گزارش خبرنگار «سینمای ما» از پشت صحنه مجموعه تلویزیونی پرانتز باز به کارگردانی کیومرث پوراحمد؛ 23 به جای 32
سینمای ما - علیرضا شیرنشان: انتهای کوچه ای دراز، در خیابان کارگر جنوبی، زنگ خانه ای که نشانی اش را شب قبل تلفنی از خانم پوراحمد گرفته ام می زنم. از خانمی که پشت آیفون می گوید" بله"، می پرسم" گروه فیلمبرداری اینجا هستند؟" جواب می دهد " نه! اشتباه آمده اید"، حالم بد می شود، بلافاصله می گوید" باید خانه روبرویی باشند"، حالم خوب می شود، ظاهراً خانم پوراحمد شماره پلاک را بجای 32 گفته است 23... بله خودش است خانه ای قدیمی که قرار است نمایانگر فضاهای داخلی یک مهمانخانه(هتل) به نام گلشهر درمجموعه تلویزیونی پرانتز باز به کارگردانی کیومرث پوراحمد، که حدودا یک ماهی است تصویربرداری آن همین جا شروع شده است، باشد. درِ خانه باز است، وارد می شوم، پله ها را بالا می روم، در طبقه اول دکورهای قسمتهای مختلف هتل نمایان است: پذیرش، انبار، کافی شاپ، لابی و.... از بالای تراس نگاهی به حیاط خانه می اندازم که عده ای ظاهراً در حال ساختن دکور سایر قسمتها هستند... در حال رفتن به طبقه بالاتر خانم جوانی – که بعداً مشخص می شود منشی صحنه مجموعه است – سوال می کند "بفرمایین! با کی کار دارین؟" خودم را معرفی می کنم و می گویم" با آقای پوراحمد کار دارم"، می گوید" همین جا منتظر بمانید"، دقایقی بعد کیومرث پوراحمدِ بلند قامتِ موسپید می آید پایین، روبوسی می کنیم، دعوتم می کنم به طبقه بالا، جایی که اتاقهای هتل آنجاست. در یکی از اتاقها، فرزین محدث- یکی از بازیگران ثابت مجموعه که نقش مهماندار هتل را بازی می کند- و مجید سعیدی- که نقش یک قهرمان ورزشی را که از لرستان برای گرفتن وامی به تهران آمده است، بازی می کند- در حال تمرین یکی از سکانسهای اپیزود چهل ستون، بی ستون هستند. گوشه ای دیگر نیز مهدی مجد وزیری – که قبلا مدیریت تصویربرداری مجموعه های دیگری از جمله زیرتیغ را برعهده داشته و اینبار مدیر تصویربرداری مجموعه پرانتز باز است- بهمراه دستیارش در حال آماده سازی زاویه مناسب دوربین و کنترل تصویر روی مونتیور هستند. احسان بیگلری، دستیار جوان پوراحمد که قبلاً دستیار دوم او در فیلم اتوبوس شب بوده است، سرحال و پر انرژی است و می کوشد تا همه عوامل و شرایط، برای برداشت اول سکانس مورد نظر، قبل از آمدن پوراحمد، مهیا باشند... پوراحمد وارد اتاق می شود و می گوید " بچه ها آماده این که یه تمرین بریم؟" ، هر دو بازیگر دیالوگهایشان را می گویند، پوراحمد اصراری روی ادای کلمه به کلمه متن نوشته شده ندارد و دست بازیگرانش را باز می گذارد تا هر طور راحت ترند جملات را بیان کنند، فقط مواظب است که لحن خنده دار دیالوگها افت نکند، در مواردی نیز که بازیگران جملات بداهه ای را می گویند و به جذابیت و موقعیت طنزآمیز کار کمک می کند، پوراحمد استقبال می کند. گاهی بعد از گفتن همین جملات خود کارگردان هم بلند بلند می خندد. کلاً آنچه که از فضای کار آشکار است، همانند بیشتر فیلمها و مجموعه های قبلی پوراحمد، طنز جاری در داستانهای پرانتز باز است که نقشی اساسی در کار دارد. همچنین، پوراحمد در مواردی، اگر نیاز به تغییر یا اصلاحی را در نوع بازی ها، دیالوگها، زاویه دوربین و... احساس کند، معمولاً نظرش را با جمله " بچه ها به نظرتون بهتر نیس که ..." شروع می کند که همین کمک زیادی به هر چه صمیمی و خودمانی تر شدن فضای پشت صحنه و حال و هوای خود کار، می کند... و حالا نخستین برداشت پلان اول سکانس تمرین شده با گفتن" صدا، دوربین، حرکت" دستیار کارگردان، تصویربرداری می شود و پوراحمد بعد از دو سه برداشت، با گفتن کلمه " مرسی" برداشت مورد نظرش را تایید می کند... در حین آماده شدن صحنه توسط عوامل برای پلان دیگر، از پوراحمد در مورد متن مجموعه پرانتز باز سوال می کنم که جواب می دهد این همان مجموعه ای است که چند سال پیش نوشته بوده و ساختش آن زمان میسر نشده و بعد از بازنویسی متن، با کمک اصغرعبدالهی، اکنون آن را برای شبکه تهران می سازد. نکته دیگر در اینجا، توجه پوراحمد و تاکید او بر کاربرد لهجه های مختلف است که حالا دیگر تبدیل به یکی از مشخصه ای اصلی کارهای او شده و در این مجموعه نیز که داستانش درباره آدمهای شهرهای گوناگون است که برای کاری یا مشکلی به تهران می آیند، تنوع لهجه ها نمود بیشتری خواهد داشت... از احسان بیگلری می پرسم " امروز تا کی فیلمبرداری دارین؟" می گوید " تا زمانی که نور باشه ادامه می دیم"، به ساعتم نگاه می کنم، چیزی به غروب نمانده... آخرین برداشت امروز هم گرفته می شود، پوراحمد به همه عوامل خسته نباشید می گوید، دستیار کارگردان اعلام می کند که " فردا صبح، ساعت 7، کار را شروع می کنیم" ... در چهره کیومرث پوراحمد خستگی توام با رضایت از کار امروز پیداست... جلوی در خانه، تاکسی های زرد رنگ منتظر گروهی هستند که قرار است تا چند ماه دیگر در کنار هم پرانتز باز را به پایان برسانند و ما را نیز در آینده ای نه چندان دور سرگرم کنند...
|