفاي نقش کنند. ما بازيگران خيلي خوبي در عرصه بازيگري داريم که به همان اندازه که در کارهاي جدي قوي هستند در کارهاي طنز هم قوي هستند.

سينا رازاني؛ نوچه خسرو

سينا رازاني ليسانس بازيگري تئاتر است. اولين کار حرفه يي وي در سال 80 با مهدي هاشمي به نام «حسرت، آرزو، رويا» بود و از آن پس به بازي در تئاتر ادامه داده است. وي چندين فيلم سينمايي در کارنامه کاري خود دارد مانند «ماهي ها»، «دکتر رفيعي»، «اشکان، انگشتر متبرک و...»

---

-چگونه به اين مجموعه دعوت شديد؟

آقاي حسن فتحي چند سال پيش در يکي از جشنواره هاي تئاتر(جشنواره تئاتر آيين سنتي) داور بودند. ايشان بازي من را در تئاتر«هر چي دلت بخواد» ديدند. من در اين جشنواره جايزه بهترين بازيگري را گرفتم تا اينکه در اين سريال از من دعوت کردند و من هم خيلي تمايل داشتم با ايشان کار کنم ،اين شد که به گروه اضافه شدم.

-مي توانيد در مورد نقش تان براي ما توضيح دهيد؟

من نقش نصرت را بازي مي کنم که يکي از دوستان و نوچه هاي خسرو است.

-چقدر اين نقش برايتان تازگي و جذابيت دارد؟

خيلي، چون تا به حال تجربه بازي در چنين نقشي با اين شکل و شمايل و اين نوع آدم ها را نداشتم و براي خودم خيلي جذاب است.

-اين نقش جديدي که داشتيد براي اينکه به خود نقش نزديک شويد چقدر برايتان سخت بود و چه کار کرديد؟

روش هاي مختلفي براي رسيدن به يک نقش هست که اين موضوع در بحث تخصصي قرار مي گيرد ولي به طور خلاصه براي اين کار به خصوص از سه منبع استفاده کردم؛ يکي خود متن بود، دومي کمک کارگردان و سوم هم تحقيقات ميداني خودم بود.

-کارگردان براي رسيدن به نقش تان، چقدر به شما کمک کرد؟

حسن فتحي نکاتي در اداي کلمات و لحن و نيز ژست ها و پزها گفتند که تا حدود زيادي به من کمک کرد.

-چقدر کار با او سخت است؟

سخت و لذت بخش است زيرا سختي اش، سختي حرفه يي است و لذتش اين است که مي دانيد کارگردان دارد نه تنها به بازيگرش بلکه به خيلي چيزهاي ديگر هم نگاه مي کند، مانند تصوير، ريتم، هارموني و هماهنگي و... وقتي آدم در چنين شرايطي قرار مي گيرد کار برايش خيلي لذت بخش مي شود.

پيام فروتن؛ تا سه نشود، بازي نشود

پيام فروتن ليسانس طراحي صحنه از دانشگاه تهران و فوق ليسانس ادبيات نمايشي از دانشکده سينما تئاتر است. وي همچنين عضو هيات علمي دانشگاه هنر هاي زيبا و مدرس طراحي صحنه در دانشگاه است. اين سريال دومين تجربه همکاري ايشان با حسن فتحي است، که اولين همکاري او در سريال «ميوه ممنوعه» است. در چندين فيلم طراح صحنه بوده، از جمله «جعبه موسيقي» کار آقاي معتمد و «تهران ساعت 7 صبح» به کارگرداني شهاب رضويان و...

---

-کار از شتاب بالايي برخوردار است، چقدر اين شتاب در کار شما تاثير گذاشته است؟

طبعاً تاثير مي گذارد. طراح صحنه نياز به دو فاکتور بسيار مهم دارد که زمان و پول است. از هر کدام از اين دو در محظور باشيم، دچار مشکل مي شويم. همه اين مشکلات وجود دارد و نمي توانيم در نهايت آن چيزي را که به شکل مطلوب دلخواه است، داشته باشيم. با تمام اين اوصاف بچه هاي توليد خيلي خوب همکاري و سعي مي کنند حتي المقدور آن چيزي را که نياز است، فراهم کنند ولي منکر اين نمي شوم که شتاب تاثير گذار است.

-چقدر اين مشکلات روي کار شما تاثير مي گذارد؟

يک نظريه وجود دارد که وقتي انسان دچار محدوديت مي شود، خلاقيتش بيشتر مي شود، ولي هميشه به اين صورت نيست. بعضي مواقع هم وقتي امکانات بيشتر باشد، خلاقيت شکوفا مي شود. در جاهايي بوده محدوديت خيلي کمک کرده که جايگزين بهتري پيدا کنيم و با يک روش ديگري بتوانيم منظور خودمان را نشان بدهيم که اتفاقاً روش بهتري هم بوده ولي در جاهايي هم بوده که آن چيزي را که لازم داشتيم نتوانستيم به آن برسيم و عملي کنيم.

-اين سريال از طراحي صحنه متفاوت برخوردار است؟

هر پروژه يي طراحي صحنه متفاوت و خاص خودش را دارد، اما اگر بخواهيم بنيادي تر و اصولي تر صحبت کنيم، ماهيت طراحي صحنه در مورد آثار سينما و تلويزيون ما کمتر حرفه يي است. وقتي به کشور هاي ديگر نگاه مي کنيم، مي بينيم براي هر پروژه يي طراح صحنه خاص خودش را تعريف مي کنند. در استوديو دکور ها ساخته مي شود و هر کاري معماري خاص خودش را مي طلبد، اما در ايران به گونه ديگري است. ما فقط چند لوکيشن محدود در تهران داريم و مجبوريم که از بين آنها انتخاب کنيم. مسائل مالي و توليدي باعث مي شود آزادي کامل را نداشته باشيم، يعني نه بتوانيم معماري خانه را تغيير بدهيم و نه آکسسوار يا وسايل داخل آن را عوض کنيم. روي همين بارها شده است که خانه يي را مشابه خانه يي مي بينيد که مثلاً نيم ساعت پيش در شبکه ديگر ديده ايد و همين مساله از جلوه حرفه يي کارهاي تلويزيوني طراح صحنه مي کاهد. در اين سريال ما از لوکيشني استفاده کرديم که در «ميوه ممنوعه» استفاده مي کرديم، اما سعي کرده بوديم با آکسسوار و وسايل صحنه که تعريف ديگري دارد فضا را تغيير بدهيم و شکل ديگري به وجود بياوريم.

-تمام اين کاغذ ديواري هاي روي ديوار را شما عوض کرده ايد؟

بله، درها را هم به طرح پلنگي کرده ايم و حتي اسم بازيگر از شمسي تبديل به شمسي پلنگ شده است به خاطر اينکه ما يک علاقه برايش به وجود بياوريم. بخش اعظم عکس ها و پوستر ها و فضا سازي که انجام داديم هيچ کدام روي خانه نبودند، غير از معماري خانه ما تقريباً همه چيز را تغيير داديم.

-آيا جزء وظايف طراح صحنه است که طراحي صحنه را نزديک به شخصيت ها بکند؟

دقيقاً به همين صورت است. يعني طراح صحنه، مجري صحنه نيست بلکه بايد شخصيت ها و موقعيت ها نمايشي را تعريف کند و مفاهيم خاصي که مد نظر کارگردان است را به وجود بياورد. در همين سريال اگر شما خانه حشمت را که مهدي هاشمي بازي مي کند با خانه شمسي که خانم گوهر خير انديش بازي مي کند مقايسه کنيد اين تفاوت را احساس مي کنيد. مثلاً در خانه حشمت ما از حاشيه هاي کاغذ ديواري استفاده کرديم که کلاسيک است و رنگ زرشکي ملايمي دارد ولي در خانه شمسي ما از کاغذ ديواري هايي استفاده کرديم که نقش پلنگ روي آن است. در واقع با اين کار ما شخصيت ها را تعريف مي کنيم که اين شخصيت اين خصوصيت روحي و رواني را دارد و به اين شکل به زندگي يا اطرافش نگاه مي کند.

-چقدر توانستيد در اين سريال به ايده آل تان نزديک شويد؟

به نظر من هيچ طراح صحنه يي در ايران به ايده آلش نزديک نمي شود. بخشي از آن مسائل توليدي است و بخش ديگر مساله زمان است و بخش اعظمي از آن هم به خاطر نگاهي است که به طراح صحنه وجود دارد. هنوز طراح صحنه در ايران دکور ساز است و هنوز نگاه قرن 18 و 19 به طراح صحنه مي شود. به جرات مي توانم بگويم 90 در صد پروژه هاي مختلف اعم از تلويزيون، سينما و تئاتر اين نگاه به طراح صحنه وجود دارد. در اين سريال آقاي فتحي کارگردان دموکراتي است و مشاوره و صحبت مي کنند و يک جاهايي هم بده بستان هاي بسيار خوبي بين من و ايشان وجود دارد. اگر در اين پروژه بحث زمان و بودجه را کنار بگذاريم، مي توانم بگويم به طور نسبي راضي هستم.

-بيشترين مشکلي که طراح صحنه ها در پروژه هاي مختلف با آن مواجه هستند، چيست؟

اعتبار است. ما در سينماي دنيا سه تا کارگردان داريم؛ کارگردان اصلي يک اثر، کارگردان فيلمبرداري يا تصويربرداري و کارگردان هنر،که اين سه به موازات هم پيش مي روند. در ايران طراح صحنه آن اعتبار را پيدا نکرده است که به ديد يک کارگردان هنري و مشاور هنري به او نگاه شود و دست راست کار گردان باشد. به نظر من بزرگ ترين مشکل طراحان صحنه در ايران اين است که هنوز به جايگاه واقعي خودشان در سينما، تلويزيون و تئاتر حرفه يي دنيا نرسيده اند.

-به عنوان طراح صحنه يي که اشک ها و لبخندها سومين تجربه همکاري اش با حسن فتحي است، او را چگونه مي توانيد تحليل کنيد. آيا اصولاً کارگردان سختگيري است؟

آقاي فتحي کارگردان سختگيري نيستند. بيشتر آدم به شدت منطقي و اصولگرايي هستند. به اين معني که به چيزي که اعتقاد دارند، مي خواهند به هر شکلي به آن برسند و بحث زمان و پول اصلاً برايشان مهم نيست. يک حïسن ديگري هم که ايشان دارند اين است که خيلي از صحنه ها را از قبل چک نمي کنند و زماني که سر صحنه جزئيات صحنه گذاشته مي شود همان موقع با همان جزئيات براي بازيگري درست مي کنند، يعني از همان چيزي که در صحنه قرار گرفته استفاده مي کنند براي يک اکت صحنه و اين خيلي ارزشمند است که کارگردان اين آکسسوار و جزئيات را ديده و از آنها بازي مي گيرد.

اسماعيل عفيفه؛ يک کار منحصربه فرد

-چي شد به سراغ ساخت يک مجموعه نوروزي براي شبکه يک رفتيد؟

قرار بود يک تله فيلم براي شبکه يک بسازيم. نزديک کليد زدن آن کار بوديم که شبکه يک پيشنهاد کار عيد را کرد که برايشان بسازيم. فيلمنامه خاصي هم نداشتند، يعني يک فيلمنامه به ما دادند که خيلي مورد پسند من و آقاي فتحي قرار نگرفت و بعد گفتند شما خودتان يک طرح و ايده بدهيد و ما يک طرحي را که قبلاً با آقاي کاظمي پور صحبت کرده بوديم که طرحي خلاصه و موجزي بود، به شبکه داديم و شبکه با آن موافقت کرد و ما شروع به کار کرديم.

-گويا خيال تان از هر بابت از کارگرداني کار راحت است و با وجود زمان اندک، ريسک اين کار را قبول کرديد.

وقتي کارگردان خوب باشد، آدم از کار کردن لذت مي برد. اولين همکاري من با آقاي فتحي در رمضان 1372 در سريال «همسايه ها» بود؛ اولين سريال مناسبتي که هر شب ماه رمضان پخش مي شد. در سال 1375 سريال «فردا دير است» را ساختيم و سپس در سال گذشته «ميوه ممنوعه» با هم کار کرديم.

-کارهاي مناسبتي براي تهيه کننده چه فشارهايي را به همراه دارد؟

فشار اصلي به دليل کمبود وقت است. ما مجبوريم کار را براي پخش برسانيم. من به خصوص در مورد اين فيلمنامه ترجيح مي دادم وقت بيشتري داشتيم. متاسفانه زمان کم است، اما بعضي وقت ها در عجله هم اتفاقاتي مي افتد که کار بهتري هم مي شود.

-چقدر اين شتاب در کار براي شما استرس زا بوده؟

استرس جزء ذات تهيه کنندگي است. بيشتر استرس مان به خاطر محدوديت زمان است و ما مي دانيم که اين کار بايد در نوروز پخش شود و چون فاصله زماني کمي داريم اين کمي اذيت مي کند و ما مي ترسيم کار به موقع و با کيفيت مطلوب حاضر نشود، البته حتي اگر سريال حاضر نشود، تلاش مي کنيم کيفيت افت نکند.

-به نظر شما زمان فيلمبرداري براي يک سريال دوازده قسمتي در مدت کمتر از يک ماه زمان کمي نيست؟

البته تقريباً يک ماه و نيم مي شود. ما فيلمبرداري را از بيستم بهمن شروع کرديم که فرصت خيلي کمي است. در حالت معمول ترجيح مي دهم چهار ماه وقت داشتيم.

-چه چيزي باعث مي شود تهيه کننده ها وقت کافي براي ساخت سريال نگذارند؟

اين مساله دست ما نبود. تلويزيون دير اقدام مي کند. شبکه يک اگر پنج يا شش ماه زودتر گفت وگو ها را شروع مي کرد و يک طرحي را به ما مي داد، زمان بيشتري داشتيم. فکر مي کنم معمولاً شبکه ها به دليل اينکه منتظر طرح ها و فيلمنامه هاي جذاب مي مانند، قبول طرح ها را به تعويق مي اندازند و در آخرين لحظه تصميم نهايي را مي گيرند.

-پس يکي از علت هاي کمبود وقت کارهاي مناسبتي همين است؟

يکي از دلايل اش همين است.

-چقدر از لحاظ کيفي اين سريال را به ايده آل هاي خودتان نزديک دانستيد؟

سريال خوبي است. من بخش هاي مونتاژ شده اش را ديده ام و خيلي اميدوارم. به نظر من ويژگي هايي دارد که اين سريال را منحصر به فرد مي کند، که وقتي پخش شود متوجه خواهيد شد.

-اين سريال چقدر از تنوع لوکيشن برخوردار است؟

فکر کنم زياد باشد چون من هنوز فيلمنامه را کامل ندارم، بنابراين اطلاعات دقيقي هم ندارم.

جواد صفا (تصويربردار)

جواد صفا فارغ التحصيل رشته تصويربرداري از مدرسه عالي تلويزيون و سينما است. دو بار تنديس بهترين تصويربردار را در جشنواره هاي سينمايي از آن خود کرده است. از معروف ترين سريال هاي بعد از انقلاب وي مي توان به «سلطان و شبان»، «در پناه تو»، «در قلب من»، «مسافر» و «راه بي پايان» اشاره کرد. او مي گوييد، حدود 10 سال هست که بازنشسته شده ام ولي هنوز در خدمت سازمان هستم .تا آنجا که جان داشته باشم کار مي کنم زيرا تلويزيون را دوست دارم و به آن وفادار مي مانم.

---

-اين طوري که من مي بينم کارتان خيلي با سرعت و شتاب زيادي است ولي با اين حال دقت زيادي در مجموعه هست، چقدر اين سرعت روي کارتان تاثير گذاشته است؟

قرار بود با توجه به اينکه زمان در کار اهميت زيادي دارد تا آنجا که مقدور است کيفيت کار را در نظر بگيريم. سعي ما بر اين است که در کار کيفيت و کميت بالايي داشته باشيم و ان شاءالله اميدوارم بينندگان با اين زحماتي که شبانه روز کشيده مي شود خوش شان بيايد و اوقات خوبي را برايشان ايجاد بکنيم.

-کار با آقاي فتحي چطور است؟

ايشان بسيار منعطف هستند و از نظر فکري با هم خيلي هماهنگ هستيم. قبل از شروع فيلمبرداري با هم صحبت مي کنيم تا با توجه به فضاي کار که يک طنز موقعيت است به همراه طراح نور و طراح صحنه که رنگ ها را انتخاب کنند اين سريال را به يک فضاي شاد و مفرح برسانيم. حالا چقدر توانسته باشيم اين فضا را ايجاد کنيم قضاوتش با بينندگان است.

-چقدر کار با آقاي فتحي چيزهاي جديد و تازه داشته است؟

من با کارگردان هاي زيادي کار کرده ام، تقريباً همه اين انعطاف را دارند. خيلي از کارگردان ها آن چيزي که خودشان مي خواهند بايد اجرا بشود ولي اينجا ما با هم توافقات زيادي داريم و ايشان امکان دادن ايده را به ما مي دهند و اگر خوب باشد صد در صد مي پذيرند. به هرحال سعي در اين است که با اين همفکري ها و با اين وقت کم ما بتوانيم به يک نتيجه خوب نهايي برسيم.

-به طور کلي کارهاي مناسبتي (چه براي عيد و چه براي ماه مبارک رمضان) مدت فيلمبرداري خيلي کوتاهي دارند، آيا اين به نسبت سريال هايي که مناسبتي نيستند تاثيري مي گذارد؟

قطعاً تاثير مي گذارد. اين اولين سريال مناسبتي من است و فقط به خاطر حضور آقاي فتحي و آقاي عفيفه که تهيه کننده اين سريال است دوست داشتم در اين سريال همکاري کنم. کمبود وقت در کارهاي مناسبتي مشکلي است که بايد سازماني که متولي اين کار است اين مساله را حل کند. يعني وقت مناسب را داشته باشند که با دغدغه کمتري کار را انجام دهند و اميدوارم با انديشه هايي که مديران سازمان انجام خواهند داد براي برنامه هاي آتي اين زمان بيشتر داده شود تا کار با آرامش و فرصت مناسب تري ساخته شود. کاري که با فرصت کم و شتاب بالا ساخته مي شود ممکن است با توجه به هم و غم هايي که مي گذاريم که از کيفيت کار کم نشود ولي ناخودآگاه در اثر عجله در کار يک جا هايي از دستمان در برود. در سريال هاي غيرمناسبتي همه چيز زمان خاص خودش را مي برد؛ تمرين هنرپيشه و تمرين با دوربين و از اين قبيل کارها همه باعث مي شود يک کار منسجم ساخته شود و ما تا الان اجازه نداديم از کيفيت کاسته شود.




منبع : اعتماد

به روز شده در : سه‌شنبه 20 اسفند 1387 - 3:26

چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

نظرات


سه‌شنبه 20 اسفند 1387 - 21:39
-3
موافقم مخالفم
 
«میوه ممنوعه» می‌شود؟

درود بر حسن فتحی کبیر که فیلم پستچی ... اش بهترین فیلم جشنواره ی امسال با فاصله ای نجومی از سایر آثار بود.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       









  سینمای ما   سینمای ما   سینمای ما   سینمای ما      

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2010, cinemaema.com
Page created in 1.50698900223 seconds.